تأثیر متقابل فرهنگ‌ها و سبک زندگی شرق و غرب

به گزارش خبرگزاری تسنیم از شیراز، اسماعیل عسلی از پیشکسوتان عرصه رسانه استان فارس طی یادداشتی اختصاصی با عنوان «آن روز خواهد آمد» که در اختیار خبرگزاری تسنیم قرار داده، نوشت: 

گفت‌وگوی تمدن‌ها که در واکنشی خوش‌بینانه به روند واقعیت‌های بیرونی جهان پیشنهاد شده بود تحت تأثیر تقابل‌های اقتصادی و خصوصا نظامی و حاکمیت اقتصاد جنگ بر مناسبات سیاسی به محاق رفت. پرواضح است که جنگ تمدن‌ها نیز وقتی به عرصه‌های نظامی محدود شود، راه به جایی نخواهد برد، اما به نظر می‌رسد که جنگ نرم تمدن‌ها در آینده‌ای نه چندان دور به نقطه‌ای برسد که گفت‌وگوی تمدن‌ها آن را هدفگذاری کرده است. 

تصویری که از جنگ نرم تمدن‌ها می‌توان ارائه داد در واقع حاصل در هم تنیدگی تأثیر متقابل نمود‌های تمدنی است. وقتی که گرایش به معنویت در غرب افزایش می‌یابد و به موازات آن تنظیم زندگی با اعتقاد به رفاه بخشی محصولات غربی و بهره‌مندی از آنها در شرق، به گونه‌ای سبک زندگی تبدیل می‌شود، این احساس به وجود می‌آید که غرب و شرق در حال تاثیرگذاری متقابل بر روی یکدیگر هستند. 

واقعیت این است که از شعار جهانی و نوع‌دوستانه "همه چیز برای همه " چیزی در نمی‌آید، زیرا ظرفیت‌های فرهنگی در کشور‌های گوناگون، یکسان نیستند و نظام‌های سیاسی هم که اساس آنها بر تمامیت خواهی و تقابل با سایر نظام‌ها بنیان گذاشته شده به سادگی تن به چنین فرمول فطرت پسندی نمی‌دهند.

شاید کسانی که با جنگ و اقتصاد جنگی میانه‌ خوبی ندارند، طرفدار پر و پا قرص " همه چیز برای همه " باشند، اما دورنمای تحقق چنین شعاری که به نوعی آخرالزمانی هم به نظر می‌رسد، چندان روشن نیست. 

البته کسانی که به هوش مصنوعی برای مدیریت منابع امید بسته‌اند تصور می‌کنند اگر اطلاعات لازم در خصوص منابع از یک سو و نیاز‌های انسانی از سوی دیگر به هوش مصنوعی داده شود و از او بخواهند که بین منابع موجود در کره خاکی و نیاز ها‌ی انسانی با توجه به دورنمای جمعیت طرحی ارائه دهد که تمامی زیستمندان بر روی کره خاکی بتوانند با صلح و صفا از آنها بهره‌مند شوند، شاید راهی برای نقطه پایان گذاشتن بر جنگ وجود داشته باشد ولی مسأله این است که تکنولوژی هوش مصنوعی در اختیار کشور‌هایی است که تمام توجه خود را به اقتصاد جنگ معطوف کرده‌اند از این رو با اینگونه نگاه‌های آخرالزمانی و خوش‌بینانه نمی‌توان دورنمای امید بخشی برای آینده بشریت ترسیم کرد. 

ناگفته پیداست که جنگ نرم تمدن‌ها خیلی وقت است کلید خورده و تعامل‌های زیرپوستی زیر سایه گردشگری، تجارت و هنر و حتی گاهی سیاست عملاً در حال انجام است. حتی گروه‌های سلفی و داعش هم که در گذشته‌های دور متوقف شده‌اند خود را بی نیاز از دستاورد‌های تکنولوژی نمی‌دانند. 

در ماجرای جنگ نرم تمدن‌ها باید یک واقعیت را پذیرفت و آن این که تمدنی که شکل تکامل یافته آن در غرب قابل مشاهده است محصول تعامل و تأثیرپذیری تمدن‌ها از یکدیگر است و این گونه نیست که نتوان رد پای تمدن مصر، چین، ایران، هند و بین النهرین را در تمدن غرب دنبال کرد.

واقعیت این است که تمامی تمدن‌ها به‌گونه‌ای مدیون یکدیگر هستند، زیرا وجه مشترک همه آنها این است که انسان‌های بزرگ در تمامی تمدن‌ها نقش اول را ایفا کرده‌اند.

اساساً انسان‌های بزرگ اعم از پیامبران، دانشمندان و هنرمندان خود را متعلق به جغرافیایی خاص نمی‌دانند. این که گالیله ایتالیایی است موجب نمی‌شود که ما به نیروی جاذبه اعتقادی نداشته باشیم و ایرانی بودن زکریای رازی هیچ پزشکی را در هیچ کجای جهان در استفاده از الکل برای امور پزشکی بی‌نیاز نمی‌کند و پیامبران هم از این قاعده مستثنی نیستند.

با وجود تمامی پلشتی‌ها که جنگ مصداق بارز آن است، بالاخره روزی اکثریت انسان‌ها از روی درک ضرورتی انکارناپذیر که آنها را به همزیستی مسالمت‌آمیز دعوت می‌کند با هدایت فطرت به تمامی مظاهر ستیزه‌جویی و تفاخر و جنگ‌طلبی پشت خواهند کرد تا در سایه‌ گونه‌ای همگرایی انسانی، زندگی مبتنی بر تعامل و سازگاری و رواداری را بنیانگذاری کنند.

بی‌تردید، آن روز خواهد آمد.

انتهای پیام/424