انقلاب اسلامی، طلسم تاریخنگاری سکولار را شکست
- اخبار ویژه نامهها
- اخبار حوزه و روحانیت
- 07 آبان 1405 - 11:50
به گزارش خبرنگار حوزه و روحانیت خبرگزاری تسنیم، حجتالاسلاموالمسلمین صادق ابوالحسنی، عضو انجمن علمی تاریخ معاصر حوزه در گعده طلبگی با عنوان «مقاومت از منظر جریانشناسی روحانیت»، به جریانشناسی روحانیت مبارز در برابر استعمار و نقش آنها در زمینهسازی انقلاب اسلامی پرداخت و گفت: در تاریخ ایران و جهان، هیچ پدیده بزرگ و کلانی نیست که یکشبه، قارچگونه و دفعی ایجاد شود؛ بلکه ابتدا در بسترهای فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، تاریخی، اجتماعی و تمدنی ریشه دوانده و سپس به ایجاد تنه و شاخ و برگ و ثمر رسیده است؛ مانند انقلاب اسلامی که بهمن 1357 به ثمر نشست و آشکار شد، اما ریشههای آن سالها قبل در چهار نهضت ضد استبدادی و ضد استعماری تحریم تنباکو، مشروطه، ملی نفت و قیام 15 خرداد شکل گرفته بود.
کلید موفقیت در مطالعات تاریخی
وی با اشاره به اینکه کسانی که معتقدند ضدیت ایران با اسرائیل از بهمن 57 شروع شد، فهمی از بسترهای اجتماعی (که در همه پدیدهها حتی پدیدههای ساختارشکن وجود دارند) ندارند، افزود: تحولات عصر کنونی را که عصر انقلاب اسلامی ایران و نقطه اوج استعمار فرانو است، نمیتوان دریافت مگر اینکه ریشههای آن را دریابیم. البته کلید موفقیت در مطالعه تاریخ این است که به لحاظ روششناختی، به اسناد مکتوب بسنده نکنیم و تحت نظر یک استاد حاذق، اسناد مکتوب را با تاریخ شفاهی در هم بیامیزیم.
سیاست و دانش دشمنشناسی عجیب یک روحانی/ استعمارشناسی از اتمشناسی سختتر است
ابوالحسنی، مشاهده سیره پدر و استاد وی مرحوم شیخ حسین لنکرانی را عامل ورود خود به بحث سیره سیاسی علما دانست و تصریح کرد: شیخ حسین لنکرانی که شیخ فضلالله نوری و مشروطه را دیده بود و از زیر و بم مسائل مشروطه باخبر بود، بین مشروطه و انقلاب اسلامی پیوند زده و قبل از بازگشت امام به ایران، در عرصه سیاسی اول بود، اما بعد از آن دلداده امام شد. از مبارزه با وثوقالدوله پیش از شهید مدرس تا مبارزه با رضاخان، تبعید، نمایندگی مجلس و…، او را به جایگاهی رساند که از تئوریسینهای سیاسی روحانیت در تاریخ معاصر به شمار میرفت و رهبر شهید انقلاب از او به عنوان «روحانی کهنهکار سیاسی» یاد کرده و امام خمینی نیز تعبیر «فدایت شوم» را برای او به کار میبردند.
عضو انجمن علمی تاریخ معاصر حوزه، استاد پدرش (شیخ حسین لنکرانی) را در سیاست و دانش دشمنشناسی عجیب توصیف و ابراز کرد: طبق اسناد ساواک، شیخ حسین لنکرانی نگرش خاصی به مسائل سیاسی ایران و جهان داشت و جزو نخستین کسانی بود که استعمار انگلیس در ایران را شناخت و در دهه 40 برای اولین بار بین علمای شیعه، نسبت به مسیحیت صهیونیستی، واژه «صلیب صهیون» را به کار برد و هشدار داد. شاعری به نام خوشدل تهرانی نیز با استفاده از این تعبیر، شعری سرود که با این بیت آغاز میشد: «گویید ز ما صلیب صهیون را / با خون شویند مسلمین خون را». همچنین اصطلاح وهابیسم-کمونیسم که بیانگر پیچیدهترین ابعاد استعمار است و نیز تفسیر انگلوساکسون در دهه سی و چهل توسط ایشان مطرح شد.
وی با اشاره به حضور پدرش در جلسات باغ کرج آیتالله لنکرانی گفت: آقای لنکرانی پس از آشنایی با امام، ایشان را نیز به باغش دعوت میکرد و کتاب «آفتاب در حصار» پیرامون جلسات امام در این باغ نگاشته شده است. پدرم تعریف میکرد نخستین بار که امام در این باغ، مفاد لوایح انجمنهای ایالتی و ولایتی را دید، از شدت خشم و ناراحتی غش کرد. از دیگر فعالیتهای سیاسی آقای لنکرانی، درافتادن با باند سیدمهدی هاشمی و نیز مقابله با کتاب شهید جاوید آقای صالح نجفآبادی بود؛ از این رو خیلی به او تهمت زدند و در اسناد ساواک هم هست که بنا کرده بودند تا میتوانند او را به عنوان تودهای معرفی کنند. شیخ حسین همیشه میگفت: «استعمارشناسی از میکروبشناسی و اتمشناسی سختتر است؛ چه کنم که مکتب ندارد، مدرسه ندارد، ذوق میخواهد، استعداد میخواهد و… یک فیض الهی است که باید به افراد افاضه شود (کار هر کسی نیست)».
ابوالحسنی، ضمن معرفی دو کتاب «درآمدی بر مواضع ضدصهیونیستی علمای شیعه در قرن اخیر» و «گزیده ادبیات مقاومت علمای شیعه» که شامل متون مهم ضدبیگانه و استعمار علمای شیعه جهان از عصر صفویه تاکنون است، یادآور شد: مطالعه سیره علما و اندیشههایشان هم برای طلاب انگیزه ایجاد میکند و هم سوژههایی برای تحقیق و پژوهش و استفاده در کنفرانسها و کنگرههای علمی پیش رویشان قرار میدهد.
سه عارف سیاسی
وی درباره پدر خود نیز توضیح داد: تا پیش از آنکه پدرم وارد عرصه تاریخنگاری شود، سیره سیاسی علما عمدتاً به صورت مدون، مفصل و مستند تبیین نمیشد و علاوه بر این، نهتنها سیره سیاسی ضداستبدادی و ضداستعماری علما بیان نمیشد، بلکه حتی مکاتب تاریخنگاری سکولار، سیره علما را وارونه جلوه میدادند.
استاد حوزه علمیه اظهار کرد: نکته کلیدی در سیره سیاسی علما این است که علمای معاصر معمولاً خیلی سیاسی-اجتماعی نیستند، ولی سه عارف داریم که جامع سیاست، عرفان و فقاهت هستند و در نهضتهای مهم تاریخ سیاسی معاصر نقش دارند و عرفانشان منجر به عقبنشینی و صوفیگری و وادادگی نبوده است؛ آیتالله آقا نجفی اصفهانی (که در جریان نهضت تحریم تنباکو بازوی میرزای شیرازی در اصفهان بود و بعد هم در اقتصاد مقاومتی، مشروطه و مبارزه با ظلالسلطان و…)، آیتالله شیخ محمدعلی شاهآبادی (که زودتر از همه باطن رضاخان را فهمید و رسماً مقابل او ایستاد و در حرم حضرت عبدالعظیم تحصن کرد) و آیتالله سیدروحالله خمینی.
خطرناکترین جریانهای ضد شیعه در لباس حوزه
ابوالحسنی با تأکید بر اینکه جریانشناسی مقدم بر مطالعات تاریخی (در هر سه سطح تاریخ نقلی، تاریخ تحلیلی و فلسفه تاریخ) است، خاطرنشان کرد: جریان به لحاظ لغوی به معنای روان شدن و وقوع یافتن امری و در اصطلاح نیز، جمعیت مدیریتشده اثرگذار بر جامعه است که اگر در زمینه فکری باشد، جریان فکری نام دارد و مخاطب آن خواص هستند؛ اگر فرهنگی باشد، جریان فرهنگی نام دارد و مخاطب عام دارد و اگر سیاسی باشد، جریان سیاسی است که هم مخاطب خاص و هم عام میتواند داشته باشد.
وی جریانشناسی را به معنای شناخت و بررسی جریانها از لحاظ گفتمانها، چگونگی شکلگیری، مؤسسان و چهرههای علمی اثرگذار بر آنها و پایگاههای اجتماعی آنها تعریف کرد و گفت: در جریانشناسی سه عنصر مبدأ، مسیر و مقصد وجود دارد که جریانات مثل رود در این مراحل روان هستند. در جریانشناسی تاریخ معاصر ایران، پنج جریان تأثیرگذار وجود دارد که بدون شناخت آنها، به عمق حوادث سیاسی تاریخ معاصر ایران نمیرسیم؛ سه جریان داخلی شامل جریان سلطنت، جریان روحانیت (جریانی که به دیانت اسلام در ابعاد گوناگون معتقد است؛ آن را یک دین کامل، جامع و خاتم میداند و معتقد است با آن میشود جامعه را مدیریت کرد) و جریان روشنفکری، یک جریان خارجی و همان استعمار و یک جریان هم حاشیهای (اقلیتهای دینی و فرقههای انحرافی و ضاله اعم از یهود، مسیحیت، زرتشت، تصوف، اسماعیلیه تا بابیت و بهائیت و…) است.
عضو انجمن علمی تاریخ معاصر حوزه یادآور شد: خطرناکترین جریانات ضد شیعه در لباس حوزه، کسانی مانند سلیمانی اردستانی هستند که نقطه تلاقی غربگرایی و وهابیمآبی به شمار میروند؛ ملبس هستند ولی به جای روحانیت، نماد روشنفکریاند؛ بنابراین هر ملبسی، لزوماً نماینده جریان روحانیت نیست و هرکه ریش تراشید، کراوات پوشید و دم از غرب زد نیز، لزوماً روشنفکر نیست.
دژ مستحکم علمای شیعه مقابل استعمارگران
ابوالحسنی با بیان اینکه همه شیوههای تاریخنگاری تا پیش از انقلاب اسلامی، علیه علمای شیعه بوده است، از مکتب تاریخنگاری لیبرالیستی، مکتب تاریخنگاری مارکسیستی، مکتب تاریخنگاری ناسیونالیستی، مکتب تاریخنگاری ضداستعماری (مرموز و وابسته) و مکتب تاریخنگاری انگلیسی (شرقشناسی) به عنوان نمونههایی از این شیوهها نام برد و افزود: تمام اینها روحانیت را کوبیدند و خلاف واقع نوشتند؛ زیرا از زمان صفویه که استعمارگران پرتغالی به ایران آمدند (و بعد هم انگلیس، روسیه، فرانسه، امریکا و اسرائیل)، با وادادن دربار، دیگر هیچ نیرویی نتوانست مقابلشان بایستد، به جز علمای شیعه که همچون دژی مستحکم با منطق عاشورایی شیعه، پاسداشت شعائر شیعی، بسیج عمومی مردم و همکاری رجال با کفایت مثل امامقلیخان، امیرکبیر و…، ایستادگی کردند.
وی تصریح کرد: مکاتب تاریخنگاری رایج، همیشه دین، متدینان، علما و حتی انبیا را در طول تاریخ در نقطه سیاه تاریخ و ضد پیشرفت و ترقی ترسیم کردهاند که در کنار حاکم جائر (جزو سهگانه زر (ثروتمندان)، زور (حکمای زورگو) و تزویر (علما) و علیه مردم هستند؛ فقط وقتی تعریف میکنند که میخواهند جریان روحانیت را به نفع لیبرالیسم مصادره کنند (مثل مشروطه)؛ این در حالی است که مهمترین نهضتهای تاریخ معاصر ایران علیه استبداد و استعمار، به رهبری روحانیت شیعه بوده و امروز هم ایران به رهبری ولایت فقیه، قلب تپنده مقاومت است و روحانیت حتی در ایجاد بناهای مهم علمی و طبی و خدمات اجتماعی نیز جلودار بوده است.
استاد حوزه علمیه، محمدباقر مؤمنی، نویسنده کتاب «ایران در آستانه انقلاب مشروطیت» را شخص مهم تاریخنگاری مارکسیستی علیه علما در ایران معرفی و ابراز کرد: مارکسیستها که فلسفه تاریخ دارند، میخواستند مردم را به حزب توده جذب کنند و اذهان را سمت شوروی ببرند، از این رو فرهنگ تاریخ را بر اساس ایدئولوژی خودشان نوشتند و بزرگترین مانعشان هم علما بودند. مکتب تاریخنگاری ضداستعماری نیز که ظاهرش ضد استعمار اما باطنش مغرض است (مانند اسماعیل رائین نویسنده کتاب «حقوقبگیران انگلیس در ایران»)، حسابی انگلیس را میکوبد ولی بعد میگوید آخوندها خودشان آدم انگلیسیها هستند و پول علمای نجف را هم انگلیسیها میدهند! در نهایت طوری مردم را مرعوب میکند که تصور کنند با اینکه انگلیسیها بیگانه هستند ولی همه جا هستند و راه گریزی از آنها نداریم.
ابوالحسنی با تأکید بر اینکه انقلاب اسلامی، طلسم تاریخنگاری سکولار را که نسبت به روحانیت، سراسر تحقیر، سیاهنمایی و وارونهنگاری بود، شکست، یادآور شد: در این بین، پدرم با همکاری دکتر موسی حقانی و یعقوب توکلی، موسی نجفی و…، مکتبی به نام «مکتب بازنگری و بازنگاری تاریخ معاصر ایران» را بنا نهادند که فارغ از ایدئولوژیهای غربی و خارجی، خود تاریخ را از درون بررسی میکند.
قطرهای از دریای سیره سیاسی علما
عضو انجمن علمی تاریخ معاصر حوزه در پایان با اشاره به بلندای فهرست نهضتها و خیزشهای علمای شیعه در تاریخ معاصر ایران، فتوا و صلای جهاد از آیات شیخ جعفر کاشفالغطاء، میرزای قمی و… و صدور فتوای جهاد میدانی و عینی از سوی سید مجاهد، ملااحمد نراقی و سایر علمای شیعه در جنگ اول ایران و روس تزار (برخلاف شایعات، شکست ایران در اینجا ناشی از خیانت نفوذیهای داخلی، فتنه انگلیس و روس و سستی دربار قاجار بود)، نقش میرزامسیح مجتهد تهرانی در مقابله با تعرض به نوامیس ایران و شیعه، مقابله حاج ملاعلی کنی با قرارداد رویتر در دهه 1280ق، مقابله میرزای شیرازی و علمای بزرگ ایران با قرارداد استعماری رژی در دهه 133ق، مقابله علمای ایران و عراق (مراجع ثلاث در نجف) با دخالتهای فزاینده روس و انگلیس در ایران، مبارزه آیتالله سیدعبدالله بوشهری با استعمار انگلیس، مقابله سیدحسن مدرس و شیخ حسین لنکرانی با قرارداد 1919 وثوقالدوله، فتوای جهاد میرزای شیرازی دوم علیه انگلیس در عراق، قیام آقانورالله اصفهانی در سال 1306 ش، مقابله آیتالله کاشانی با کمپانی استعماری انگلیس در دهه 1320 و 1330، مخالفت امام خمینی با تجدید امتیاز کاپیتولاسیون برای امریکا در دهه 1340، پیشبرد جبهه مقاومت و نهادینه کردن آن در کشورهای مختلف بر اساس فقه اثنی عشری شیعه در تعامل با علمای اهل تسنن توسط رهبر شهید انقلاب و تحولات ضداستعماری و ضربات سخت ایران به امریکا توسط رهبر جدید انقلاب اسلامی را بخشی از این فهرست برشمرد.
خبرنگار: زهرا شریعتی
انتهای پیام/