شمارش معکوس زلزله خاموش در غرب تهران/ خاک دشت شهریار بلعیده میشود
- اخبار استانها
- اخبار استان تهران
- 29 مهر 1405 - 12:32
به گزارش خبرگزاری تسنیم از غرب استان تهران، پدیده فرونشست زمین دیگر یک فرضیه هشدارآمیز زیستمحیطی در مقالات دانشگاهی نیست، بلکه واقعیتی ملموس و شتابان است که موجودیت کالبدی و تمدنی دشتهای پیرامونی تهران را نشانه گرفته است. دشت شهریار، منطقهای حاصلخیز که دههها به عنوان قطب کشاورزی و انبار تأمین غله و باغات استان تهران شناخته میشد، امروز زیر فشار دهشتناک مرگ آبخوانها دستوپا میزند. شکافهای عمیق چندصدمتری، کج شدن تیرهای برق و دیوارهای ترکخورده، ، فرو رفتن معابر و یا پارکینگ منازل ، تصویری شفاف از زلزلهای بیصدا هستند که سالها زیر پای میلیونها شهروند در حال تکوین بوده است.
حوزه نفوذ این عارضه خطرناک اکنون تنها به پهنههای زراعی متروکه محدود نمیشود، گستره بحران، شهرستانهای پرجمعیت شهریار، رباطکریم و بهارستان را بهطور مستقیم در بر گرفته است. تراکم بالای جمعیتی در شهرهایی چون شهریار، گلستان، نسیمشهر، پرند، صباشهر، فردوسیه، اندیشه و رباطکریم در کنار مجاورت با زیرساختهای کلان صنعتی و فرودگاهی کشور، اهمیت ژئوپلیتیک و امنیتی دشت شهریار را دوچندان کرده است. ادامه روند فعلی، نه صرفاً یک چالش محیط زیستی، بلکه یک تهدید بالفعل برای پایداری زیست انسانی در این پهنه متراکم به شمار میرود.
رکوردهای نگرانکننده و فراتر از آستانه اضطرار جهانی
دادههای سازمان نقشهبرداری کشور و پایشهای ماهوارهای تداخلسنجی راداری نشان میدهند نرخ نشست سالانه در دشت شهریار و امتداد آن به سمت رباطکریم به اعدادی معادل 25 تا بیش از 31 سانتیمتر در سال میرسد. برای درک عمق فاجعه کافی است یادآوری شود که مجامع علمی بینالمللی نرخ نشست بالاتر از 4 میلیمتر در سال را شرایط مخاطرهآمیز قلمداد میکنند. مقایسه این دو رقم گویای آن است که زمین در غرب تهران با سرعتی حدود 70 برابر آستانه بحران در حال فروریزش عمودی است؛ عددی که ایران را در صدر آسیبپذیرترین دشتهای جهان قرار داده است.
این افت ارتفاع پوسته زمین اثرات برگشتناپذیری بر ویژگیهای هیدرولوژیک منطقه گذاشته است. زمانی که لایههای آبدار سفرههای زیرزمینی به دلیل خالی شدن از آب بر اثر وزن لایههای بالایی فشرده و متراکم میشوند، پدیدهای رخ میدهد که کارشناسان آن را «مرگ آبخوان» مینامند. در چنین وضعیتی، حتی اگر بارشهای موسمی و سیلآسا نیز روی دهد، لایههای رسی کوبیده شده امکان ذخیرهسازی مجدد آب را نخواهند داشت و زمین برای همیشه ظرفیت اسفنجی خود را از دست میدهد.
ردپای حفر بیرویه چاهها در خشکاندن شریانهای زیرزمینی
بیتردید سهم عمده و بیش از 90 درصدی وقوع فرونشست دشت شهریار ناشی از تخلیه بیرویه و غارتگونه منابع آب زیرزمینی است. استقرار هزاران حلقه چاه غیرمجاز و برداشتهای اضافه بر پروانه از چاههای مجاز در دهههای اخیر، تعادل هیدرولیکی سفرهها را به کلی مضمحل کرده است. کسری سالانه مخزن دشت شهریار و دشتهای همجوار نشاندهنده ورشکستگی آبی شدیدی است که در آن بیلان منفی، سال به سال لایههای ماسهای و شنی را سبکتر و شکنندهتر کرده است.
علاوه بر کشاورزی سنتی و غرقابی که با راندمان بسیار اندک حجم کلانی از آب شیرین باکیفیت را هدر میدهد، گسترش باغویلاها در شهریار و رباطکریم به عاملی مخرب تبدیل شده است. حفر چاههای عمیق خانگی برای پر کردن استخرهای تفریحی و مصارف رفاهی غیرضروری، شریانهای حیاتی لایههای آبخوان را خشکانده و سرعت فرونشست را در فصول گرم سال به اوج رسانده است. در کنار آن، مسدود شدن حقابههای تاریخی دشت از رودخانههای فصلی و کرج، فرصت تغذیه طبیعی آبخوان را به صفر رسانده است.
ساختوساز روی بمب ساعتی و زنگ خطری که نادیده گرفته میشود
آنچه بحران فرونشست در غرب استان تهران را هولناکتر میسازد، تقاطع این پدیده با ساختوسازهای انبوه، مجتمعهای مسکونی و بارگذاریهای متراکم جمعیتی است. مناطقی نظیر رباطکریم و بهارستان طی سه دهه گذشته با جذب سرریز جمعیت کارگری و مهاجران روبرو بودهاند، امری که به ساخت برجهای مسکونی، توسعه بافتهای ناپایدار و تعریف شهرکهای متعدد در پهنههایی با خاک فرونشسته انجامیده است. اضافه وزن بار مرده سازهها بر روی خاکی که انسجام داخلیاش متلاشی شده، زمینهساز شکست فونداسیونها و تخریب ناگهانی است.
تراژدی بزرگتر، انفعال و فقدان استعلامهای زمینشناسی در نظام صدور پروانه ساختمانی است. در حالی که پهنههای فرونشستی توسط دستگاههای تخصصی نقشهبرداری شدهاند، هنوز بخش عمدهای از ساختوسازها بدون در نظر گرفتن ضوابط مهندسی سازگار با نشست نامتقارن انجام میشود. فرونشست زمین برخلاف زلزله، به یکباره ظاهر نمیشود بلکه با ایجاد نشستهای تفاضلی، تنش برشی عظیمی به پی سازهها، اتصالات لولهکشی و زیرساختها وارد کرده و تابآوری سازهها را در برابر لرزشهای خفیف حتی تا حد فاجعه کاهش میدهد.
شریانهای ملی؛ خطوط انتقال انرژی و راهآهن در محاصره شکافها
تهدید دشت شهریار تنها متوجه دیوارهای خانههای مسکونی نیست، بلکه گلوگاههای ترانزیتی و شبکه انتقال انرژی کلانشهر تهران را نشانه رفته است. خطوط سراسری انتقال گاز پرفشار، دکلهای انتقال برق فشار قوی، شبکه خطوط لوله انتقال فرآوردههای نفتی و کریدورهای ریلی تهران-جنوب و راهآهن سریعالسیر تهران-تبریز همگی از این زونهای پرمخاطره عبور میکنند. هرگونه افت ناگهانی زمین میتواند به از جا کنده شدن ریلها، انحنای لولههای گاز و تخریب زنجیرهای زیرساختی بدل شود.
همجواری فرودگاه بینالمللی امام خمینی(ره) و پایگاههای امدادی با پهنههای فرونشستی رباطکریم، نگرانیهای پدافند غیرعامل را به مرحله قرمز رسانده است. تسطیح باندهای فرودگاهی و تأسیسات ناوبری به طور سالانه نیازمند رصد و بهسازی است، چرا که تغییر حتی چند میلیمتری در شیب باند، ضریب ایمنی نشست و برخاست پروازها را تحتالشعاع قرار میدهد. این تهدید نشان میدهد فرونشست از مسئلهای محلی به بحرانی در مقیاس امنیت ملی ارتقا یافته است.
ترک فعل دستگاههای اجرایی؛ از مماشات تا نگاه جزیرهای
در بررسی تکالیف و وظایف دستگاههای متولی، سیاهه بلندی از کمکاریها و ناهماهنگیهای بینبخشی به چشم میخورد. شرکت آب منطقهای تهران به عنوان متولی صیانت از منابع آب، طبق قوانین بالادستی و مصوبات شورای عالی آب موظف به انسداد بدون قید و شرط چاههای غیرمجاز و نصب فوری کنتورهای هوشمند حجمی بر روی چاههای مجاز بوده است؛ اما فرآیند اجرای این تکالیف کُند و با چالشهای اجتماعی و اداری درگیر مانده است.
از سوی دیگر، وزارت راه و شهرسازی و بنیاد مسکن نیز مکلف بودهاند در طرحهای جامع و تفصیلی شهرهای شهریار، رباطکریم و بهارستان، پهنههای حریم گسل و فرونشست را به عنوان کاربریهای پرخطر تثبیت کرده و از هرگونه بارگذاری جمعیتی و ساخت مسکنهای دولتی و انبوه در این محدودهها ممانعت به عمل آورند؛ رویکردی که در عمل بارها با تساهل نهادهای شهری و نگاه درآمدزایی کمیسیونهای ماده 100 و تغییر کاربریهای غیرقانونی نقض شده است. سازمان نظام مهندسی نیز هنوز در تدوین آییننامههای اجرایی و الزام مالکان به طراحی فونداسیونهای مقاوم در برابر نشست نامتقارن، خروجی جامعی ارائه نداده است.
بستن چاهها و ممنوعیت بارگذاری جدید؛ نخستین گامهای مهار بحران
برای جلوگیری از فروپاشی تمدنی در جنوبغرب تهران، فوریتدارترین اقدام، برخورد بدون اغماض با حفر و بهرهبرداری از چاههای غیرمجاز است. دستگاه قضایی و پلیس آب باید با ورود جدی، تمامی منابع غیرقانونی برداشت آب بهویژه در بخش باغویلاها و صنایع آببر مستقر در بافتهای غیررسمی را پلمب کنند. همزمان، پایش برخط برداشت چاههای مجاز کشاورزی و تحمیل کاهش مصرف پروانهها از شروط اساسی تثبیت سفرهها خواهد بود.
علاوه بر این، استانداری تهران و شورای عالی شهرسازی باید بلافاصله هرگونه طرح توسعه شهری، بلندمرتبهسازی و افزایش تراکم جمعیتی در محدوده زونهای بحرانی شهرستانهای شهریار، رباطکریم و بهارستان را متوقف کنند. استقرار هر جمعیت جدید در این نقاط، تقاضای آب شرب را بالا برده و فشار بر سفرههای در حال مرگ را تصاعدی میکند؛ رویکرد آیندهنگرانه ایجاب میکند توسعه به سمت پهنههای ژئوتکنیکی امنتر هدایت شود.
تغذیه مصنوعی آبخوان و انقلاب در الگوی کشت کشاورزی
راهکار علمی و بلندمدت مهار شکافهای زمین، احیای مصنوعی سفرههای آب زیرزمینی با استفاده از بازچرخانی پساب و مهار سیلابهای فصلی است. تکمیل هرچه سریعتر شبکه جمعآوری فاضلاب شهرهای اقماری غرب تهران و تزریق پساب تصفیهشده استاندارد به لایههای آبخوان، میتواند شیب هیدرولیکی تخریب را مهار کند. احداث حوضچههای آرامش و طرحهای آبخیزداری در دامنههای شمالی نیز مانع از فرار آبهای حاصل از بارندگی خواهد شد.
در حوزه زراعی، سازمان جهاد کشاورزی باید با اجرای واقعی الگوی کشت، زراعت محصولات پرمصرف آب نظیر سبزیجات و صیفیجات فضای باز را متوقف کرده و تسهیلات تغییر روشهای سنتی به آبیاریهای نوین قطرهای و توسعه گلخانههای هیدروپونیک را در اختیار کشاورزان بومی قرار دهد. تبدیل اقتصاد متکی به برداشت آب به اقتصادهای دانشبنیان، لجستیکی و خدماتی کمآببر، یگانه مسیر ممکن برای تضمین بقای زیستمحیطی و جلوگیری از فاجعهای است که سالهاست آژیر خطر آن در غرب تهران به صدا درآمده است.
گزارش از: احسان همتی
انتهای پیام/