محور مقاومت در مواضع نامزدهای انتخابات کنست اسرائیل - قسمت اول

به گزارش گروه بین‌­الملل خبرگزاری تسنیم، اسرائیل در آستانه برگزاری انتخابات پارلمانی است که قرار است روز پنجم آبان انجام شود. به طور میانگین بین 10 تا 12 حزب شانس واقعی عبور از حدنصاب 3.25 درصدی را دارند که این به معنای کسب حداقل 4 کرسی در کنست است. این در حالی است که فهرست انتخاباتی اسرائیل بیش از سی حزب را شامل می­‌شود اما طبق آنچه در نظرسنجی­‌های معتبری مانند معاریو، شبکه 12، اسرائیل هیوم و یا هاآرتص می­‌توان مشاهده کرد فقط 16 حزب یا این حدنصاب را کسب می­‌کنند یا درصد آرایشان نزدیک به آن است. از این رو سایر احزاب آنقدر کوچکند که جایی در گزارش نظرسنجی­‌ها هم ندارند.

در این راستا این 16 حزب را می­توان در سه دسته بزرگ تقسیم­‌بندی کرد: بلوک راستگراها، جناح اپوزیسیون/بلوک تغییر و احزاب عربی. با توجه به اینکه موضع هر یک از احزاب ، در تعیین سیاست­‌های کابینه بعدی این رژیم اهمیت دارد، قصد داریم در سلسله گزارش­‌هایی به بررسی جهت­‌گیری و رویکرد این احزاب در خصوص محور مقاومت به ویژه جمهوری اسلامی ایران، کرانه باختری، حزب الله لبنان، نوار غزه و مسائل اعراب 1948 بپردازیم. براین اساس نخست به بررسی جناح اپوزیسیون اشاره خواهد شد.

1. حزب «یاشار!» به رهبری گادی آیزنکوت

گادی آیزنکوت، رهبر حزب یاشار در حال حاضر رقیب اصلی نتانیاهو در انتخابات بیست و ششم کنست اسرائیل به شمار می­رود. حزب او که در تابستان 2026 تأسیس شد همواره در تمام نظرسنجی‌­های هفتگی مراکز و رسانه­‌های مختلف صهیونیستی توانسته است بیشترین کرسی را کسب کند. فاصله این حزب با لیکود که در جایگاه دوم قرار می­‌گیرد گاهی به بیش از شش کرسی هم رسیده است. همچنین در مقایسه بین آیزنکوت و نتانیاهو برای کسب پست نخست­‌وزیری، او موفق شده تا با جلب نظر افکارعمومی در سرزمین های اشغالی هر بار آرا بیشتری را به دست آورد. بنابراین در صورت پیروزی مخالفان نتانیاهو در انتخابات روز سه شنبه کنست رژیم صهیونیستی، نگرش­‌های آیزنکوت و حزب متبوعش اثر مستقیمی بر سیاست­‌های کابینه آتی اسرائیل خواهد داشت. از این رو در ادامه به بررسی گفتمان انتخاباتی این حزب در رابطه با محور مقاومت خواهیم پرداخت.

الف) جمهوری اسلامی ایران

آیزنکوت به عنوان رئیس پیشین ستاد کل ارتش اسرائیل، رویکردی امنیت‌محور به ایران دارد و مسئله را صرفاً به برنامه هسته‌ای ایران محدود نمی‌کند. او در اظهاراتش از ضرورت مقابله با مجموعه توانمندی‌های ایران و شبکه نیروهای هم‌پیمان آن سخن گفته است. در عین حال، برای ارزیابی موضع انتخاباتی حزب متبوع وی، باید میان حمایت او از اقدام نظامی علیه ایران و ارزیابی‌اش از نحوه مدیریت جنگ توسط دولت نتانیاهو تفاوت قائل شد؛ چرا که انتقاد آیزنکوت از نحوه مدیریت جنگ توسط نتانیاهو الزاماً به معنای مخالفتش با اهداف نظامی آن نیست.[1] در همین راستا آیزنکوت در مصاحبه به روزنامه «اسرائیل هیوم» در آوریل سال جاری، از جنگ علیه ایران به‌عنوان جنگی عادلانه یاد کرد، اما نسبت به وضعیت ایجادشده و نحوه اداره آن توسط نتانیاهو لب به انتقاد گشود.[2]

ب) کرانه باختری

موضع آیزنکوت در قبال تشکیل کشور مستقل فلسطینی، موضعی صریحاً مخالف است. او در سخنرانی­‌های تبلیغاتی خود اعلام کرده با تأسیس کشور فلسطینی مخالف است. این موضع او را از جریان‌هایی که تشکیل دو کشور را راه‌حل سیاسی می‌دانند، متمایز می‌کند. از منظر امنیتی، آیزنکوت با رویکردی سخت‌گیرانه نسبت به تهدیدهای کرانه باختری شناخته می‌شود. او با توجه به پیشنیه نظامی‌­ای که دارد خواهان کنترل امنیتی کامل اسرائیل بر کرانه باختری است و از ادامه سیاست شهرک­‌سازی نیز حمایت می­‌کند.[3]

ج) نوار غزه

آیزنکوت از منتقدان جدی نحوه مدیریت جنگ غزه توسط بنیامین نتانیاهو است؛ او معتقد است کابینه نتانیاهو نتوانسته دستاوردهای تاکتیکی ارتش را به نتیجه‌ای راهبردی و پایدار تبدیل کند. به طور کلی او فلسطینی‌ها را دشمنان سرسخت صهیونیست‌ها در طول چندین دهه می­‌داند.

د) لبنان و حزب‌الله

آیزنکوت به‌عنوان یک «شاهین امنیتی» شناخته می‌شود که به استفاده از زور اعتقاد دارد، اما با «ماجراجویی‌های بی‌محابا» مخالف است. او در کابینه جنگی که پس از آغاز نبرد در غزه تشکیل شد، با گسترش پیشدستانه جنگ به لبنان در زمانی که جنگ غزه در حریان بود، مخالفت کرد. این موضع نشان می‌دهد که رویکرد او را می‌توان امنیت‌محور و متکی بر استفاده از قدرت نظامی دانست، اما نباید آن را معادل حمایت از گسترش نامحدود جنگ در هر شرایطی تلقی کرد.

او عمیقاً نگران حضور حزب‌الله در جنوب لبنان است و می‌خواهد کل منطقه حائل فعلی در این منطقه را حفظ کند، که در برخی نقاط بیش از 10کیلومتر است. اما وی تأکید دارد که در مقطع کنونی بهتر است این منطقه امنیتی فقط 8کیلومتر باشد. زیرا از دید وی منطقه حائل وسیع تر، اسیب پذیری نظامیان صهیونیست را در مواجهه با عملیات‌ها و کمین‌های رزمندگان حزب الله بیشتر می‌کند و در نتیجه گسترش این منطقه حائل در شرایط حاضر مزیت نظامی مشخصی ندارد.

بنابراین با تامل در رویکرد رهبر حزب یاشار متوجه می شویم که آیزنکوت در اتکا به ابزار نظامی در زمینه نحوه مواجهه اسرائیل با ایران، حزب الله و مقاومت فلسطین در عمل تفاوت چندانی با نتانیاهو ندارد و فقط در زمینه تاکتیک اختلافاتی با یکدیگر دارند. از این رو رقابت اصلی او با نتانیاهو بیشتر بر سر نحوه مدیریت امنیتی، عملکرد کابینه و شیوه تبدیل قدرت نظامی به دستاورد سیاسی برای این رژیم است.

هـ) اعراب 1948

یکی از مواضع مهم و قابل توجه آیزنکوت در آستانه انتخابات، اعلام مخالفت با حضور حزب عربی «رَعَم» به رهبری منصور عباس در کابینه‌ای است که خودش ریاست آن را بر عهده داشته باشد. او تأکید کرده است احزاب عربی و احزاب حریدی برای مشارکت در کابینه باید اصولی از جمله حمایت از اسرائیل به‌عنوان نظامی یهودی و دموکراتیک، پذیرش خدمت نظامی همگانی و به‌رسمیت‌شناختن حماس به‌عنوان سازمان تروریستی را بپذیرند[4]. این موضع نشان می‌دهد آیزنکوت میان حقوق شهروندی اعراب اسرائیلی و مشارکت احزاب عربی در ائتلاف حاکم تمایز قائل می‌شود. او در ظاهر نقش فلسطینیان 1948 را به عنوان شهروند پذیرفته ولی حاضر نیست درصورت پیروزی در انتخابات و تشکیل کابینه تحت ریاست خود سهمی برای آنها در ساختار کابینه قائل شود.

2.ائتلاف «با هم» به رهبری نفتالی بنت و یائیر لاپید

حزب ائتلافی «با هم» در واقع یک فهرست مشترک از حزب «بنت 2026» و حزب «یش عتید» به رهبری یائیر لاپید است. آنها در انتخابات سال 2021 به صورت مجزا در رقابت سیاسی حضور یافتند اما در زمان تشکیل کابینه‌ای که فقط یکسال و نیم دوام آورد، با هم متحد شدند. اما بنت و لاپید  این بار تصمیم گرفتند از همان ابتدا این اتحاد را در قالب ارائه یک لیست مشترک نشان دهند. با وجود مواضع حزب یش عتید که بیشتر میانه‌­رو است تا وابسته به یکی از دو طیف راست و چپ، اما در ائتلاف «با هم» به دلیل ریاست نفتالی بنت، رویکردهای راستگرایانه غالب است.

الف) جمهوری اسلامی ایران

نفتالی بنت جمهوری اسلامی ایران را در مرکز تهدیدهای راهبردی علیه اسرائیل قلمداد می‌کند. او از سال‌ها پیش رویکردی را دنبال کرده که خودش آن را «دکترین اختاپوس» نامیده است که براین اساس تأکید دارد به‌جای تمرکز صرف بر نیروهای هم‌پیمان ایران، باید با مرکز اصلی قدرت، یعنی جمهوری اسلامی، مقابله کرد. در این نگاه، حماس و حزب‌الله بازوهای شبکه منطقه‌ای ایران‌ به شمار می‌­روند و مقابله با آنها بدون پرداختن به تهران، تهدید را به‌طور کامل برطرف نمی‌کند.[5]

براین اساس وی مدعی است اگر حزب‌الله به اسرائیل حمله کند، اسرائیل باید به ایران واکنش نظامی نشان دهد. این موضع بسیار تندرو را هیچ یک از رهبران احزاب بسیار افراطی جناح راست هم تاکنون مطرح نکرده­اند. از این رو نفتالی بنت می­تواند در عمل سیاست­های جنگ­طلبانه­‌تری را در پیش بگیرد.[6]

ب) کرانه باختری

بنت از سیاستمداران راست‌گرای اسرائیل محسوب می­شود و لذا سابقه طولانی در مخالفت با تشکیل کشور مستقل فلسطینی دارد. او با واگذاری کنترل امنیتی این منطقه به ساختار مستقل فلسطینی مخالف است. تأکید او بر امنیت اسرائیل، مقابله با حماس و حفظ کنترل امنیتی در کرانه باختری، محدودیت‌های روشنی بر هرگونه توافق سیاسی با فلسطینی­ها ایجاد می‌کند. نکته دیگر آنکه نفتالی بنت هم موافق گسترش شهرک­سازی است.

ج) نوار غزه

بنت از منتقدان سیاست مهار حماس در دوره نتانیاهو است. او بارها اعلام کرده دولت پیشین نتانیاهو به حماس اجازه داد قدرت خود را تقویت کند و به تهدیدی جدی‌تر تبدیل شود؛ در مقابل، سیاست مورد نظر خودش بر تداوم برخورد نظامی و جلوگیری از تثبیت توان نظامی این گروه استوار است.

در بحث اداره غزه پس از جنگ، بنت خواستار کنار گذاشتن قطر و ترکیه از ترتیبات آینده و افزایش نقش مصر شده است. او در عین حال بر حفظ آزادی عمل ارتش اسرائیل تأکید می‌کند. نفتالی بنت عنوان می­کند در ترتیبات آینده نوار غزه، انتقال مسئولیت اداره امور غیرنظامی این باریکه لزوماً به معنای پایان کنترل امنیتی اسرائیل نیست.

بنت در توضیح شیوه برخورد با حماس، از ایده محاصره بخش‌بندی‌شده مناطق نوار غزه سخن گفته است؛ روشی که به گفته او باید امکان خروج غیرنظامیان و شناسایی نیروهای مسلح را فراهم کند. این اظهارات بیانگر رویکردی سخت‌گیرانه در جنگ است. بنابراین اختلاف بنت با نتانیاهو لزوماً بر سر اصل استفاده از قدرت نظامی نیست؛ بلکه درباره نحوه اعمال آن و نتایج مورد انتظار نیز است.

د) لبنان و حزب‌الله

نفتالی بنت خواستار تغییر معادله بازدارندگی اسرائیل است و همانطور که اشاره شد تأکید دارد حمله حزب‌الله باید با حمله به ایران پاسخ داده شود. چنین رویکردی می‌تواند به افزایش خطر گسترش درگیری میان اسرائیل و ایران منجر شود. زیرا حزب الله هرگز دست از مقاومت برنمی­دارد و حاضر نخواهد شد اشغال نظامی جنوب لبنان را بپذیرد. بنابراین غالب شدن نگرش بنت به معنای افزایش وقوع جنگ بین ایران و اسرائیل است. از سویی در موضوع لبنان، بنت با رویکردی که آن را «مهار طولانی‌مدت تهدید» می‌داند مخالف است. او سیاست نتانیاهو در قبال حزب‌الله را در کنار سیاستش در قبال حماس نقد کرده و بر ضرورت واکنش قاطع تأکید دارد.

 

هـ) اعراب 1948

نفتالی بنت در سال 2021 همراه با لاپید و همچنین برای نخستین بار، با مشارکت یک حزب عربی، کابینه تشکیل داد؛ هرچند این دولت بیشتر از یکسال و نیم دوام نیاورد. اما پذیرش حضور یک حزب عربی در کابینه در تاریخ اسرائیل یک اقدام منحصر به فرد به شمار می­رفت. با این حال او امسال تمایلی برای تکرار آن تجربه نشان نداده است. ولی از سوی دیگر در سخنرانی­های تبلیغاتی خود، شهروندان عرب را مخاطب قرار می­دهد. بنت به آنها وعده داده است در صورت پیروزی در انتخابات، «سازمانهای جنایتکار» فعال در این مناطق را منحل کرده و امنیت را به شهرک­های عربی بازگرداند؛ هرچند که با کاهش بودجه مناطق عربی به بهانه تأمین نیازهای نظامی و تجهیزات ارتش، این وعده هرگز محقق نخواهد شد.

براین اساس با توجه به رویکردهای دو حزب اصلی اپوزیسیون در خصوص جمهوری اسلامی ایران، گروه­های مقاومت منطقه و فلسطینی­ها می­توان نتیجه گرفت تشکیل دولت با این تفکرات که قرار است جایگزین کابینه نتانیاهو شود، تفاوتی در سیاست­های تجاوزکارانه و توسعه­طلبانه رژیم صهیونیستی در مرزهای پیرامونی­اش نخواهد داشت ضمن آنکه اقدامات خصمانه این رژیم علیه ایران هم کاهش نخواهد یافت.

پانوشت:

[1]. https://www.israelhayom.co.il/news/politics/article/20273911

[2]. https://www.israelhayom.co.il/news/politics/article/20273911

[3]. https://www.idi.org.il/policy/parties-and-elections/parties/yashar/

[4]. https://www.idi.org.il/policy/parties-and-elections/parties/yashar/

[5]. https://www.zman.co.il/694567/

[6]. https://www.israelhayom.co.il/news/defense/article/21230595