جنگ تمدن‌ها؛ از ایدئولوژی پیوریتن تا روایت ضد اسلامی

به گزارش خبرگزاری تسنیم، در ادامه پرونده جنگ تمدنی، گفت‌وگویی با سعید مستغاثی، منتقد و کارشناس سینما، درباره سینمای آخرالزمانی هالیوود، ریشه‌های ایدئولوژیک آن و نسبت آن با تمدن ایران و اسلام انجام شد.

فرمول سینمای آخرالزمانی؛ ضد مسیح، فاجعه و منجی

مستغاثی در ابتدای سخنان خود با اشاره به موجودیت سینمای آخرالزمانی گفت: بر اساس آنچه خود غربی‌ها و هالیوودی‌ها گفته‌اند، این یک نوع سینما و فیلم‌های خاصی است که فرمول ویژه‌ای دارد. این فرمول اغلب برگرفته از کتب مقدس مسیحیان و یهودیان است. فیلم‌های آخرالزمانی لزوماً به معنای پایان جهان نیست، بلکه دورانی است بین زمانی که حاکمیت دجال یا ضد مسیح شکل می‌گیرد تا پایان جهان. معمولاً یک ضد مسیح یا آنتی‌کرایست وجود دارد که دنیا را به سمت فاجعه می‌برد و در مقابل، فرد یا گروهی به‌عنوان منجی یا برگزیده (که در برخی فیلم‌ها Chosen One خطاب می‌شود) حضور دارد.

وی افزود: این فرمول بسیار انعطاف‌پذیر است. منجی می‌تواند دختری در فیلم نیروی اهریمنی یا قطب‌نمای طلایی باشد، زنی در رمز داوینچی، رباتی در مجموعه ترمیناتور، یا حتی رئیس‌جمهور آمریکا در برخی آثار. جهان معمولاً در حال فاجعه تصویر می‌شود و این ژانر از ساینس‌فیکشن تا وحشت، ملودرام و انیمیشن را در بر می‌گیرد.

مستغاثی تصریح کرد: منجی اغلب غربی است و گاهی با ویژگی‌های چشم‌آبی و مو طلایی ترسیم می‌شود. در سال‌های اخیر یهودیت نیز به‌طور آشکارتری در فیلم‌ها مطرح شده است. قبلاً بنیان‌گذاران هالیوود که به مغول‌های هالیوود معروف بودند، هویت یهودی خود را پنهان می‌کردند و حتی نام‌ها را تغییر می‌دادند، اما امروز در فیلم‌هایی مثل اوپنهایمر یا اسپات‌لایت آشکارا به یهودی بودن اشاره می‌شود.

ریشه‌های تاریخی؛ از پروتستانیسم تا بنیان هالیوود

مستغاثی با طرح این پرسش که سینمای آخرالزمانی بر چه بستری شکل گرفته، گفت: هر ژانر سینمایی در بستری تاریخی متولد شده است. اکسپرسیونیسم آلمانی پس از شکست جنگ جهانی اول و افسردگی جامعه آلمان شکل گرفت. نئورئالیسم ایتالیا پس از جنگ دوم و فروپاشی استودیوها به وجود آمد. سینمای آخرالزمانی نیز از ابتدای تاریخ سینما وجود داشته و به بنیان‌گذاران هالیوود بازمی‌گردد.

وی ادامه داد: هالیوود را کسانی بنا کردند که با تفکر آخرالزمانی به قاره نو آمده بودند. این تفکر ریشه در پروتستانیسم مارتین لوتر دارد که در مقابل کلیسای قرون وسطی گفت ملکوت آسمان همین کلیسا نیست و مسیح بازمی‌گردد. فرقه‌هایی مانند پیوریتن‌ها این ایده را عمل‌گرایانه کردند و دو شرط برای بازگشت مسیح قائل شدند: کوچ دادن قوم یهود به سرزمین فلسطین و برپایی جنگ آخرالزمان. حتی در متون قرن پانزدهم و شانزدهم عالمانی مانند فرانسیس بیکن و ژان‌ژاک روسو از برپایی اسرائیل بزرگ سخن گفته‌اند.

مستغاثی تأکید کرد: بنیان‌گذاران آمریکا و هالیوود با این ایدئولوژی آمدند. یهودیانی که در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم به آمریکا مهاجرت کردند نیز با هدف ظهور ماشیح آمدند. بنابراین هالیوود با تفکر آخرالزمانی شکل گرفته و ساخت فیلم آخرالزمانی برای آن کاملاً منطقی است. این آخرالزمان‌گرایی از ابتدا علیه اسلام بوده است.

زنجیره تاریخی دشمنی با اسلام و امام زمان

مستغاثی با اشاره به ریشه‌های عمیق‌تر گفت: از زمان سامری، طیفی با ایدئولوژی شرک، نژادپرستی، امپریالیسم و زر سالاری یهودیت را تحت اختیار گرفت، مسیحیت را منحرف کرد و سپس سراغ اسلام آمد. طبق اسناد تاریخی، آن‌ها پیش‌بینی کرده بودند پیامبر آخرالزمان در یثرب ظهور می‌کند و به آنجا مهاجرت کردند تا توطئه کنند. حتی در شهادت امامان تا امام زمان دست داشتند. وقتی متوجه شدند بقیه الهی وجود دارد، جنگ‌های صلیبی را به راه انداختند. پس از شکست، مهندسی معکوس کردند و مسیحاگرایی را تئوریزه نمودند تا در برابر امام زمان شیعه دفاع کنند. این درگیری دیرسال تا امروز ادامه دارد.

وی افزود: از همان ابتدای سینما، فیلم ضد اسلامی ساخته شده است. ادیسون و ژرژ ملی‌یس فیلم ضد اسلام ساخته‌اند. اگر ریشه‌ها را نسنجیم، نمی‌توانیم مقابله کنیم.

نمونه‌های سینمایی و زمان‌بندی سیاسی

مستغاثی به نمونه‌های مشخص اشاره کرد و گفت: فیلم فهرست شیندلر اسپیلبرگ کاملاً در جهت گسیل یهودیان به فلسطین است. در فیلم 1917 سام مندس آوازی از تورات خوانده می‌شود که آرزوی رفتن به آن سوی رود اردن را مطرح می‌کند. همین آواز در فیلم هریت نیز هست. در ماتریکس، صهیون (Zion) حضور دارد.

وی درباره فیلم جوکر گفت: جوکر پس از جنبش جلیقه‌زردهای فرانسه ساخته شد. فیلم می‌گوید فرودستان قابل ترحم‌اند اما به آنارشیست‌های خشونت‌طلب تبدیل می‌شوند. این روایت چند ماه بعد روی وقایع لبنان، عراق و ایران کپی شد و شخصیت جوکر در خیابان‌های عراق ظاهر گردید.

مستغاثی ادامه داد: قبل از نسل‌کشی غزه، اوپنهایمر اکران شد. قبل از آمدن جولانی، فیلم‌هایی مانند امیلیا پرز آمد. سه هفته قبل از حمله اخیر به ایران، فیلم تصادف ساده در کن جایزه گرفت. این‌ها مهره‌های یک نقشه هستند.

نگاه هالیوود به تمدن ایران؛ مشکل با اسلام است نه باستان

مستغاثی در پاسخ به پرسش درباره روایت هالیوود از تمدن ایران و سخنرانی مارک روبیو گفت: آمریکا و هالیوود با تمدن ایران مشکل چندانی ندارند. حدود پنجاه‌وشش سال پیش جشن‌های دو هزار و پانصد ساله شاهنشاهی برگزار شد و تقریباً همه کشورها در آن شرکت داشتند. این جشن‌ها توسط اسرائیل برنامه‌ریزی شده بود. تدی کولک شهردار اورشلیم و اولین سفیر اسرائیل در ایران به این موضوع اشاره کرده‌اند. مبدأ تاریخی این جشن‌ها زمانی بود که کوروش یهودیان را از بابل آزاد کرد. خیابان‌هایی در اسرائیل به نام کوروش نام‌گذاری شد.

وی تأکید کرد: فیلم‌هایی مانند سیصد یا شبی با پادشاه در سیستم هالیوود محل چندانی از اعراب ندارند. مشکل اصلی با ایران اسلامی است. ایران ام‌القرای جهان اسلام است و فرهنگش با اسلام عجین شده؛ حافظ قرآن است، فردوسی شیعه است. ترامپ می‌گوید پنجاه سال با ایران درگیریم تا ماجرا را سمبل کند. درگیری غرب با ایران، با ایران اسلامی است. زمان شاه که می‌گفت آسوده بخواب که ما بیداریم، درگیری وجود نداشت.

چرا سینمای ایران آخرالزمانی ندارد؟

مستغاثی در پاسخ به این پرسش که چرا سینمای ایران ژانر آخرالزمانی ندارد، گفت: این سؤال را باید با سؤالات بیشتری تکمیل کرد. چرا درباره بزنگاه‌های تاریخی‌مان فیلم نداریم؟ چرا درباره شهدا، 28 مرداد، 15 خرداد، شهید رجایی، فردوسی یا ابن‌سینا آثار جدی نداریم؟ سینمای آمریکا ده‌ها فیلم درباره لینکلن و نیکسون ساخته است.

وی ریشه مسئله را در بنیان سینمای ایران دانست و تصریح کرد: سینما در ایران توسط کسانی آمد که نسبتی با فرهنگ و دین این مردم نداشتند. هدف هویت‌زدایی و دین‌زدایی بود. فارغ‌التحصیلان مدارس آلیانس (اتحادیه جهانی اسرائیلیت) و افرادی مانند عبدالحسین سپنتا که توسط اردشیر جی ریپورتر برکشیده شد، در شکل‌گیری آن نقش داشتند. دفتر فرح و اشرف نیز تأثیرگذار بودند.

مستغاثی افزود: پس از انقلاب پرچم‌ها عوض شد اما تفکر سکولار باقی ماند. شاکله سینمای ما همان سینمای سکولار ماسون‌زده ضد هویت است. جریان اصلی در دست شبه روشنفکرانی است که از قدیم بوده‌اند. علوم انسانی اسلامی نشد و خروجی دانشگاه‌ها ربات فرهنگی باقی ماند.

وی ادامه داد: ادبیات لازم وجود ندارد. وقتی می‌خواهند درباره مشروطه فیلم بسازند، کتاب‌های ملک‌زاده و کسروی در دسترس است اما آثار ابوالحسنی نیست. رهبر معظم انقلاب در دیدار با فیلمسازان فرمودند چقدر به این‌ها داده‌ایم که از آن‌ها بخواهیم. هنوز محمدعلی فروغی در کتاب‌های درسی به‌عنوان ادیب فرهیخته معرفی می‌شود بدون اشاره به ماسون بودن او.

مستغاثی درباره سینمای سفارشی گفت: سفارش در همه دنیا وجود دارد. آیزنشتاین بزرگ‌ترین سفارش‌گیرنده بود. مهم این است که سینما بلد باشی. مشکل مدیران سینمایی ما بی‌سوادی است. بسیاری از فیلم‌های سفارشی دولتی ضد خود نهادها از آب درآمده است. از سوی دیگر، فیلم‌های به‌اصطلاح زیرزمینی که با پول مؤسسات غربی ساخته می‌شوند نیز سفارشی هستند و اغلب حتی فیلم نیستند.

وی در پایان تأکید کرد: سینمای ما مثل محتضری است که سال‌هاست افتاده. باید ریشه‌یابی شود؛ ام‌آرآی و آزمایش خون، نه آسپرین و استامینوفن. مشکلات از مدرسه و دانشگاه آغاز می‌شود. در غرب از کودکی شرک را آموزش می‌دهند. ما سکولاریسم را آموزش می‌دهیم و بعد انتظار حجاب و اعتقاد داریم. تا وقتی تاریخ تمدن اسلامی سانسور شود و فروغی تطهیر گردد، نمی‌توان از سینما انتظار روایت آخرالزمانی بومی داشت.

انتهای پیام/