این گرامی گوهر فر و هنر، این مهر ورجاوند، مادر ما شیرزن؛ ایران است
- اخبار فرهنگی
- اخبار ادبیات و نشر
- 03 آبان 1405 - 12:24
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، عباس باقری از چهرههای شاخص شعر انقلاب، از جمله شاعران برخاسته از سیستان است که هویت بومی، فرهنگ و طبیعت زادبوم خود را در پیوند با زبان و نمادهای شعری بازتاب داده است.
او در کنار پرداختن به باورهای دینی و ملی، با بهرهگیری از عناصر طبیعی و ظرفیتهای نمادگرایی، به بیان غیرمستقیم مفاهیم انسانی و اجتماعی در شعر پرداخته است.
چهرههای ادبی از باقری بهعنوان شاعری توانمند، اخلاقمدار و اثرگذار یاد کردهاند که با ماندن در زابل، افزون بر فعالیت ادبی، در پرورش و معرفی نسلهای جوان شاعران نیز نقش داشته است. به باور برخی منتقدان، شعر باقری از ظرفیت ارتباط با مخاطبان فراتر از جغرافیای بومی برخوردار است و شایسته توجه و بررسی بیشتر در عرصه ادبیات معاصر ایران است.
باقری در سروده تازه خود هم که برای انتشار در اختیار خبرگزاری تسنیم قرار گرفته، از ایران گفته است.
در ادامه اینسروده را میخوانیم:
ایران
یاوه میبافد بدی
باتیغ کند فتنه درمشتاش
این که اما با کتاب و فر و فرهنگ و قلم میآید از تاریخ درس آموز یزدان است.
هرکه میداند... بزرگا، آفرینا
تخمهی دانا!
ورنه بنشیند به بال حضرت سیمرغ وپلک هوش بگشاید
آسمان اینجا
فروغش نذر میدانها
کهکشان شیریاش هر شامگاهان
درگذر از هفت خان فتنه
آغوش خیابان است
پرچماش
نخل بلند صبح فرمندان
دامناش
گهوارهی خورشید
هیبتاش
فرخندهفر
ازپهنهی بی مرگ آذربادگان
تا تنگهی هرمز
خیز و جستاش
چون سماع مولوی سرفصل عرفان است
دایهی اسطوره است این دیرزی
نام آور نستوه
این بالندهی بشکوه
بر فراز قلههایش
آذرخش: آتشگه جاوید
ابر
پیغام آور امید
رعد:
دف زن
با سر انگشتان ایزدبانوی ناهید...
زن، اگر در رزم میجویی
پس از گردآفرید و
گوهران در صدف رخشا
زین خجسته بوم وبر، بربام شو
بنگر:
زن
دراین شبزار پرافسانه و افسون
چراغش
چشم بیدار پلنگان دماوند است.
سرفرازا زن!
شگفتا کاویان مردم!
کاوههایی
دشمن آژی دهاک گول سردرگم
سفرههاشان
گرچه از آز و سیه کاری دونان
بی خورشت و سرد
اما
آتش فردایشان درجان
تیر عزم آرشی مردانشان،
درچلهی ایمان
مشتهاشان
پتک مسگرهای سیوستان
که برسندان
اخگر فریادهاشان
معنی مانا وطن تا روز ستاخیز...
هان...!
اگر آیین اقیانوس میخواهید
ازاین چشمهی روشن
بنگرید اینک:
مردمی را هر کدام الوند
ریشهی اندیشههاشان
خورده با البرز و تفتان و دنا پیوند
یک به یک
یعقوب لیث وسورن وسام نریمانند...
جانفدایانند
چون ستارخان و یوز تنگستان
سربدارانند
چون گندآوران باشتین و توس
و نیشابور
قصه گوشان حکمت است و
راویانشان:
بادهای سرفروناورده درمرداب
آری...آری
این گرامی گوهر فر و هنر
این مهر ورجاوند
مادر ما
شیرزن کی دخت هفتاد و دو
پشتاش، شوکت اقوام:
ایران است
که اینک
اینک
درخلیج پارس
هرموجابهاش
ارابه گردان سپاهی از نهنگانست.
عباس باقری - زابل
انتهای پیام/