دانشگاه باید پل تمدنی ایران در جهان امروز باشد
- اخبار فرهنگی
- اخبار اندیشه
- 02 آبان 1405 - 13:31
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، مسعود فراستخواه استاد برنامهریزی توسعه آموزش عالی در نشست علمی با موضوع بازتعریف مفهومی ماموریت دانشگاهها و موسسات آموزش عالی که در بستر فضای مجازی برگزار شد، به موضوع مسئله ایران و مسئولیت دانشگاه پرداخت و بر ضرورت تبدیل دانشگاه به کانون تولید سرمایه اجتماعی، مشروعیتسازی حکمرانی و کاهش شکافهای نسلی و سرزمینی تأکید کرد.
فراستخواه با تاکید بر اینکه دانشگاه هم راهحل است و هم بخشی از مسئله، بیان داشت: کار دانشگاه تنها بازآفرینی مداوم دانش، تربیت نسلهای جدید متخصص، نوآوری در علم و فناوری، یا مشارکت در مرزهای جهانی دانش نیست، بلکه دانشگاه باید برای اکنونِ ایران مهم باشد، زیرا ایران در سالهای اخیر با فرسایش سرمایههای اجتماعی، چالش مشروعیت حکمرانی، و مخاطره معنای تمدنی در عرصه جهانی روبهرو بوده است.
وی با بیان اینکه دانشگاهها میتوانند نهادهای مشروعیتساز و مشروعیتستان باشند، بیان داشت: وقتی درباره دولت نتوان در حوزه عمومی سخن گفت، دولت اخلاقی نیست. از منظر مشروعیت هم که نگاه کنیم، مسئله پیچیدهتر است. دانشگاهها فضاهای اجتماعی مهمی در ایران هستند و سهم مهمی از فضاهای اجتماعی کشور را تشکیل میدهند. بنابراین میتوانند تولید ارتباط، تولید فضا، تولید سرمایههای فرهنگی و تولید سرمایههای نمادین کنند.
این استاد برنامهریزی توسعه آموزش عالی با اشاره به معنای تمدنی دانشگاه برای ایران اظهار داشت: ایران پیش از آنکه یک دولت باشد، یک کشور، یک تمدن، یک معنای فرهنگی و یک فلسفه زندگی بوده است. امروز معنای تمدنی ایران در جهان امروز در معرض مخاطره است و درکی که از ایران و عملکرد ایران وجود دارد، با معنای تمدنی ایران ارتباط پیدا میکند. بنابراین دانشگاهها باید از جهت معنای فرهنگی و اهمیت اجتماعی که میتوانند داشته باشند، مورد توجه قرار گیرند.
فراستخواه با تاکید بر اهمیت جمعیتشناختی دانشگاهها خاطر نشان کرد: دانشگاهها یک مسئله جمعیتی برای ایران هستند و یک راهحل جمعیتی هم محسوب میشوند، چرا که هر سال حدود یک میلیون دانشآموز از مدرسه به دانشگاه منتقل میشوند و بیش از سه میلیون دانشجو در پردیسهای دانشگاهی کشور تحصیل میکنند. این شبکه جمعیتی، پنجرهای از تنوعات سرزمینی ایران را در اختیار دانشگاه قرار میدهد.
وی با اشاره به حضور نزدیک به صد هزار عضو هیئت علمی در دانشگاهها بیان داشت: این افراد نمونهای معنادار از نخبگان علمی کشورند که در دانشگاه با نسل آینده در ارتباطاند، دانشگاه محل تلاقی نسلهاست، در زمانهای که جامعه ایران دچار تنهایی، شکافها، جداییها و فاصلههای نسلی شده است. بیش از یکچهارم جمعیت ایران دانشآموخته دانشگاه است، بنابراین بدنه اصلی جامعه مدنی، جامعه صنفی، رسانهها، روزنامهنگاری و سازمانهای مردم نهاد تا حد زیادی از دانشگاه یا از میان دانشآموختگان دانشگاهی تأمین میشود.
فراستخواه با تاکید بر اینکه کیفیت دانشگاه مستقیما بر کیفیت انسان ایرانی، کیفیت ساختارها و کیفیت حوزه عمومی اثر میگذارد، افزود: دانشگاه میتواند به تقویت سیستمهای هشدار ملی، یادگیری اجتماعی و گفتوگوی ملی کمک کند. جامعه مدنی اندامهای حسی و هوشمندی هستند که در مجموع یک اکوسیستم هوشمندی برای سرزمین ایجاد میکنند و دانشگاه بر کموکیف این اکوسیستم اثر میگذارد.
وی در بخش دیگری از سخنان خود به مهارتهای مورد نیاز آینده کار اشاره کرد و اظهار داشت: بر پایه گزارش بنده، مشاغل نزدیک به نیمی از مهارتهای مورد نیاز برای مشاغل آینده، مهارتهای امروزی نخواهند بود، مهارتهایی مانند تفکر تحلیلی، تابآوری به مثابه یک مهارت ذهنی و شخصیتی، چابکی و انعطافپذیری، مهارتهای رهبری و سازماندهی گروه، تفکر انتقادی، سواد آینده، درک پیچیدگی و زیستن در عدم قطعیت، خودانگیزی و کار خلاق با هوش مصنوعی و کلاندادهها، و توانایی تقلیل و مسئلهیابی در میان انبوه دادهها است.
فراستخواه افزود: رسالت دانشگاه تربیت نیروی انسانی در سطح عالی با ترکیب دانش پایه و مهارتهای پیشرفته است، نه صرفا تولید مقاله و رتبه، چرا که وقتی به ستاندههای نهایی دانش و نوآوری میرسیم، رتبه کشور در شاخصهای کاربردی و اثرگذار بر زندگی و رفاه اجتماعی چندان مطلوب نیست، اما ما در تولید مقاله و برخی شاخصهای نشر وضعیت نسبتاً خوبی داریم، اما در تبدیل دانش به بهبود کیفیت زندگی، حل مسائل و رفاه اجتماعی عقبتریم.
وی با اشاره به ایرانیان دور از وطن بیان داشت: بخش مهمی از جمعیت چند میلیونی ایرانیان دور از وطن که حدود نه تا ده میلیون نفر برآورد میشود، دانشگاهی هستند و کموبیش با بدنه دانشگاه مستقیم و غیرمستقیم هنوز ارتباط دارند، از همین رو دانشگاه میتواند مهمترین نهادی باشد که ارتباط با این ایرانیان دور از وطن را حفظ کند. اگر قرار باشد ایران وارد باشگاههای اقتصادی جهان شود، در زنجیرههای ارزش منطقه و جهان مشارکت کند و به جای جهانستیزی، جهانداری و تعاملات بینالمللی را دنبال کند، بخش مهمی از این ارتباطات در سطح دانشآموختگان دانشگاهی خواهد بود.
این استاد برنامهریزی توسعه آموزش عالی با انتقاد از وضعیت دانشجویان بینالمللی در ایران گفت: کمتر از یک درصد دانشجویان کشور بینالمللی هستند که به لحاظ کمی وضعیت اسفناکی است و به لحاظ کیفی نیز مشکلات زیادی وجود دارد، از کشورهای خاصی هستند و نمیتوانیم بهخوبی با آنها ارتباط بگیریم، گاهی برای مسائل سادهشان مشکلات آییننامهای دارند. اگر سیاستهای موجود و نگاههای موجود ایدئولوژیک و ساختارها اجازه دهند، توسعه کمی و کیفی دانشجویان بینالمللی در ایران میتواند دانشگاه را به کانون تعامل ایران با جهان تبدیل کند.
فراستخواه با اشاره به نقش اجتماعات علمی خاطر نشان کرد: دانشگاهیان مولد اجتماعات علمی کشور هستند، علاوه بر سازمان دانشگاه بهعنوان یک ارگانیزیشن و آکادمی، نهادهای دیگری مانند انجمنهای علمی تخصصی در رشتههای مختلف، نشریات علمی و شبکههای علمی وجود دارند که میتوانند اجتماعات سیاستی ایران را توسعه دهند. اجتماعات علمی میتوانند کارآفرینان خطمشی بشوند، واسطههای موثری برای حل مسائل کشور بشوند، تصویرگرهای مهمی بشوند، افقگشایی کنند، جستارگشایی کنند، مسئلهگشایی کنند، آشناییزدایی کنند، تولید ارتباط، تولید فضا و تولید محتوا کنند، سرمایه اجتماعی ایجاد کنند و از همه مهمتر به پالیسی کامیونیتی تبدیل شوند.
وی با تاکید بر اینکه اجتماعات سیاستی میتوانند روی میز سیاستگذار یک دستور کار قرار دهند، اظهار داشت: اجتماعات علمی و حلقههای سیاستی هستند که گفتمان تولید میکنند، صدا تولید میکنند، توجیهات اجتماعی و منطقی برای جامعه و افکار عمومی ایجاد میکنند، فشار اجتماعی و فشار دانش ایجاد میکنند تا بتوانند روی میز سیاستگذار یک مسئله ملی یا بینالمللی قرار دهند و به ناگزیر سیاستگذار به آن بپردازد و گزینههای سیاستی مطرحشده را بررسی کند و نهایتا اتخاذ تصمیم کند.
این استاد دانشگاه با اشاره به نقش دانشگاهیان بهعنوان کنشگران مرزی بیان داشت: دانشگاهیان میتوانند واسطههای سیاستگذاری، افقگشا، مسئلهگشا و هشداردهندگان ملی باشند، اما وقتی کنشگران مرزی شکست بخورند، هشدار بزرگ سرزمینی است و فضای کشور به سمت آشوب میرود.
فراستخواه با برشمردن نشانههای نگرانکننده وضعیت کنونی دانشگاهها گفت: ارزش اقتصادی مدارک دانشگاهی روزبهروز در حال کاهش است، نسبت اشتغال دانشآموختگان در دهکهای نهم و دهم درآمدی چند برابر دهک اول است و دانشگاه بهجای تحرک اجتماعی و کاهش نابرابری، گاه خود به تولید نابرابری دامن میزند. همچنین ارزش فرهنگی و اجتماعی مدارک تحصیلی در معرض کاستی قرار گرفته و هرچه دانشآموختهتر میشویم، ایرانیان ناراضیتر، محجوبتر و مهاجرتر میشوند؛ سالانه بیش از صدهزار دانشآموخته تصمیم به مهاجرت میگیرند.
استاد برنامهریزی توسعه آموزش عالی با انتقاد از سیاستهای نسنجیده و افراط وتفریطهای سیاستی در آموزش عالی افزود: دانشگاه اجتماعی نشده است، زیرا قدرت ابتکار، خلاقیت، آزادی و استقلال از آن گرفته شده تا بتواند با جامعه ارتباط موثر برقرار کند و پاسخگویی اجتماعی داشته باشد. ستانده نهایی دانش دانشگاه نمیتواند به داد کشور برسد؛ رتبه نهایی و نهادی دانش و نوآوری در کشور ما در جهان چندان مطلوب نیست.
وی با اشاره به برنامه هفتم توسعه خاطر نشان کرد: در برنامه هفتم تعریف کردهاند که رتبه نوآوری از صدوسیویکم به چهلودوم برسد، اما برنامه هفتم بهخودیخود در هوا اجرا نمیشود، برنامه یک کانتکس، بستر، ساختار، آمادگی سیاستی و پشتیبانی میخواهد. همچنین طرح نفوذ یک سیاست ضدملی است، نمیگذارد توسعه علمی و توصیه دانشبنیان در کشور اتفاق بیفتد.
فراستخواه با اشاره به سهم آموزش عالی از تولید ناخالص داخلی اظهار داشت: سهم آموزش عالی از تولید ناخالص داخلی کمتر از یک درصد است، در حالی که در کشورهای در حال توسعه موفق این سهم بسیار بیشتر است. همچنین در طول دهه نود، سهم آموزش از کل هزینههای خانوار پنجاه درصد و بلکه بیشتر تا گاهی شصت درصد کاهش یافته است، که این یعنی یک انتقال نسلی فقر را تجربه میکنیم، زیرا وقتی پدر و مادر نمیتوانند خرج آموزش بچهشان بکنند، آینده کشور تباه میشود.
فراستخواه با اشاره به نرخ ناخالص ثبتنام در آموزش عالی بیان کرد: نرخ ناخالص ثبتنام در آموزش عالی ایران حدود پنجاه تا شصت درصد است، در حالی که در ترکیه این رقم به صدوبیستوهفت درصد میرسد. وی با تاکید بر اینکه دو هزارم درصد تولید ناخالص داخلی برای کودکستان اختصاص مییابد، که این نشاندهنده نگاه هزینهای به آموزش است، نه نگاه سرمایهای؛ برای آیندهمان محافظت نمیکنیم.
این استاددانشگاه با اشاره به حضور پررنگ دختران در دانشگاهها اظهار داشت: نیمی از دانشجویان کشور دختراناند و پردیسهای دانشگاهی را از آن خود کردهاند، اما نرخ مشارکت اقتصادی زنان همچنان حدود چهارده تا شانزده درصد است، این پرسش جدی مطرح است که نتیجه تخصص و دانش و مهارتی که دانشگاه به این دانشجویان میدهد کجا میرود. همچنین جمعیت بلوچ، روستایی و زنان کرد روستایی کمتر از فرصتهای آموزش عالی بهرهمند میشوند، با وجود تلاشهای صورتگرفته، این گروهها همچنان از بازندگان نظام آموزش عالی هستند.
وی با اشاره به وضعیت زیست دانشگاهیان افزود: بخشی قابلتوجه از دانشگاهیان در موقعیتی از زیست نیستند که بتوانند برای مسائل و بحرانهای ایران کاری بکنند، زیست قدرت بهگونهای مستولی شده که دیگر نیازی به ابزار آشکار کنترل نیست. با این حال، هنوز هوشیارانی هستند که در دل ناامیدی امید دارند، ایران یک طرح ناتمام است که باید با پروژههای کوچکتر تمام شود، مثل با درس، پژوهش، ارتباطات، عضویت در نهادها و طرح سلسلهای از پروژهها، ایران را موضوع کار قرار دهیم، زیرا اگر ایران نباشد، همه بدبخت میشویم.
فراستخواه در پایان این نشست با استناد به تجربه تاریخی ایران پس از حمله مغول بیان داشت: ایران متوقف نشد چون ایرانیان جهانهای موازی ساختند، امروز نیز چاره، ساخت جهانهای موازی در دانشگاه است، جهانهایی که در آن کلاس، پژوهش، مجله و انجمن، به فضایی برای امید، یادگیری و مسئولیت ملی تبدیل شود. بنابراین، دانشگاه مهمترین پناهگاه این نسل و این سرزمین است و باید با تحمل در بحران، پاسخگویی اجتماعی و گفتوگوی کارشناسانه، هم هشدار دهد و هم راهحل بسازد.
انتهای پیام/