روایت حماسه در یک سمفونی نمایشی/ از آرش کمانگیر تا آرشهای امروز
- اخبار استانها
- اخبار گلستان
- 09 آبان 1405 - 09:55
به گزارش خبرگزاری تسنیم از گرگان، پیش از آنکه نامی از جنگ تحمیلی باشد، پیش از آنکه صدای توپ و تفنگ در مرزهای ایران بپیچد، مردمانی در این جغرافیا زندگی میکردند که برای ماندن، برای حفظ خانه و خاکشان و برای پاسداری از آنچه به آن تعلق داشتند، ایستاده بودند. رد این ایستادگی را میتوان در دل تاریخ دنبال کرد؛ از روزگاری که دیوار دفاعی گرگان در عصر ساسانیان برای حفاظت از مرزهای این سرزمین بنا شد تا روایتهایی که در گذر قرنها، در اسطورهها، حماسهها و حافظه جمعی ایرانیان باقی ماندند. «سرزمین» از همین نقطه آغاز میشود؛ از تاریخی که هنوز تمام نشده و هر نسل، فصل تازهای به آن افزوده است.
روی صحنه، زمان به خطی مستقیم و بیوقفه حرکت نمیکند. گذشته و امروز به هم میرسند؛ دیوار تاریخی گرگان، نشانهای از روزگار کهن، در کنار روایتهایی قرار میگیرد که از رنجها و دلاوریهای نسلهای بعد میگویند. آرش کمانگیر از جهان اسطوره به این روایت قدم میگذارد و قصه به روزگار مردمانی میرسد که در بزنگاههای تاریخی، دفاع از سرزمین را بر آسایش و زندگی شخصی خود مقدم دانستند. در این میان، موسیقی ارکسترال، بازی بازیگران، تصویر و حرکت، اجزای روایتی واحد میشوند؛ روایتی که میخواهد نشان دهد دفاع از سرزمین، قصه یک دوره و یک نسل نیست.
این گستره تاریخی، اجرای «سرزمین» را به تجربهای متفاوت در تئاتر گلستان تبدیل کرد. نزدیک به یکصد هنرمند و عوامل اجرایی در تولید اثری مشارکت داشتند که برای پیوند دادن تاریخ، اسطوره و رویدادهای معاصر، به هماهنگی گسترده میان گروه نمایش و ارکستر نیاز داشت. شکلگیری چنین اجرایی، آن هم در فرصت زمانی محدود، آزمونی جدی برای توان گروهی هنرمندان استان بود؛ تجربهای که با استقبال مخاطبان همراه شد و ظرفیتهای تازهای از تولید نمایشی در گلستان را به نمایش گذاشت.
اما این روایت تاریخی چگونه به زبان صحنه درآمد؟ انتخاب دیوار دفاعی گرگان و آرش کمانگیر چه نسبتی با روایت شهدای معاصر دارد؟ وصیتنامه شهدا چگونه در تار و پود نمایش جای گرفته و نزدیک به یکصد هنرمند چگونه توانستند اجزای این اثر را به یک اجرای منسجم تبدیل کنند؟ علی یازرلو، نویسنده و کارگردان بخش نمایشی «سرزمین»، در گفتوگو با تسنیم از ایده شکلگیری این اثر و دشواریهای ساخت آن میگوید.
تسنیم: ابتدا درباره قالب و ساختار این اثر توضیح دهید. «سرزمین» دقیقاً در چه گونهای از اجرا قرار میگیرد؟ آیا میتوان آن را یک سمفونی نمایشی دانست؟
یازرلو: بله، اساساً قالب این کار، سمفونی نمایشی است؛ اثری ترکیبی از نمایش و موسیقی ارکستر سمفونیک که در آن، هر دو بخش بهصورت همزمان و در ارتباط با یکدیگر پیش میروند. تفاوت اصلی این قالب با برخی اجراهای مشابه در این است که موسیقی صرفاً برای همراهی با آواز یا اجرای بازیگران استفاده نمیشود، بلکه خودش بخشی از روایت را بر عهده دارد.
در برخی گونههای موسیقی نمایشی، چند خواننده در جریان یک نمایش به اجرای موسیقی میپردازند یا ارکستر صرفاً همراه صحنه است؛ اما در «سرزمین»، موسیقی و نمایش دو بخش مستقل و جدا از هم نیستند. داستانی که روی صحنه اتفاق میافتد، در موسیقی نیز ادامه پیدا میکند. گاهی بازیگران روایت میکنند و ارکستر در ادامه، همان قصه را پیش میبرد؛ گاهی نیز موسیقی بهتنهایی بخشی از داستان را کامل میکند.
در واقع، موسیقی در این اثر فقط پسزمینه نمایش نیست؛ خودش قصهگوست. قطعات موسیقی در امتداد روایت نمایشی قرار گرفتهاند و هر بخش، ادامه منطقی بخش پیشین است. به همین دلیل، مخاطب با مجموعهای یکپارچه مواجه میشود که در آن، موسیقی و نمایش مکمل یکدیگرند.
تسنیم: این اثر با چه هدفی تولید شد و چه ارتباطی با کنگره 4 هزار شهید استان گلستان دارد؟
یازرلو: «سرزمین» بهطور اختصاصی برای کنگره 4 هزار شهید استان گلستان طراحی و تولید شد. سفارش این اثر از سوی مجموعه برگزارکننده کنگره مطرح شد و قرار بود کاری متفاوت با مشارکت هنرمندان موسیقی و نمایش تولید شود؛ اثری که بتواند بخشی از حماسهها، خاطرات و پیامهای شهدا را در قالبی هنری و تأثیرگذار به مخاطب منتقل کند.
طراحی و کارگردانی بخش نمایشی بر عهده من بود و آقای بهنام پهلواننژاد نیز آهنگسازی و طراحی ارکستر سمفونیک را انجام دادند. از ابتدا تلاش ما این بود که موسیقی و نمایش از یک منطق روایی مشترک پیروی کنند. به همین دلیل، پس از آماده شدن قصهها و بخشهای نمایشی، آنها را در اختیار آهنگساز قرار میدادم تا موسیقی متناسب با مضمون و فضای هر بخش طراحی شود.
این هماهنگی اهمیت زیادی داشت؛ نمیخواستیم موسیقی برای خودش مسیری جداگانه داشته باشد و نمایش هم روایت مستقلی را دنبال کند. هر دو باید یک پیام را منتقل میکردند و در کنار هم، یک اثر منسجم میساختند.
تسنیم: ساختار روایی نمایش چگونه طراحی شده است؟ مخاطب در طول اجرا با یک سیر تاریخی و حماسی مواجه بود.
یازرلو: اگر بخواهم دقیقتر توضیح بدهم، نمایش سه بخش اصلی روایی دارد که موسیقی آنها را همراهی میکند؛ در کنار این بخشها، سه مومان موسیقایی نیز بهصورت مستقلتر روایت را پیش میبرند. در مجموع، ساختار اثر را میتوان در قالب شش مومان توضیح داد؛ سه مومان با روایت نمایشی و سه مومان با روایت موسیقایی.
در مومان نخست، زندگی عادی مردم را میبینیم؛ زندگیای که با هجوم دشمن و آغاز جنگ دستخوش تغییر میشود. در این بخش، شکلگیری نیروهای مردمی برای دفاع از کشور روایت میشود. هنوز بسیاری از ساختارهای دفاعی شکل نگرفتهاند، اما مردم بهصورت خودجوش به میدان میآیند. اقوام مختلف با لباسها و هویتهای متفاوت، در کنار یکدیگر قرار میگیرند و برای دفاع از سرزمین خود حرکت میکنند.
برای ما مهم بود که این تصویر بهدرستی منتقل شود؛ اینکه دفاع از کشور، در آغاز یک حرکت مردمی و برخاسته از احساس مسئولیت مردم بود و بعد، نیروها و ساختارهای دیگر نیز به آن پیوستند.
در مومان بعدی، به فضای عملیات و جبهه میرسیم. تلاش کردیم گوشههایی از اتفاقات و حالوهوای شبهای عملیات را بهصورت نمادین روی صحنه بیاوریم؛ از راز و نیازها و خاطرات رزمندگان گرفته تا لحظههایی که در حافظه کسانی که آن روزها را تجربه کردهاند، باقی مانده است. این بخش بر پایه بازآفرینی نمادین برخی موقعیتها شکل گرفته و قرار نیست صرفاً بازسازی مستند یک عملیات باشد.
اما مومان پایانی برای ما اهمیت ویژهای داشت. در این بخش به سراغ داستان آرش کمانگیر رفتیم؛ شخصیتی اسطورهای که در فرهنگ ایرانی نماد فداکاری برای تعیین مرز و پاسداری از سرزمین است. تلاش کردیم آرش اسطورهای را به آرش امروز پیوند بزنیم؛ به انسانهایی که در مقاطع مختلف تاریخی برای دفاع از کشور و آرمانهایشان ایستادهاند.
تسنیم: چرا داستان آرش کمانگیر را برای بخش پایانی انتخاب کردید؟ چه نسبتی میان این اسطوره و روایت دفاع مقدس برقرار است؟
یازرلو: آرش کمانگیر در حافظه فرهنگی ما نماد ایثار و فداکاری برای سرزمین است. او برای تعیین مرز ایران و توران، جان خود را در تیر میگذارد. ما از این ظرفیت اسطورهای استفاده کردیم تا نشان دهیم در دورههای مختلف تاریخی، انسانهایی با روحیه و کنش مشابه وجود داشتهاند؛ کسانی که در لحظههای حساس، از خودشان میگذرند تا سرزمین و مردمشان محفوظ بمانند.
در این بخش، آرش را در دورههای مختلف بازخوانی میکنیم. برای نمونه، به قاسمبنالحسن(ع) در واقعه عاشورا اشاره داریم؛ نوجوانی که در شب عاشورا با وجود سن کم، به میدان میرود و در کنار امام حسین(ع) میایستد. در بخش دیگری نیز شخصیت جوانی را میبینیم که در روز ازدواجش با آغاز جنگ و حمله دشمن مواجه میشود و زندگی شخصیاش تحت تأثیر آن قرار میگیرد.
در طراحی این شخصیت، از برخی آیینها و رسوم مربوط به جوانان تازهداماد که در میدان نبرد به شهادت میرسند نیز الهام گرفتیم؛ آیینهایی که در برخی مناطق، برای بدرقه و یادبود چنین جوانانی برگزار میشود. مادر این شخصیت، خلعتی برای او میآورد و او پیش از رفتن به میدان، آن را بر تن میکند. این تصویر برای ما حامل معنایی عاطفی است؛ مادری که فرزندش را برای زندگی آماده کرده، اما اکنون او را برای دفاع از سرزمین بدرقه میکند.
این شخصیتها در دورههای مختلف تاریخی قرار دارند، اما از نظر نوع انتخاب و روحیه، به یکدیگر شباهت دارند. میخواستیم مخاطب متوجه شود که آرشها در تاریخ این سرزمین تکرار شدهاند؛ انسانهایی که در بزنگاهها برای دفاع از آرمانها و کشورشان ایستادهاند.
در پایان نیز آرش امروز را به تصویر میکشیم. تیری که در اسطوره آرش مرز ایران و توران را مشخص میکند، در روایت امروز ما نمادی از توان دفاعی و سلاح پیشرفته کشور است. این تصویر را با زبان نمادین و عناصر هنری روی صحنه آوردهایم. پیام پایانی نیز تأکید بر دفاع از سرزمین و دستیابی به صلح پایدار است؛ اینکه قدرت دفاعی برای پاسداری از کشور و تعیین مرز با تهدیدها به کار گرفته میشود و آرمان نهایی، صلحی پایدار است.
تسنیم: یکی از نکات قابل توجهی که درباره این اثر مطرح کردید، استفاده از پیام وصیتنامههای شهدا در متن نمایش است. این کار چگونه انجام شد؟
یازرلو: از ابتدا برای ما بسیار مهم بود که اثر، صرفاً مجموعهای از دیالوگهای کلیشهای یا شعارهای تکراری نباشد. وقتی به سراغ روایت شهدا میرویم، باید به محتوای واقعی زندگی و اندیشه آنها نزدیک شویم. به همین دلیل، وصیتنامههای شهدا یکی از منابع اصلی ما در نگارش متن بود.
اگر وصیتنامههای حدود 200 هزار شهید دفاع مقدس را بررسی کنید، با مجموعهای از پیامها، دغدغهها و ارزشهای مشترک مواجه میشوید. ما تلاش کردیم چکیدهای از این پیامها را در متن نمایش بیاوریم. تقریباً هر دیالوگ و هر جملهای که در این اثر گفته میشود، به نوعی ریشه در یکی از پیامهای وصیتنامه شهدا دارد.
البته هدف این نبود که وصیتنامهها را به شکل مستقیم و پشت سر هم بخوانیم. خواندن متنهای وصیتنامه بهصورت خشک و بدون طراحی نمایشی، ممکن است برای مخاطب امروز جذابیت و تأثیر لازم را نداشته باشد. ما تلاش کردیم آن مفاهیم را در دل موقعیتهای نمایشی و شخصیتها قرار دهیم؛ بهگونهای که مخاطب پیام را از زبان یک شخصیت و در بستر یک اتفاق دراماتیک دریافت کند.
در این اثر به شهدای استان گلستان نیز توجه شده است؛ از شهدای دوران دفاع مقدس و اتفاقات مرتبط با جنگ در گنبدکاووس گرفته تا شهدای جنگ رمضان، جنگ 12 روزه و مدافعان حرم. تلاش کردیم پیامها و ارزشهای مشترک میان این مقاطع را در سه بخش اصلی نمایش بازتاب دهیم.
در بعضی قسمتها نیز از نام و یاد شهدای مشخص استفاده شده است؛ برای مثال شهید صمد اسودی که از همدورههای ما در دوران تربیت معلم بود. این نامها و روایتها وقتی در قالب شخصیت و موقعیت نمایشی قرار میگیرند، برای تماشاگر ملموستر میشوند و امکان ارتباط عاطفی و فکری بیشتری ایجاد میکنند.
تسنیم: چه تعداد هنرمند در تولید و اجرای «سرزمین» مشارکت داشتند و روند آمادهسازی اثر چقدر زمان برد؟
یازرلو: در مجموع، نزدیک به 100 نفر در این کار مشارکت داشتند؛ البته این تعداد با احتساب عوامل اجرایی و پشتیبانی، کمی بیشتر هم میشود. بخش موسیقی از حدود دو ماه پیش از اجرا بهصورت جدی وارد مرحله طراحی و آمادهسازی شد. آقای پهلواننژاد روی مومانها و پارتیتورهای موسیقی کار کردند و بخشی از تمرینها و هماهنگیها نیز در تهران و گرگان انجام شد. برای بخش نمایشی، فرصت بسیار محدودتر بود. ما در کمتر از 20 روز کار را به مرحله اجرا رساندیم و گروه نمایشی در این مدت واقعاً شبانهروزی تلاش کرد.
هنرمندان نمایش همگی از استان گلستان بودند و بخش عمده گروه موسیقی نیز از هنرمندان همین استان تشکیل میشد. البته در برخی سازها و تخصصهایی که امکان تأمین آنها در استان وجود نداشت، از نوازندگان و هنرمندان تهران دعوت کردیم تا به گروه ملحق شوند.
برای من اهمیت داشت که این کار تا حد امکان متکی بر توان هنرمندان استان باشد. هنرمندان از شهرها و مناطق مختلف گلستان، از جمله شرق استان، به این مجموعه پیوستند و با وجود محدودیت زمانی و دشواریهای تولید، پای کار ایستادند. اینکه چنین گروهی از هنرمندان استان بتواند اثری با این ابعاد و ترکیب تولید کند، اتفاق ارزشمندی است.
تسنیم: با توجه به گستردگی گروه و تفاوت دو بخش موسیقی و نمایش، هماهنگ کردن این مجموعه چقدر دشوار بود؟
یازرلو: طبیعتاً کار آسانی نبود. وقتی قرار است موسیقی و نمایش در یک اثر واحد به هم برسند، باید جزئیات زیادی هماهنگ شود. متن باید به گونهای نوشته شود که ظرفیت تبدیل شدن به موسیقی را داشته باشد و موسیقی نیز باید با موقعیت نمایشی و پیام هر بخش هماهنگ باشد.
در بخش نمایشی، مسئولیت نویسندگی، طراحی و کارگردانی با خودم بود. طراحی صحنه، لباس، گریم، حرکت، میزانسنها و هدایت بازیگران نیز در همین چارچوب انجام شد. در بخش موسیقی هم آقای پهلواننژاد مسئولیت آهنگسازی و طراحی ارکستر را بر عهده داشتند.
در طول کار، مشورتهای زیادی انجام دادیم. برادرم، آقای رضا یازرلو، نیز در بخشهای مختلف به ما مشاوره دادند و کمک زیادی کردند. بارها پیش آمده بود که تا ساعت چهار صبح مینشستیم و درباره بخشهای مختلف کار صحبت میکردیم تا به نتیجه برسیم.
متن چندین بار بازنویسی شد. بخشهایی را تغییر دادیم، قسمتهایی را حذف کردیم و بارها دیالوگها را صیقل دادیم تا به نسخه نهایی برسیم. هدف این بود که اثر از تکرار و شعار فاصله بگیرد و هر جمله و هر موقعیت، معنای مشخصی داشته باشد.
تسنیم: در نگارش متن و طراحی اجرا، چه ملاحظاتی درباره ارتباط با مخاطب داشتید؟ چطور تلاش کردید مخاطب در طول اجرا با اثر همراه بماند؟
یازرلو: برای من مهم بود که ادبیات متن نه آنقدر کلاسیک و سنگین باشد که مخاطب نتواند با آن ارتباط برقرار کند و نه آنقدر محاورهای و روزمره که فضای اثر را از بین ببرد. سعی کردم به یک زبان بینابینی برسم؛ زبانی که هم شأن موضوع را حفظ کند و هم برای تماشاگر قابل لمس باشد.
از طرف دیگر، نمیخواستیم مخاطب با مجموعهای از جملات شعاری مواجه شود. هر دیالوگ باید در موقعیت خودش معنا پیدا میکرد و با فضای شهدا و پیام وصیتنامهها ارتباط مستقیم داشت. به همین دلیل، متن بارها تغییر کرد و خلاصهتر و منسجمتر شد.
در کنار متن، طراحی صحنه، لباس، گریم، نورپردازی و تصاویر نیز اهمیت زیادی داشتند. همه این عناصر باید در خدمت یک فضای واحد قرار میگرفتند. موسیقی نیز کمک زیادی کرد تا این مجموعه به یک اثر منسجم تبدیل شود. خوشبختانه آهنگسازی و طراحی موسیقی در سطح خوبی انجام شد و در کنار جنبههای بصری، به شکلگیری فضای مورد نظر ما کمک کرد.
از آنجا که مخاطبان اصلی این اجرا خانوادههای معظم شهدا و مردم استان بودند، تلاش کردیم هم خاطرات و نوستالژیهای دوران دفاع مقدس را زنده کنیم و هم برای نسل جدید امکان ارتباط با آن مفاهیم را فراهم آوریم. نمیخواستیم تماشاگر صرفاً یک روایت تاریخی ببیند؛ میخواستیم با شخصیتها، موقعیتها و پیامهای اثر همراه شود.
تسنیم: اجرای چنین اثری در استان گلستان چه اهمیتی دارد؟ آیا پیش از این تجربه مشابهی در استان داشتهاید؟
یازرلو: در این ابعاد و با این ترکیب، تجربهای مشابه در استان گلستان نداشتیم. البته در کشور نیز تولید آثاری با چنین ساختاری و در این سطح، چندان رایج نیست. نمونههایی از آثار موسیقایی مرتبط با دفاع مقدس وجود داشته است؛ برای مثال، آثار سمفونیک با موضوع خرمشهر که استاد مجید انتظامی ساختهاند، از نمونههای شناختهشده این حوزه هستند. اما آنچه ما در «سرزمین» دنبال کردیم، ترکیب روایت نمایشی مستقل با موسیقی سمفونیک بود؛ بهگونهای که هر بخش نمایشی قصه و نقطه اوج خودش را داشته باشد و در عین حال، در امتداد یک روایت بزرگتر قرار بگیرد.
این تجربه برای خود من هم بسیار جالب و ارزشمند بود. پیش از این نیز در حوزههای مختلف کار کردهام، اما کار در چنین ابعادی و با این ترکیب هنری، تجربه متفاوتی بود. من سالها در تهران تحصیل و فعالیت داشتهام، اما متولد رامیان هستم و اکنون نیز در گرگان سکونت دارم. به همین دلیل، تولید چنین اثری با مشارکت هنرمندان استان برایم اهمیت ویژهای داشت.
فکر میکنم به برکت خون شهدا، این فرصت فراهم شد تا هنرمندان گلستانی در کنار هم اثری فاخر و متفاوت تولید کنند. امیدوارم این اتفاق به یک تجربه ماندگار تبدیل شود و زمینه تولید آثار بعدی را نیز فراهم کند.
تسنیم: با توجه به استقبال مخاطبان از اجرا، چه بازخوردهایی برای ادامه یا اصلاح این اثر دریافت کردهاید؟
یازرلو: بازخورد مخاطبان برای ما بسیار مهم است. طبیعتاً پس از اجرا باید با مردم صحبت کرد و نظر آنها را درباره بخشهای مختلف کار شنید؛ از مضمون و بازیها گرفته تا طراحی صحنه، موسیقی و نحوه روایت. رسانهها نیز در این زمینه میتوانند نقش مؤثری داشته باشند؛ اینکه با تماشاگران پس از خروج از سالن گفتوگو کنند و احساس و برداشت آنها را ثبت کنند.
ما باید بدانیم مخاطب با کدام بخش ارتباط بیشتری برقرار کرده، کجاها برایش جذاب بوده و چه پیشنهادهایی برای بهتر شدن کار دارد. این بازخوردها فقط برای همین اثر نیست؛ میتواند در تولید آثار بعدی هم به ما کمک کند. هر هنرمندی باید آماده شنیدن نظر مخاطب باشد و از آن برای ارتقای کار خود استفاده کند.
تسنیم: خودتان چه احساسی از کار روی موضوع شهدا و بازآفرینی خاطرات دفاع مقدس داشتید؟
یازرلو: من خودم حضور در جبهه را تجربه کردهام و بسیاری از خاطرات و نوستالژیهای آن دوران را از نزدیک لمس کردهام. به همین دلیل، وقتی روی چنین موضوعی کار میکنم، با آن صرفاً بهعنوان یک موضوع تاریخی مواجه نیستم؛ بخشی از آن تجربهها برای خودم نیز زنده میشود.
برای من مهم بود که این خاطرات را به شکلی هنری و قابل ارتباط برای مخاطب امروز روایت کنم. شهدا فقط متعلق به گذشته نیستند. پیام و انتخاب آنها میتواند برای نسل امروز نیز معنا داشته باشد؛ به شرط آنکه بتوانیم این مفاهیم را درست و با زبان مناسب منتقل کنیم.
امروز اگر قرار است اتفاق خوبی در حوزه فرهنگ و هنر بیفتد، یکی از ارزشمندترین کارها این است که یاد و نام شهدا و حماسههایی را که آفریدند، دوباره برای نسل جدید روایت کنیم. هنر این امکان را دارد که مفاهیم را از قالب متنهای مستقیم خارج کند و در قالب تصویر، صدا، شخصیت و داستان به مخاطب برساند.
امیدوارم «سرزمین» توانسته باشد بخشی از این رسالت را انجام دهد و مورد توجه مردم، بهویژه خانوادههای معظم شهدا قرار گرفته باشد. از همه هنرمندانی که با وجود فرصت محدود و دشواریهای کار پای این پروژه ایستادند، تشکر میکنم. همچنین از رسانهها که برای انعکاس این تلاشها وقت میگذارند سپاسگزارم؛ چراکه زنده نگه داشتن یاد شهدا و روایت دوباره حماسههای آنان، مسئولیتی است که تنها بر عهده یک گروه هنری یا برگزارکننده یک کنگره نیست و همه ما در آن سهم داریم.
انتهای پیام/