فدک، نفت و استقلال؛ از حق فاطمی تا سفره‌های امروز مردم

به گزارش خبرگزاری تسنیم؛ فدک، پیش از آن­که به یکی از مناقشه‌های ماندگار تاریخ اسلام تبدیل شود، سرزمینی آباد با نخلستان‌ها و درآمدی بود که می‌توانست پشتوانه‌ای اقتصادی برای خاندان پیامبر(ص) باشد. پس از رحلت رسول خدا(ص) درباره مالکیت و سرنوشت این سرزمین اختلافی جدی شکل گرفت، اختلافی که حضرت فاطمه ­زهرا(س) برای دفاع از این حق به پا خواست.

حضرت زهرا(س) در مسجد پیامبر(ص) تنها از یک دارایی سخن نگفتند، بلکه خطبه ایشان با استدلال‌های قرآنی و یادآوری جایگاه پیامبر(ص)، به مسئله‌ای فراتر از یک دعوای مالی پیوند خورد و آن نسبت حق و قدرت، مسئولیت حاکمیت و سرنوشت جامعه پس از رحلت پیامبر است. فدک برای آن بانوی بزرگوار، حقی بود که نمی‌شد بی‌اعتنا از کنار آن گذشت، حقی که دفاع از آن، فرصتی برای آشکارشدن نسبت میان عدالت و قدرت فراهم می‌کرد.

از اهمیت اقتصادی فدک نباید غافل شد، چرا که درآمد یک دارایی، به‌ویژه در جامعه‌ای که منابع و امکانات در شکل‌گیری روابط اجتماعی و سیاسی نقش دارند، می‌تواند بر استقلال و توان تصمیم‌گیری صاحبان آن اثر بگذارد. از این منظر، ماجرای فدک این پرسش را پیش روی تاریخ می‌گذارد که منابع اقتصادی در اختیار چه کسانی قرار می‌گیرند و قدرت چگونه درباره حق برخورداری از آن‌ها تصمیم می‌گیرد. البته نمی‌توان همه ابعاد خطبه فدکیه را به اقتصاد فروکاست، چرا که این خطبه موضوعاتی چون توحید، نبوت، فلسفه احکام و مسئولیت جامعه را نیز در بر دارد. بااین‌حال، بُعد اقتصادی ماجرا یادآور نکته‌ای مهم است که عدالت تنها در سخن و شعار معنا پیدا نمی‌کند بلکه در نحوه به‌رسمیت‌شناختن حقوق و دسترسی به منابع نیز خود را نشان می‌دهد.

سال‌ها بعد، در روزگار خلافت عباسی، فدک بار دیگر در روایتی تاریخی با مسئله قدرت و قلمرو پیوند خورد. در نقل مشهور شیعی درباره گفت‌وگوی هارون‌الرشید با امام موسی کاظم(ع)، خلیفه از امام می‌خواهد حدود فدک را مشخص کند. پاسخ امام، در این روایت، از محدوده یک باغ فراتر می‌رود و به قلمرویی گسترده اشاره می‌کند، پاسخی که در سنت شیعی، معنایی نمادین یافته است. این روایت در آثاری چون مناقب آل ابی‌طالب ابن‌شهرآشوب نقل شده است و جزئیات و دلالت آن را باید در چارچوب منبع و روایت تاریخی بررسی کرد. با این‌همه، معنای تأمل‌برانگیز این رواتیت آن است که فدک در این گفت‌وگو دیگر تنها نام زمینی آباد نیست، بلکه به نشانه‌ای از نسبت میان حق، قدرت و قلمرو حاکمیت تبدیل می‌شود.

اگر در ماجرای حضرت زهرا(س)، مسئله حق ازدست‌رفته و چگونگی مواجهه قدرت با آن مطرح بود، در این روایت هم نام فدک پرسشی بزرگ‌تر را زنده می‌کند که آیا می‌توان درباره حق سخن گفت، اما نسبت آن را با منابع و امکانات اقتصادی نادیده گرفت؟ این پرسش، ما را به امروز می‌رساند؛ نه از آن رو که فدک را عیناً با نفت و گاز جهان معاصر یکسان بدانیم، بلکه چون در هر دو موضوع، رابطه ثروت، قدرت و حق عمومی قابل تأمل است.

امروز نفت و گاز بخش مهمی از معادلات اقتصادی و سیاسی خاورمیانه را شکل می‌دهند. کشورهای حاشیه خلیج فارس با تکیه بر درآمدهای انرژی، زیرساخت‌های گسترده ساخته‌اند، شهرهای مدرن توسعه داده‌اند و برای تنوع ‌بخشی به اقتصاد و سیاست خارجی خود، مناسباتشان را با قدرت‌هایی چون چین گسترش داده‌اند. مشارکت یا تلاش برای مشارکت در سازوکارهایی مانند بریکس نیز بخشی از کوشش برخی از این کشورها برای افزایش گزینه‌های اقتصادی و راهبردی است. با این‌حال، ثروت مالی به‌تنهایی استقلال راهبردی را تضمین نمی‌کند. میزبانی قطر از پایگاه هوایی العدید و حضور ناوگان پنجم دریایی آمریکا در بحرین، نمونه‌هایی از پیوند امنیت منطقه با ترتیبات نظامی خارجی‌اند، و این واقعیت به‌خودی‌خود همه ابعاد استقلال این کشورها را تعیین نمی‌کند، اما نشان می‌دهد که توان اقتصادی و امنیت راهبردی الزاماً هم‌معنا نیستند.

تنگه هرمز و مسیرهای دریایی دریای سرخ نیز یادآور همین آسیب‌پذیری‌اند، چرا که اختلال در انتقال انرژی می‌تواند هزینه‌های حمل‌ونقل، بیمه و تجارت را افزایش دهد و حتی اقتصادهای برخوردار از ذخایر مالی بزرگ را تحت فشار قرار دهد. بنابراین، مسئله فقط میزان نفت و گاز نیست، بلکه مسئله مهم آن است که این ثروت تا چه اندازه به تاب‌آوری اقتصادی، قدرت تصمیم‌گیری مستقل و امنیت پایدار تبدیل می‌شود.

ایران برای حفظ استقلال سیاسی و افزایش توان دفاعی و علمی خود مسیری پرهزینه پیموده است. توسعه ظرفیت‌های دفاعی بومی و دستیابی به توانمندی‌هایی در بخش‌های مختلف چرخه سوخت هسته‌ای، بخشی از تلاش کشور برای کاهش وابستگی راهبردی بوده است. از این رو، این دستاوردها را می‌توان بررسی و ارزیابی کر  بدون آن­که ضرورت سنجش دقیق توانمندی‌ها و محدودیت‌های هر حوزه را نادیده بگیریم. همچنین در کنار این تلاش‌ها، سیاست‌هایی مانند باز توزیع یارانه‌ها، کالابرگ الکترونیکی و توسعه زیرساخت‌های عمومی در مناطق محروم نیز با هدف حمایت از معیشت مردم اجرا شده‌اند. اما پرسش اصلی این است که این اقدامات تا چه اندازه توانسته‌اند قدرت خرید خانوارها را حفظ کنند و فشار هزینه‌های زندگی را کاهش دهند؟

مردم نتیجه تصمیم‌ها را در زندگی روزمره می‌سنجند، در آن­جا که حقوق ماهانه از هزینه‌های ضروری عقب می‌ماند، جوانی برای یافتن شغل سرگردان است و خانواده‌ای برای تأمین نیازهای اولیه ناچار به حذف نیازهای دیگر می‌شود. همچنین تورم بالا، تحریم‌ها، ناترازی‌های اقتصادی و سازوکارهای رانت‌زا، در کنار عوامل دیگر، فشارهایی ایجاد می‌کنند که آثار آن بر خانوارهای کم‌درآمد و حقوق‌بگیران ثابت سنگین‌تر است. در چنین شرایطی، قدردانی از تلاش نیروهای مسلح، مرزبانان و مسئولانی که برای حفظ امنیت کشور می‌کوشند، با مطالبه اصلاح اقتصادی تعارضی ندارد، به خاطر این که مردمی که نگران مرزهای وطن‌اند، حق دارند نگران سفره خانه‌شان نیز باشند و این دو نگرانی از یکدیگر جدا نیستند، بلکه هر دو به آینده ایران مربوط‌ هستند. از همین رو امیرالمؤمنین علی(ع) در خطبه 73 نهج البلاغه می‌فرمایند: وَلا يَحْمِلُ هذَا الْعَلَمَ إِلّا أَهْلُ الْبَصَرِ وَالصَّبْرِ وَالْعِلْمِ بِمَوَاضِعِ الْحَقِّ

در این بیان، حمل پرچم حق به صبر محدود نمی‌شود، بلکه بصیرت و شناخت جایگاه حق نیز شرط آن است. بصیرت امروز یعنی فشارهای بیرونی را ببینیم، بی‌آن­که ضعف‌های داخلی را انکار کنیم، دستاوردهای دفاعی و علمی را ارج بگذاریم، بدون‌آن­که از سنجش نتایج اقتصادی سیاست‌ها دست بکشیم یا نارضایتی معیشتی مردم را بشنویم، بی‌آن­که آن را به معنای مخالفت با استقلال کشور تعبیر کنیم.

در اینجا پرسشی جدی پیش روی مسئولان قرار می‌گیرد: آیا صبر فقط تکلیف مردم است؟ اگر مردم باید دشواری‌های جنگ، تحریم و فشار اقتصادی را تحمل کنند، مسئولان نیز وظیفه دارند سیاست‌های ناکارآمد را اصلاح کنند، با فساد و رانت مقابله کنند، تصمیم‌های اقتصادی را شفاف‌تر سازند و هزینه‌های غیرضروری را کاهش دهند، چرا که نمی‌توان از جامعه انتظار مقاومت داشت، اما اصلاح امور را به آینده‌ای نامعلوم سپرد. از همین رو، استقلال هزینه دارد، اما این هزینه نباید بی‌حساب و ناعادلانه بر دوش ضعیف‌ترین اقشار جامعه قرار گیرد. هرچه فشار بیرونی سنگین‌تر باشد، ضرورت اصلاح درونی بیشتر می‌شود. مقاومت و عدالت اقتصادی دو مسیر متضاد نیستند، عدالت می‌تواند پشتوانه اجتماعی استقلال را تقویت کند و اعتماد عمومی را از فرسایش دور نگه دارد.

فدک در حافظه تاریخی شیعه، تنها پرونده‌ای متعلق به گذشته نیست، بلکه فرصتی برای بازاندیشی در رابطه حق، ثروت و قدرت است. از دفاع حضرت زهرا(س) از حق خود تا روایت امام موسی کاظم(ع)، مسئله فدک ما را به تأمل درباره جایگاه حق در برابر قدرت فرامی‌خواند. پیوند این ماجرا با نفت و اقتصاد امروز، نه در یکسان‌بودن رویدادها، بلکه در پرسشی مشترک است که منابع و امکانات در خدمت چه کسانی و چه هدفی قرار می‌گیرند؟ از همین رو، ثروت طبیعی، توان دفاعی و استقلال سیاسی، هنگامی پشتوانه‌ای پایدار برای کشور خواهند بود که با مسئولیت‌پذیری در حکمرانی و توجه به عدالت اقتصادی همراه شوند. بنابراین،  امنیت مرزها ضروری است، همان‌طور که امنیت معیشت خانواده‌ها و حفظ کرامت شهروندان ضروری است، چرا که مرزهای امن، ضامن بقای سرزمین‌اند و سفره‌های امن، پشتوانه دوام همان سرزمین است و ایران به هر دو نیاز دارد.

یادداشت از: معصومه جمشیدی

انتهای پیام/