هشدار امام علی(ع) به جهادگریزان؛ حاصل ترک مسئولیت، خواری است
- اخبار فرهنگی
- اخبار دین ، قرآن
- 27 مهر 1405 - 16:01
خبرگزاری تسنیم، سعید شیری: در میدان جهاد است که مرد میدان از مدعیان مردانگی شناخته میشود؛ آنجا که دیگر شعارها بهتنهایی کارساز نیستند و باید میان ادعا و عمل یکی را انتخاب کرد. حبّ دنیا که در روایات از آن بهعنوان ریشهی بسیاری از لغزشها یاد شده، گاهی چنان بر تصمیمها سایه میاندازد که انسان برای حفظ آسایش، موقعیت و منافع خود، از مسئولیتی که بر دوش دارد فاصله میگیرد. کسانی که در روزهای آرام از جنگ و جهاد سخن میگویند، اما هنگام خطر بهانه میآورند، از حضور در میدان شانه خالی میکنند و حتی گاهی برای رهایی از فشار دشمن، امتیاز دادن به او را راه نجات میپندارند، باید بدانند که جهاد با ادعا محقق نمیشود؛ حقیقت ایمان و صداقت شعارها در لحظههای دشوار آشکار میشود.
امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در خطبه 27 نهجالبلاغه، پس از گزارش حمله نیروهای دشمن به شهر انبار، کشتهشدن حسان بن حسان بکری و غارت اموال و زیورآلات زنان مسلمان و زنان غیرمسلمانِ همپیمان مسلمانان، سخنانی ایراد کردند که همچنان معیاری برای سنجش مسئولیتپذیری در برابر تجاوز و ستم است. ایشان پیش از هر چیز، جایگاه جهاد را روشن میکنند و میفرمایند:
«أَمَّا بَعْدُ، فَإِنَّ الْجِهَادَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْجَنَّةِ، فَتَحَهُ اللَّهُ لِخَاصَّةِ أَوْلِیَائِهِ، وَهُوَ لِبَاسُ التَّقْوَى، وَدِرْعُ اللَّهِ الْحَصِینَةُ، وَجُنَّتُهُ الْوَثِیقَةُ». یعنی: «جهاد دری از درهای بهشت است که خداوند آن را برای دوستان خاص خود گشوده است؛ جهاد، لباس تقوا، زره استوار خداوند و سپر محکم اوست.»
این توصیف نشان میدهد که جهاد در منطق امام، صرفاً یک رویارویی نظامی نیست، بلکه مسئولیتی برخاسته از تقوا و وسیلهای برای دفاع از حق و صیانت از جامعه در برابر تجاوز است. جایی که جان، امنیت و حرمت مردم در معرض تعرض قرار میگیرد، بیاعتنایی به مسئولیت دفاع را نمیتوان با شعارهای پرطمطراق جبران کرد.
امیر مؤمنان علیهالسلام در ادامه، پیامدهای پشتکردن به این مسئولیت را با صراحت بیان میکنند:
«فَمَنْ تَرَكَهُ رَغْبَةً عَنْهُ أَلْبَسَهُ اللَّهُ ثَوْبَ الذُّلِّ، وَشَمِلَهُ الْبَلَاءُ، وَدُیِّثَ بِالصَّغَارِ وَالْقَمَاءَةِ، وَضُرِبَ عَلَى قَلْبِهِ بِالْإِسْهَابِ، وَأُدِیلَ الْحَقُّ مِنْهُ بِتَضْیِیعِ الْجِهَادِ، وَسِیمَ الْخَسْفَ، وَمُنِعَ النَّصَفَ». مضمون این فراز آن است که هرکس از روی بیاعتنایی و رویگردانی، جهاد را ترک کند، لباس خواری بر تن میکند، گرفتار بلا و حقارت میشود و به سبب ضایعکردن این مسئولیت، حق خود را از دست میدهد؛ ذلت بر او تحمیل میشود و از انصاف محروم میماند.
این هشدار، حکمت روشن و تلخی دارد: جامعهای که از مسئولیت دفاع از حق خود عقبنشینی میکند، ممکن است نهتنها امنیت و اقتدارش را از دست بدهد، بلکه در موقعیتی قرار گیرد که دیگران درباره حقوق و سرنوشتش تصمیم بگیرند. البته هر تصمیم برای صلح یا هر ارزیابی از توان و مصلحت، بهخودیخود ترک جهاد نیست؛ سخن امام درباره رویگردانی از مسئولیت و واگذاشتن حق در اثر سستی و بیاعتنایی است.
بخش مهمی از خطبه، شرح همین فاصله میان ادعا و عمل است. امام میفرمایند: «من شما را شب و روز، پنهان و آشکار، به جنگ با این قوم فراخواندم و گفتم پیش از آنکه آنان به شما حمله کنند، شما به آنان حمله کنید؛ زیرا هیچ قومی در داخل سرزمین خود مورد هجوم قرار نگرفت، مگر آنکه خوار شد. اما شما کار را به یکدیگر واگذاشتید و از یاری هم دست کشیدید تا حملات دشمن بر شما فرود آمد و سرزمینهایتان به تصرف درآمد.»
در این بیان، امام دو آفت را کنار هم قرار میدهند: واگذارکردن مسئولیت به دیگران و دریغکردن یاری از یکدیگر. هرکس منتظر بماند دیگری هزینه دفاع را بپردازد، در حالی که خود از مسئولیت کنار میکشد، ناخواسته راه را برای پیشروی دشمن هموار میکند. دفاع از سرزمین و مردم، با مسئولیتگریزی جمعی سازگار نیست.
اوج اندوه امام را باید در عبارتی دید که پس از گزارش غارت زنان بیان میکنند: «فَلَوْ أَنَّ امْرَأً مُسْلِماً مَاتَ مِنْ بَعْدِ هَذَا أَسَفاً مَا كَانَ بِهِ مَلُوماً، بَلْ كَانَ بِهِ عِنْدِی جَدِیراً». یعنی «اگر مسلمانی پس از این حادثه از شدت اندوه جان بسپارد، سزاوار سرزنش نیست؛ بلکه از نظر من، چنین اندوهی برای او بجاست.» این جمله را باید در متن همان واقعه فهمید: دشمن به خانههای مردم یورش برده، زنان را غارت کرده و بیآنکه هزینهای بپردازد بازگشته است؛ در مقابل، کسانی که باید از مردم دفاع میکردند، در انجام مسئولیت خود کوتاهی کردهاند. اندوه امام، اندوه بر شکستهشدن حرمت انسانها و بیپناهماندن مردمی است که انتظار داشتند جامعه از آنان دفاع کند. از این منظر، بیتفاوتی در برابر رنج مظلومان نه نشانه خونسردی و تدبیر، بلکه میتواند علامت فراموششدن مسئولیتی بزرگ باشد.
سرانجام، امام خشم و اندوه خود را با عبارتی تکاندهنده بیان میکنند: «یَا أَشْبَاهَ الرِّجَالِ وَلَا رِجَالَ! حُلُومُ الْأَطْفَالِ، وَعُقُولُ رَبَّاتِ الْحِجَالِ! لَوَدِدْتُ أَنِّی لَمْ أَرَكُمْ وَلَمْ أَعْرِفْكُمْ مَعْرِفَةً ـ وَاللَّهِ ـ جَرَّتْ نَدَماً، وَأَعْقَبَتْ سَدَماً». «ای مردنمایان نامرد! اندیشههایتان چون کودکان است و عقلهایتان گرفتار ناپختگی؛ دوست داشتم هرگز شما را نمیدیدم و نمیشناختم؛ شناختی که به خدا سوگند، پشیمانی به بار آورد و اندوهی ماندگار بر جای گذاشت.»
این تعبیر تند، واکنش امام به مردمی است که ادعای همراهی داشتند، اما هنگام نیاز، از یاری و اقدام سر باز زدند. معیار مردانگی در این منطق، نه صدای بلند و شعارهای حماسی، بلکه پایبندی به مسئولیت در لحظه امتحان است. کسی که از جهاد سخن میگوید اما در عمل به دنبال راهی برای شانه خالیکردن است، میان ادعا و حقیقت فاصله انداخته است.
انتهایپیام/