نگاهی به فیلم کوتاه «شبِ هول»؛ وحشت در سایه تاریخ و خرافه

خبرگزاری تسنیم - گروه فرهنگی: در میان آثاری که هر سال در جشنواره فیلم کوتاه به نمایش درمی‌آیند، تجربه تماشای فیلم در ژانرهای کمتر مورد توجه، یکی از اتفاقات متفاوت جشنواره است. به ویژه آنکه فیلمی در ژانر وحشت ساخته شده است. 

«شبِ هول»، داستانی درباره نصرت‌الملوک کاشانچی، نخستین پزشک زن کالبدشناس ایران است که در تهران سال 1327 برای انجام نخستین کالبدشکافی خود به سردخانه‌ای متروک فراخوانده می‌شود. با پیش رفتن شب، اتفاقات مرموزی در سردخانه رخ می‌دهد و او با ترس‌ها و خاطرات سرکوب‌شده گذشته‌اش روبه‌رو می‌شود.

این فیلم در ژانر وحشت ساخته شده است، اما با بهره‌گیری از برخی عناصر تاریخی و شخصیت‌های واقعی تلاش کرده پیوندی بین سینمای داستانی و مستند برقرار کند. بنابراین، یکی از اهمیت‌های این فیلم کوتاه را باید پیش از هر چیز در انتخاب ژانر و تلاش برای پیوند دادن ترس با یک موقعیت تاریخی و اجتماعی جست‌وجو کرد. 

شبِ هول، برای ایجاد ترس، سراغ مجموعه‌ای از عناصر آشنای سینمای وحشت می‌رود. زیرزمینی کم‌نور، موسیقی دلهره‌آور، فضای مرتبط با جسد و کالبدشکافی و استفاده از باورهای خرافی قدیمی، از همان ابتدا به مخاطب نشان می‌دهند که با روایتی معمولی مواجه نیست. عنوان فیلم نیز با ارجاع به یکی از باورهای عامیانه و خرافی، از ابتدا فضایی رازآلود می‌سازد و ذهن تماشاگر را برای مواجهه با ناشناخته‌ها آماده می‌کند.

این انتخاب‌ها به فیلم کمک می‌کنند تا در مدت‌زمانی کوتاه، فضای موردنیاز ژانر خود را شکل دهد. تاریکی و محدودیت محیط، در کنار موسیقی و نشانه‌های مرتبط با مرگ، حس ناامنی را به موقعیت داستانی تزریق می‌کنند. در شبِ هول، این عناصر بستری برای شکل‌گیری تعلیق فراهم می‌کنند و مخاطب را در انتظار اتفاقی پیش‌بینی‌ناپذیر نگه می‌دارند.

اما اهمیت فیلم صرفاً در تلاش برای ترساندن تماشاگر خلاصه نمی‌شود. در لایه زیرین داستان، مسئله‌ای اجتماعی حضور دارد که به تجربه زیسته زنان در جامعه مردسالار مربوط است. شخصیت نصرت‌الملوک کاشانچی، نخستین پزشک زن کالبدشناس ایران، در موقعیتی قرار می‌گیرد که برای پیشرفت حرفه‌ای خود باید آزمونی دشوار را پشت سر بگذارد. آنچه این موقعیت را معنادار می‌کند، این تصور است که آزمون پیش روی او صرفاً سنجشی برای ارزیابی توانایی علمی‌اش نیست، بلکه به عرصه‌ای برای مواجهه با موانع و محدودیت‌هایی تبدیل می‌شود که جامعه مردسالار بر سر راه زنان قرار می‌دهد.

در چنین بستری، ترس تنها از تاریکی زیرزمین، جسد یا رخدادهای رازآلود سرچشمه نمی‌گیرد؛ بخشی از آن در ساختار قدرت و مناسباتی ریشه دارد که شخصیت اصلی را وادار می‌کنند توانایی خود را در شرایطی دشوارتر از حد معمول اثبات کند. کما اینکه در لابه‌لای دیالوگ‌های کاراکترهای فیلم، این حقیقت به چشم می‌آید؛ به این ترتیب، موقعیت تاریخی فیلم ظرفیت آن را پیدا می‌کند که فراتر از یک داستان وحشت ظاهر شود و به بازنمایی فشارهای اجتماعی بر زنان نیز بپردازد.

این فیلم کوتاه، در شیوه روایت، بهره‌گیری از عناصر داستانی و طراحی میزانسن، ظرفیت‌های قابل‌توجهی از خود نشان می‌دهد. در فیلمی که بخش مهمی از تأثیرگذاری‌اش به ایجاد اضطراب و حفظ تعلیق وابسته است، میزانسن صرفاً چیدمان عناصر در قاب نیست، بلکه می‌تواند به عاملی برای کنترل اطلاعات، هدایت نگاه تماشاگر و تقویت حس ناامنی تبدیل شود. استفاده از فضای بسته و کم‌نور نیز زمانی اهمیت پیدا می‌کند که در ارتباط با موقعیت شخصیت و پیشرفت داستان قرار بگیرد، نه آنکه تنها نقش پس‌زمینه‌ای ترسناک را ایفا کند.

شبِ هول را می‌توان تلاشی برای استفاده از ظرفیت‌های ژانر وحشت در روایت یک موقعیت تاریخی و اجتماعی دانست. فیلم از یک سو با تکیه بر عناصر آشنای وحشت، مخاطب را به فضای دلهره‌آور خود وارد می‌کند و از سوی دیگر، با قرار دادن یک زن متخصص در مرکز داستان، امکان طرح پرسش‌هایی درباره مردسالاری، خرافه و دشواری اثبات توانایی‌های فردی را فراهم می‌آورد. اهمیت این تجربه بیش از آنکه صرفاً در انتخاب موضوعی متفاوت باشد، در تلاش برای پیوند دادن ژانر با مضمونی اجتماعی نهفته است. 

انتهای پیام/