برگ برنده ایران در جنگ کریدورها/ پیوند ژئواکونومیک با آسیا از چابهار

به گزارش خبرگزاری تسنیم از زاهدان، راه‌آهن چابهار ـ زاهدان در آستانه ورود به مرحله بهره‌برداری، بار دیگر به یکی از محورهای اصلی دیپلماسی حمل‌ونقل ایران در منطقه تبدیل شده است؛ خط ریلی 628 کیلومتری که با اتصال بندر اقیانوسی چابهار به شبکه ریلی کشور، می‌تواند مسیر تازه‌ای برای انتقال کالا میان آب‌های آزاد، افغانستان و کشورهای آسیای مرکزی ایجاد کند و زمینه حضور پررنگ‌تر ایران در زنجیره تجارت منطقه‌ای را فراهم آورد.

اظهارات اخیر فرزانه صادق، وزیر راه و شهرسازی، در نشست تخصصی کریدور ترانس‌افغان در آستانه قزاقستان، نشان می‌دهد که موضوع راه‌آهن چابهار ـ زاهدان در چارچوب گسترده‌تری از همکاری‌های ریلی، توسعه مسیرهای ترانزیتی و اتصال اقتصادهای منطقه به بازارهای بین‌المللی دنبال می‌شود. وزیر راه و شهرسازی از بهره‌برداری این خط ریلی طی دو ماه آینده خبر داده و بر ظرفیت آن برای تسهیل دسترسی افغانستان و کشورهای آسیای مرکزی به بازارهای جهانی تأکید کرده است.

ایران علاوه بر اتصال چابهار به شبکه ریلی داخلی، بر تسریع اتصال‌های ریلی با افغانستان، پیگیری مسیر ریلی ایران تا هرات و گسترش همکاری‌های چندجانبه حمل‌ونقلی تأکید دارد؛ مجموعه اقداماتی که در صورت تحقق عملیاتی و تکمیل حلقه‌های مفقوده شبکه، می‌تواند جایگاه ایران را در مسیرهای ارتباطی شمال ـ جنوب و شرق ت غرب تقویت کند.

چابهار؛ بندری فراتر از مرزهای جنوب شرق

بندر چابهار به دلیل دسترسی مستقیم به آب‌های آزاد اقیانوسی، موقعیت جغرافیایی ویژه‌ای در معادلات حمل‌ونقل و تجارت منطقه دارد. این بندر در جنوب شرقی ایران قرار گرفته و می‌تواند برای کشورهای محصور در خشکی، به‌ویژه افغانستان و بخش‌هایی از آسیای مرکزی، مسیری برای دسترسی به شبکه تجارت دریایی و بازارهای فرامنطقه‌ای فراهم کند.

با این حال، ظرفیت جغرافیایی یک بندر به‌تنهایی برای تبدیل‌شدن آن به کانون ترانزیت منطقه‌ای کافی نیست. دسترسی زمینی و ریلی به مراکز تولید و مصرف، برخورداری از زیرساخت‌های بارگیری و تخلیه، خدمات گمرکی و لجستیکی، تعرفه‌های رقابتی و امکان جابه‌جایی سریع و مطمئن کالا، از عواملی هستند که تعیین می‌کنند یک مسیر تا چه اندازه برای بازرگانان و شرکت‌های حمل‌ونقل جذاب باشد چرا که ‌اتصال ریلی چابهار به زاهدان اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا می‌تواند ارتباط بندر را با شبکه ریلی داخلی برقرار کند و امکان انتقال بخشی از بارهای تجاری از مسیر ریلی را افزایش دهد. در صورت فراهم‌شدن شرایط لازم برای تداوم مسیر به سمت مرزهای شرقی و شمالی کشور، این خط می‌تواند بخشی از زنجیره حمل‌ونقلی گسترده‌تری باشد که بنادر جنوبی ایران را به افغانستان، آسیای مرکزی و مسیرهای منتهی به بازارهای جهانی پیوند می‌دهد.

هدف اصلی از توسعه این زیرساخت آن است که چابهار از یک نقطه دسترسی دریایی به بخشی از یک شبکه پیوسته حمل‌ونقل تبدیل شود؛ شبکه‌ای که در آن بندر، راه‌آهن، جاده، پایانه‌های مرزی و مراکز لجستیکی در کنار یکدیگر فعالیت کنند.

راه‌آهن چابهار ـ زاهدان؛ حلقه‌ای مهم در زنجیره ترانزیت

راه‌آهن چابهار ـ زاهدان به طول 628 کیلومتر، محور اصلی اتصال ریلی بندر چابهار به شبکه راه‌آهن کشور به شمار می‌رود. بهره‌برداری از این مسیر می‌تواند امکان انتقال بار از بندر به زاهدان و سپس استفاده از ظرفیت شبکه ریلی داخلی را فراهم کند؛ ظرفیتی که در صورت اتصال مؤثر به مسیرهای مرزی، قابلیت استفاده در جابه‌جایی کالاهای ترانزیتی میان ایران و کشورهای همسایه را نیز خواهد داشت و اهمیت این خط زمانی بیشتر نمایان می‌شود که نقش آن در کنار سایر زیرساخت‌های حمل‌ونقلی بررسی شود. بندر چابهار بدون اتصال ریلی و جاده‌ای کارآمد، برای انتقال بار به مناطق دورتر با محدودیت‌هایی روبه‌رو خواهد بود؛ همان‌طور که راه‌آهن نیز بدون دسترسی به مراکز لجستیکی، پایانه‌های مرزی و بازارهای مقصد نمی‌تواند به تمام ظرفیت اقتصادی خود دست یابد.

بهره‌برداری از راه‌آهن چابهار ـ زاهدان باید آغاز مرحله‌ای تازه از توسعه شبکه حمل‌ونقل تلقی شود؛ مرحله‌ای که در آن، هماهنگی میان زیرساخت‌های بندری، ریلی و جاده‌ای و همچنین تسهیل مقررات و رویه‌های گمرکی، نقشی تعیین‌کننده خواهد داشت.وزیر راه و شهرسازی نیز در اظهارات خود در قزاقستان، اتصال بندر چابهار به شبکه ریلی کشور را در کنار توسعه همکاری‌های کریدوری قرار داده است. 

افغانستان؛ دسترسی به آب‌های آزاد از مسیر ایران

افغانستان به دلیل نداشتن مرز دریایی، برای تجارت خارجی خود به مسیرهای عبوری از کشورهای همسایه وابسته است. دسترسی به بنادر، هزینه حمل کالا، زمان رسیدن محموله‌ها به بازار مقصد و میزان پایداری مسیرهای ترانزیتی، از عوامل مؤثر بر هزینه تجارت این کشور به شمار می‌روند لذا بندر چابهار و شبکه حمل‌ونقل متصل به آن می‌توانند یکی از گزینه‌های دسترسی افغانستان به آب‌های آزاد باشند. مسیرهای زمینی و توافق‌های ترانزیتی مرتبط با چابهار پیش از این نیز در چارچوب همکاری ایران، افغانستان و هند مطرح شده‌اند. هدف این همکاری‌ها، تسهیل انتقال کالا از طریق بندر چابهار و هماهنگ‌سازی مقررات حمل‌ونقل، گمرک و ترانزیت میان کشورهای مشارکت‌کننده بوده است. 

اتصال ریلی چابهار به زاهدان می‌تواند این ظرفیت را تقویت کند؛ به‌ویژه اگر شبکه ریلی ایران از طریق مسیرهای مناسب به گذرگاه‌های مرزی شرقی متصل شود و انتقال کالا میان بندر و مقصدهای افغانستان با هماهنگی عملیاتی انجام گیرد و برای بازرگانان افغانستان، دسترسی به مسیرهای جایگزین می‌تواند به معنای افزایش گزینه‌های حمل‌ونقل و کاهش وابستگی به یک مسیر خاص باشد. البته میزان صرفه اقتصادی این مسیر به فاصله تا مقصد، هزینه جابه‌جایی در هر بخش، زمان توقف در مرزها، تعرفه‌های بندری و گمرکی و قابلیت اطمینان خدمات حمل‌ونقل بستگی خواهد داشت.

بنابراین، اهمیت راه‌آهن چابهار ـ زاهدان برای افغانستان تنها در فراهم‌شدن یک مسیر جدید خلاصه نمی‌شود؛ بلکه در ایجاد امکان انتخاب میان مسیرهای مختلف و تقویت انعطاف‌پذیری شبکه تجارت این کشور نیز قابل بررسی است.

آسیای مرکزی؛ رقابت بر سر مسیرهای مطمئن و کم‌هزینه

کشورهای آسیای مرکزی نیز به دلیل موقعیت جغرافیایی و محدودیت دسترسی مستقیم به آب‌های آزاد، به مسیرهای زمینی و ریلی عبوری از کشورهای همسایه وابستگی دارند. از این رو، توسعه مسیرهای متصل به بنادر جنوبی ایران می‌تواند برای بخشی از تجارت این کشورها با بازارهای آسیایی و فرامنطقه‌ای اهمیت داشته باشد که در این میان، قزاقستان به‌عنوان یکی از کشورهای مهم آسیای مرکزی، در برنامه‌های توسعه همکاری‌های ریلی و ترانزیتی ایران جایگاه ویژه‌ای دارد.

در دیدارهای اخیر وزیر راه و شهرسازی ایران با مقام‌های حمل‌ونقلی قزاقستان، موضوع فعال‌سازی شاخه شرقی کریدور بین‌المللی شمال–جنوب، افزایش ظرفیت ترانزیت، اتصال چابهار به شبکه ریلی و توسعه مسیر چین ـ قزاقستان ـ ایران ـ اروپا مطرح شده که این رویکرد در شرایطی دنبال می‌شود که کشورها برای توسعه تجارت خارجی خود، به دنبال تنوع‌بخشی به مسیرهای انتقال کالا و کاهش آسیب‌پذیری در برابر اختلالات مرزی و حمل‌ونقلی هستند. برای کشورهای محصور در خشکی، وجود چند مسیر قابل اتکا می‌تواند در انتخاب مقصدهای تجاری و مدیریت هزینه‌های حمل نقش داشته باشد.

با این حال، صرف ایجاد یک خط ریلی به معنای شکل‌گیری خودکار جریان پایدار ترانزیت نیست. مسیرهای رقیب نیز با زیرساخت‌ها و توافق‌های خاص خود فعالیت می‌کنند و انتخاب نهایی صاحبان کالا به هزینه تمام‌شده، سرعت، قابلیت پیش‌بینی زمان تحویل و کیفیت خدمات وابسته است لذا در نتیجه، ایران برای تبدیل ظرفیت جغرافیایی چابهار به سهم واقعی در بازار ترانزیت منطقه، باید علاوه بر تکمیل زیرساخت‌ها، بر رقابتی‌کردن خدمات، هماهنگی با کشورهای همسایه و ایجاد امکان جابه‌جایی پیوسته کالا تمرکز کند.

اتصال ریلی ایران تا هرات؛ تکمیل حلقه ارتباطی با افغانستان

در کنار راه‌آهن چابهار–زاهدان، توسعه اتصال‌های ریلی ایران و افغانستان نیز یکی از محورهای همکاری حمل‌ونقلی دو کشور است. وزیر راه و شهرسازی در نشست تخصصی کریدور ترانس‌افغان بر تسریع اتصال ریلی ایران تا هرات و تقویت پیوندهای ترانزیتی با افغانستان و آسیای مرکزی تأکید کرده است. اتصال ریلی خواف ـ هرات از جمله مسیرهایی است که امکان جابه‌جایی کالا میان دو کشور را فراهم کرده و در برنامه‌های گسترده‌تر توسعه کریدورهای منطقه‌ای مورد توجه قرار دارد. در طرح کریدور ریلی پنج‌کشوری نیز، پیوند چین، قرقیزستان، تاجیکستان، افغانستان و ایران با هدف توسعه تجارت منطقه‌ای و دسترسی افغانستان به بنادر ایران مطرح شده است. ‌

تکمیل و تقویت اتصال‌های ریلی در دو سوی مرز اهمیت زیادی دارد چرا که چابهار در جنوب ایران می‌تواند دروازه دریایی این شبکه باشد و مسیرهای ریلی متصل به افغانستان و آسیای مرکزی، امکان انتقال کالا میان بندر و بازارهای داخلی کشورهای منطقه را فراهم کنند لذا برای تحقق چنین چشم‌اندازی، پروژه‌های مختلف باید از نظر فنی، عملیاتی و تجاری با یکدیگر هماهنگ شوند. ساخت خطوط ریلی در کشورهای مختلف، توافق بر سر نحوه عبور واگن‌ها، هماهنگی مقررات گمرکی، تأمین مالی پروژه‌ها و ایجاد خدمات منظم باربری، از جمله موضوعاتی است که بر عملیاتی‌شدن یک کریدور فرامرزی تأثیر می‌گذارد.

تأکید ایران بر تسریع اتصال ریلی تا هرات را باید بخشی از تلاش برای گسترش شبکه ارتباطی با افغانستان و ایجاد پیوند میان مسیرهای داخلی و منطقه‌ای ارزیابی کرد؛ پیوندی که در صورت تکمیل، می‌تواند امکان بهره‌برداری گسترده‌تر از ظرفیت بندر چابهار را فراهم کند.

دیپلماسی حمل‌ونقل؛ از توافق‌های منطقه‌ای تا جریان واقعی کالا

برای ایران توسعه روابط حمل‌ونقلی با کشورهای آسیای مرکزی و افغانستان می‌تواند علاوه بر تقویت نقش منطقه‌ای، فرصت‌هایی برای فعالیت بنادر، راه‌آهن، پایانه‌های مرزی، شرکت‌های لجستیکی و خدمات وابسته ایجاد کند. تحقق این فرصت‌ها، اما به میزان استفاده عملی از زیرساخت‌ها و توان رقابت خدمات ایرانی با مسیرهای جایگزین بستگی دارد. توسعه زیرساخت‌های متصل به بندر چابهار، علاوه بر ابعاد ملی و منطقه‌ای، برای سیستان و بلوچستان نیز اهمیت دارد. این استان به دلیل برخورداری از بندر اقیانوسی چابهار و قرارگرفتن در مجاورت مرزهای شرقی کشور، ظرفیت ایفای نقش در حمل‌ونقل، تجارت مرزی و خدمات لجستیکی را دارد.

اتصال ریلی چابهار به زاهدان می‌تواند زمینه پیوند بهتر بندر با شبکه حمل‌ونقل داخلی را فراهم کند و در صورت افزایش جریان بار، فرصت‌هایی برای توسعه فعالیت‌های اقتصادی مرتبط با حمل‌ونقل و خدمات پشتیبان ایجاد شود. از جمله این ظرفیت‌ها می‌توان به خدمات انبارداری، تخلیه و بارگیری، نگهداری کالا، حمل جاده‌ای و ریلی، خدمات گمرکی و فعالیت شرکت‌های لجستیکی اشاره کرد، با این حال، آثار اقتصادی این پروژه برای استان به‌صورت خودکار و صرفاً با افتتاح خط ریلی محقق نمی‌شود. میزان بار عبوری، نحوه استقرار مراکز لجستیکی، سهم شرکت‌های محلی از خدمات حمل‌ونقل، دسترسی صنایع استان به شبکه ریلی و پیوند زیرساخت با برنامه‌های توسعه اقتصادی منطقه، در تعیین میزان بهره‌مندی سیستان و بلوچستان مؤثر خواهد بود.

به همین دلیل، مرحله پس از بهره‌برداری اهمیت ویژه‌ای دارد. برنامه‌ریزی برای جذب بار، ایجاد ارتباط میان بندر و مراکز تولید و مصرف، توسعه خدمات پشتیبان و تسهیل فعالیت بخش خصوصی می‌تواند تعیین کند که این زیرساخت تا چه اندازه به رونق اقتصادی استان کمک کند لذا راه‌آهن چابهار–زاهدان از نظر جغرافیایی و شبکه‌ای ظرفیت ایجاد یک مسیر مهم ترانزیتی را دارد؛ اما فاصله میان ظرفیت بالقوه و عملکرد واقعی یک کریدور، به مجموعه‌ای از عوامل اجرایی و اقتصادی وابسته است.

لذا نخستین موضوع، آغاز بهره‌برداری تجاری منظم از خط و اطمینان از آمادگی عملیاتی زیرساخت‌هاست. اعلام زمان بهره‌برداری، نقطه مهمی در مسیر پروژه محسوب می‌شود، اما برای ارزیابی عملکرد آن باید وضعیت خدمات باربری، برنامه حرکت قطارها، ظرفیت حمل، تجهیزات و ارتباط با سایر بخش‌های شبکه نیز مشخص شود.

موضوع دوم، رقابت‌پذیری مسیر است. صاحبان کالا در انتخاب مسیر، صرفاً به فاصله جغرافیایی توجه نمی‌کنند؛ هزینه کل حمل، زمان تحویل، میزان توقف در مرزها، سهولت انجام تشریفات گمرکی و قابلیت اطمینان خدمات نیز در تصمیم آنان نقش دارد. بنابراین، اگر قرار است چابهار سهم بیشتری از جریان ترانزیت منطقه به دست آورد، باید در مجموع این شاخص‌ها برای بازرگانان گزینه‌ای قابل اتکا باشد.

موضوع سوم، هماهنگی میان کشورهای مسیر است. توسعه کریدورهای منطقه‌ای به همکاری در زمینه مقررات حمل‌ونقل، تبادل اطلاعات، تسهیل عبور واگن‌ها، هماهنگی پایانه‌های مرزی و رفع موانع اداری نیاز دارد. بدون چنین هماهنگی‌ای، حتی زیرساخت‌های تکمیل‌شده نیز ممکن است با محدودیت‌هایی در جابه‌جایی پیوسته کالا روبه‌رو شوند.

در کنار این موارد، جذب سرمایه‌گذاری در خدمات بندری و لجستیکی و شکل‌گیری همکاری پایدار با شرکت‌های حمل‌ونقل و صاحبان بار نیز اهمیت دارد. این عوامل مشخص می‌کنند که ظرفیت فنی یک خط ریلی تا چه اندازه به درآمد ترانزیتی و فعالیت اقتصادی تبدیل خواهد شد.

راه‌آهن چابهار–زاهدان با اتصال بندر چابهار به شبکه ریلی کشور می‌تواند زمینه دسترسی بهتر افغانستان و کشورهای آسیای مرکزی به آب‌های آزاد و بازارهای بین‌المللی را فراهم کند؛ ظرفیتی که در کنار توسعه اتصال‌های ریلی با افغانستان و تقویت همکاری با کشورهای منطقه، اهمیت بیشتری خواهد یافت، با این حال، آینده ترانزیتی چابهار تنها با تکمیل یک خط ریلی تعیین نمی‌شود. اتصال مؤثر به شبکه‌های منطقه‌ای، هماهنگی مقررات، خدمات رقابتی، جذب بار و بهره‌برداری مستمر از زیرساخت‌ها، حلقه‌هایی هستند که باید در کنار یکدیگر شکل بگیرند.

اکنون با اعلام برنامه بهره‌برداری از راه‌آهن چابهار–زاهدان طی دو ماه آینده، توجه‌ها به مرحله‌ای معطوف شده ‌که در آن، کارکرد واقعی این زیرساخت در شبکه حمل‌ونقل کشور و منطقه روشن‌تر خواهد شد. شاخص تعیین‌کننده، نه صرفاً افتتاح خط، بلکه میزان استفاده از آن، حجم بار جابه‌جا‌شده، کاهش موانع ترانزیتی و سهمی است که ایران و به‌ویژه سیستان و بلوچستان از جریان تجارت منطقه‌ای به دست خواهند آورد.

اگر اتصال‌های مکمل، همکاری‌های فرامرزی و خدمات لجستیکی متناسب با ظرفیت این خط توسعه یابد، چابهار می‌تواند نقشی پررنگ‌تر در ارتباط میان آب‌های آزاد، افغانستان و آسیای مرکزی ایفا کند؛ چشم‌اندازی که تحقق آن به عبور از مرحله ساخت زیرساخت و ورود به مرحله بهره‌برداری اقتصادی و همکاری عملیاتی منطقه‌ای وابسته است.

انتهای پیام/