دفاع فاطمی تا جانفدایی معاصر؛ بازخوانی مفهوم مسئولیت در برابر ولایت
- اخبار فرهنگی
- اخبار اندیشه
- 02 آبان 1405 - 08:17
به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در آستانه ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)، افکار عمومی و نخبگان دینی به واکاوی ابعاد نهان و آشکار زندگی کوتاه اما پربار بانوی دو عالم میپردازند. آنچه حضرت زهرا (س) را از یک شخصیت تاریخی صرف فراتر میبرد، «الگوی کنشگری» ایشان در حساسترین برهه تاریخ اسلام است.
خبرگزاری تسنیم، در گفتوگو با دکتر منیره سادات طباطبایی، استاد حوزه و کارشناس مسائل دینی، به بررسی پیوند میان شهادت حضرت زهرا (س) در دفاع از ولایت و خط سیر و اهداف گروههای جانفدای امروز پرداخته است.
اگر بخواهیم از ظاهر حوادث تاریخی عبور کنیم، مهمترین درسی که از دفاع حضرت زهرا(س) از ولایت امیرالمؤمنین(ع) میتوان گرفت چیست؟ آیا این دفاع صرفاً واکنشی به حوادث آن دوران بود یا بیانگر یک اصل بنیادین در اندیشه اسلامی است؟
در این مورد، مورخان سطحینگر، حوادث پس از رحلت پیامبر (ص) را صرفاً یک کشمکش سیاسی بر سر قدرت میدانند، اما باور عمیق شیعه و تحلیلهای معرفتی نشان میدهد که دفاع حضرت زهرا (س) یک واکنش هیجانی یا صرفاً حمایت از همسر نبود. مهمترین درس این است که ولایت، ستون فقرات دین است.
خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید: «إِنَّمَا وَلِیُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَیُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ» (سوره مائده، آیه 55) این آیه شریفه که به «آیه ولایت» مشهور است، به صراحت ولایت را در انحصار خدا، پیامبر(ص) و کسانی قرار میدهد که در حال رکوع زکات میدهند – که طبق روایات متواتر شیعه و سنی، اشاره به امیرالمؤمنین علی (ع) دارد.
حضرت زهرا (س) نشان دادند که اسلام بدون ولایت، تبدیل به یک پوسته توخالی میشود. ایشان فهمیدند که اگر انحراف در رأس هرم یعنی جانشینی پیامبر(ص) رخ دهد، به مرور زمان تمام احکام الهی، عدالت اجتماعی و حتی توحید تحریف خواهد شد.
پیامبر اکرم (ص) نیز پیش از رحلت فرمودند: «مَنْ مَاتَ وَ لَمْ یَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً؛ هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهلیت مرده است.» (بحارالأنوار، ج 8) بنابراین دفاع ایشان بیانگر یک اصل بنیادین است که حفظ نظام اسلامی و رهبری الهی، از واجبات عینی است که حتی بر حفظ جان مقدم است.
این دقیقاً همان اصلی است که امروز در «جانفدایان» ما میبینیم. شهیدان ما در هشت سال دفاع مقدس یا مدافعان حرم فقط از خاک دفاع نکردند، آنها فهمیدند که اگر ولایت فقیه و نظام اسلامی آسیب ببیند، اصل دین در خطر است. درس حضرت زهرا (س) این است که هزینه دادن برای ولایت، هزینه کردن برای بقای اسلام است.
چرا حضرت زهرا(س) با وجود جایگاه بینظیر خود نزد پیامبر اکرم(ص)، برای دفاع از ولایت وارد میدان شدند؟ این رفتار چه تصویری از مسئولیت اجتماعی و دینی یک مسلمان ترسیم میکند؟
این سؤال بسیار کلیدی است. حضرت زهرا (س) امابیها بودند و جایگاهشان فراتر از یک فرد عادی بود. پیامبر اکرم (ص) درباره ایشان فرمودند: «فاطمه پاره تن من است. هر کس او را به خشم آورد، مرا به خشم آورده است.» این مطلب حتی در منابع اهل سنت مانند صحیح بخاری هم ثبت شده است.
حضرت فاطمه زهرا (س) میتوانستند در خانه بنشینند و به زندگی شخصی خود برسند، اما وارد میدان شدند چون فهمیدند بیتفاوتی در برابر انحراف، خیانت است. خداوند در قرآن میفرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَجِیبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا یُحْیِیكُمْ» (سوره انفال، آیه 24) یعنی «ای کسانی که ایمان آوردهاید، دعوت خدا و رسول را بپذیرید آنگاه که شما را به چیزی فراخوانند که به شما حیات میبخشد.»
این رفتار، تصویر واقعی از مسئولیت اجتماعی یک مسلمان را ترسیم میکند تا بدانیم که ایمان امری شخصی نیست. ایمان تعهدآور است. حضرت زهرا (س) به ما آموختند که جایگاه معنوی بالا، مجوزی برای انزوا نیست، بلکه مسئولیت را سنگینتر میکند. امروز هم میبینیم که بسیاری از شهدای گمنام یا شهدای هستهای و علمی ما، افرادی بودند که میتوانستند در رفاه کامل زندگی کنند، اما به خاطر احساس مسئولیت دینی و اجتماعی، جان خود را فدا کردند. آنها از سیره زهرایی آموختند که سکوت در برابر باطل، جایز نیست حتی اگر هزینه آن شهادت باشد.
در خطبه فدکیه چه پیوندی میان توحید، نبوت، امامت و حفظ هویت جامعه اسلامی برقرار شده است؟
خطبه فدکیه یک شاهکار کلامی سیاسی است. حضرت زهرا (س) در این خطبه زنجیرهای از مفاهیم را به هم گره میزنند. اینکه خدا را یکتا میدانند (توحید)، سپس نبوت را واسطه فیض خدا میدانند و در نهایت امامت را نظامدهنده به ملت و عصمت از تفرقه معرفی میکنند.
ایشان در خطبه فدکیه میفرمایند: «فَجَعَلَ اللَّهُ الْإِیمَانَ تَطْهِیراً لَكُمْ مِنَ الشِّرْكِ، وَ الصَّلَاةَ تَنْزِیهاً لَكُمْ عَنِ الْكِبْرِ، وَ الزَّكَاةَ تَزْكِیَةً لِلنَّفْسِ وَ نَمَاءً فِی الرِّزْقِ... وَ طَاعَتَنَا نِظَاماً لِلْمِلَّةِ، وَ إِمَامَتَنَا أَمَاناً مِنَ الْفُرْقَةِ» به این معنا که: «خداوند ایمان را مایه پاکیزگی شما از شرک، نماز را مایه دوری از تکبر، زکات را مایه تزکیه نفس و فزونی روزی... و طاعت ما (اهل بیت) را مایه نظم و سامان ملت، و امامت ما را مایه ایمنی از پراکندگی قرار داد.» پس اگر امامت و ولایت نباشد، توحید و نبوت هم در معرض خطر تحریف قرار میگیرند. ایشان فرمودند اگر ولایت غصب شود، بازگشت به جاهلیت رخ میدهد.
با این توضیحات، آیا میتوان این خطبه را فراتر از یک اعتراض تاریخی، منشوری برای شناخت مسئولیت مسلمانان در برابر انحرافهای اعتقادی دانست؟
بله، قطعاً این خطبه یک منشور جاودانه است. این خطبه به مسلمانان امروز یاد میدهد که در برابر انحرافات اعتقادی و سیاسی باید با استدلال و روشنگری و جهاد تبیین وارد شد. شهدای امروز ما به ویژه شهدای مدافع حرم که در عراق و سوریه با تفکر تکفیری که نوعی بازگشت به جاهلیت است جنگیدند، در واقع در حال اجرای همان منطق فدکیه بودند و از هویت اسلامی در برابر تحریف دفاع کردند.
با این وجود چرا حضرت زهرا(س) دفاع از ولایت را به مسئلهای عمومی تبدیل کردند و به موضعگیری شخصی یا خانوادگی بسنده نکردند؟ این رویکرد چه نسبتی با مسئولیت خواص، نخبگان و چهرههای اثرگذار جامعه دارد؟
دقت کنید که ایشان میتوانستند بگویند «علی همسر من است و حقی ضایع شده»، اما در مسجد مدینه فریاد زدند که «علی، ولیّ خداست و حق الهی غصب شده». این یعنی تبدیل مسئله شخصی به مسئله عمومی و عقیدتی.
خداوند در قرآن کریم درباره مسئولیت عمومی در برابر حق میفرماید: «وَلَا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُوا الْحَقَّ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ» (سوره بقره، آیه 42) یعنی «حق را با باطل نیامیزید و حق را پنهان نکنید در حالی که میدانید.» در آیه دیگری هم میفرماید: «لَعَنَ الَّذِینَ كَفَرُوا مِن بَنِی إِسْرَائِیلَ عَلَىٰ لِسَانِ دَاوُودَ وَعِیسَى ابْنِ مَرْیَمَ ذَٰلِكَ بِمَا عَصَوا وَّكَانُوا یَعْتَدُونَ؛ كَانُوا لَا یَتَنَاهَوْنَ عَن مُّنكَرٍ فَعَلُوهُ لَبِئْسَ مَا كَانُوا یَفْعَلُونَ» (سوره مائده، آیات 78-79) یعنی «کسانی از بنیاسرائیل که کافر شدند، به زبان داوود و عیسی بن مریم لعنت شدند، زیرا نافرمانی کردند و تجاوز میکردند. آنان از کار زشتی که انجام میدادند، یکدیگر را باز نمیداشتند؛ چه بد بود کاری که انجام میدادند.»
این یک درس بزرگ برای خواص و مسئولان امروز است. نخبگان دینی، دانشگاهی و فرهنگی و مسئولان کشور نباید دغدغههای جامعه اسلامی را شخصیسازی کنند. وقتی پای ولایت و اصل نظام اسلامی در میان است، باید از دایره تنگ منافع شخصی یا گروهی عبور کرد. امروز ما نیازمند نخبگانی هستیم که مانند حضرت زهرا (س) تریبونها را به دست بگیرند و شجاعانه حق را فریاد بزنند و از رهبر عزیزمان که نایب امام زمان (عج) است دفاع کنند. جانفدایان امروز ما هم اغلب از همین قشر دلسوز بودند که منافع شخصی را فدای مصلحت عمومی اسلام و انقلاب کردند.
یک نکته مهم در این مورد جهاد تبیین در عین حفظ مصالح عمومی است. در تحلیل سیره حضرت زهرا(س)، چگونه میتوان میان دفاع از حق، روشنگری، مطالبهگری و حفظ مصالح عمومی جامعه اسلامی ارتباط برقرار کرد؟
برای اینکه این موضوع را متوجه شویم باید سیره حضرت زهرا (س) را درست و دقیق بررسی کنیم، چون سیره آن حضرت یک منظومه کامل است:
1. دفاع از حق: با جان و مال (ماجرای فدک).
2. جهاد تبیین و روشنگری: با خطبهخوانی و افشاگری.
3. مطالبهگری: با مراجعه به درب خانهها و صحبت با مهاجرین و انصار.
4. حفظ مصالح: ایشان حتی در بستر شهادت وصیت کردند که شبانه دفن شوند تا مصلحت اسلام و حفظ وحدت ظاهری در آن برهه خاص حفظ شود.
خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَىٰ أَنفُسِكُمْ» (سوره نساء، آیه 135) «ای کسانی که ایمان آوردهاید، قیام به عدالت کنید و برای خدا گواهی دهید، هرچند به زیان خودتان باشد.» این چهار رکن، الگوی کامل شهادتطلبی آگاهانه است. جانفدایان امروز باید با بصیرت و روشنگری، مطالبهگری از حق و با در نظر گرفتن مصلحت اسلام به جنگ دشمن بروند.
چون خون حضرت زهرا (س) و خون شهدای امروز، هر دو در یک مسیر جاری است که مسیر احیای ولایت است. حضرت زهرا (س) اولین شهید راه ولایت بودند و جانفدایان میخواهند ادامهدهندگان همان راه باشند. تفاوتی نمیکند که این شهادت پشت در و دیوار مدینه رخ دهد یا در خاکهای تکفیری سوریه و عراق یا در سرزمین خودمان و دفاع از جمهوری اسلامی ایران. مهم، هدف است که همان حفظ پرچم توحید و ولایت است.
انتهای پیام/