خرم‌آباد زیر دود مزارع؛ وقتی یک رسم غلط، حق نفس کشیدن را می‌گیرد!

به گزارش خبرگزاری تسنیم از خرم‌آباد، آلودگی هوای خرم‌آباد بر اثر آتش‌زدن بقایای مزارع کشاورزی، دیگر مسئله‌ای نیست که بتوان از کنار آن به‌سادگی گذشت. وقتی دود ناشی از سوزاندن زمین‌های کشاورزی به محدوده زندگی مردم می‌رسد و گاهی نفس کشیدن را دشوار می‌کند، با یک عادت نادرست و کم‌اهمیت مواجه نیستیم؛ بلکه با رفتاری روبه‌رو هستیم که سلامت عمومی، محیط‌زیست و کیفیت زندگی شهروندان را تهدید می‌کند.

پرسش اساسی اینجاست که چرا با وجود آگاهی از پیامدهای این اقدام و ممنوعیت قانونی آن، همچنان باید مردم هزینه رفتارهایی را بپردازند که امکان پیشگیری از آن‌ها وجود دارد؟ آتش‌زدن بقایای گیاهی پس از برداشت محصول، در نگاه برخی کشاورزان راهی سریع و کم‌هزینه برای پاک‌سازی زمین و آماده‌سازی آن برای کشت بعدی است؛ اما آنچه در این محاسبه نادیده گرفته می‌شود، هزینه‌ای است که به سلامت انسان، کیفیت هوا و منابع طبیعی تحمیل می‌شود. دود حاصل از احتراق بقایای کشاورزی حاوی مجموعه‌ای از آلاینده‌ها، از جمله ذرات معلق، مونوکسید کربن و ترکیبات آلی است.

در این میان، ذرات معلق کوچک‌تر از 2.5 میکرومتر یا PM2.5 اهمیت ویژه‌ای دارند؛ زیرا می‌توانند به بخش‌های عمیق دستگاه تنفسی نفوذ کنند و با افزایش خطر مشکلات تنفسی و قلبی‌عروقی ارتباط داشته باشند. کودکان، سالمندان و افراد مبتلا به بیماری‌های زمینه‌ای نیز ممکن است در برابر چنین آلودگی‌هایی آسیب‌پذیرتر باشند. از منظر علمی، سوزاندن بقایای کشاورزی یکی از منابع انتشار آلاینده‌ها در جو محسوب می‌شود و می‌تواند در شرایط جوی نامناسب، به تشدید آلودگی هوا در مناطق مسکونی منجر شود. میزان اثرگذاری این پدیده به عواملی مانند حجم بقایای سوخته‌شده، شدت و مدت آتش‌سوزی، سرعت و جهت باد و شرایط پراکنش آلاینده‌ها بستگی دارد.

از همین رو، برای تعیین دقیق سهم آتش‌زدن مزارع در آلودگی هوای خرم‌آباد، لازم است داده‌های پایش کیفیت هوا، زمان و مکان حریق‌ها و شرایط جوی به‌صورت هم‌زمان بررسی شود؛ اما نبود چنین داده‌های محلی، اصل خطر را منتفی نمی‌کند و نمی‌تواند توجیهی برای بی‌توجهی به این پدیده باشد. مسئله تنها به آلودگی هوا محدود نمی‌شود. بقایای گیاهی در چرخه مواد آلی خاک، بازگشت عناصر غذایی و حفظ برخی کارکردهای زیستی آن نقش دارند.

سوزاندن این مواد می‌تواند بخشی از عناصر غذایی و کربن آلی را از چرخه خاک خارج کند و بر موجودات زنده و فعالیت‌های زیستی خاک اثر بگذارد. در شرایطی که کشاورزی پایدار به حفظ حاصلخیزی خاک و مدیریت صحیح منابع طبیعی وابسته است، آتش‌زدن بقایای گیاهی را نمی‌توان روشی بی‌ضرر برای تسهیل فعالیت کشاورزی دانست. این رفتار ممکن است در کوتاه‌مدت کار کشاورز را آسان‌تر کند، اما در بلندمدت، سلامت جامعه و حتی ظرفیت تولیدی زمین را با مخاطره مواجه سازد. نکته مهم آن است که مقابله با این رفتار، صرفاً یک مطالبه اخلاقی یا توصیه زیست‌محیطی نیست؛ قانون نیز در این زمینه تکلیف مشخصی تعیین کرده است.

ماده 20 قانون هوای پاک، مصوب سال 1396، سوزاندن بقایای گیاهی اراضی زراعی پس از برداشت محصول را ممنوع کرده و برای متخلفان ضمانت اجرای قانونی در نظر گرفته است. در همین ماده، وزارت جهاد کشاورزی موظف شده است مفاد قانون را به شیوه‌های مقتضی به اطلاع بهره‌برداران بخش کشاورزی، عشایری و منابع طبیعی برساند. قانون همچنین به استفاده از ظرفیت بخش خصوصی برای تبدیل بقایای کشاورزی به انرژی یا کود توجه کرده است. این احکام نشان می‌دهد که مقابله با این پدیده از سال‌ها قبل در سطح قانونی مورد توجه قرار گرفته و اکنون مسئله اصلی، اجرای مؤثر قانون و فراهم‌کردن زمینه تغییر رفتار است.

در این میان، سازمان حفاظت محیط‌زیست و اداره‌کل حفاظت محیط‌زیست لرستان نمی‌توانند صرفاً به هشدارهای عمومی بسنده کنند. شناسایی کانون‌های تکرارشونده آتش‌سوزی در اطراف خرم‌آباد، مستندسازی تخلفات، پیگیری قانونی موارد احرازشده و بررسی آثار این حریق‌ها بر کیفیت هوا، بخشی از اقداماتی است که می‌تواند به کنترل مسئله کمک کند. البته ارزیابی عملکرد محیط‌زیست نیز نباید فقط بر تعداد اخطارها یا پرونده‌های تشکیل‌شده استوار باشد؛ معیار اصلی باید کاهش موارد آتش‌سوزی، کنترل کانون‌های آلاینده و بهبود شرایط محیطی باشد. اگر مناطق مختلف پیرامون شهر به‌طور مکرر در معرض دود ناشی از سوزاندن مزارع قرار می‌گیرند، ضروری است مشخص شود چه اقداماتی برای پیشگیری انجام شده و چرا این اقدامات نتوانسته‌اند مانع تکرار مشکل شوند.

در کنار نظارت محیط‌زیستی، نقش جهاد کشاورزی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. بخشی از کشاورزان ممکن است به دلیل محدودیت تجهیزات، هزینه‌های آماده‌سازی زمین یا ناآگاهی از پیامدهای این روش، همچنان سوزاندن بقایا را انتخاب کنند. این عوامل می‌توانند در تداوم رفتار مؤثر باشند، اما به‌هیچ‌وجه خطرات آن را از بین نمی‌برند. جهاد کشاورزی باید با استفاده از ظرفیت کارشناسان، مراکز خدمات کشاورزی و آموزش‌های میدانی، روش‌های جایگزین را به بهره‌برداران معرفی کند. خردکردن بقایای گیاهی و بازگرداندن آن‌ها به خاک در شرایط مناسب، استفاده از تجهیزات مکانیزه و تبدیل بقایا به کمپوست یا دیگر محصولات قابل استفاده، از جمله راهکارهایی است که می‌توان متناسب با نوع محصول و شرایط هر منطقه بررسی کرد.

انتخاب روش مناسب نیز باید بر اساس نظر کارشناسان و شرایط واقعی زمین انجام شود، نه توصیه‌های یکسان و غیرکاربردی برای همه مزارع. آموزش در این زمینه زمانی مؤثر خواهد بود که از سطح نصب بنر و انتشار اطلاعیه فراتر برود. کشاورز باید بداند چرا سوزاندن بقایا ممنوع است، این رفتار چه اثری بر سلامت همسایگان و خاک دارد و برای مدیریت بقایای مزرعه خود چه گزینه‌هایی در اختیار دارد. اگر از بهره‌بردار خواسته می‌شود روش سنتی خود را کنار بگذارد، باید مسیر جایگزین نیز برای او روشن باشد. برگزاری دوره‌های آموزشی پیش از فصل برداشت، حضور کارشناسان در مزارع، استفاده از ظرفیت شوراها و دهیاری‌ها و معرفی نمونه‌های موفق کشاورزی بدون سوزاندن بقایا می‌تواند به تغییر رفتار کمک کند.

این اقدامات باید در کنار نظارت و برخورد قانونی انجام شوند؛ زیرا آموزش بدون ضمانت اجرا ممکن است بازدارندگی لازم را نداشته باشد و برخورد بدون آموزش و ارائه راهکار جایگزین نیز می‌تواند اثربخشی محدودی داشته باشد. ادارات منابع طبیعی و آبخیزداری نیز باید در چارچوب وظایف خود، در حفاظت از پوشش گیاهی و عرصه‌های طبیعی مجاور مزارع و جلوگیری از گسترش احتمالی حریق مشارکت کنند. در کنار آن‌ها، فرمانداری خرم‌آباد، شهرداری، بخشداری‌ها، دهیاری‌ها، شبکه بهداشت و درمان و مراجع قضایی نیز می‌توانند با توجه به مسئولیت‌های قانونی خود در اطلاع‌رسانی، هماهنگی بین‌بخشی، دریافت گزارش‌های مردمی و پیگیری تخلفات نقش داشته باشند. آلودگی ناشی از آتش‌زدن مزارع در اطراف خرم‌آباد به اندازه‌ای مهم است که نباید در مرز وظایف اداری دستگاه‌ها متوقف بماند.

فرمانداری می‌تواند با ایجاد سازوکاری مشخص، مسئولیت هر نهاد، شیوه تبادل اطلاعات و نحوه پیگیری موارد گزارش‌شده را روشن کند تا مقابله با این پدیده به اقداماتی مقطعی و پراکنده محدود نشود. رسانه‌ها نیز در این میان وظیفه‌ای فراتر از انتشار تصاویر دود و بازتاب گلایه‌های مردم دارند. اطلاع‌رسانی علمی و مستمر درباره پیامدهای آتش‌زدن مزارع، معرفی روش‌های جایگزین، پیگیری اقدامات دستگاه‌های مسئول و انتشار نتایج اجرای برنامه‌ها می‌تواند آگاهی عمومی را افزایش دهد. شهروندان نیز با گزارش دقیق زمان و مکان حریق‌ها به مراجع مسئول می‌توانند در شناسایی کانون‌های تخلف نقش داشته باشند. در مقابل، دستگاه‌های اجرایی باید اطلاعات مربوط به اقدامات انجام‌شده و نتایج آن‌ها را به‌صورت شفاف در اختیار افکار عمومی قرار دهند.

مردم حق دارند بدانند چه نهادی مسئول رسیدگی است، چه اقداماتی انجام شده و چرا با وجود تکرار آلودگی، همچنان با چنین وضعیتی مواجه‌اند. برای مقابله با این وضعیت، آنچه ضرورت دارد تدوین و اجرای برنامه‌ای مشخص برای شناسایی کانون‌های آتش‌سوزی در اطراف خرم‌آباد، آموزش هدفمند کشاورزان، تأمین یا تسهیل دسترسی به روش‌های جایگزین و برخورد مستمر با تخلفات احرازشده است. ثبت تعداد حریق‌ها، بررسی روند تغییرات کیفیت هوا و انتشار گزارش‌های دوره‌ای نیز باید بخشی از این برنامه باشد تا نتیجه اقدامات قابل ارزیابی شود.

بدون شاخص‌های روشن و گزارش‌دهی مستمر، ممکن است هر سال جلسات و هشدارهای متعددی برگزار شود، اما مردم همچنان با همان دود و آلودگی روبه‌رو بمانند. آلودگی هوای خرم‌آباد را نمی‌توان به یک رسم قدیمی یا مسئله‌ای محدود به زمین‌های کشاورزی تقلیل داد. وقتی پیامد یک رفتار از محدوده مزرعه خارج می‌شود و سلامت دیگران را تحت تأثیر قرار می‌دهد، دیگر موضوع صرفاً انتخاب شخصی نیست. کشاورز باید مسئولیت پیامدهای رفتار خود را بپذیرد و دستگاه‌های مسئول نیز باید در پیشگیری، آموزش، نظارت و اجرای قانون پاسخ‌گو باشند. هوای پاک امتیاز ویژه‌ای برای شهروندان نیست؛ حقی عمومی است که نباید قربانی یک عادت نادرست و نظارت ناکافی شود. وقتی دود مزارع نفس مردم خرم‌آباد را تنگ می‌کند، زمان اقدام هماهنگ، مستمر و قابل سنجش فرا رسیده است؛ اقدامی که نتیجه آن نه در تعداد جلسات و وعده‌ها، بلکه در کاهش آتش‌سوزی‌ها و بازگشت هوای سالم به زندگی مردم دیده شود.

انتهای پیام/