اعتیاد فقط به تغییرات شیمیایی مغز محدود نمیشود
- اخبار اجتماعی
- اخبار آسیب های اجتماعی
- 29 مهر 1405 - 12:39
به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم، محمد جغتایی، عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران و دبیر نوزدهمین کنگره دانش اعتیاد، در مراسم افتتاحیه این کنگره با تشریح سازوکارهای مغزی مرتبط با اعتیاد اظهار کرد: برای درک این پدیده نمیتوان تنها بر تغییرات شیمیایی مغز تمرکز کرد؛ چراکه شکلگیری و تداوم اعتیاد حاصل تعامل پیچیده میان مدارهای عصبی، هیجانها، الگوهای رفتاری، تجربههای فردی و شرایط محیطی است.
وی با اشاره به نقش نظام پاداش مغز در یادگیری و انگیزش بیان کرد: مغز انسان از تجربههای مثبت زندگی، از جمله موفقیت تحصیلی، دریافت محبت و حمایت خانواده، برقراری ارتباط با دوستان و انجام فعالیتهای مورد علاقه، الگوهای رفتاری میآموزد. این تجربیات از طریق فعالسازی شبکههای مرتبط با پاداش، به انسان کمک میکنند تا ارزش برخی رفتارها و پیامدهای آنها را تشخیص دهد.
دبیر نوزدهمین کنگره دانش اعتیاد افزود: همین سازوکارهای طبیعی که در یادگیری، انگیزه و تجربه لذت نقش دارند، ممکن است تحت تأثیر مواد اعتیادآور قرار گیرند. این مواد از مسیرهای مختلف بر فعالیت دوپامین و ارتباطات عصبی اثر میگذارند، اما تقلیل اعتیاد به دوپامین، تصویری ناقص از این اختلال ارائه میکند.
نقش شبکههای مغزی در شکلگیری وابستگی
جغتایی با تشریح نقش بخشهای مختلف مغز در اعتیاد گفت: هسته اکومبنس در نظام پاداش و انگیزش نقش دارد و ناحیه تگمنتوم شکمی نیز از بخشهای مهم مسیرهای دوپامینی مرتبط با پاداش به شمار میرود. در کنار این ساختارها، قشر پیشپیشانی در تصمیمگیری، مهار رفتار و سنجش پیامدهای انتخابها مؤثر است.
وی ادامه داد: آمیگدال در پردازش هیجانها و هیپوکامپ در ثبت خاطرات و زمینههای مرتبط با تجربه مصرف نقش دارند. با تداوم مصرف نیز مدارهای مرتبط با شکلگیری عادت، از جمله استریاتوم پشتی، اهمیت بیشتری پیدا میکنند. در چنین شرایطی ممکن است رفتار مصرف بهتدریج از یک تصمیم آگاهانه فاصله بگیرد و به الگویی تکرارشونده تبدیل شود که کنترل آن دشوارتر است.
عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران با بیان اینکه محرکهای محیطی نیز میتوانند در بازگشت میل به مصرف نقش داشته باشند، تصریح کرد: گاهی یک مکان، فرد خاص، زمان مشخص یا حتی یک وضعیت هیجانی با تجربه مصرف پیوند میخورد و در آینده همان نشانهها میل به مصرف را برمیانگیزند. از سوی دیگر، شبکههای مرتبط با استرس نیز در مراحل مختلف وابستگی نقش دارند و باید در بررسی این اختلال مورد توجه قرار گیرند.
تغییر انگیزه مصرف؛ از لذتجویی تا فرار از رنج
دبیر نوزدهمین کنگره دانش اعتیاد با تأکید بر اینکه انگیزه افراد برای مصرف مواد در طول زمان میتواند تغییر کند، گفت: در مراحل ابتدایی، دستیابی به تجربهای خوشایند یا احساس پاداش ممکن است یکی از عوامل مؤثر در مصرف باشد؛ اما در ادامه، وضعیت برای بسیاری از افراد تغییر میکند.
وی توضیح داد: ممکن است فرد دیگر با هدف تجربه لذت به مصرف روی نیاورد، بلکه بخواهد اضطراب، ناراحتی روانی، فشارهای زندگی یا علائم ناخوشایند ناشی از قطع مصرف را بهطور موقت کاهش دهد. در این وضعیت، مصرف بیش از آنکه راهی برای رسیدن به احساس بهتر باشد، به تلاشی برای رهایی موقت از حال نامطلوب تبدیل میشود.
جغتایی افزود: توجه به این تغییر برای شناخت دقیقتر اعتیاد ضروری است؛ زیرا اگر تنها لذتجویی را عامل مصرف بدانیم، بخش مهمی از فرایند وابستگی و عواملی را که به تداوم آن منجر میشوند، نادیده خواهیم گرفت.
چرا برخی افراد در برابر اعتیاد آسیبپذیرترند؟
وی در ادامه با اشاره به تفاوت افراد در مواجهه با شرایط دشوار اظهار کرد: نمیتوان برای گرایش به مصرف مواد، یک علت مشخص و یکسان در نظر گرفت. زمینههای ژنتیکی، ویژگیهای شخصیتی، تجربههای دوران کودکی، شرایط خانوادگی، آسیبهای روانی، وضعیت سلامت روان، محیط اجتماعی، میزان دسترسی به مواد و سن آغاز مصرف، همگی میتوانند در کنار یکدیگر بر میزان آسیبپذیری افراد اثر بگذارند.
عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران خاطرنشان کرد: همانطور که عوامل خطر در شکلگیری اعتیاد اهمیت دارند، عوامل محافظتکننده نیز باید در برنامههای پیشگیری مورد توجه قرار گیرند. حمایت خانواده، برخورداری از روابط اجتماعی سالم، احساس تعلق، مشارکت در فعالیتهای جمعی و توانایی سازگاری با بحرانها میتوانند به افزایش تابآوری افراد کمک کنند.
جغتایی با اشاره به ظرفیتهای اجتماعی جامعه ایران گفت: همبستگی خانوادگی و اجتماعی و توانایی عبور از شرایط دشوار، از ظرفیتهایی هستند که میتوانند در مسیر ارتقای سلامت و پیشگیری از آسیبهای اجتماعی تقویت شوند.
البته وجود این ظرفیتها به معنای مصونیت افراد یا جامعه در برابر اعتیاد نیست و نباید آنها را جایگزین اقدامات علمی و تخصصی دانست.
وی افزود: فعالیت بدنی، دستیابی به موفقیتهای تحصیلی و شغلی، دسترسی به خدمات سلامت روان و برخورداری از امید و احساس معنا در زندگی نیز میتوانند در کاهش آسیبپذیری نقش داشته باشند. هیچکدام از این عوامل بهتنهایی مانع قطعی اعتیاد نیستند، اما تقویت همزمان آنها میتواند شرایط مناسبتری برای پیشگیری فراهم کند.
پیشگیری از اعتیاد فراتر از توصیه به مصرف نکردن است
دبیر نوزدهمین کنگره دانش اعتیاد با تأکید بر ضرورت بازنگری در سیاستهای پیشگیری بیان کرد: پیشگیری نباید صرفاً به ارائه توصیههایی درباره مصرف نکردن مواد محدود شود؛ بلکه لازم است شرایطی فراهم شود که افراد، بهویژه کودکان و نوجوانان، امکان ساختن زندگی سالم، برخورداری از روابط معنادار و تجربه موفقیت را داشته باشند.
وی ادامه داد: اگر نظام پاداش مغز در انگیزش و رفتار انسان نقش دارد، باید به این موضوع نیز توجه کنیم که جامعه تا چه اندازه فرصت تجربه لذتهای سالم، ارتباط انسانی، احساس تعلق، امید و موفقیت را در اختیار افراد قرار میدهد. فراهم کردن چنین فرصتهایی میتواند بخشی از رویکرد جامع پیشگیری از اعتیاد باشد.
جغتایی همچنین با اشاره به تأثیر بحرانهای فردی بر سلامت روان افراد گفت: شکستهای زندگی، مشکلات اقتصادی، تعارضهای خانوادگی، تنهایی، افسردگی و اضطراب ممکن است افراد را در موقعیت آسیبپذیرتری قرار دهند. از این رو، باید بررسی شود که خانواده، نظام سلامت و سایر نهادهای اجتماعی تا چه اندازه قادرند پیش از تشدید این مشکلات، حمایت و خدمات لازم را ارائه دهند.
مقابله مؤثر با اعتیاد به همکاری چند رشته علمی نیاز دارد
وی با بیان اینکه اعتیاد مسئلهای چندبعدی و جهانی است، اظهار کرد: الگوهای مصرف مواد و زمینههای اجتماعی آن در کشورهای مختلف تفاوت دارد، اما ارتباط میان مغز، رفتار، محیط و شرایط اجتماعی، مسئلهای مشترک در سطح جهان است. به همین دلیل، شناخت و مقابله با این اختلال به همکاری علوم اعصاب، روانشناسی، روانپزشکی، پزشکی و علوم اجتماعی نیاز دارد.
عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران افزود: پژوهشگران کشور در حوزههای مختلف مرتبط با اعتیاد از ظرفیتهای علمی ارزشمندی برخوردارند. تقویت این ظرفیتها، گسترش ارتباطات علمی بینالمللی و استفاده از یافتههای روز دنیا در کنار شناخت ویژگیها و نیازهای جامعه ایران، میتواند به بهبود برنامههای پیشگیری و درمان کمک کند.
جغتایی با اشاره به اقدامات انجامشده در کشور برای مقابله با مواد مخدر گفت: در سالهای گذشته، ساختارهای مختلفی از جمله ستاد مبارزه با مواد مخدر در حوزههای مقابله، پیشگیری، درمان و کاهش آسیب فعالیت کردهاند. اکنون میتوان با ارزیابی تجربههای گذشته و پیوند دادن آنها با یافتههای جدید علمی، نقاط قوت را تقویت و در بخشهایی که نیاز به اصلاح وجود دارد، رویکردهای مؤثرتری اتخاذ کرد.
وی تأکید کرد: ارزش دانش زمانی بیشتر میشود که نتایج پژوهشها از فضای دانشگاهی فراتر بروند و در زندگی مردم و بهبود خدمات واقعی اثر بگذارند.
کنگره دانش اعتیاد؛ فرصتی برای پیوند علم و سیاستگذاری
دبیر نوزدهمین کنگره دانش اعتیاد با بیان اینکه هیچ رشتهای بهتنهایی قادر به ارائه پاسخ کامل به مسئله اعتیاد نیست، گفت: علوم اعصاب سازوکارهای مغزی را بررسی میکند، روانشناسی و روانپزشکی به شناخت رفتار و اختلالات همراه کمک میکنند و علوم اجتماعی زمینههای محیطی و اجتماعی را مورد مطالعه قرار میدهند. در کنار این حوزهها، نظام سلامت باید خدمات پیشگیری، درمان و بازتوانی را بهصورت مؤثر ارائه کند.
وی افزود: سیاستگذاری مبتنی بر شواهد نیز برای تبدیل یافتههای علمی به برنامههای اجرایی ضروری است. کنگره دانش اعتیاد باید علاوه بر ارائه دستاوردهای پژوهشی، فضایی برای گفتوگو میان متخصصان رشتههای مختلف، نقد دیدگاهها و شکلگیری پرسشهای تازه فراهم کند.
جغتایی با تأکید بر اهمیت حمایت از پژوهشگران جوان خاطرنشان کرد: دانشجویان و پژوهشگرانی که امروز فعالیت علمی خود را دنبال میکنند، میتوانند در آینده با طرح پرسشهای جدید، زمینهساز تغییرات مهمی در روشهای پیشگیری و درمان اعتیاد شوند.
وی در پایان با تأکید بر ضرورت توجه همزمان به انسان و محیط زندگی او گفت: برای موفقیت بیشتر در مقابله با اعتیاد، باید هم سازوکارهای مغز را بهتر بشناسیم و هم شرایط اجتماعی را بهبود ببخشیم. پیشگیری مؤثر تنها به معنای جلوگیری از مصرف مواد نیست، بلکه مستلزم ایجاد محیطی است که در آن افراد برای مواجهه با رنجها و بحرانهای زندگی از حمایت کافی برخوردار باشند و بتوانند امید، تعلق، ارتباط انسانی و احساس معنا را از مسیرهای سالم تجربه کنند.
انتهای پیام/