یادداشت| روز اراک چگونه متولد شد؟

به گزارش خبرگزاری تسنیم از اراک، گاهی یک ایده فرهنگی، از دل پرسشی ساده درباره هویت یک شهر آغاز می‌شود؛ اما اگر با پژوهش، مشارکت جمعی و پیگیری مستمر همراه شود، می‌تواند به رویدادی ماندگار و زمینه‌ساز حرکت‌هایی گسترده‌تر تبدیل شود. شکل‌گیری «روز اراک» نمونه‌ای از چنین مسیری است؛ حرکتی که در سال 1396، در بستر فعالیت‌های فرهنگی دوره پنجم شورای اسلامی شهر اراک و با پیگیری کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورا به ریاست مرتضی سورانه آغاز شد، در سال 1397 با بررسی‌های تاریخی و نشست‌های کارشناسی به انتخاب یک روز مشخص انجامید و پس از تایید شورای شهر به تصویب کمیته تطبیق در فرمانداری اراک رسید و زمینه‌ساز توجه بیشتر به میراث تاریخی، مفاخر و سرمایه انسانی سرزمین مرکزی شد.

روز اراک صرفاً نام‌گذاری یک روز در تقویم شهری نبود. مسئله اصلی این بود که اراک چگونه می‌تواند گذشته خود را بهتر بشناسد، میراثش را به نسل جوان معرفی کند و میان هویت تاریخی، ظرفیت‌های فرهنگی و واقعیت صنعتی و اجتماعی امروز خود پیوند برقرار سازد. در سال‌هایی که شهر بیش از هر چیز با کارخانه‌ها و توسعه صنعتی شناخته می‌شد، ضرورت داشت ابعاد دیگر هویت آن نیز در معرض توجه عمومی قرار گیرد.

شکل‌گیری کارگروه فرهنگی در اراک

با آغاز فعالیت دوره پنجم شورای اسلامی شهر اراک و ریاست سورانه بر کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورا، فرصتی برای طرح ایده‌هایی با محوریت هویت و فرهنگ شهری فراهم شد. در نامه‌ای به تاریخ 23 آذر 1396، بر این نکته تأکید کردم که توسعه شهر را نباید تنها با پروژه‌های عمرانی و تغییرات کالبدی سنجید؛ زیرا شهر، افزون بر خیابان‌ها و ساختمان‌ها، مجموعه‌ای از خاطرات مشترک، پیوندهای اجتماعی، ارزش‌های فرهنگی و احساس تعلق شهروندان است.

این نگاه، زمینه طرح ایده‌ای را فراهم کرد و در ادامه، کارگروهی تخصصی و داوطلبانه با حضور علاقه‌مندان به فرهنگ و تاریخ شهر شکل گرفت. خانم‌ها فاطمه اسماعیل‌پور، مرجان میرزائیان و رویا حسن‌زاده و آقایان روزبه عقلائی، بهنام بیات، فرزین وفائی‌نژاد، افشین حمزه‌لو، میثم چگینی، احمد سیدی و این‌جانب در این جمع حضور داشتیم.

جلسات کارگروه ابتدا هر چهارشنبه و سپس یک هفته در میان برگزار می‌شد. تعیین روز اراک، ساخت سرود شهر، پیگیری تأسیس خانه فرهنگ، نام‌گذاری معابر و میدان‌ها به نام مفاخر و چهره‌های ملی و تقویت آگاهی عمومی درباره پیشینه شهر، از جمله موضوعات مورد بررسی بود. اهمیت این تجربه در آن بود که شهروندانی با انگیزه‌های فرهنگی، بیرون از چارچوب‌های صرفاً اداری، برای مسئله‌ای مشترک گرد هم آمده بودند.

یکی از جلوه‌های این رویکرد، سفر شانزدهم اردیبهشت 1397 به هزاوه، زادگاه میرزا تقی‌خان امیرکبیر، همراه با اعضای انجمن فرهنگی امیرکبیر بود. برنامه از محل کارم در شرکت کمباین‌سازی ایران آغاز شد و اعضای انجمن پیش از حرکت، از بخش‌هایی از خط تولید بازدید کردند. این بخش از برنامه، پیوند میان دو مؤلفه مهم هویت اراک، یعنی صنعت و فرهنگ، را به‌خوبی نشان می‌داد.

در هزاوه، میزبانی گرم اهالی، غذای سنتی آبگوشت، اجرای گروه موسیقی «راز و نیاز» و شعرخوانی، فضایی فرهنگی و صمیمی ایجاد کرد. در ادامه، شماری از مدیران نیز به جمع پیوستند و درباره میراث تاریخی و ظرفیت‌های گردشگری منطقه گفت‌وگو شد. در همان دیدار، خانه تاریخی امیرکبیر که با وجود مرمت همچنان بسته بود، عملاً گشایش یافت. چندی بعد نیز با تشکیل هیئت‌امنای خانه امیر به حکم استاندار وقت، به مدت هفت سال عضو این هیئت بودم؛ تجربه‌ای که پیوند میان فعالیت‌های فرهنگی آن دوره و ضرورت حفاظت از میراث تاریخی را برایم پررنگ‌تر کرد.

از پیشنهاد دکتر کزازی تا نشست تاریخی هشتم مهر

گام بعدی، یافتن تاریخی مستند و معنادار برای روز اراک بود. در بیست‌وچهارم شهریور 1397 با دکتر میرجلال‌الدین کزازی تماس گرفتم و از ایشان دعوت کردم تا در نشست کارشناسی انتخاب روز شهر مشارکت کنند. استاد کزازی با اشاره به پیوندهای خانوادگی خود با منطقه کزاز و سابقه تدریس در دانشگاه‌های اراک، از این پیشنهاد استقبال کردند. ایشان در یادداشتی، ضمن تأکید بر پیشینه تاریخی شهر، پیشنهاد دادند روز گشایش مدرسه صمصامی بیات نیز در میان گزینه‌ها بررسی شود.
با مرور منابع و شواهد تاریخی، ده مناسبت برای طرح در نشست کارشناسی انتخاب شد؛ از گشایش دانشگاه اراک و مدرسه سپهداری تا رویدادهای مرتبط با امیرکبیر، ثبت ملی بازار تاریخی، افتتاح راه‌آهن، احیای نام اراک و گشایش رسمی سلطان‌آباد. هر گزینه بخشی از تاریخ شهر را نمایندگی می‌کرد و انتخاب نهایی به بررسی دقیق‌تر و گفت‌وگوی کارشناسی نیاز داشت.

به همین منظور، هشتم مهرماه 1397 نشستی با حضور بیش از 50 تن از استادان، پژوهشگران، مدیران و صاحب‌نظران برگزار شد. مسئولیت دعوت از مدعوین و اجرای نشست را بر عهده داشتم و با تماس‌های تلفنی، از افراد مختلف برای مشارکت در این گفت‌وگو دعوت کردم. در جلسه، اعضای شورای اسلامی شهر، مهدی زندیه‌وکیلی، معاون عمرانی وقت استانداری و استاندار کنونی، داود تاجران، شهردار وقت، حسین بختیاری، فرماندار وقت، محسن نجفی، رئیس دانشگاه صنعتی اراک و جمعی از استادان و پژوهشگران حضور داشتند.

دکتر میرجلال‌الدین کزازی از سخنرانان نخست این نشست بود. پس از ایشان، افرادی همچون دکتر اسماعیل نادری، دکتر اسماعیل شیعه، مهندس محمدمهدی کندی، مهندس مجید پورعطار، علی محمودی‌مجد، ولی‌الله شمشیربندی، یدالله بادکوبه‌ای، مهندس حمیدرضا مهدی‌نیا، سیدمهدی کتان‌فروش، محسن سجادی، سروش نیمافر، ابراهیم حسینجانی، نادیا خاوری و مریم درودیان دیدگاه‌های خود را مطرح کردند. عمران حیدری‌آریا، شاعر و پژوهشگر همدانی، نیز یافته‌های خود درباره ریشه‌های تاریخی اراک را ارائه کرد. پیشکسوتانی چون زنده‌یاد دکتر محمدعلی داودآبادی، مهندس چنگیز امینی حاج‌باشی، برومند دهگان، محمدباقر ستوده، محمدمهدی آب‌برین و محمد سخنور نیز در این گردهمایی حضور داشتند.

در پایان نشست، چهار گزینه اصلی برای بررسی نهایی باقی ماند: دهم مهر، سالروز گشایش مدرسه صمصامی بیات؛ دهم آبان، سالروز ثبت ملی بازار تاریخی اراک؛ مناسبت‌های مرتبط با زندگی و فعالیت امیرکبیر؛ و رویدادهای مربوط به راه‌آهن و جایگاه اداری اراک.

بیست‌وهشتم مهر؛ انتخابی با پشتوانه تاریخی

در نهایت، بیست‌وهشتم مهرماه، سالروز صدور فرمان صدارت اعظمی میرزا تقی‌خان امیرکبیر در سال 1227 خورشیدی، به‌عنوان روز اراک برگزیده شد. انتخاب این تاریخ، شهر را با یکی از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های اصلاح‌گری و نوسازی تاریخ ایران پیوند می‌داد؛ شخصیتی که زادگاهش هزاوه است و نامش با اصلاح امور عمومی و گسترش آموزش نوین همراه شده است.

دو روز پیش از این تصمیم، در بیست‌وششم مهرماه 1397، نشست «فرهنگ و صنعت» در سالن اجتماعات شرکت لجور، به مدیریت برادران مهدی‌نیا، برگزار شده بود. بیش از بیست تن از چهره‌های فرهنگی و دانشگاهی در این نشست درباره رابطه صنعت، فرهنگ و توسعه شهری گفت‌وگو کردند. این برنامه نیز بر این واقعیت تأکید داشت که اراک را نمی‌توان فقط با صنعت یا تنها با میراث فرهنگی تعریف کرد؛ هویت معاصر آن از تعامل این دو و دیگر ظرفیت‌های اجتماعی و علمی شکل گرفته است.

سرانجام، عصر شنبه بیست‌وهشتم مهرماه 1397، مصوبه انتخاب این تاریخ به‌عنوان روز اراک، هم‌زمان با یکصدوهفتادمین سالروز صدارت امیرکبیر، در شورای اسلامی شهر و با حضور کمیته تطبیق به ریاست فرماندار اراک بررسی و تصویب شد. به این ترتیب، ایده‌ای که از یک دغدغه فرهنگی آغاز شده بود، پس از مطالعات تاریخی، گفت‌وگوهای کارشناسی و طی مراحل قانونی، رسمیت یافت.

نخستین جشن روز اراک در 28مهر 1397 در محل شورای شهر با سخنان دکتر کاوه فلک‌افلاکی، رئیس وقت شورای اسلامی شهر، و استاد مرتضی سورانه، رئیس کمیسیون فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شورا، درباره روند شکل‌گیری این مناسبت آغاز شد. سپس استاد محمد مددی، نویسنده کتاب «تاریخ عراق»، به تاریخ‌نگاری اراک و نقش چهره‌هایی همچون یعقوب‌خان انجدانی، رضا وکیلی‌تبریزی و استاد ابراهیم دهگان پرداخت. دکتر اکبرآبادی، روزنامه‌نگار و فعال مدنی، نیز درباره نقش امیرکبیر در بومی‌سازی مدرنیته در ایران سخن گفت.

روز اراک در سال‌های بعد نیز ادامه یافت و حتی در سال 1399، با وجود همه‌گیری کووید 19، از طریق صداوسیما و شبکه‌های اجتماعی گرامی داشته شد. تداوم این مناسبت نشان داد که روز اراک می‌تواند فراتر از یک مصوبه شهری، به فرصتی عمومی برای بازشناسی هویت تاریخی و فرهنگی شهر تبدیل شود.
از روز اراک تا توجه سازمان‌یافته به مفاخر سرزمین خورشید

تعیین روز اراک پایان مسیر نبود؛ بلکه توجه به تاریخ و هویت شهر، پرسش‌های گسترده‌تری را پیش روی ما گذاشت: میراث فرهنگی این سرزمین چیست؟ چه کسانی در شکل‌گیری تاریخ علمی، سیاسی، ادبی، هنری و اجتماعی ایران نقش داشته‌اند؟ و چگونه می‌توان نام و دستاوردهای آنان را از محدوده کتاب‌ها و محافل تخصصی بیرون آورد و به آگاهی عمومی پیوند زد؟

در این چارچوب، استان مرکزی را باید فراتر از مرزهای اداری امروز و در گستره‌ای از میراث تاریخی و فرهنگی نگریست که از آن با عنوان هویت‌محور «سرزمین خورشید» یاد می‌شود. آثار تاریخی، محوطه‌های باستانی، بناهای ارزشمند، سنت‌های محلی و چهره‌های اثرگذار علمی و فرهنگی، بخشی از سرمایه این سرزمین‌ هستند. پاسداشت این ظرفیت‌ها، به پژوهش مستند، حفاظت از آثار و معرفی مؤثر آنها به جامعه نیاز دارد.

یکی از زمینه‌های مهم این فعالیت‌ها، سامان‌دهی شناخت مفاخر و نام‌آوران منطقه بود. بنیاد اراک‌شناسی در ادامه همین دغدغه‌های فرهنگی و پژوهشی شکل گرفت؛ با این هدف که شناخت تاریخ و هویت اراک و سرزمین پیرامونی آن، به فعالیتی پیوسته، مستند و قابل توسعه تبدیل شود. در این مسیر، کتاب مرجع «نامداران ایراک» کوششی برای ثبت و طبقه‌بندی بخشی از سرمایه انسانی منطقه است.

از میان نزدیک به 2900 شخصیت شناسایی‌شده در مجموعه مفاخر استان مرکزی، 440 چهره برجسته بر پایه جایگاه و نقش اثرگذارشان در تاریخ، علم، فرهنگ، مدیریت و عرصه‌های مختلف اجتماعی انتخاب شده‌اند تا در سیزده ساحت موضوعی شامل صدراعظم‌ها و وزیران اعظم، کارگزاران و مدیران نامدار، علما و مراجع، پدران علمی ایران، بنیان‌گذاران نهادها، نخستین‌ها و پیشتازان، بانوان پیشگام، پزشکان و مشاهیر سلامت، نویسندگان و پژوهشگران، شاعران، هنرمندان، سرداران و فرماندهان و قهرمانان ورزشی معرفی شوند.

در همین راستا، تصاویر این چهره‌ها در کافه‌موزه به نمایش در‌آمده و سیزده پرده مخملین فاخر نیز با محوریت این ساحت‌ها تهیه شده تا امکان معرفی سازمان‌یافته مفاخر استان در نمایشگاه‌های ملی و بین‌المللی فراهم شود. این اقدام، فراتر از نمایش نام و تصویر شخصیت‌ها، تلاشی برای انتقال میراث انسانی و فرهنگی استان از منابع و مجموعه‌های پژوهشی به فضای عمومی و تقویت شناخت جامعه، به‌ویژه نسل جوان، از پیشینه و ظرفیت‌های سرزمین خود است.

هدف نهایی این طرح، بازنمایی سهم استان مرکزی در تاریخ، علم، فرهنگ و تمدن ایران، تقویت هویت منطقه‌ای و معرفی این استان به‌عنوان «سرزمین خورشید» و یکی از کانون‌های پرورش مفاخر ایران است؛ اقدامی که می‌تواند ضمن پاسداشت میراث گذشتگان، زمینه آگاهی‌بخشی، الگوسازی برای نسل‌های آینده و ارتقای جایگاه فرهنگی استان در سطح ملی و بین‌المللی را فراهم کند.

در میان نام‌های شناخته‌شده این مجموعه می‌توان از قائم‌مقام فراهانی، میرزا تقی‌خان امیرکبیر، میرزا یوسف مستوفی‌الممالک و دکتر محمد مصدق در حوزه سیاست و مدیریت عالی؛ امام خمینی (ره)، آیت‌الله آقا ضیاءالدین عراقی و آیت‌الله شیخ محمدعلی اراکی در حوزه دین و دانش حوزوی؛ پروین اعتصامی، توران میرهادی و پروانه وثوق در میان بانوان نامدار؛ و فخرالدین عراقی، سلمان ساوجی و ادیب‌الممالک فراهانی در عرصه شعر و ادب یاد کرد. هر یک از این چهره‌ها، به‌گونه‌ای متفاوت، بخشی از تاریخ و فرهنگ ایران را نمایندگی می‌کنند.

اهمیت «نامداران ایراک» صرفاً در شمار اسامی آن نیست؛ ارزش اصلی چنین طرحی، ایجاد زمینه‌ای برای پژوهش، مستندسازی و معرفی دقیق‌تر چهره‌هایی است که در دوره‌های مختلف بر زندگی فکری و اجتماعی ایران اثر گذاشته‌اند. این مجموعه می‌تواند با تکمیل اسناد، بازبینی اطلاعات و مشارکت پژوهشگران، به مرجعی زنده و رو به تکامل برای شناخت سرمایه انسانی منطقه تبدیل شود.

پیوند پژوهش با زندگی روزمره

در کنار بنیاد اراک‌شناسی، کافه‌موزه اراک نیز در امتداد همین دغدغه‌های فرهنگی و تاریخی شکل گرفته است. اگر بنیاد اراک‌شناسی زمینه گردآوری، مطالعه و سامان‌دهی اطلاعات را فراهم می‌کند، کافه‌موزه می‌تواند بخشی از این شناخت را به تجربه‌ای ملموس و عمومی تبدیل کند؛ جایی که مخاطب در جریان حضور روزمره خود، با چهره‌ها، روایت‌ها و بخش‌هایی از تاریخ سرزمینش آشنا شود.

نمایش تصویر و شرح‌حال مفاخر، معرفی کتاب‌ها، برگزاری نشست‌های فرهنگی و فراهم‌کردن فضایی برای گفت‌وگو درباره تاریخ و هویت منطقه، از ظرفیت‌هایی است که چنین مکانی می‌تواند در اختیار جامعه قرار دهد. هدف آن است که مفاخر از نام‌هایی دور و گاه ناشناخته، به شخصیت‌هایی قابل شناخت تبدیل شوند؛ انسان‌هایی که زندگی، اندیشه، آثار و دستاوردهایشان می‌تواند برای نسل امروز معنا داشته باشد.

از این منظر، بنیاد اراک‌شناسی و کافه‌موزه اراک را می‌توان دو جلوه از تداوم همان جریان فرهنگی دانست که در سال‌های منتهی به تعیین «روز اراک« شکل گرفت: یکی با تمرکز بر پژوهش و مستندسازی، و دیگری با تأکید بر معرفی عمومی و ایجاد پیوند میان میراث فرهنگی و زندگی روزمره. این دو، در کنار یکدیگر، می‌توانند به تقویت اراک‌شناسی و گسترش شناخت عمومی از «سرزمین خورشید» کمک کنند.

البته ارزش این کوشش‌ها به دقت علمی، مستندبودن اطلاعات و امکان بازبینی و تکمیل آنها وابسته است. معرفی مفاخر نباید به فهرست‌سازی صرف یا بزرگ‌نمایی محدود شود؛ بلکه هر نام باید با شواهد معتبر، شرحی روشن از دستاوردها و نسبتی مستند با منطقه همراه باشد. به همین دلیل، «نامداران ایراک» را باید بستری پژوهشی برای شناخت بهتر و گفت‌وگوی مستمر دانست، نه فهرستی بسته و پایان‌یافته.

روز اراک؛ میراث مشترک و مسئولیتی ماندگار

با پایان فعالیت شورای پنجم و آغاز دوره‌های بعدی مدیریت شهری، روز اراک مسیر خود را ادامه داد. استمرار این مناسبت، یادآور آن است که هویت تاریخی و فرهنگی شهر به یک دوره مدیریتی، جریان سیاسی یا گروه خاص تعلق ندارد. روز اراک زمانی از اعتبار عمومی بیشتری برخوردار خواهد شد که در برنامه‌ریزی و اجرای آن، مشارکت پژوهشگران، دانشگاهیان، فعالان مدنی، نهادهای فرهنگی و شهروندان جدی گرفته شود.

به‌عنوان کسی که در طرح و پیگیری این ایده و روند انتخاب روز اراک سهم داشته‌ام، از تداوم آن خرسندم؛ اما معتقدم اهمیت اصلی این مناسبت در ثبت نام افراد یا گروه‌ها نیست، بلکه در حفظ هدفی است که برای آن شکل گرفت: شناخت بهتر شهر، پاسداشت میراث مشترک و تقویت احساس تعلق شهروندان.

از سوی دیگر، یادکردن دقیق از روند تولد روز اراک و نقش افراد و گروه‌های مؤثر در آن، به معنای انحصاری‌کردن یک دستاورد جمعی نیست. ثبت تاریخ معاصر شهر، همانند ثبت تاریخ‌های دورتر، به روایت مستند و منصفانه نیاز دارد. حافظه جمعی هنگامی استوار می‌ماند که هم مشارکت جمعی را ارج نهد و هم از فراموش‌شدن مسیر شکل‌گیری رویدادها جلوگیری کند.

روز اراک باید از یک آیین سالانه فراتر رود و به فرصتی برای طرح پرسش‌های واقعی شهر تبدیل شود: چه اندازه از میراث تاریخی ما حفاظت شده است؟ کدام چهره‌ها و آثار هنوز به‌درستی معرفی نشده‌اند؟ چگونه می‌توان نسل جوان را با تاریخ محلی آشنا کرد؟ و چگونه می‌توان ظرفیت‌های فرهنگی را به بخشی از آموزش، گردشگری پایدار و توسعه اجتماعی شهر پیوند زد؟

تجربه شکل‌گیری روز اراک نشان داد که یک دغدغه فرهنگی، با پژوهش، گفت‌وگو، مشارکت و پیگیری می‌تواند به تصمیمی عمومی تبدیل شود. شکل‌گیری بنیاد اراک‌شناسی و کافه‌موزه اراک نیز در ادامه همین نگاه، بر ضرورت تبدیل شناخت تاریخی به فعالیتی پیوسته تأکید دارد؛ فعالیتی که هم به اسناد و پژوهش تکیه کند و هم راهی برای ارتباط جامعه با میراث خود بگشاید.

روز اراک، تنها فرصتی برای یادآوری گذشته نیست؛ دعوتی است برای شناخت خویشتن، معرفی سرمایه‌های انسانی و تمدنی سرزمین خورشید و پذیرفتن مسئولیت ساختن آینده‌ای شایسته‌تر برای شهری که تاریخ، فرهنگ، صنعت و دانش در هویت آن به هم می‌رسند.

یادداشت از: ابوالفضل عباسی بانی- پژوهشگر و نویسنده اراک شناسی

انتهای پیام/711/