خوسف؛ قصه ماندگار خشت و آب در دل تاریخ کویر
- اخبار استانها
- اخبار خراسان جنوبی
- 27 مهر 1405 - 10:35
به گزارش خبرگزاری تسنیم از بیرجند، بافت تاریخی و منظر فرهنگی و تاریخی خوسف در خراسان جنوبی، روایتی از پیوند دیرینه انسان با طبیعت و سازگاری با شرایط اقلیمی مناطق خشک و نیمهخشک ایران است؛ مجموعهای ارزشمند که خانههای خشتی، گذرهای سنتی، محلات کهن، منابع آب، باغها و مزارع آن، بخشی از هویت تاریخی و فرهنگی این شهر را شکل دادهاند.
خوسف را نمیتوان تنها با بناهای قدیمی و خانههای تاریخی آن شناخت. هویت این شهر در ارتباط میان عناصر طبیعی و فضاهای ساختهشده به دست انسان شکل گرفته است؛ ارتباطی که در ساختار محلات، شیوه معماری، نحوه استقرار بناها و چگونگی بهرهبرداری از منابع آب نمود پیدا میکند. بافت تاریخی خوسف، حاصل تجربه نسلهایی است که در شرایط اقلیمی خاص منطقه، شیوهای متناسب با محیط برای سکونت، ساختوساز و تأمین نیازهای زندگی شکل دادهاند؛ تجربهای که امروز در قالب میراثی تاریخی و فرهنگی قابل مشاهده است.
خوسف؛ شهری شکلگرفته در پیوند با آب و طبیعت
محدودیت منابع آب، شرایط اقلیمی و ویژگیهای طبیعی منطقه، از عوامل مؤثر در شکلگیری و گسترش شهر خوسف بودهاند. رودخانه، کوهستان، محدوده گواب و منابع آب زیرزمینی در کنار نیازهای معیشتی مردم، در شکلگیری سکونتگاهها و توسعه محلات قدیمی نقش داشتهاند. هسته اولیه شهر در محدوده پیرامون گواب و با محوریت مسجد جامع شکل گرفت و بهتدریج، با گسترش فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی، محلات مختلف در اطراف آن توسعه یافتند.
محلات جومیان، باغان و سرپرچ از محدودههای قدیمی خوسف هستند که در مجاورت رودخانه و متناسب با ساختار طبیعی پیرامون شکل گرفتهاند. بخش اصلی بافت تاریخی شهر نیز از محلات بالاده، میانده و پایینده تشکیل شده است.
این محلات، در کنار خانهها، گذرها، باغها و مزارع، مجموعهای بههمپیوسته را ایجاد کردهاند که ساختار آن از شرایط طبیعی و شیوه دسترسی به منابع آب تأثیر پذیرفته است. در چنین بستری، معماری و سازمان فضایی شهر نهتنها پاسخی به نیازهای سکونتی، بلکه بازتابی از شیوه زندگی و تجربه زیسته مردم منطقه بوده است.
معماری بومی؛ میراثی برخاسته از اقلیم
یکی از مهمترین ویژگیهای بافت تاریخی خوسف، معماری متناسب با شرایط اقلیمی و استفاده از مصالح بومی است. خشت، گل، آجر، چوب، کاهگل و سنگ از مصالحی هستند که در ساخت بناهای این محدوده به کار رفتهاند و در شکلگیری سیمای تاریخی شهر نقش داشتهاند. رنگ خاکی دیوارها، بافت مصالح، پیوستگی بخشهایی از جدارههای معماری و شکل گذرهای سنتی، از ویژگیهایی است که به بافت تاریخی خوسف هویتی متمایز بخشیده است.
این معماری را میتوان حاصل دانش بومی سازندگان محلی دانست؛ دانشی که در طول زمان و متناسب با نیازهای زندگی در منطقه شکل گرفته است. ازاینرو، حفاظت از این بناها تنها به حفظ دیوارها و ساختارهای قدیمی محدود نمیشود، بلکه مستلزم توجه به اصالت مصالح، تناسبات معماری و ارتباط میان بناها و فضاهای پیرامونی است.
مرمت غیراصولی و استفاده از مصالح ناسازگار میتواند سیمای تاریخی این محدوده را تغییر دهد و از پیوستگی بصری آن بکاهد. به همین دلیل، شناخت ویژگیهای معماری بومی باید از مراحل اصلی برنامهریزی برای حفاظت و احیای بافت باشد.
خانهها و بناهایی که حافظه تاریخی شهر را زنده نگه داشتهاند
در بافت تاریخی خوسف، بناهای مسکونی، مذهبی، عمومی و خدماتی در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند و هر یک بخشی از تاریخ اجتماعی و فرهنگی شهر را بازتاب میدهند. مسجد جامع خوسف، قلعه تاریخی، مدرسه، آبانبارها و آسیابها از جمله عناصر مهم این مجموعه هستند. خانههای تاریخی میرزاجعفر، تاجور، سالاری و شکوهی نیز از نمونههای ارزشمند معماری مسکونی خوسف به شمار میروند.
مسجد جامع، افزون بر کارکرد مذهبی، در شکلگیری ساختار اجتماعی و فضایی شهر نقش داشته است. آبانبارها و آسیابها نیز نشانههایی از اهمیت آب در زندگی روزمره و فعالیتهای اقتصادی مردم در گذشتهاند. ارزش این بناها زمانی بهتر درک میشود که ارتباط آنها با محلات، گذرها و عناصر طبیعی پیرامون مورد توجه قرار گیرد. هر بنا بخشی از یک مجموعه تاریخی است و جدایی آن از بستر شکلگیریاش میتواند شناخت کامل کارکرد و اهمیت آن را دشوار کند.
از گذشته تاریخی تا تغییرات شهر در دوره معاصر
نام خوسف در منابع جغرافیایی و تاریخی دورههای نخستین اسلامی آمده است؛ با این حال، بخش قابل توجهی از ساختار کالبدی موجود بافت تاریخی در دورههای صفویه و قاجار شکل گرفته و توسعه یافته است. این بافت در دوره معاصر نیز تحت تأثیر تغییرات شهری قرار گرفت. در دهه 1320 خورشیدی، احداث خیابان مطهری از میان محدوده تاریخی شهر، به تخریب بخشی از بناها و خانههای مسکونی و تغییر در پیوستگی کالبدی بافت منجر شد.
همچنین احداث خیابانی در مجاورت مقبره ابنحسام خوسفی و بهصورت عمود بر خیابان مطهری، بخشهایی از ساختار تاریخی و ارتباط میان محدودههای مختلف را دستخوش تغییر کرد. با وجود این تحولات، بخش مهمی از پیکره اصلی بافت تاریخی خوسف همچنان باقی مانده است. خانههای قدیمی، گذرهای سنتی و بناهای خشتی و آجری باقیمانده، امکان شناخت الگوهای سنتی سکونت و معماری منطقه را فراهم میکنند. این وضعیت، ضرورت توجه به حفاظت از بخشهای باقیمانده و جلوگیری از مداخلاتی را که ممکن است به اصالت و یکپارچگی بافت آسیب برسانند، برجسته میکند.
منظر فرهنگی؛ جایی که طبیعت و زندگی انسانی به هم میرسند
ارزش تاریخی خوسف تنها در بناهای بهجامانده از گذشته خلاصه نمیشود. رودخانه، محدوده گواب، منابع آب، باغها، مزارع، محلات قدیمی و مسیرهای ارتباطی، در کنار عناصر معماری، منظری فرهنگی را شکل دادهاند که حاصل تعامل طولانیمدت انسان با محیط طبیعی است. در این منظر، انتخاب محل سکونت، نحوه استقرار محلات، ارتباط فضاهای مسکونی با فعالیتهای کشاورزی و شیوه بهرهبرداری از منابع آب، همگی در شکلگیری ساختار تاریخی منطقه نقش داشتهاند.
بر اساس اطلاعات معرفیشده درباره محدوده منظر فرهنگی و تاریخی خوسف، این منظر حدود 500 هکتار وسعت دارد که نزدیک به 40 هکتار آن به بافت تاریخی مرتبط با محدودههای خوسف، باغان، جومیان و سرپرچ اختصاص یافته است. چنین گسترهای نشان میدهد که حفاظت از منظر فرهنگی، به مرمت چند بنای شاخص محدود نیست؛ بلکه باید سیمای عمومی شهر، فضاهای باز، عناصر طبیعی و ارتباط میان محلات و محدودههای تاریخی نیز در برنامههای حفاظتی مورد توجه قرار گیرد.
خوسف و دیگر سکونتگاههای تاریخی شهرستان
میراث تاریخی و معماری شهرستان خوسف تنها به مرکز این شهرستان محدود نمیشود. بافتهای تاریخی ماژان، خور، نوغاب و گارجگان نیز بخش دیگری از تنوع معماری بومی و الگوهای شکلگیری سکونتگاهها در این منطقه را نشان میدهند. بر اساس اطلاعات موجود، وسعت بافت تاریخی ماژان حدود پنج هکتار، گارجگان چهار هکتار، خور 14 هکتار و نوغاب هفت هکتار است.
این سکونتگاهها نیز در ارتباط با شرایط طبیعی، منابع آب و شیوه معیشت ساکنان شکل گرفتهاند و هر یک ویژگیهای خاص خود را دارند. شناخت و حفاظت از آنها میتواند به معرفی گستردهتر میراث فرهنگی شهرستان و تکمیل تصویر تاریخی منطقه کمک کند. در عین حال، اقدامات مرمتی و ساماندهی این محدودهها باید بر پایه شناخت ویژگیهای اختصاصی هر بافت انجام شود تا اصالت معماری و ساختار فضایی آنها حفظ شود.
گردشگری؛ فرصتی برای حفاظت و رونق اقتصادی محلی
بافت تاریخی و منظر فرهنگی خوسف از ظرفیتهای قابل توجهی برای توسعه گردشگری فرهنگی و تاریخی در خراسان جنوبی برخوردار است. خانههای قدیمی، مسجد جامع، قلعه تاریخی، گذرهای سنتی و عناصر مرتبط با آب و کشاورزی، زمینه مناسبی برای آشنایی گردشگران با تاریخ و شیوه زندگی مردم این منطقه فراهم میکنند. معرفی معماری خشتی و آجری، روایت تاریخ محلات و بازخوانی شیوههای سنتی ساختوساز و مدیریت منابع آب، میتواند تجربهای فراتر از بازدید معمول از بناهای تاریخی ایجاد کند.
با این حال، تبدیل ظرفیتهای میراثی به فرصتهای پایدار گردشگری، نیازمند برنامهریزی اصولی است. حفاظت از اصالت معماری، مرمت صحیح بناها، ساماندهی منظر عمومی، نگهداری از گذرهای تاریخی و مشارکت ساکنان، از جمله اقداماتی هستند که میتوانند به احیای بافت کمک کنند. توجه به حضور و نیازهای ساکنان نیز اهمیت اساسی دارد؛ زیرا بافت تاریخی زمانی میتواند بهعنوان میراثی زنده باقی بماند که در کنار حفاظت از ارزشهای گذشته، امکان تداوم زندگی اجتماعی و اقتصادی در آن فراهم باشد.
ثبت ملی؛ مسئولیتی برای حفاظت از میراث خوسف
بافت تاریخی و منظر فرهنگی و تاریخی خوسف در 20 دیماه 1400 با شماره ثبت 33579 در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است. این ثبت، اهمیت تاریخی، معماری و فرهنگی مجموعه را برجسته میکند و ضرورت توجه به حفاظت از بناها، ساختار محلات و عناصر طبیعی مرتبط با آن را یادآور میشود.
حفاظت از این میراث به همکاری دستگاههای مسئول، متخصصان، مالکان بناها، ساکنان محلات و جامعه محلی نیاز دارد. همچنین توجه همزمان به حفاظت کالبدی، احیای فضاهای تاریخی و معرفی ظرفیتهای گردشگری میتواند زمینه بهرهمندی پایدار از این مجموعه را فراهم کند.
بافت تاریخی خوسف، روایتی ماندگار از همزیستی انسان، طبیعت و معماری بومی است؛ روایتی که در خانههای خشتی، گذرهای کهن، منابع آب، باغها و ارتباط میان محلات آن جریان دارد. حفاظت از این مجموعه، تنها پاسداشت بناهای قدیمی نیست، بلکه صیانت از حافظه تاریخی و فرهنگی شهری است که هویت آن در پیوند میان طبیعت، معماری و زندگی مردم شکل گرفته است.
انتهای پیام/