ضرورت توجه به کارآفرینی فرهنگی و تحول در مدل‌های قابل ارائه

خبرگزاری تسنیم - گروه فرهنگی: سال‌هاست فضاهای کار اشتراکی به یکی از ابزارهای حمایت از کارآفرینان، استارتاپ‌ها و کسب‌وکارهای نوپا تبدیل شده‌اند. فضاهایی که با کاهش هزینه‌های استقرار و فراهم کردن امکانات مشترک، بخشی از موانع آغاز فعالیت اقتصادی را برای افراد مستقل و تیم‌های کوچک برطرف می‌کنند.

با این حال، در صنایع فرهنگی و خلاق، چالش بسیاری از کسب‌وکارها فراتر از دسترسی به میز کار، اینترنت یا اتاق جلسات است.

یک تیم تولیدکننده انیمیشن، یک استارتاپ طراحی بازی کودک یا مجموعه‌ای که در حوزه آموزش و والدگری محصول تولید می‌کند، برای رسیدن به بازار به شبکه‌ای از بازیگران دیگر نیاز دارد؛ از تولیدکنندگان محتوا و خدمات فنی گرفته تا ناشران، عرضه‌کنندگان، سرمایه‌گذاران و در نهایت مخاطبانی که قرار است از محصول استفاده کنند.

همین مسئله، ضرورت بازنگری در مفهوم فضاهای کار اشتراکی را مطرح می‌کند: آیا زمان آن نرسیده است که این فضاها، به‌ویژه در صنایع فرهنگی، از ارائه زیرساخت‌های مشترک فراتر بروند و به بستری برای تکمیل زنجیره ارزش و شکل‌گیری همکاری‌های تخصصی تبدیل شوند؟

مریم رحمانی پژوهشگر فرهنگی در این‌زمینه یادداشتی نوشته که برای انتشار در اختیار تسنیم قرار گرفته است.

مشروح این‌یادداشت را در ادامه می‌خوانیم:

توسعه فضاهای کار اشتراکی موضوع‌محور و شکل‌گیری شبکه‌های تخصصی صنایع خلاق، از جمله تجربه کارستان بهارستان و آغاز فعالیت شعبه جدید آن در باغ کتاب تهران، نمونه‌ای از تلاش برای پاسخ به همین پرسش است؛ تجربه‌ای که می‌تواند فرصت‌ها و چالش‌های حرکت از اشتراک فضا به خلق ارزش مشترک را روشن‌تر کند.

حلقه‌های پراکنده یک زنجیره؛ مسئله‌ای فراتر از فضای کار

یکی از چالش‌های مهم در توسعه کارآفرینی فرهنگی، پراکندگی ظرفیت‌های تولید، توسعه و عرضه محصولات و خدمات است. در بسیاری از موارد، تیم‌های خلاق توانایی طراحی ایده و تولید محصول را دارند، اما دسترسی محدود به کانال‌های توزیع، شناخت ناکافی از نیاز مخاطب یا دشواری برقراری ارتباط با سایر فعالان صنعت، امکان رشد اقتصادی آن‌ها را محدود می‌کند.

این مسئله در حوزه‌هایی مانند تولید محتوای کودک و نوجوان، انیمیشن، بازی، اسباب‌بازی، محصولات آموزشی و خدمات فرهنگی خانواده‌محور اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند؛ حوزه‌هایی که موفقیت در آن‌ها علاوه بر کیفیت محصول، به شناخت دقیق مخاطب و همکاری میان تخصص‌های گوناگون وابسته است.

از منظر اقتصادی، زنجیره ارزش این صنایع از حلقه‌های متعددی تشکیل می‌شود؛ از ایده‌پردازی و تولید محتوا تا طراحی، توسعه محصول، عرضه، بازاریابی و مصرف نهایی. اختلال در ارتباط میان این حلقه‌ها می‌تواند باعث شود حتی محصولات خلاقانه و باکیفیت نیز نتوانند به بازار مناسب خود دسترسی پیدا کنند.

بر همین اساس، یکی از رویکردهای قابل توجه در توسعه زیست‌بوم کارآفرینی فرهنگی، حرکت به سمت ایجاد پیوندهای تخصصی میان بازیگران مختلف زنجیره ارزش است؛ رویکردی که در آن حمایت از کسب‌وکارها صرفاً به تأمین امکانات فیزیکی محدود نمی‌شود، بلکه تسهیل همکاری، شبکه‌سازی، دسترسی به بازار و توسعه ظرفیت‌های مشترک را نیز در بر می‌گیرد.

در چنین الگویی، ارزش یک فضای کار اشتراکی تنها با تعداد میزهای فعال یا میزان اشغال فضا سنجیده نمی‌شود، بلکه توانایی آن در ایجاد همکاری‌های واقعی و کمک به توسعه اقتصادی کسب‌وکارهای مستقر نیز اهمیت پیدا می‌کند.

از هم‌جواری تا هم‌افزایی تخصصی

فضاهای کار اشتراکی در سال‌های گذشته نقش مهمی در ترویج فرهنگ همکاری و کاهش هزینه‌های فعالیت کسب‌وکارهای نوپا ایفا کرده‌اند. با این حال، صرف حضور چند فرد یا شرکت در یک محیط مشترک، الزاماً به شکل‌گیری همکاری‌های تخصصی و خلق ارزش اقتصادی منجر نمی‌شود.

تفاوت اصلی الگوهای تخصصی‌تر در این است که کسب‌وکارها نه صرفاً بر اساس نیاز به فضای استقرار، بلکه بر مبنای ارتباط فعالیت‌هایشان با یکدیگر و حضور در زنجیره ارزشی مشترک گرد هم می‌آیند.

برای مثال، استقرار هم‌زمان یک تیم تولیدکننده محتوای کودک، یک مجموعه طراحی اسباب‌بازی، یک شرکت فعال در فناوری‌های آموزشی و یک کسب‌وکار توزیع محصولات فرهنگی می‌تواند زمینه همکاری‌هایی را فراهم کند که در یک فضای کار اشتراکی عمومی، احتمال شکل‌گیری آن‌ها کمتر است.

البته هم‌افزایی تخصصی صرفاً با کنار هم قرار دادن این مجموعه‌ها محقق نمی‌شود. وجود سازوکارهای شبکه‌سازی، تعریف پروژه‌های مشترک، شناخت نیاز بازار و فراهم کردن فرصت تعامل میان بازیگران مختلف، از الزامات موفقیت چنین مدلی است.

در واقع، می‌توان از حرکتی تدریجی سخن گفت که در آن فضاهای کار اشتراکی از تأمین زیرساخت فعالیت فردی به سمت تسهیل همکاری‌های تخصصی و شکل‌دهی به زیست‌بوم‌های اقتصادی حرکت می‌کنند.

شکل‌گیری یک فضای تخصصی جدید

یکی از تجربه‌های مرتبط با این رویکرد در حوزه صنایع فرهنگی و خلاق، مجموعه «کارستان بهارستان» است که با تمرکز بر حوزه کودک و نوجوان، تلاش کرده بستری برای استقرار و تعامل تیم‌های خلاق و کسب‌وکارهای فعال در بخش‌های مختلف تولید محصولات و خدمات فرهنگی فراهم کند.

در این مجموعه، علاوه بر فضاهای استقرار، زیرساخت‌های تخصصی تولید محتوا، فعالیت‌های هنری و رسانه‌ای و برگزاری رویدادهای تخصصی نیز پیش‌بینی شده است. هدف از این ساختار هم فراهم شدن امکان ارتباط میان فعالانی است که با وجود تفاوت در تخصص و حوزه فعالیت، در یک زنجیره ارزش مشترک نقش‌آفرینی می‌کنند.

طبق اطلاعات نگارنده مطلب توسعه چنین تجربه‌ای در حال حاضر در قالب شبکه «کارستان‌های امید» دنبال می‌شود و شعبه جدید این مجموعه با محوریت «خانواده و والدگری» در باغ کتاب تهران آغاز به کار کرده است.

خانواده و والدگری از جمله حوزه‌هایی است که طیف متنوعی از محصولات و خدمات فرهنگی، آموزشی، تربیتی، رسانه‌ای و سرگرمی را در بر می‌گیرد و می‌تواند زمینه فعالیت تیم‌های خلاق و کسب‌وکارهای نوآورانه را فراهم کند.

در این مدل، کارستان به‌عنوان مجموعه‌ای دارای تجربه در سازمان‌دهی و پشتیبانی از تیم‌های خلاق و باغ کتاب به‌عنوان بستری ظرفیت‌های عرضه محصولات و خدمات فرهنگی و ارتباط مستقیم با مخاطبان، نقش‌های مکمل را ایفا می کنند.

باغ کتاب؛ تجربه‌ای از تکمیل زنجیره ارزش

با تحقیقاتی که مولف مطلب داشته، باغ کتاب تهران هم طی سال‌های فعالیتش، میزبان فضاهای کار اشتراکی بوده است. راه‌اندازی «باشگاه همکارا» با شعار «باهم کاراتریم» از نخستین تجربه‌های این مجموعه در حمایت از افراد مستقل و کسب‌وکارهای نوپا بود. در ادامه، استفاده از ظرفیت بهره‌برداران تخصصی مانند «پارادایس هاب» به توسعه این فعالیت‌ها کمک کرد.

اگرچه قرارداد بهره‌برداری یکی از فضاهای پارادایس هاب در باغ کتاب خاتمه یافته و این موضوع با واکنش‌هایی نیز همراه بوده است، شعبه دیگر این مجموعه با عنوان «پارادایس هاب نقطه» همچنان به فعالیت ادامه می‌دهد و بنا بر اعلام مدیریت باغ کتاب، فضای اختصاصی بانوان نیز به خدمات آن اضافه شده است.

اکنون در کنار تداوم بخشی از مدل‌های پیشین، رویکرد دیگری در حال شکل‌گیری است که بر حضور هدفمند کسب‌وکارهای مرتبط با مأموریت فرهنگی و آموزشی مجموعه تأکید دارد.

منطق اقتصادی این رویکرد را می‌توان در ترکیب بازیگران حاضر در باغ کتاب جست‌وجو کرد. از یک‌سو، مجموعه‌های عرضه‌کننده کتاب، اسباب‌بازی، محصولات فرهنگی، خدمات آموزشی و سرگرمی‌های علمی در این فضا فعالیت می‌کنند و از سوی دیگر، کودکان، نوجوانان و خانواده‌ها بخش اصلی مخاطبان آن را تشکیل می‌دهند.

با وجود این دو ظرفیت، حلقه تولید و توسعه محصولات و خدمات فرهنگی تاکنون حضور سازمان‌یافته و متناسبی در این مجموعه نداشته است. استقرار کسب‌وکارهای فعال در حوزه خانواده و والدگری می‌تواند گامی در جهت تکمیل این حلقه و ایجاد ارتباط نزدیک‌تر میان تولیدکنندگان، عرضه‌کنندگان و مخاطبان نهایی باشد.

حیدری، معاون توسعه کسب‌وکار و سرمایه‌گذاری باغ کتاب، این تغییر رویکرد را حرکت از «هم‌جواری به سمت هم‌افزایی تخصصی» توصیف می‌کند و می گوید حمایت از کسب‌وکارها باید از تأمین فضای استقرار فراتر رفته و به تسهیل همکاری، توسعه فرصت‌های اقتصادی و خلق ارزش مشترک منجر شود.

از این منظر، تجربه جدید باغ کتاب را می‌توان تلاشی برای حرکت از مدل عمومی فضاهای کار اشتراکی به سمت الگویی تخصصی‌تر دانست؛ الگویی که در آن ظرفیت‌های موجود یک مجموعه فرهنگی برای ایجاد ارتباط میان حلقه‌های مختلف زنجیره ارزش به کار گرفته می‌شود.

فرصت‌های اقتصادی؛ از بهره‌وری فضا تا توسعه بازار

توسعه فضاهای کار اشتراکی تخصصی می‌تواند در دو سطح اقتصادی مورد توجه قرار گیرد.

در کوتاه‌مدت، بهره‌برداری تخصصی از فضاها و استفاده از ظرفیت مجموعه‌های دارای تجربه می‌تواند به بهبود کارایی زیرساخت‌ها، هدفمندتر شدن خدمات و شکل‌گیری مدل‌های همکاری اقتصادی متناسب با مأموریت هر مجموعه کمک کند.

در بلندمدت، ظرفیت اصلی چنین الگویی در توسعه همکاری‌های تجاری، شکل‌گیری محصولات مشترک، دسترسی بهتر به بازار و ایجاد جریان‌های درآمدی جدید نهفته است.

برای کسب‌وکارهای فرهنگی، امکان ارتباط مستقیم با عرضه‌کنندگان و مخاطبان نهایی می‌تواند به شناخت دقیق‌تر تقاضا، اصلاح محصولات و کاهش فاصله میان تولید و بازار کمک کند. از سوی دیگر، مجموعه‌های میزبان نیز ممکن است فراتر از درآمد حاصل از واگذاری فضا، از توسعه فعالیت‌های اقتصادی و همکاری‌های شکل‌گرفته در زیست‌بوم خود منتفع شوند.

با این حال، تحقق این منافع نیازمند برنامه‌ریزی و ارزیابی مستمر است. میزان همکاری واقعی میان تیم‌ها، تعداد پروژه‌های مشترک، دسترسی کسب‌وکارها به بازار، رشد درآمدی آن‌ها و پایداری اقتصادی مدل بهره‌برداری، از جمله شاخص‌هایی هستند که می‌توانند موفقیت چنین تجربه‌هایی را در عمل نشان دهند.

به همین دلیل، توسعه فضاهای کار اشتراکی تخصصی را نمی‌توان صرفاً با تغییر عنوان یا نوع بهره‌بردار محقق‌شده دانست. آنچه اهمیت دارد، توانایی این فضاها در تبدیل ارتباطات بالقوه به همکاری‌های واقعی و ارزش اقتصادی قابل سنجش است.

آینده کارآفرینی فرهنگی در گرو تکمیل زنجیره‌ها

اقتصاد فرهنگ و صنایع خلاق، بیش از بسیاری از حوزه‌های دیگر به ارتباط میان تخصص‌های متنوع وابسته است. از نویسنده و طراح گرفته تا تولیدکننده، توسعه‌دهنده فناوری، ناشر، توزیع‌کننده و عرضه‌کننده، هر یک بخشی از فرایند خلق ارزش را بر عهده دارند.

در چنین ساختاری، حمایت از کارآفرینی فرهنگی زمانی می‌تواند اثربخشی بیشتری داشته باشد که به جای تمرکز صرف بر حمایت‌های پراکنده، زمینه ارتباط میان این ظرفیت‌ها را فراهم کند.

تجربه‌هایی مانند کارستان بهارستان و توسعه فعالیت آن در باغ کتاب تهران، فرصتی برای بررسی عملی این رویکرد فراهم می‌کنند؛ هرچند درباره میزان موفقیت و آثار اقتصادی آن‌ها باید بر اساس نتایج قابل سنجش در آینده قضاوت کرد.

پرسش اصلی دیگر صرفاً این نیست که چه تعداد کسب‌وکار در یک فضای مشترک مستقر شده‌اند؛ بلکه این است که حضور آن‌ها تا چه اندازه به همکاری‌های مؤثر، توسعه محصولات، دسترسی به بازار و خلق ارزش اقتصادی منجر شده است.

شاید آینده فضاهای کار اشتراکی در صنایع فرهنگی را بتوان در همین تغییر نگاه جست‌وجو کرد: عبور از اشتراک فضا و حرکت به سوی خلق ارزش مشترک؛ جایی که حمایت از کارآفرینی، نه در کنار هم نشاندن کسب‌وکارها، بلکه در پیوند دادن ظرفیت‌های آن‌ها معنا پیدا می‌کند.

انتهای پیام/