میراث معنوی گلستان/گنجینهای که با رفتن استادکاران خاموش میشود
- اخبار استانها
- اخبار گلستان
- 05 آبان 1405 - 08:16
خبرگزاری تسنیم، یادداشت؛ فریدون فعالی، مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی گلستان| میراثفرهنگی تنها در بناها و آثار تاریخی خلاصه نمیشود؛ بخش مهمی از آن در حافظه و تجربه انسانهایی جریان دارد که عمر خود را صرف شناخت، مرمت و حفاظت از این آثار کردهاند. تاریخ شفاهی فرصتی برای ثبت این دانش و انتقال تجربههای کارشناسان، پژوهشگران و استادکاران است؛ تجربههایی که نشان میدهند تصمیمهای تخصصی چگونه، در مواجهه با چه محدودیتهایی و بر پایه چه آموختههایی شکل گرفتهاند.
بامهای سفالپوش و شیرسرهای چوبی در بافت تاریخی گرگان نمونهای روشن از پیوند دانش بومی با معماری و اقلیم منطقهاند. شیرسرها علاوه بر کارکرد حفاظتی، جلوهای از شناخت معماران بومی از شرایط محیطی و مهارتهای سنتی ساختوساز به شمار میروند و مهارت اجرای آنها نیز به ثبت ملی رسیده است. با این حال، شمار استادکاران مسلط به سفالگردانی و اجرای این عناصر محدود است و تجربه آنان ارزشی فراتر از مهارت فردی دارد.
در چنین شرایطی، آموزش عملی باید با ثبت هدفمند تجربه استادکاران همراه شود. چگونگی آموختن مهارتها، آسیبهای پیشآمده در جریان اجرا و دلایل انتخاب روشهای مشخص، بخشی از دانشی است که صرفاً با ثبت نتیجه نهایی یک کار منتقل نمیشود. ضبط توضیحات استادکاران در کنار تصویربرداری از مراحل اجرا میتواند به نسل جوان کمک کند تا علاوه بر شیوه انجام کار، منطق فنی آن را نیز بشناسد. روایت ساکنان قدیمی، زنان و نیروهای محلی نیز ابعاد دیگری از این شناخت را تکمیل میکند.
در این مسیر، مدیران کل و مسئولان دستگاههای مرتبط باید زمینه همکاری صاحبان تجربه، پژوهشگران و نیروهای جوان را فراهم کنند. پیشبینی سازوکاری برای ثبت تجربه عوامل اجرایی در کنار مستندات فنی طرحها، میتواند مانع از آن شود که با بازنشستگی کارشناسان یا جابهجایی مدیران، دانش حاصل از سالها فعالیت از دسترس خارج شود و امکان بهرهگیری از آن در تصمیمهای آینده کاهش یابد.
ثبت تاریخ شفاهی باید با شناسایی صاحبان تجربه و اولویتبندی موضوعات آغاز شود. پیشکسوتان دارای مهارتهای کمتکرار، افرادی که در فعالیتهای مهم حضور داشتهاند و صاحبان تجربه در زمینه آثار آسیبپذیر، باید در اولویت قرار گیرند. در استان گلستان، موضوعاتی مانند مرمت گنبد قابوس، پژوهشهای مرتبط با دیوار بزرگ گرگان و تحولات بافت تاریخی گرگان، ظرفیت مناسبی برای انجام مصاحبههای تخصصی و مستندسازی تجربهها دارند.
تنوع اقلیمی گلستان نیز ضرورت ثبت دانش معماری بومی روستاها را دوچندان میکند. خانههایی که در موزه میراث روستایی گردآوری شدهاند، نمونههایی از تفاوت در انتخاب مصالح، اجرای سازه و پوشش بام را به نمایش میگذارند. در جریان واچینی و دوبارهچینی این بناها، میتوان توضیحات استادکاران درباره ترتیب اجرا، نوع اتصالات و سازگاری ساختمان با محیط را در کنار خاطرات ساکنان ثبت کرد.
گفتوگو در محل اثر و استفاده از عکسها، نقشهها و گزارشهای قدیمی، به یادآوری جزئیات و دقیقتر شدن روایتها کمک میکند. ثبت دشواریها، تجربههای کمنتیجه و دلایل تغییر روشها نیز به همان اندازه اهمیت دارد؛ زیرا شناخت مسیر تصمیمگیریها میتواند در بررسی و حل مسائل مشابه مؤثر باشد. پس از ضبط مصاحبهها، پیادهسازی، موضوعبندی و تطبیق روایتها با اسناد ضروری است تا اطلاعات ثبتشده قابلیت بررسی و استفاده پژوهشی پیدا کنند. همچنین حضور نیروهای جوان در کنار پیشکسوتان و برگزاری نشستهای بررسی تجربه، زمینه انتقال عملی دانش را تقویت میکند.
فعالیت شورای سیاستگذاری تاریخ شفاهی وزارتخانه و پیشبینی کارگاهها، منابع آموزشی و تدوین شیوهنامه، زمینه مناسبی برای هماهنگی علمی در این حوزه فراهم میکند. چارچوب ملی باید اصول پژوهش، نحوه ثبت اطلاعات، شرایط نگهداری و ضوابط استفاده از روایتها را مشخص کند؛ در عین حال، ویژگیهای تاریخی و فرهنگی استانها نیز باید در این چارچوب مورد توجه قرار گیرد.
در گلستان، حفظ زبان و لحن راویان و توضیح اصطلاحات استادکاری و نامهای بومی مصالح اهمیت ویژهای دارد. مشخص بودن زمان و مکان مصاحبه، هویت راوی و ارتباط گفتهها با اثر تاریخی نیز به پژوهشگران کمک میکند تا خاطرات شخصی، برداشتهای راوی و اطلاعات تأییدشده را از یکدیگر تفکیک کنند و امکان بررسی دوباره روایتها فراهم باشد.
ادارهکل میراثفرهنگی استان میتواند با فراهم کردن دسترسی به صاحبان تجربه و اسناد، پشتیبانی اجرایی و استمرار برنامهها، زمینه پیشبرد این فعالیت را فراهم کند. دانشگاهها و پژوهشگران نیز در طراحی مصاحبهها، آموزش و ارزیابی علمی نقش دارند و روابطعمومیها میتوانند در شناسایی سوژهها، ارتباط با پیشکسوتان و انتشار دستاوردها مؤثر باشند. هماهنگی میان این مجموعهها، کیفیت و قابلیت استفاده از نتایج را افزایش میدهد.
ایجاد فهرست مشترک ملی برای جستوجوی منابع استانها نیز میتواند دسترسی به تجربههای ثبتشده را آسانتر کند؛ چراکه تجربه یک استادکار در گلستان ممکن است برای بررسی مسئلهای مشابه در استانی دیگر نیز مفید باشد. در این میان، معیار موفقیت نباید صرفاً تعداد مصاحبهها یا حجم اطلاعات ثبتشده باشد، بلکه کیفیت و تنوع روایتها، امکان بازیابی اطلاعات و میزان استفاده از آنها در پژوهش، آموزش و حفاظت از آثار نیز باید مورد توجه قرار گیرد.
تاریخ شفاهی میتواند شناخت گذشته را به تصمیمهای حفاظتی امروز پیوند دهد. روایت کارشناسان، استادکاران و ساکنان اطلاعاتی درباره تعمیرات پیشین، تغییر کاربری، شیوههای نگهداری و ارتباط مردم با آثار تاریخی فراهم میکند. بررسی این اطلاعات در کنار اسناد و شواهد میدانی، به شناخت دقیقتر بناها و انتقال تجربه به کارشناسان جوان کمک میکند.
بازتاب خاطرات و تجربههای مردم همچنین میتواند احساس تعلق و مشارکت آنان در حفاظت از میراث را تقویت کند. در گلستان، ثبت روایتهای مشترک اقوام و جوامع محلی، جلوههایی از همزیستی و همکاری را برای نسل جوان روشن میکند و نقش مردم را در تداوم هویت فرهنگی نشان میدهد.
در حوزه گردشگری نیز روایت استادکاری که چگونگی ساخت یک خانه را در موزه میراث روستایی توضیح میدهد، در کنار خاطرات ساکنان، ارتباط میان اقلیم، معماری و فرهنگ را ملموستر میکند. در بافت تاریخی گرگان هم روایت کسبه و ساکنان میتواند شناخت زندگی محلهها را گسترش دهد. چنین محتواهایی قابلیت استفاده در آموزش راهنمایان گردشگری، تولید روایتهای صوتی و طراحی بازدیدهای موضوعی را دارند.
مشارکت مردم محلی در روایتگری و بهرهمندی آنان از فرصتهای ایجادشده، به پایداری این فعالیتها کمک میکند. حاصل چنین رویکردی، گردشگری مبتنی بر شناخت است؛ رویکردی که میتواند تجربه بازدیدکنندگان را غنیتر کند، به معرفی مقاصد کمترشناختهشده گلستان کمک برساند و حفاظت از میراثفرهنگی را با مشارکت بیشتر جامعه پیوند دهد.
انتهای پیام/