مخالفت با توسعه معنایی انتقام غلط است
- اخبار ویژه نامهها
- اخبار حوزه و روحانیت
- 04 آبان 1405 - 15:32
به گزارش خبرنگار حوزه و روحانیت خبرگزاری تسنیم، دکتر زهرا داورپناه، عضو هیأت علمی پژوهشکده زن و خانواده در نشست هماندیشی «دلالتها و معانی انتقام» که به همت رسانهی رحابانو در مرکز مطالعات راهبردی تسنیم برگزار شد، گفت: خونخواهی دامنه وسیعی در ادبیات دینی و شیعی دارد؛ زیرا نفس انسانی بسیار محترم است؛ از طرفی حیات، امری از جانب خداوند است و تنها کسی که اجازه قطع آن را دارد نیز، خود او است از این رو ادیان توجه ویژهای به قتل نفس بدون اذن الهی دارند و این فارغ از جایگاه اجتماعی سیاسی افراد است.
وی با تأکید بر اینکه خون به ناحق ریخته شده، برای صاحبان آن حقی ایجاد میکند، افزود: در بحث انتقام رهبر شهید انقلاب و شهدای جنگهای اخیر، نگرانیهایی وجود دارد که به جا است؛ اما باید دانست که گسترش مفهوم انتقام، از مفهوم رایج آن (کشتن قاتل) به دامنهای گستردهتر، نگرانی ندارد؛ ما با تقلیل مفهوم خونخواهی رهبر شهید (مانند برداشتن تحریمها یا آزادسازی دارایی بلوکهشده کشور در ازای آن) یا جابهجایی آن به معنایی دیگر (به معنای تهی و پوچ کردن) مخالف هستیم ولی مخالفت با توسعه معنایی و تدقیق انتقام غلط است.
ویژگیهای انتقام
عضو هیأت علمی پژوهشکده زن و خانواده تأکید کرد: انتقام ما مادی نیست؛ یعنی در عین اصرارمان بر تقاص پس دادن قاتلان، میدانیم که با صرف قتل آنان که پستترین موجودات روی زمین هستند، انتقام شریفترین انسانها گرفته نمیشود و آرمان ما ناتمام است تا زمانی که امام زمان(عج) ظهور کنند. اخراج امریکا از منطقه، آزادی فلسطین و برچیده شدن سیطره فرهنگ غربی از جهان نیز تا حدی انتقام خون شهدای ما است چون تحت تأثیر قرار گرفتن زندگیهای ما توسط فرهنگ غرب، مانند این است که هر روز دارند از ما خون میریزند؛ تاریخ استعمار بلایی سر دنیا آورده است که فقط خدا میتواند تقاص آن را بگیرد.
داورپناه خاطرنشان کرد: انتقام ما در عین حال که بسندگی ندارد، ناامیدی و غمگینی و خشم (به معنای حذف عقلانیت) نیز ندارد؛ چنانکه میراث دینی ما میگوید، غایت عالم، عدل است و زندگی واقعی بشر بعد از ظهور حضرت حجت(عج) آغاز میشود؛ میراث رهبر شهید برای ما هم، امید و شادی است بنابراین روح ایرانی به عنوان نماینده حق، نمیتواند و نباید خموده باشد.
سطوح انتقام
وی سطح شخصی را نخستین سطح انتقام برشمرد و گفت: در این سطح، تکتک اشخاصی که در به شهادت رساندن رهبر ایران مشارکت داشتند، شریک جرم هستند و باید تاوان پس دهند؛ از کشته شدن گرفته تا تهدید و…، هر کدام از ما هر کاری از دستمان برمیآید باید در این راستا انجام دهیم؛ از ساخت انیمیشنهای انتقام توسط هنرمندان گرفته تا جمعآوری طلا توسط بانوان به عنوان پاداش کشتن قاتلان رهبر انقلاب.
استاد دانشگاه در تبیین سطح حقوقی انتقام ابراز کرد: با اینکه این اتفاق، بسیار بزرگ و وحشتناک بود ولی متأسفانه حقوقدانان ما در مجامع بینالمللی خوب پیگیری نمیکنند و انتقام را به دولت واگذار کردهاند؛ دولت هم که انقدر سرش شلوغ است، نمیتواند از همه ظرفیتها برای انتقام استفاده کند. طبق بیانات رهبر شهید، خود وجود و دوام آوردن ما مقابل دشمن، پیروزی است زیرا او به دنبال نابودی ما بود و موفق نشد بنابراین هر کاری به حفظ و بقا و قدرت جمهوری اسلامی و روان شدن زندگیمان کمک کند، انتقام است؛ هر کاری که به تکثیر خامنهایها، پیگیری آرمانهای ایشان و توسعه ایران بینجامد.
حد و مرز انتقام
داورپناه درباره حد و مرز انتقام تصریح کرد: در جنگ 12 روزه که رهبر شهید انقلاب در قید حیات بودند، فرمودند «ما نه فقط از ترور فرماندهان و دانشمندانمان بلکه از اینکه دشمن به خود جرأت داده به آسمان ما تجاوز کند، هم نمیگذریم»؛ این یعنی مطالبه حداکثری انتقام؛ ما از لحاظ آسیبپذیری در سطح غزه نیستیم که راحت با متجاوز کنار بیاییم؛ 50 سال است انقلاب کرده و ساختار سیاسی نظامی داریم؛ امنیت و استقلالمان ساده به دست نیامده است که ساده از آن بگذریم. بنابراین حتی اگر فقط حمله به ناو دنا یا میناب بود، باز هم برای ما گران و غیرقابل گذشت بود چه رسد به اینکه در نقاط مختلف کشور و شخصیتهای متعدد، مورد تجاوز قرار گرفتهاند.
چرا ما حق انتقام داریم؟
وی در توضیح دلایل برخورداری مردم ایران از حق انتقام گفت: اولاً شخص حقیقی آیتالله سیدعلی خامنهای به عنوان یک مبارز و هم مؤسس جمهوری اسلامی که به طرق مختلف در این راه بها داده است، فقیه، عالم عارف و… برای ما مهم است (حتی اگر فقط یک روحانی محبوب بودند و نه رهبر)، دوماً اهمیت شخصیت حقوقی ایشان است؛ وقتی مردم یک کشور با یک نظام و فرآیند عقلانی پذیرفته شده، کسی را به عنوان رئیس انتخاب کردهاند، کسی حق ندارد بگوید نه درست نیست و به هر نحوی اقدام به حذف او کند؛ حتی اگر این انتخاب، غیرمنطقی به نظر برسد، اجازه تهدید، توهین، ترور یا هر اقدامی را ندارند آن هم از یک کشور دیگر!
عضو هیأت علمی پژوهشکده زن و خانواده اظهار کرد: بنابراین دزدیدن مادورو به لحاظ حقوقی یک اقدام وحشتناک و غیرقانونی بود. حتی احمدالشرع با اینکه یک تکفیری بود ولی حالا چون رئیس یک کشور (سوریه) محسوب میشود، به لحاظ حقوق عرفی به سازمان ملل میرود و کسی کاری به او ندارد زیرا به لحاظ حقوقی، چنین تجاوز و تعدیای، مسخره کردن کل حقوق و نظامات بینالملل و مایه ننگ است. سومین دلیل نیز، نمایندگی سیاسی است؛ هر مقام رسمی (از جمله رهبر و رئیس جمهور) در هر کشوری، نمادی از همه آن ملت است از این رو ترور رهبر یعنی تجاوز به همه ملت و کشتن و نقض مصونیت همه آنان.
توسعه مفهوم انتقام یا غفلت از ظرفیتهای آن؟
داورپناه با تأکید بر اینکه انتقام همواره دقیق و متوجه دشمن است، نه خودیها افزود: هر کسی در این مسیر سر راه ما قرار گرفت، نباید با او درگیر شویم و خشم و انرژی خود را خرجش کنیم. رهبر شهید فرمود «آمریکا دارد از ما انتقام میگیرد»؛ این یعنی ما خود را آسیبدیده و قربانی نبینیم؛ مظلوم هستیم ولی این ما بودیم که مقابل استکبار برخاستیم، انقلاب کردیم و حالا استکبار دارد انتقام این مقاومت را میگیرد. همچنین فرمود «از وجوه انتقام سلیمانی، شکستن هیمنه استکباری آمریکا و اخراج آمریکا از منطقه است»؛ این شکستن هیمنه به هر طریقی میتواند باشد؛ هر کس در علم، تخصص یا هنر خود عالی باشد، خودش یک سیلی انتقام به آمریکا است.
وی با اشاره به توصیه رهبر شهید به مسئولان برای قوی شدن (تا طمع دشمن رفع شود)، عدم اعتماد به دشمن و حفظ اتحاد ملی یادآور شد: رفع تحریمها دست دشمن ولی خنثی کردن آن دست ما است؛ در هر جا و مسئولیتی که هستیم از خانمهای خانهدار تا کارمندان، اندیشمندان، مسئولان کلان و…، قوت و قدرت ایجاد کنیم.
عضو هیأت علمی پژوهشکده زن و خانواده تصریح کرد: عدهای میگویند آنقدر مفهوم انتقام را گسترده کردهاید، که حتی از تقاص جا ماندهاید؛ چرا باید آنقدر واکنش ضعیف داشته باشیم که اسرائیل بگوید کشتن رهبر ایران هزینهای نداشت؟ باید گفت نگرانی از اینکه انتقام از معنای خودش خالی شود، درست و مهم است؛ ولی این را هم جدی بگیریم که عرصه انتقام آنقدر تنگ نشود که کسی جز نیروهای مسلح در آن باقی نماند و ما مردم فقط تماشاچی باشیم! این غفلت کردن از ظرفیتهای انتقام است که مطابق با آموزههای شیعه نیست.
ابزارهای بیان حق را گسترش دهیم
داورپناه خاطرنشان کرد: متأسفانه آیه خبر فاسق اصلاً برای ما درونی نشده است؛ ادعای «هزینه نداشته کشتن رهبر»، خبر فاسق است و پذیرفتن آن مورد مذمت قرآن است چراکه بخشی از جنگ روانی دشمن محسوب میشود. از طرفی نمیشود مانند آنها دائماً تهدید و ترور داشته باشیم (که قطعاً فقط متوجه مجرمان و دشمنان است)، بیش از پیش متهم به تروریسم میشویم. به عقیده من، بسیاری از کسانی که عملکرد نظام در موضوع انتقام را نقد میکنند و سلبی حرف میزنند، ادبیات ایجابی و پیشنهادی ندارند؛ میگویند ترامپ را میکشیم ولی به عواقب و تبعاتش فکر نمیکنند. ما برای بیان حق و گرفتن حق، به ابزارهای بیان بیشتری نیاز داریم؛ از جمله واژهسازی که رهبر شهید هم خودشان انجام دادند و هم بر آن تأکید داشتند. دشمن زبان روان دارد و با تعابیر مختلف ما را تهدید یا متهم میکند در حالی که نخبگان ما از واژهسازی غافل هستند.
خبرنگار: زهرا شریعتی
انتهای پیام/