نقش رستم روی کاشی‌ها، فقط یک تصویر پهلوانی نیست

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، فیلم مستند "آواز شمشیر بر پشت سنگرهای شیشه‌ای" به کارگردانی میلاد شاه‌جانی، اثری در ژانر تاریخی فرهنگی است که به بررسی چرایی و چگونگی تصویرسازی رستم، پهلوان اسطوره‌ای ایران، بر کاشی‌های معماری ایرانی می‌پردازد.

این فیلم مستند با بهره‌گیری از اسناد و پژوهش‌ سوژه‌ای قابل توجه را تبدیل به فیلم مستند کرده و با تمرکز بر بازنمایی رستم در کاشی‌کاری ایرانی، به دنبال کشف لایه‌هایی از تاریخ و فرهنگ است که در نگاه نخست ممکن است از چشم مخاطب پنهان بمانند.

این فیلم مستند در چهل و سومین جشنواره فیلم کوتاه تهران حضور داشت و برنده برگ زرین بهترین روایت و پژوهش در مستند شد. 

میلاد شاه‌جانی، کارگردان مستند «آواز شمشیر بر پشت سنگرهای شیشه‌ای» در گفتگو با خبرنگار تسنیم، با اشاره به حضور رستم در هنر کاشی‌کاری ایران، از انگیزه‌های ساخت این اثر، مسیر پژوهش و انتخاب روایت از زبان این قهرمان اسطوره‌ای گفت.

میلاد شاه‌جانی درباره شکل‌گیری ایده این مستند گفت: نقطه شروع کار برای من، مواجهه با تصویر رستم در کاشی‌های بناهای مختلف بود. این پرسش برایم مطرح شد که چرا در دوره‌های گوناگون، تصویر این پهلوان اسطوره‌ای برای تزئین بناها انتخاب شده و آیا حضور او همیشه به معنای نمایش قدرت، شجاعت و دلاوری بوده است؟ به نظرم پشت این تصاویر می‌توان معانی و انگیزه‌هایی را جست‌وجو کرد که فراتر از جنبه‌های ظاهری و تزئینی هستند.

وی ادامه داد: کاشی‌کاری در معماری ایران تنها یک شیوه برای زیباسازی بناها نیست؛ این هنر در طول تاریخ حامل معنا، نشانه و روایت بوده است. برای شناخت آن باید علاوه بر جنبه‌های زیبایی‌شناختی و شیوه‌های ساخت، به موضوعاتی هم توجه کنیم که هنرمندان برای نقش‌پردازی انتخاب کرده‌اند. برای نمونه، آجرهای لعاب‌دار محوطه قلایچی بوکان که به دوره پادشاهی ماناها و حدود سه هزار سال پیش تعلق دارند، حاوی نقش‌هایی با مفاهیم مذهبی هستند. این نمونه نشان می‌دهد که تصاویر به‌کاررفته در معماری، در زمان خلق خود معنایی مشخص برای سازنده و مخاطب داشته‌اند.

این مستندساز با اشاره به تغییر موضوعات تصویری در دوره‌های تاریخی اظهار کرد: هرچه به دوره‌های متأخرتر نزدیک می‌شویم، روایت‌های ادبی و شخصیت‌های داستانی سهم بیشتری در تزئینات کاشی پیدا می‌کنند. شخصیت‌های شاهنامه نیز به‌تدریج جایگاه مهمی در این هنر می‌یابند و از دوره قاجار، نمونه‌های متعددی از تصویر رستم روی کاشی‌ها دیده می‌شود. برای من، بررسی این آثار فرصتی بود تا نسبت میان اسطوره، زندگی اجتماعی و معماری را بهتر بشناسم. رستم در این تصاویر صرفاً قهرمانی متعلق به گذشته نیست؛ حضور او نشان می‌دهد که چگونه یک شخصیت اسطوره‌ای می‌تواند وارد فضای زندگی روزمره مردم شود و در محیط پیرامون آن‌ها معنا پیدا کند.

شاه‌جانی درباره نسبت تاریخ و فرهنگ در این فیلم گفت: از نظر من، در بسیاری از موضوعات مرتبط با ایران نمی‌توان مرز روشنی میان تاریخ و فرهنگ ترسیم کرد؛ این دو همواره بر یکدیگر اثر گذاشته‌اند. به همین دلیل، ترجیح می‌دهم «آواز شمشیر بر پشت سنگرهای شیشه‌ای» را اثری با موضوع فرهنگی در قالب و ژانر تاریخی بدانم؛ فیلمی که از مسیر بررسی آثار تاریخی، به بخشی از حافظه فرهنگی ما نزدیک می‌شود.

وی درباره مراحل پژوهش این اثر گفت: فرآیند تحقیق را بر پایه سه مسیر پیش بردم. ابتدا کتاب‌ها و پژوهش‌های منتشرشده در این زمینه را بررسی کردم. سپس با استادان، کارشناسان و پژوهشگرانی که در این حوزه تخصص داشتند به گفت‌وگو پرداختم. در مرحله سوم نیز خود آثار را از منظر تصویری مطالعه کردم تا جزئیات و ویژگی‌های هر نمونه را بهتر درک کنم. کنار هم قرار گرفتن این اطلاعات، پرسش‌های تازه‌ای ایجاد می‌کرد و به‌تدریج مسیر روایت فیلم را شکل می‌داد. تلاش من این بود که نتیجه پژوهش‌ها صرفاً به ارائه اطلاعات محدود نماند و به درک عمیق‌تری از چرایی حضور این نقش‌ها در معماری ایرانی منجر شود.

کارگردان «آواز شمشیر بر پشت سنگرهای شیشه‌ای» درباره شیوه روایت فیلم گفت: یکی از تصمیم‌های مهم من این بود که داستان را از زبان خود رستم روایت کنم. در این ساختار، رستم به‌عنوان شخصیتی که در دوره‌های مختلف بر کاشی‌ها نقش بسته، از مسیر حضورش در این هنر سخن می‌گوید. این انتخاب کمک کرد تا به‌جای آنکه صرفاً مجموعه‌ای از اطلاعات تاریخی را به مخاطب ارائه کنم، تجربه‌ای روایی بسازم که بیننده را به مواجهه مستقیم با این شخصیت و آثار به‌جامانده از او دعوت کند. در این روایت، رستم به مخاطب یادآوری می‌کند تصویر او در هر بنا لزوماً برای نمایش پهلوانی ساخته نشده و ممکن است در هر موقعیت، معنا و کارکرد متفاوتی داشته باشد.

او درباره روند تصویربرداری نیز گفت: پس از تکمیل بخش مهمی از پژوهش‌ها و شناسایی نمونه‌های موردنظر، تصویربرداری را از تهران آغاز کردیم. موزه رضا عباسی، کاخ گلستان، موزه ملک و خانه‌موزه مقدم از جمله مکان‌هایی بودند که برای ثبت آثار به آن‌ها مراجعه کردیم. در ادامه، برای بررسی و تصویربرداری از نمونه‌های دیگر به سمنان و شیراز رفتیم. در کنار تصاویر ثبت‌شده از آثار، از گرافیک متحرک نیز استفاده کردیم تا برخی مفاهیم روشن‌تر شوند و ارتباط میان بخش‌های مختلف روایت برای مخاطب شکل بگیرد.

نویسندگی، تدوین و کارگردانی این مستند بر عهده میلاد شاه‌جانی است و محسن بهرامی خوانش و روایت فیلم را انجام داده است. 

عوامل تولید این فیلم مستند عبارتند از: 

موسیقی و نوازندگی تار: مهدی وحدتی نوازندگی ساز قانون: نیکی نوروزی، نوازندگی کمانچه و پالایش صدا: حسن خدایی نیا و آواز: سبحان مهدی‌پور.

انتهای پیام/