فهمیده را باید فهمید
- اخبار فرهنگی
- اخبار اندیشه
- 09 آبان 1405 - 15:18
به گزارش خبرگزاری تسنیم، هشتم آبان، در تقویم رسمی کشور، تنها یک مناسبت تاریخی نیست؛ فرصتی است برای بازاندیشی درباره نسبت نوجوان، جامعه و آینده. این روز با یاد شهید محمدحسین فهمیده گره خورده است؛ نوجوانی که نامش در حافظه جمعی ایرانیان با شجاعت، فداکاری و احساس مسئولیت پیوند خورده است. با این حال، ماندگاری یک الگو تنها به تکرار نام و خاطره او وابسته نیست؛ الگو زمانی زنده میماند که بتواند با زبان و مسائل نسلهای تازه سخن بگوید.
شهید فهمیده را نباید فقط در قاب یک تصویر تاریخی، یک روایت حماسی یا مجموعهای از جملات مناسبتی محصور کرد. او برای نسل امروز، پیش از آنکه صرفاً یک قهرمان جنگی باشد، نماد نوجوانی است که در لحظهای دشوار، خود را در برابر سرنوشت جامعه بیتفاوت ندید. همین ویژگی، امکان بازخوانی اندیشهورزانه زندگی و شهادت او را فراهم میکند؛ بازخوانیای که باید از سطح ستایش عبور کند و به پرسشهایی درباره مسئولیت، انتخاب، شجاعت، آگاهی و آیندهسازی برسد.
مسئله اصلی این نیست که نوجوان امروز چگونه عیناً رفتار نوجوان دهه 60 را تکرار کند. مسئله آن است که ارزشهای انسانی و اخلاقی نهفته در آن تجربه تاریخی، چگونه میتواند در جهان پیچیده امروز بازتعریف شود. اگر در گذشته، شجاعت نوجوان در میدان دفاع از سرزمین و مقابله با دشمن آشکار معنا مییافت، امروز این شجاعت باید در میدانهای تازهای همچون علم، اخلاق، رسانه، فناوری، خدمت اجتماعی و مقابله با تحریف و دروغ نیز خود را نشان دهد.
قهرمانی در قاب یک مناسبت نمیگنجد
یکی از آسیبهای رایج در بزرگداشت مناسبتهای ملی و انقلابی، تبدیل شخصیتها به نمادهایی بیحضور در زندگی واقعی است. چهرههایی که روزی حامل یک پیام اجتماعی و تاریخی بودهاند، گاه در گذر زمان به نامهایی برای سخنرانی، پوستر، مسابقه و برنامههای تقویمی تبدیل میشوند. در چنین شرایطی، خطر آن وجود دارد که میان قهرمان و نسلی که قرار است از او الهام بگیرد، فاصلهای جدی شکل بگیرد.
شهید فهمیده را نمیتوان تنها با روایتهای تکرارشونده به نسل جدید معرفی کرد. نوجوان امروز در جهانی زندگی میکند که تجربه، زبان و پرسشهایش با نوجوانان دهههای گذشته یکسان نیست. او با شبکههای اجتماعی، رسانههای چندلایه، بحران اعتماد، فشار تحصیلی، نگرانی از آینده شغلی، تنوع سبکهای زندگی و سرعت تحولات فناوری مواجه است. بنابراین، هرگونه سخن گفتن از الگوی فهمیده باید بتواند با این جهان واقعی ارتباط برقرار کند.
اگر قرار باشد از شهید فهمیده فقط «فداکاری» را ببینیم، ممکن است بخش مهمی از شخصیت و پیام او نادیده بماند. پیش از فداکاری، نوعی تشخیص موقعیت، احساس تعلق، مسئولیتپذیری و آمادگی برای انتخاب وجود دارد. قهرمانی، محصول یک حرکت ناگهانی و جدا از زمینه نیست؛ نتیجه پیوند میان تربیت، باور، هویت و تصمیم است. از این منظر، شهید فهمیده را باید نهفقط در لحظه شهادت، بلکه در مسیر شکلگیری شخصیت او نیز مطالعه کرد.
این نگاه، الگو را از حالت اسطورهای و دستنیافتنی خارج میکند و آن را به تجربهای قابل فهم برای نوجوان امروز تبدیل میسازد. نوجوان زمانی میتواند با یک قهرمان ارتباط بگیرد که او را انسانی با دغدغه، انتخاب و مسئولیت ببیند، نه صرفاً تصویری دور از زندگی روزمره.
فاصله میان تکرار و فهم
در بسیاری از روایتهای مناسبتی، درباره شهید فهمیده سخن گفته میشود؛ اما کمتر درباره معنای «فهمیدن» در الگوی او تأمل میشود. فهمیدن، مقدمه انتخاب است. انسانی که موقعیت خود، مسئولیت خود و پیامدهای تصمیمش را درک نمیکند، نمیتواند انتخابی آگاهانه داشته باشد.
بازخوانی شهید فهمیده از این زاویه، ما را با پرسشی بنیادین روبهرو میکند: آیا جامعه امروز به دنبال تربیت نوجوانانی مطیع است یا نوجوانانی آگاه و مسئول؟ این دو مفهوم الزاماً یکسان نیستند. اطاعت ممکن است از ترس، عادت یا فشار اجتماعی شکل بگیرد؛ اما مسئولیتپذیری از فهم، اعتماد و مشارکت پدید میآید.
نوجوانی که قرار است آینده کشور را بسازد، باید قدرت تشخیص داشته باشد. او باید بتواند میان حقیقت و شایعه، خبر و تبلیغ، نقد و تخریب، آزادی و بیقیدی، شجاعت و هیجانزدگی تمایز بگذارد. چنین نوجوانی فقط دستور نمیپذیرد؛ بلکه درباره چرایی امور میاندیشد و برای انتخاب خود استدلال دارد.
از این منظر، شهید فهمیده میتواند الگویی برای پیوند میان ایمان و آگاهی باشد. ایمان، اگر از فهم جدا شود، ممکن است به عادت و تکرار فروکاسته شود؛ و آگاهی، اگر از مسئولیت اخلاقی جدا بماند، ممکن است به مهارت بیجهت یا حتی ابزار فریب تبدیل شود. الگوی مطلوب، نوجوانی است که هم میداند و هم مسئولانه عمل میکند.
شجاعت؛ از میدان نبرد تا میدان حقیقت
شجاعت در ذهن عمومی اغلب با حضور در موقعیتهای خطرناک و رویارویی مستقیم با دشمن تعریف میشود. این معنا در جای خود ارزشمند است؛ اما برای نسل امروز کافی نیست. جامعهای که میخواهد آیندهای توانمند داشته باشد، باید شجاعت را در عرصههای متنوع زندگی اجتماعی نیز به رسمیت بشناسد.
امروز شجاعت میتواند در ایستادگی در برابر دروغ، جعل و تحریف معنا پیدا کند. نوجوانی که در فضای مجازی هر خبری را بدون بررسی بازنشر نمیکند، در برابر فشار جمعی برای تمسخر یا حذف دیگری مقاومت میکند و از انتشار محتوای آسیبزا پرهیز دارد، در حال تمرین نوعی شجاعت اخلاقی است.
شجاعت میتواند در دفاع از همکلاسیِ ضعیفتر، مقابله با قلدری، پذیرش اشتباه، عذرخواهی، کمک به خانواده، تلاش علمی و تحمل دشواریهای یادگیری نیز ظهور کند. چهبسا نوجوانی که هر روز با وجود مشکلات شخصی به تحصیل و تلاش ادامه میدهد، در حال نشان دادن شجاعتی عمیق باشد؛ شجاعتی که کمتر دیده میشود، اما برای ساختن آینده اهمیت فراوان دارد.
بازخوانی امروزین شهید فهمیده به معنای کوچک شمردن فداکاری او نیست؛ بلکه به معنای گسترش دامنه معنای شجاعت است. اگر شجاعت فقط در شرایط جنگی قابل مشاهده باشد، بخش زیادی از ظرفیت تربیتی این مفهوم از دست میرود. جامعه باید بتواند از نوجوان بخواهد در زندگی روزانه نیز شجاع، صادق، مسئول و مقاوم باشد.
قهرمان امروز، مسئلهای را حل میکند
یکی از راههای فاصله گرفتن از روایتهای شعاری، پیوند دادن قهرمانی با حل مسئله است. در جامعه امروز، قهرمان فقط کسی نیست که در یک لحظه تاریخی تصمیمی بزرگ میگیرد؛ قهرمان میتواند کسی باشد که مسئلهای واقعی را میبیند و برای حل آن قدم برمیدارد.
نوجوانی که برای کاهش مصرف آب در مدرسه برنامه طراحی میکند، برای پاکیزگی محله خود پویش راه میاندازد، به دانشآموزی که از امکانات آموزشی کمتری برخوردار است کمک میکند یا یک محتوای دقیق و مفید تولید میکند، در حال تمرین کنشگری است. چنین اقدامهایی شاید در نگاه نخست کوچک به نظر برسند؛ اما تمدن از همین تجربههای کوچک و پیوسته شکل میگیرد.
تربیت تمدنی، بیش از آنکه به تولید جملههای بزرگ وابسته باشد، به عادت دادن نسل جدید برای دیدن مسائل و پذیرش مسئولیت حل آنها نیاز دارد. نوجوان باید بیاموزد که جامعه، مسئلهای بیرون از او نیست. مشکلات مدرسه، محله، محیط زیست، فضای مجازی و آینده شغلی، همگی به زندگی او مربوطاند.
در این چارچوب، الگوی شهید فهمیده میتواند از سطح یک خاطره تاریخی به یک روش تربیتی تبدیل شود: دیدن موقعیت، تشخیص مسئولیت، انتخاب آگاهانه و اقدام برای خیر عمومی. این چهار مرحله، در هر دوره تاریخی میتوانند شکل تازهای پیدا کنند؛ اما منطق درونی آنها ثابت باقی میماند.
از نوجوان قهرمان تا نوجوان کنشگر
میان قهرمان و کنشگر تفاوتی مهم وجود دارد. قهرمان در روایتهای عمومی معمولاً چهرهای استثنایی است؛ اما کنشگر کسی است که در متن زندگی روزمره، نسبت به محیط خود بیتفاوت نمیماند. جامعهای که همه امید خود را به ظهور قهرمانان استثنایی گره بزند، ممکن است از تربیت شهروندان مسئول غافل شود.
بازخوانی شهید فهمیده باید به جای انتظار برای تکرار یک موقعیت تاریخی، به تربیت نوجوانانی کمک کند که در هر موقعیت، سهم خود را در ساختن جامعه بشناسند. این سهم میتواند علمی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی یا رسانهای باشد.
نوجوان کنشگر، الزاماً در ساختارهای رسمی تعریف نمیشود. او ممکن است در مدرسه، مسجد، گروه دوستان، فضای مجازی، کانون فرهنگی یا یک فعالیت داوطلبانه نقشآفرینی کند. مهم آن است که بتواند ایده خود را به عمل تبدیل کند و برای اثر اجتماعی آن پاسخگو باشد.
در این مسیر، باید به نوجوان فرصت تجربه کردن داد. نوجوانی که هر تصمیم او از پیش گرفته میشود، چگونه میتواند مسئولیتپذیری بیاموزد؟ دانشآموزی که هیچگاه در برنامهریزی، گفتوگو و حل مسئله مشارکت نمیکند، در آینده چگونه شهروندی مشارکتجو خواهد بود؟
مدرسه؛ نخستین میدان مسئولیت
مدرسه، مهمترین عرصه برای بازتعریف الگوی فهمیده در زندگی امروز است. اگر مدرسه تنها محل انتقال محفوظات باشد، بسیاری از ظرفیتهای تربیتی خود را از دست میدهد. مدرسه باید جایی باشد که دانشآموز در آن مشارکت، گفتوگو، نقدپذیری، همکاری و مسئولیتپذیری را تجربه کند.
در مدرسه میتوان مفهوم قهرمانی را از سطح سخنرانی به تجربه عملی تبدیل کرد. شوراهای دانشآموزی، گروههای پژوهشی، رسانههای مدرسه، فعالیتهای محیط زیستی، برنامههای امدادی و طرحهای خدمت اجتماعی، همگی فرصتهایی برای آموزش مسئولیت هستند.
تربیت قهرمان، به معنای تولید چهرههایی شبیه به هم نیست. هر نوجوان باید بتواند استعداد و مسیر خود را پیدا کند. یکی ممکن است در علم، دیگری در هنر، یکی در خدمت اجتماعی و دیگری در فناوری نقشآفرین شود. آنچه میان این مسیرها مشترک است، مسئولیتپذیری و جهتگیری اخلاقی است.
شهید فهمیده الگویی برای یکسانسازی نوجوانان نیست؛ الگویی برای نشان دادن ظرفیت انسانی نوجوان است. او نشان داد نوجوان میتواند در لحظهای تاریخی، تصمیمی بزرگ بگیرد. جامعه امروز باید نشان دهد نوجوان میتواند در هر روز و در هر عرصه، تصمیمهایی کوچک اما سازنده بگیرد.
در این معنا، قهرمان آینده الزاماً چهرهای مشهور نیست. ممکن است دانشآموزی باشد که در سکوت به همکلاسی خود کمک میکند، نوجوانی که در یک روستای دورافتاده به توسعه مدرسهاش میاندیشد، یا گروهی که برای حل مسئله آب و محیط زیست شهر خود تلاش میکند.
فهمیده را باید فهمید
بازخوانی شهید فهمیده در روزگار ما، بیش از آنکه به تکرار یک روایت نیاز داشته باشد، به فهم پیام درونی آن روایت وابسته است. او نماد نوجوانی است که خود را جدا از سرنوشت جامعه ندید، در برابر مسئولیت تاریخی خود ایستاد و به ظرفیت اثرگذاری نسل نوجوان معنا بخشید.
امروز، جامعه باید این پیام را از میدان جنگ به میدانهای تازه زندگی منتقل کند؛ به مدرسه، دانشگاه، فضای مجازی، عرصه علم، خدمت اجتماعی، اقتصاد، فرهنگ و دفاع از حقیقت. شجاعت نوجوان امروز میتواند در یادگیری، پرسشگری، اخلاق، همدلی، تولید دانش و مقابله با تحریف آشکار شود.
اگر از نوجوان فقط انتظار تکرار داشته باشیم، او را از امکان خلاقیت و انتخاب محروم کردهایم. اما اگر ارزشهای بنیادین الگوی فهمیده را به زبان امروز ترجمه کنیم، میتوانیم نسلی تربیت کنیم که هم ریشههای خود را بشناسد و هم توان ساختن آینده را داشته باشد.
شهید فهمیده را نباید فقط به یاد آورد؛ باید او را فهمید. فهمیدن او یعنی پذیرفتن اینکه نوجوان، نیروی ذخیره جامعه نیست؛ نیروی اکنون جامعه است. یعنی باور کنیم تمدن آینده، نه با تصمیمهای بزرگسالان درباره نوجوانان، بلکه با مشارکت آگاهانه خود نوجوانان ساخته خواهد شد.
هشتم آبان، زمانی به معنای حقیقی خود نزدیک میشود که از یک روز در تقویم به فرصتی برای تغییر نگاه تبدیل شود؛ تغییری از ستایش صرف به تربیت، از سخنرانی به گفتوگو، از مخاطبسازی به مشارکت و از تکرار گذشته به ساختن آینده.
انتهای پیام/