مهرداد بخشی: نهادهای فرهنگی حتی به تماشای «اوخان» نیامدند
- اخبار فرهنگی
- اخبار موسیقی و تجسمی
- 30 مهر 1405 - 11:29
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، نمایش «اوخان» به نویسندگی و کارگردانی مهرداد بخشی از استان گیلان، یکی از آثار راهیافته به بخش تئاتر صحنهای بیستمین جشنواره بینالمللی تئاتر مقاومت است؛ نمایشی که با نگاهی انسانمحور، ردپای جنگ را در روان و سرنوشت یک خانواده جستوجو میکند. بخشی در این گفتوگو از رویکرد خود به مفهوم مقاومت، ضرورت پیوند میان نسلها از طریق تئاتر و همچنین چالشهای تولید آثار اندیشهمحور در استانها میگوید؛ چالشهایی که به اعتقاد او، در نبود حمایت عملی نهادهای فرهنگی، ادامه فعالیت گروههای تئاتری را دشوار میکند.
«اوخان» جنگ را از زاویه فقدان و خاطره روایت میکند. چه دغدغهای شما را به سراغ این موضوع برد و این نمایش در پی طرح چه پرسشی است؟
نمایش «اوخان» روایتی درباره جنگ، فقدان و خاطره است؛ اما برای من، در لایهای عمیقتر، درباره چیزهایی است که جنگ با خود تمام نمیکند و در زندگی بازماندگان باقی میگذارد.
ما داستان زندگی «زهره» و دخترش «نوا» را روایت میکنیم؛ خانوادهای که غیبت «کاظم» به شکلی عمیق بر زندگیشان سایه انداخته است. با ورود تدریجی نامهها و نشانههایی از گذشته، آنچه در ابتدا یک فقدان شخصی به نظر میرسد، به پرسشی درباره حقیقت، سکوت، ایثار و مسئولیت ما در برابر زندگی دیگران تبدیل میشود.
در بازنمایی جنگ و مقاومت، معمولاً قهرمان در مرکز روایت قرار میگیرد. شما در «اوخان» چه نگاهی به مفهوم قهرمانی دارید؟
تلاش من در «اوخان» این بوده که بهجای ارائه تصویری کلیشهای از قهرمان جنگ، به انسانهایی نزدیک شوم که در دل جنگ با ترس، عشق، انتخاب و مسئولیت مواجهاند.
برای من، مقاومت فقط در لحظه رویارویی با دشمن معنا پیدا نمیکند؛ گاهی در سالها انتظار، در تصمیم دشوار یک مادر، در پنهانکردن حقیقت برای محافظت از فرزند و در تلاشی برای بازگرداندن بخشی از حقیقت به نسل بعد هم حضور دارد.
«اوخان» میخواهد از آدمهایی بگوید که شاید جسمشان بازنگردد، اما انتخابها و اثر زندگیشان همچنان در زندگی دیگران ادامه پیدا میکند.
با توجه به اینکه «اوخان» در بخش صحنهای بیستمین جشنواره بینالمللی تئاتر مقاومت حضور دارد، استمرار برگزاری چنین رویدادهایی را تا چه اندازه ضروری میدانید؟
به نظرم استمرار یک جشنواره، بهویژه در حوزهای مثل تئاتر مقاومت، بسیار ارزشمند است؛ چون در کنار حفظ هویت و حافظه تاریخی، امکان گفتوگو با نسلهای تازه را هم فراهم میکند.
مقاومت موضوعی متعلق به یک مقطع تاریخی مشخص نیست؛ هر نسل باید بتواند آن را با زبان، پرسشها و تجربه زیسته خودش دوباره کشف کند. این مسئله در جهانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که هر روز از تلاش برای حفظ ارزشهای انسانی تهی میشود و رسانهها تلاش میکنند بخشی از این ارزشها و آرمانهای انسانی و دینی را به ضدارزش تبدیل کنند.
از طرف دیگر، فکر میکنم یکی از وظایف هنر این است که فاصله میان تجربه نسلها را کمتر کند. نسلی که جنگ را تجربه کرده، خاطرات و زخمهای خودش را دارد و نسل جوان با پرسشهای متفاوتی به آن تاریخ نگاه میکند. تئاتر میتواند این دو نسل را در یک فضای مشترک قرار دهد؛ فضایی که در آن نه صرفاً درباره گذشته حرف میزنیم و نه آن را به مجموعهای از روایتهای ازپیشتعیینشده تقلیل میدهیم.
تئاتر چگونه میتواند واقعیتهای جنگ را به شکلی تأثیرگذار بازنمایی کند، بیآنکه به بازگویی مستقیم پیامها و شعارها محدود شود؟
به اعتقاد من، تئاتر زمانی میتواند تصویر دقیقتری از مقاومت ارائه دهد که از نمایش صرف قهرمانی عبور کند و به انسانِ پشت آن قهرمانی برسد. ایستادگی و دلاوری ارزشهای مهمی هستند، اما برای درک عمیق آنها باید ترس، تردید، عشق، رنج و هزینهای را هم ببینیم که انسان برای انتخاب خود میپردازد.
ما در سالهای اخیر بار دیگر شاهد جنگها و بحرانهایی بودهایم که زندگی مردم عادی را تحت تأثیر قرار دادهاند. در چنین شرایطی، تئاتر میتواند به ما یادآوری کند که جنگ فقط در نقشهها، آمارها و اخبار اتفاق نمیافتد؛ جنگ وارد خانهها میشود، خانوادهها را از هم جدا میکند، آینده کودکان را تغییر میدهد و گاهی سالها پس از پایان درگیری، همچنان در زندگی انسانها ادامه دارد.
هنر نباید برای اثبات ارزشهای انسانی، مخاطب را به پذیرش نتیجهای ازپیشتعیینشده وادار کند؛ بلکه باید موقعیتی بسازد که مخاطب بتواند با شخصیتها زندگی کند، انتخابهایشان را بفهمد و حتی درباره آنها سؤال داشته باشد. گاهی یک لحظه سکوت، یک نامه خواندهنشده یا انسانی که در آخرین لحظات به نجات جان دیگری فکر میکند، میتواند بیش از دهها جمله مستقیم درباره ایثار با مخاطب ارتباط برقرار کند.
مقاومت، در نگاه من، فقط توانایی ایستادن در برابر دشمن نیست؛ دفاع از کرامت انسان، حفظ مسئولیت اخلاقی در شرایط دشوار و تلاش برای زنده نگهداشتن امکان زندگی نیز بخشی از معنای آن است. هنر تئاتر میتواند این لایهها را آشکار کند، به شرط آنکه به انسانها اجازه دهد پیچیده، واقعی و باورپذیر باشند.
شما در دوره قبل نیز در جشنواره تئاتر مقاومت حضور داشتید. با توجه به تجربهتان، مهمترین انتظار شما از برگزارکنندگان و نهادهای فرهنگی استان چیست؟
بهعنوان نویسنده و کارگردانی که دوره قبل هم در جشنواره مقاومت حضور داشتم، یکی از جدیترین انتظارات من، همکاری و همراهی نهادهای فرهنگی استان با ستاد جشنواره بینالمللی تئاتر مقاومت و فاصله گرفتن از حمایتهای صرفاً شعاری و حرکت به سمت حمایت عملی از آثار نمایشی است.
در استان ما نهادهایی وجود دارند که بهطور مستقیم در حوزه دفاع مقدس، جنگ و ارزشهای آن فعالیت میکنند و بودجههای فرهنگی مرتبط در اختیار دارند. این نهادها هر سال نیز گزارش عملکردهای مفصلی به مراکز بالادستی ارائه میدهند؛ اما متأسفانه نمایش «اوخان»، با وجود پرداختن به موضوع جنگ از منظری انسانی، اخلاقی و مبتنی بر دغدغههای ارزشی، از هیچیک از این نهادها حمایت مؤثری دریافت نکرد. حتی بسیاری از آنها زحمت حضور در سالن و تماشای نمایش را هم به خود ندادند.
شما به نبود حمایت از یک سو و استقبال از برخی آثار تجاری از سوی دیگر اشاره میکنید. این فاصله چه تأثیری بر ادامه فعالیت گروههای تئاتری دارد؟
این اتفاق زمانی تلختر میشود که در یک سوی شهر، بعضی اجراهای کمدی مبتذل با استقبال گسترده مخاطبان مواجهاند و در سوی دیگر، نمایشهایی که میکوشند به وجوه انسانی، اخلاقی و کمتر دیدهشده جنگ بپردازند، با سالنهای خالی روبهرو میشوند.
البته من مخالف کمدی یا استقبال مردم از آثار سرگرمکننده نیستم؛ مسئله این است که اگر نهادهای متولی فرهنگ و ارزشهای دفاع مقدس در عمل هیچ تفاوتی میان حمایت از این آثار و بیتفاوتی نسبت به آنها قائل نباشند، چه انگیزهای برای ادامه کار نویسنده و کارگردانی باقی میماند که میخواهد در این حوزه فعالیت کند؟
وقتی هنرمند میبیند نه از سوی نهادهای مسئول شهر یا استان حمایتی صورت میگیرد و نه حتی تلاشی برای دیدهشدن اثر انجام میشود، پیام ضمنی این رفتار روشن است: اگر میخواهی مخاطب داشته باشی و از نظر اقتصادی دوام بیاوری، به سراغ آثار عامهپسند برو و دغدغههای فرهنگیات را کنار بگذار!
این پیام، حتی اگر هیچکس قصد ارسال آن را نداشته باشد، نتیجه عملی چنین رفتاری است.
از نگاه شما، حمایت واقعی از تئاتر مقاومت چه شکلی دارد و نهادهای فرهنگی چه اقداماتی باید انجام دهند؟
به اعتقاد من، حمایت واقعی یعنی مسئولان فرهنگی اولین افرادی باشند که این نمایشها را میبینند و دربارهشان گفتوگو میکنند؛ برای اجرای عمومی و معرفی آنها به مخاطبان قدم برمیدارند و امکان ادامه حیات گروههای فعال در این زمینه را فراهم میکنند.
اگر قرار است از ارزشهای دفاع مقدس و مقاومت سخن بگوییم، باید در عمل هم برای هنر متعهد به این ارزشها فرصت و امکان ایجاد کنیم. وقتی متولی فرهنگی اعتقادی به تولید فرهنگ ندارد، چطور باید مخاطب عام را به دیدن نمایش ترغیب کرد؟
انتهای پیام/