ماشین توجیه جنایت در عصر پسااستعمار

به گزارش خبرگزاری تسنیم؛ نشست تخصصی اندیشکده حکمرانی و مطالعه ایران‌شناسی با تمرکز بر موضوع «استفاده از اسلام‌هراسی و ایران‌هراسی برای توجیه جنایت» برگزار شد. در این نشست که با سخنرانی دکتر سیدرسول پاریزی‌منش و جمعی از پژوهشگران و دانشجویان برگزار گردید، زوایای پنهان و آشکار استفاده ابزاری از پروژه‌های هراس‌افکنی توسط نظام سلطه مورد تحلیل و واکاوی قرار گرفت تا ابعاد مختلف جنگ روانی غرب علیه گفتمان مقاومت و ملت ایران به صورت علمی بررسی شود. در این نشست تلاش شد تا به این پرسش اساسی پاسخ داده شود که چرا ماشین رسانه‌ای و سیاسی غرب ناچار است پیش از دست زدن به هرگونه اقدام نظامی یا اقتصادی علیه جهان اسلام و ایران، از ابزار هراس‌سازی بهره بگیرد و این پروژه چه کارکردی در توجیه جنایات مدرن دارد.

نشست با سخنان دبیر جلسه و طرح مسئله اصلی آغاز شد. وی با اشاره به اهمیت گفتمان‌های آخرالزمانی در سیاست خارجی قدرت‌های بزرگ و به‌ویژه ایالات متحده و رژیم صهیونیستی تصریح کرد که امروز جنگ‌های نظامی و تروریسم اقتصادی، بدون پشتیبانی نظری و روایت‌سازی‌های رسانه‌ای امکان تداوم و پذیرش عمومی ندارند. در این میان، اسلام‌هراسی و ایران‌هراسی دو بال اصلی ماشین جنگ روانی غرب برای موجه جلوه‌دادن اقدامات غیرقانونی، تحریم‌های ظالمانه، تجاوزات نظامی و جنایات جنگی به شمار می‌روند که شناخت مکانیزم‌های آن برای اهالی رسانه و پژوهشگران حوزه اندیشه یک ضرورت راهبردی است.

در ادامه این نشست، سیدرسول پاریزی‌منش صحبت‌های خود را با این گزاره کلیدی آغاز کرد که جنایت مدرن، برخلاف استعمار کلاسیک که عریان، بی‌پرده و بدون نقاب رخ می‌داد، نیازمند مشروعیت‌بخشی اخلاقی، حقوقی و رسانه‌ای در افکار عمومی جهان است. به گفته وی، رسانه‌های غربی، مراکز آفرینش فکر و اتاق‌های فکر وابسته به کانون‌های قدرت، مسئولیت ساخت‌وساز این مشروعیت ساختگی را بر عهده دارند تا افکار عمومی جهان را با جنایاتی که علیه ملت‌های مستقل رخ می‌دهد، همراه یا دستکم نسبت به آن بی‌تفاوت کنند.

پاریزی‌منش در تحلیل ریشه‌های تاریخی این مفهوم گفت که اسلام‌هراسی و ایران‌هراسی پدیده‌های نوظهوری نیستند، بلکه استمرار خطوط راهبردی استشراق کهن با ابزارهای مدرن ارتباطی و رسانه‌ای‌اند. در سده‌های گذشته، غرب برای توجیه استعمار سرزمین‌های اسلامی و غارت منابع ملت‌های شرقی، به تحریف چهره دین اسلام و جوامع شرقی می‌پرداخت و آن‌ها را اقوامی عقب‌مانده و نیازمند هدایت معرفی می‌کرد. امروز نیز با تغییر فرم و استفاده از ابزارهای پیشرفته رسانه‌ای، همان محتوا بازتولید می‌شود. اسلام‌هراسی تلاش می‌کند تا دین اسلام را به عنوان ماهیتی ذاتاً خشن، ضد مدرنیته، غیرقابل همزیستی با نظم جهانی و تهدیدی بالقوه برای صلح جهانی معرفی کند تا هرگونه برخورد قهرآمیز با جوامع اسلامی در نظر مخاطب غربی توجیه‌پذیر به نظر برسد.

وی افزود که در این پازل پیچیده، ایران به عنوان هسته سخت و کانون پیشران مقاومت اسلامی در منطقه، هدفِ ویژه‌ای قرار می‌گیرد. ایران‌هراسی در واقع تکمیل‌کننده پازل اسلام‌هراسی است؛ یعنی هرگاه غرب بخواهد سیاست‌های مداخله‌جویانه، تهدیدات نظامی، تروریسم اقتصادی یا حمایت از جریان‌های تروریستی خود علیه ملت ایران را توجیه کند، بلافاصله ماشین ایران‌هراسی را به کار می‌اندازد تا جامعه ایران را به عنوان کشوری تهدیدگر، بحران‌آفرین، ضدصلح و مروج خشونت تصویر کند. این تصویرسازی دروغین کمک می‌کند تا افکار عمومی غرب در برابر تحریم‌های دارویی، فشارهای اقتصادی فلج‌کننده و تهدیدهای امنیتی علیه ایران نه تنها واکنشی نشان ندهند، بلکه آن را اقدامی در راستای دفاع از امنیت خود پندارند.

این پژوهشگر با اشاره به مکانیسم‌های عملیاتی این پروژه توضیح داد که نخستین گام در توجیه جنایت، دیگرسازی یا ایجاد شکاف عمیق میان ما یعنی جهان متمدن، دموکراتیک و صلح‌طلب و دیگری یعنی کشورهای هدف، مستقل و محور مقاومت است. رسانه‌های جریان اصلی با برجسته‌سازی گزینشی اخبار، وارونه‌سازی واقعیت‌ها، برجسته کردن نقاط ضعف فرضی و استفاده از تکنیک‌های پیشرفته جنگ شناختی، تصویری ترسناک، غیرانسانی و بحران‌ساز از جوامع هدف ارائه می‌دهند. در این چرخه رسانه‌ای، واقعیت‌های اجتماعی، پیشرفت‌های علمی، تاریخ کهن و اراده مستقل ملت ایران سانسور می‌شود و در عوض، دروغ‌ها و کلیشه‌های ساخته‌شده توسط کانون‌های امنیتی غرب به عنوان واقعیت مطلق به مخاطب تزریق می‌گردد.

پاریزی‌منش تصریح کرد که وقتی رسانه موفق شد مخاطب غربی یا حتی بخشی از افکار عمومی منطقه را به این باور برساند که با جبهه‌ای اهریمنی روبه‌روست، آنگاه هرگونه اقدام نظامی، ترور شخصیت‌های برجسته و دانشمندان، اعمال تحریم‌های ظالمانه علیه دارو و کالاهای اساسی، یا سکوت مرگبار در برابر جنایات جنگی صهیونیست‌ها و متحدانشان در منطقه، در ذهن مخاطب به عنوان یک اقدام پیشگیرانه، دفاع مشروع یا بهانه‌ای برای نجات بشریت توجیه می‌شود. اینجاست که جنایت، سفیدسازی می‌شود و قاتل در نقش منجی ظاهر می‌گردد و مظلوم به عنوان عامل ناامنی معرفی می‌شود. این وارونه‌سازی حقیقت، بزرگ‌ترین دستاورد جنگ روانی و رسانه‌ای نظام سلطه در عصر حاضر است.

وی در بخش دیگری از نشست به تبیین پیوند میان روایت‌های آخرالزمانی و رفتارهای سیاسی غرب پرداخت و گفت که یکی از خطرناک‌ترین ابعاد سیاست خارجی آمریکا و متحدانش، آمیختن سیاست با قرائت‌های تحریف‌شده، بنیادگرایانه و استعماری از آخرالزمان است. در این تفکر ساختگی، جهان به دو قطب مطلق خیر و شر تقسیم می‌شود. غرب در این دوگانه دروغین، خود را نماینده نهایی خیر، روشنایی و ناجی جهان معرفی می‌کند و در مقابل، ایران و جریان مقاومت را به عنوان محور شرارت، تاریکی و موانع اصلی استقرار نظم مطلوب آخرالزمانی بازنمایی می‌کند. این نگاه آخرالزمانیِ ابزاری به سیاست، به دولتمردان غربی اجازه می‌دهد که از هیچ هنجار بین‌المللی، حقوق بشری و اخلاقی تبعیت نکنند؛ چرا که در منطق آخرالزمانیِ آن‌ها، هدف که همان پیروزی نهایی خیر بر شر است، هرگونه وسیله‌ای شامل انجام جنایات جنگی، کشتار انسان‌های بی‌گناه، تروریسم اقتصادی و اعمال فشارهای غیرانسانی را توجیه می‌کند. اسلام‌هراسی و ایران‌هراسی در این بستر، موتور محرک و توجیه‌گر افکار عمومی برای پذیرش جنگ‌های جدید صلیبی و استعماری محسوب می‌شوند.

پاریزی‌منش در ادامه مباحث خود به کالبدشکافی ابعاد حقوقی و سیاسی این پدیده پرداخت و تأکید کرد که نهادهای بین‌المللی حقوق بشر نیز که ظاهراً باید مدافع حقوق ملت‌ها باشند، در بسیاری از مواقع تحت تأثیر همین گفتمان هراس‌افکن، به ابزاری برای توجیه سیاست‌های قدرت‌های بزرگ تبدیل شده‌اند. سکوت مجامع بین‌المللی در برابر ترور نخبگان علمی، تحریم‌های غیرقانونی که مستقیم سلامت و زندگی شهروندان عادی را هدف قرار می‌دهد، و حمایت همه‌جانبه از تجاوزات رژیم‌های وابسته، همگی گویای این حقیقت تلخ است که استانداردهای دوگانه حقوق بشر بر پایه همین اسلام‌هراسی و ایران‌هراسی سازماندهی شده‌اند. وقتی رسانه و الهیات سیاسی دشمن موفق شدند یک ملت را در ذهن جهانیان غیرانسانی یا تهدیدآمیز جلوه دهند، حقوق بشر غربی نیز چشم خود را بر روی تمام جنایاتی که علیه آن ملت انجام می‌شود می‌بندد و حتی آن را تایید می‌کند.

در بخش پایانی سخنرانی، پاریزی‌منش به الزامات علمی، عملی و رسانه‌ای جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی در مواجهه با این هجمه‌ها اشاره کرد و چند پیشنهاد راهبردی ارائه داد. نخستین گام، گذر از انفعال به تهاجم تبیینی است؛ به این معنا که به جای پاسخگویی مداوم، آشفته و انفعالی به اتهامات ساختگی غرب، باید ساختارهای سلطه، تناقضات درونی لیبرال‌دمکراسی و دروغ‌پردازی‌های حقوق بشری غرب زیر ذره‌بین نقد قرار گیرد و گفتمان استکبارستیز ایران به گفتمانی تهاجمی و پرسشگر تبدیل شود. گام دوم، بازخوانی دقیق تاریخ، واقعیت‌های میدانی و ظرفیت‌های تمدنی ایران است. رسانه‌های مستقل و اندیشکده‌ها باید چهره واقعی، پیشرفت‌های علمی، صلح‌طلبی ریشه‌دار و ثبات‌آفرینی منطقه‌ای ایران را بدون پرده‌پوشی و به دور از بزرگ‌نمایی‌های کاذب، با زبان علم و هنر به جهانیان معرفی کنند تا دیواره‌های بلند ایران‌هراسی ترک بردارد. گام سوم نیز تولید ادبیات علمی مشترک و ایجاد شبکه‌های ارتباطی با نخبگان، اندیشمندان منتقد نظام سرمایه‌داری و صاحب‌نظران مستقل در سرتاسر جهان است تا انحصار رسانه‌ای غرب شکسته شود و صدای حق‌طلبانه ملت ایران از کانال‌های متنوع‌تری به گوش جهانیان برسد.

پس از پایان سخنرانی، بخش پرسش و پاسخ با حضور پرشور پژوهشگران و دانشجویان حاضر در سالن برگزار شد. در این بخش، حاضران سوالات خود را پیرامون سازوکارهای عملیاتی رسانه‌های نوظهور، شبکه‌های اجتماعی، و راه‌های غلبه بر انحصار رسانه‌ای غرب مطرح کردند. از جمله پرسش‌های کلیدی که مطرح شد، این بود که چگونه می‌توان در شرایط نابرابر رسانه‌ای امروز، روایت‌های مسلط ایران‌هراسانه را در افکار عمومی منطقه و جهان به چالش کشید و شکست داد. پاریزی‌منش در پاسخ به این پرسش‌ها بر لزوم هوشمندی رسانه‌ای، تولید محتوای چندرسانه‌ای اثرگذار، بهره‌گیری از ظرفیت‌های دیپلماسی عمومی و تقویت پژوهش‌های میان‌رشته‌ای در حوزه رسانه و الهیات سیاسی تأکید کرد. وی نقش خبرگزاری‌ها و رسانه‌های تخصصی را در این مسیر بسیار کلیدی، پیشگام و راهگشا ارزیابی کرد و ابراز امیدواری نمود که با تداوم این نشست‌های علمی، گام‌های بلندی در جهت تنویر افکار عمومی و خنثی‌سازی توطئه‌های نرم دشمن برداشته شود. نشست با جمع‌بندی دبیر جلسه، تشکر از سخنران و حاضران و تأکید بر استمرار این سلسله‌نشست‌های تخصصی به کار خود پایان داد.

انتهای پیام /