خطر شیوع «سماع» و آیین‌های صوفیانه؛ از کلاس‌های رقص تا مهدکودک‌ها

خبرگزاری تسنیم، سعید شیری: «سماع» یکی از آیین‌های بحث‌برانگیز در میان برخی گروه‌های صوفیه است که هدف آن‌ها از آن، رسیدن به حالت وجد و شور معنوی از طریق موسیقی، آواز و حرکات موزون است. اما آنچه در واقعیت رخ می‌دهد، فراتر از یک تمرین معنوی، تبدیل شدن این آیین به یک بدعت است که با اصول و قواعد شریعت و فقه اسلامی کاملاً در تضاد است. در واقع، این رفتارها ریشه‌ای در سنت دینی ندارند و بیشتر به نوعی هیجان‌زدگی و رفتارهای غیرشرعی شباهت دارند. 

امروزه شاهد هستیم که برخی از این گروه‌ها، با استفاده از نام‌های ظاهراً مذهبی، جلساتی را برگزار می‌کنند که در حقیقت چیزی جز رقص و آواز نیست. این افراد با استفاده از نقاب «سماع صوفیانه»، بستری برای بی‌بندوباری اخلاقی فراهم کرده‌اند؛ به‌طوری که در بسیاری از این محافل، مرزهای اخلاق و حیا از بین رفته و رفتارهای غیراخلاقی و حتی جلسات مختلط، تحت عنوان «آیین معنوی» به مردم معرفی می‌شود. جای تأسف است که با وجود بی‌اعتباریِ این مسلک‌ها و حتی برگزاری آن‌ها در سرزمین‌های غیر اسلامی، همچنان بخشی از جامعه‌ی اسلامی و حتی شیعیان، فریب این نمایش‌های مذهبی را می‌خورند. این حقیقت که این آیین‌ها در سایر نقاط جهان هم به عنوان یک پدیده سکولار برگزار می‌شود، خود دلیلی بر ابطال و بی‌ارتباط بودن آن‌ها با آموزه‌های اصیل اسلامی است. ضمن آنکه این آداب و مناسک بدون عوارض ماورایی نیست بلکه سبب یکسری اختلالات روانی و روحی برای افراد می‌شود که درمان آن به راحتی میسر نیست. 

اما هشدار در این باره، نه تنها از زبان اندیشمندان، بلکه از سوی معصومین علیهم‌السلام نیز به روشنی شنیده می‌شود. در همین راستا، از امام هادی علیه‌السلام سخنی نقل شده است که در آن نسبت به برخی از مدعیان تصوف هشدار داده می‌شود. آن حضرت می‌فرماید: «یَتَكَلَّمُونَ النَّاسَ بِإِمْلَائِهِمْ فِی الحُبِّ وَیَطْرَحُونَهُمْ بِأَدَالِیلِهِمْ فِی الجُبِّ، أَوْرَادُهُمُ الرَّقْصُ وَالتَّصْدِیَةُ، وَأَذْكَارُهُمُ التَّرَنُّمُ وَالتَّغَنِّیَةُ، فَلَا یَتَّبِعُهُمْ إِلَّا السُّفَهَاءُ وَلَا یَعْتَقِدُ بِهِمْ إِلَّا الحَمْقَى.» یعنی «مردم را با سخنان آراسته درباره محبت (الهی) جذب می‌کنند، اما با استدلال‌هایشان آنان را در چاه می‌اندازند. اورادشان رقص و دست‌زدن است و ذکرشان آواز و نغمه‌خوانی؛ پس جز سبک‌مغزان از آنان پیروی نمی‌کنند و جز نادانان به آنان اعتقاد پیدا نمی‌کنند.»  آنچه امروز در قالب «سماع صوفیانه» یا مراسم‌های موزون و آمیخته با آواز به ترویج می‌رسد، در حقیقت تکرار همان الگویی است که در حدیث مذکور توصیف شده؛ الگویی که در آن، به جای تزکیه نفس و پیروی از شریعت، بر هیجان‌زدگی‌های ظاهری و رفتارهای غیرمتعارف تأکید می‌شود تا از این طریق، بستری برای نفوذ رفتارهای غیراخلاقی و تضعیف بنیان‌های دینی فراهم شود.

سید رضا موسوی، کارشناس نقد تصوف فرقه‌ای در این باره می‌گوید سماع  از آموزه‌های برخی فرقه‌های صوفیه است که می‌بایست آن را از بدعت‌های ایجادشده توسط طریقت‌های صوفیه دانست. این رفتار  یکی از آیین‌های بحث‌برانگیز و پرمناقشه در تاریخ تصوف است. سماع در لغت به معنای «شنیدن صدای خوش» است، در اصطلاح صوفیه به محافلی گفته می‌شود که با شعرخوانی، آواز، ساز و حرکات موزون بدنی (پایکوبی و دست‌افشانی) برگزار می‌شود تا در سالک حال وجد و جذبه پدید آورد. متأسفانه این روزها علی رغم مشاهده‌ی برخی از رفتارهای عجیب و غریب در میان برخی از اهل تصوف و برگزاری مجالس سماع به صورت مختلط و گاها بدون حجاب شرعی زنان، شاهد افراد و گروه‌هایی هستیم که با دستاویز ساختن (رقص سماع) به ترویج بی‌بند و باری و برگزاری مجالس رقص و آواز می‌پردازند.

بی بند و باری اخلاقی زیر نقاب «سماع صوفیانه»

وی ادامه می‌دهد: در سال‌های اخیر، شمار افراد و گروه‌هایی که زیر نقاب «سماع صوفیانه» جلساتی آمیخته با رقص و آواز برپا می‌کنند، به‌گونه‌ای چشمگیر افزایش یافته است. این جلسات که گاه در رسانه‌ها نیز تبلیغ می‌شوند و این روزها شاهد اوج گرفتن آن‌ها هستیم، نه تنها به ترویج تصوف می‌انجامد، بلکه بستری برای بی‌بند و باری فراهم می‌کنند. آنچه در ظاهر «آیین معنوی» خوانده می‌شود، در باطن به محملی برای ترویج رفتارهایی تبدیل شده که با مبانی دینی و فرهنگی جامعه فاصله دارد.

موسوی می‌افزاید: در برخی از این جلسات، زنان بدون حجاب به رقص و آواز می‌پردازند و این برنامه‌ها با نام‌هایی فریبنده چون «آموزش سماع» یا «کارگاه رقص» معرفی می‌شوند. این روزها افراد زیادی با ادعای «استاد سماع» بودن، به برگزاری دوره‌های مختلف در شهرهای گوناگون می‌پردازند و بازار چنین کلاس‌هایی روزبه‌روز گرم‌تر می‌شود. بد نیست سری به شبکه‌های اجتماعی بزنید و تبلیغات گسترده افراد و گروه‌های مخلف درباره برگزاری این دست جلسات را ببینید. بی‌تردید این روند، هم با آموزه‌های دینی و فرهنگی ما فاصله دارد و هم می‌تواند آسیب‌های اجتماعی به همراه داشته باشد.

از بزرگسالان تا کودکان؛ گسترش دامنه آسیب

این کارشناس فرقه‌ها نکته‌ی نگران‌کننده‌تر را گستردگی دامنه‌ی این پدیده  می‌داند و می‌گوید: دامنه‌ای این چالش از حلقه‌های بزرگسالان فراتر رفته و به فضاهای تربیتی کودکان نیز رسیده است. وقتی در مهدکودکی، جشن فارغ‌التحصیلی کودکان به اجرای رقص و آواز به نام سماع تبدیل می‌شود، معنایش این است که این الگو در حال نهادینه شدن از پایین‌ترین لایه‌های تربیتی است. این رفتار در مدارس و در فضایی که باید کانون تربیت و شکل‌گیری شخصیت کودک باشد، زنگ خطری است که به‌راحتی از کنار آن عبور می‌کنیم.کودکانی که در چنین فضایی رشد کنند، در آینده این رفتارها را امری عادی و پذیرفته‌شده می‌پندارند و همین، خطر آسیب‌های اجتماعی را در بلندمدت چند برابر می‌کند. آسیب‌هایی چون سست شدن بنیان‌های خانواده، عادی‌سازی بی‌حجابی، و دور شدن نسل نو از آموزه‌های دینی، تنها بخشی از پیامدهای چنین روندی است.

چرا زنگ خطر شنیده نمی‌شود؟

وی با انتقاد از فضای رسانه‌ای در ترویج این مناسک می‌گوید: پرسش مهم این است که چرا با وجود چنین گسترشی، صدای هشدار آن‌گونه که باید شنیده نمی‌شود. بخشی از پاسخ را باید در تبلیغات رسانه‌ای جست؛ جایی که این جلسات با تصاویری جذاب و ادبیاتی معنوی معرفی می‌شوند و مرز میان آیین عرفانی و سرگرمی بی‌قید و بند را مخدوش می‌کنند. بخشی دیگر به سکوت نهادهای نظارتی مربوط می‌شود که گاه به بهانه «فرهنگی بودن» یا «هنری بودن» این برنامه‌ها، از ورود جدی به آن پرهیز می‌کنند. و بخشی نیز به بی‌توجهی خانواده‌ها بازمی‌گردد که گاه بدون آگاهی از ماهیت این کلاس‌ها، فرزندان خود را به آن‌ها می‌سپارند.

راهکارها؛ از آگاهی‌بخشی تا نظارت جدی

موسی در بیان راهکار مواجهه با این چالش گفت: برای مقابله با این روند، چند تدبیر ضروری به نظر می‌رسد.  نخست: آگاهی‌بخشی عمومی و تبیین آسیب‌های جدی این رفتارها در جامعه. دوم: نظارت جدی نهادهای مسئول بر برگزاری چنین جلساتی، به‌ویژه در فضاهای مرتبط با کودکان و نوجوانان. سوم: تقویت جایگزین‌های فرهنگی سالم که نیاز معنوی و هنری جوانان را در چارچوب ارزش‌های جامعه پاسخ دهد. چهارم: حساس‌سازی خانواده‌ها نسبت به ماهیت کلاس‌ها و برنامه‌هایی که فرزندانشان در آن شرکت می‌کنند. پس اگر امروز به این زنگ خطر بی‌اعتنا بمانیم، فردا باید هزینه‌های سنگین‌تری برای جبران آن بپردازیم.

انتهای‌پیام/