جفری ساکس: دوران استراتژی آمریکا و اسرائیل علیه ایران در منطقه تمام شد

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم، در ادامه تحلیل‌های محافل منطقه‌ای و بین‌المللی درباره جنگ منطقه‌ای و ادامه تنش‌ها، «جفری ساکس» اقتصاددان آمریکایی و استاد دانشگاه کلمبیا و مشاور ارشد شبکه راه‌حل‌های توسعه پایدار سازمان ملل متحد برای خاورمیانه و آفریقا، در مقاله‌ای تحت عنوان «چگونه جنگ افروزی آمریکا و اسرائیل را متوقف کنیم»، به بررسی عواقب جنگ‌هایی که آمریکا و رژیم صهیونیستی به راه می‌اندازند، پرداخت. شرح این مقاله که توسط الجزیره منتشر شد به شکل زیر است:

جنگی که اسرائیل و ایالات متحده علیه ایران در 28 فوریه آغاز کردند، در حال حاضر در حالت سکون است، نه پایان. عملیات‌های جنگی عمده متوقف شده، دیپلماسی متوقف شده و هر دو طرف در حال آماده شدن برای دور بعدی هستند. برای درک اینکه چرا جنگ به زودی از سر گرفته خواهد شد، باید انگیزه‌های دو طرفی را که آن را شعله‌ور کردند، درک کنیم.

آمریکا و اسرائیل در توهم زندگی می‌کنند

هیچ‌کدام صلح نمی‌خواهند: اسرائیل به دنبال هژمونی بر منطقه است و ایالات متحده به دنبال حفظ سلطه جهانی خود. همین دو هدف به تنهایی کافی است تا نشان دهد که هر دو طرف در دنیایی از توهمات زندگی می‌کنند.

مقامات سیاسی اسرائیل به این نتیجه رسیده‌اند که بقای اسرائیل به برتری نظامی آن بر جهان عرب و به تسلیم یا نابودی دائمی مردم فلسطین بستگی دارد. این اعتقاد نوعی جنون جمعی است، اما دکترینی است که بر سیاست اسرائیل حاکم شده و سران آن هرگز اعتقادی به صلح نداشته‌اند و ندارند.

در طرح صلح اعراب در سال 2002، کشورهای عربی به اسرائیل پیشنهاد عادی‌سازی کامل روابط را در ازای تأسیس یک کشور فلسطینی در مرزهای 1967 دادند و این پیشنهاد همچنان روی میز است.

اما صلح را نمی‌توان نه بر اساس نسل‌کشی در غزه، و نه بر اساس نفرت از مردم فلسطین و تلاش برای ریشه‌کن کردن آنها از سرزمینشان بنا کرد. با این حال، این مسیری است که بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل انتخاب کرده و آشکارا به همراه شرکایش از ائتلاف راست افراطی خود از جمله ایتمار بن گویر و بزالل اسموتریچ، که دین را برای خدمت به نفرت و قتل تحریف می‌کنند، در حال تبلیغ آن است.

در همین حال، ایالات متحده درگیر قدرت رو به زوال خود بوده و بیش از 70 سال است که ایران در راس اهداف آمریکا قرار دارد؛ به ویژه از سال 1979 که مردم ایران رژیم شاه را سرنگون کرده و نظام مورد نظر خود را روی کار آوردند و به این ترتیب از هژمونی آمریکا رها شدند.

راز خشم چهل ساله آمریکا از مردم ایران

از آن زمان آمریکا هرگز ایران را به خاطر رهایی از هژمونی ایالات متحده نبخشیده است و به همین خاطر از جنگ خونین رژیم صدام علیه ایران در دهه 1980 حمایت کرد و پس از آن 4 دهه جنگ اقتصادی، عملیات‌های خرابکارانه مخفی، حملات سایبری و تروریستی و سایر اقدامات مخرب را ضد این کشور انجام داد.

در همین راستا دونالد ترامپ، رئیس جمهور کنونی آمریکا در سال 2018 توافق هسته‌ای سال 2015 که میان دولت دموکرات ایالات متحده با ایران امضا شده بود را پاره و در ژوئن 2025 به تاسیسات هسته‌ای این کشور حمله کرد. آمریکا همچنین در فوریه امسال مستقیماً به جنگ آشکار اسرائیل علیه ایران پیوست که تبدیل به یک جنگ گسترده شد.

حساسیتی که واشنگتن نسبت به ایران پیدا کرده، به خاطر ایستادن این کشور مقابل هژمونی آمریکاست. زبیگنیو برژینسکی در کتاب خود، *صفحه شطرنج بزرگ* (1997)، ایران را به عنوان یکی از پنج «محور ژئوپلیتیکی» طبقه‌بندی کرد - کشورهایی که اهمیت آنها نه در قدرت ذاتی آنها، بلکه در موقعیت مکانی آنها نهفته است. به ویژه اینکه ایران مشرف به خلیج فارس و تنگه هرمز است.

حماقت آمریکا علیه ایران و نشانه‌های تشدید جنگ منطقه‌ای

برژینسکی نوشت که یک اتحاد «ضد هژمونیک» متشکل از چین، روسیه و ایران تنها در صورتی می‌تواند ظهور کند که «کوته‌فکری ایالات متحده به نقطه‌ای برسد که هم چین و هم ایران را دشمن خود کند» و واشنگتن پیش از این به آن نقطه کوته‌بینی و بی‌ملاحظگی رسیده است.

در مرحله کنونی، نشانه‌های جنگ مجدد قابل لمس هستند. پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا اخیراً برای گفتگو در مورد از سرگیری جنگ به تل آویو سفر کرده بود و رسانه‌های اسرائیلی در مورد احتمال آغاز دوباره درگیری‌ها صحبت می‌کنند. در این میان کاخ سفید اعلام کرده که آمریکا قبل از انتخابات میان دوره‌ای سوم نوامبر به ایران حمله نخواهد کرد.

از سوی دیگر، انتخابات پیش روی اسرائیل در 27 اکتبر آتش تنش و درگیری را شعله‌ورتر می‌کند و در 18 اکتبر، ترامپ حمایت آشکار خود را از نتانیاهو اعلام کرد و گفت اگر نتانیاهو در رأس قدرت باشد، آمریکا ماموریت خود علیه ایران را تمام خواهد کرد.

در همین حال در 21 اکتبر، نتانیاهو در یک گردهمایی انتخاباتی در دیمونا (محل رآکتوری که اسرائیل مخفیانه زرادخانه هسته‌ای خود را در آن ساخته بود)، اعلام کرد که تنها راه پایان دادن به تهدید ایران، سرنگونی نظام این کشور است و او به ارتش، موساد و سرویس‌های امنیتی دستور داده است که این کار را انجام دهند.

آمادگی بالای ایران و درس بزرگی که اعراب باید از جنگ اخیر گرفته باشند

اما در مقابل، ایران نیز در آمادگی کامل دارد و مقامات این کشور دکترین نظامی جدیدی را اتخاذ کرده‌اند که شامل حملات پیشگیرانه ضد دشمن و نیز حمله به پایگاه‌های آمریکا در کشورهای عربی است که از آنها در حمله علیه ایران استفاده می‌شود.

ایرانی‌ها همچنین هشدار می‌دهند که از سرگیری جنگ، جهان را در یک بحران بزرگتر انرژی فرو خواهد برد؛ به ویژه اینکه حملات به کشتی‌ها در تنگه هرمز در این ماه به اوج جدیدی رسید.

این واقعیتی است که جهان عرب، به ویژه کشورهای خلیج فارس، با آن روبرو هستند: پایگاه‌های آمریکایی پراکنده در سراسر کشورهای خلیج فارس، امنیت را در این کشورها به ارمغان نیاورده‌اند؛ بلکه کشورهای میزبان را به اهداف حمله تبدیل کرده‌اند.

علاوه بر آن، کشورهای عربی امروز مقابل چشم خود می‌بینند که استراتژی آمریکایی-اسرائیلی «تفرقه بینداز و حکومت کن» که ایران را به عنوان دشمن همیشگی منطقه به تصویر می‌کشید و از کشورهای عربی می‌خواست که ضمن پذیرش هژمونی اسرائیل، از قدرت آمریکا حمایت کنند، چیزی جز جنگ برای منطقه، زیان‌های اقتصادی برای خلیج فارس و قتل عام در فلسطین و لبنان به ارمغان نیاورده است.

کشورهای عربی به تسلیم مقابل آمریکا و اسرائیل پایان دهند

تنها راه برای متوقف کردن این دیوانگی این است که جهان عرب به ایالات متحده بگوید: بس است. کشورهای عربی باید اعلام کنند که هرگز هژمونی اسرائیل را نمی‌پذیرند، یک کشور مستقل فلسطینی ضروری است و امنیت منطقه‌ای از همکاری منطقه‌ای ناشی می‌شود، نه از واشنگتن.

کشورهای عربی همچنین باید به طرح دو دولتی و ایجاد یک کشور مستقل فلسطینی پایبند باشند تا فلسطینی‌ها حق تعیین سرنوشت خود را به دست بیاورند و اجازه ندهند که رژیم آپارتاید وحشی اسرائیل ادامه پیدا کند.

البته به نظر می‌رسد که کشورهای خلیج فارس تا حدی این واقعیت‌ها را درک کرده‌اند و به دنبال جلوگیری از جنگ هستند؛ جایی که قطر خواستار گفتگوی منطقه‌ای بین کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، ترکیه و پاکستان شد. قطر، پاکستان و عمان همچنین در طول جنگ کانال‌های ارتباطی با تهران را باز نگه داشتند.

این تلاش‌ها باید به یک چارچوب امنیتی منطقه‌ای دائمی شامل ایران، کشورهای خلیج فارس، مصر، ترکیه، عراق و پاکستان تبدیل شود. این چارچوب باید مبتنی بر عدم تجاوز متقابل، آزادی ناوبری و ایجاد منطقه‌ای عاری از سلاح هسته‌ای باشد که در نهایت باید اسرائیل را نیز شامل شود.

کشورهای عربی نفوذ بسیار بیشتری از آنچه تصور می‌کنند، دارند. اگر کشورهای خلیج فارس و همسایگانشان اعلام کنند که از سرزمین‌ها و حریم هوایی آنها در جنگ دیگری علیه ایران استفاده نخواهد شد و عادی‌سازی روابط با اسرائیل تا زمان تأسیس یک کشور فلسطینی از دستور کار خارج است، واشنگتن و تل‌آویو مجبور می‌شوند به سرعت مواضع خود را مورد تجدید نظر قرار دهند.

دوره استراتژی آمریکا و اسرائیل علیه ایران در منطقه تمام شده است

مردم آمریکا چنین اقدامی را تحسین می‌کنند، زیرا آنها از جنگ با ایران بیزارند و در کنار فلسطین ایستاده‌اند. امروز دوران استراتژی «تفرقه بینداز و حکومت کن» به رهبری آمریکا که ایران را به عنوان دشمن همیشگی جهان عرب به تصویر می‌کشید، به پایان رسیده است.

کشورهای عربی باید این موضوع را اکنون، قبل از شروع دور بعدی جنگ، اعلام کنند و بدین ترتیب راه را برای ساخت منطقه‌ای مملو از امنیت و صلح هموار کنند.

انتهای پیام/