"اقتصاد آبی" 3 - نگاه راهبردی جهان به انرژی باد فراساحلی
- اخبار اقتصادی
- اخبار اقتصاد جهان
- 26 مهر 1405 - 10:41
گروه اقتصادی خبرگزاری تسنیم؛ رضا احسانی __ تاریخ معاصر انرژی، تاریخ تلاش برای تسلط بر جغرافیای محدود سوختهای فسیلی بوده است. برای دههها، امنیت ملی کشورها به کنترل چاههای نفت، خطوط لوله و تنگههای حیاتی مانند هرمز و مالاکا گره خورده بود؛ نقاطی که هرگونه اختلال در آنها قیمت نفت، و در پی آن، تورم و امنیت غذایی جهان را به لرزه میانداخت.
بیشتر بخوانید
اما در دهههای اخیر و بهویژه پس از تجربه تلخ بحرانهای مکرر انرژی، بخصوص بحران تنگه هرمز در سال 2026، پارادایم جدیدی در حال شکلگیری است. دیگر وابستگی به سوختهای فسیلی وارداتی، به عنوان یک «آسیبپذیری ساختاری» در پیکره اقتصاد مدرن شناخته میشود. در این میان، پهنههای آبی فراساحل که پیشتر عمدتاً شریانهای حملونقل نفت و گاز بودند، اکنون به میدان نبردی جدید برای استقلال و امنیت انرژی تبدیل شدهاند. سرمایهگذاری در انرژی بادی فراساحلی دیگر صرفاً یک انتخاب زیستمحیطی برای کاهش کربن نیست، بلکه یک بیمهنامه استراتژیک و سپر دفاعی برای بقای اقتصادی در برابر شوکهای آینده است. آنچه در ادامه میخوانید، تحلیل بنیانهای امنیتی، هزینههای فرصت و چشمانداز کلان این صنعت است که با استناد به تازهترین گزارشهای شورای جهانی انرژی بادی (GWEC) و آژانس بینالمللی انرژی (IEA) نگارش شده است.
بادهای فراساحلی؛ بنیانهای استراتژیک و چشمانداز کلان / چرا باد فراساحلی یک ضرورت امنیتی است؟
تاریخ معاصر انرژی، تاریخ تکرار یک تراژدی است. از بحران نفتی سال 1973 و انقلاب ایران در سال 1979 گرفته تا شوکهای گازی ناشی از تهاجم روسیه به اوکراین در سال 2022، و در نهایت، بسته شدن تنگه هرمز در سال 2026، هر بحران جدید درس یکسانی را با خود تکرار کرده است: وابستگی به سوختهای فسیلی وارداتی، یک آسیبپذیری ساختاری در پیکره اقتصاد مدرن است. شورای جهانی انرژی بادی (GWEC)در گزارش خود تصریح میکند: «پنجاه سال بحرانهای انرژی مکرر، یک درس ثابت و عمدتاً ناشنیده تولید کرده است» (GWEC 2026, p. 16). مقاله حاضر به بررسی این موضوع میپردازد که چرا سرمایهگذاری در باد فراساحلی دیگر تنها یک انتخاب زیستمحیطی نیست، بلکه یک بیمهنامه استراتژیک برای بقای اقتصادی است.
تنگه هرمز و شکنندگی زنجیره تأمین
در سال 2026، جهان شاهد بسته شدن تنگه هرمز بود؛ شریان حیاتی که حدود 25٪ از نفت دریایی و 20٪ از محمولههای LNG جهان از آن عبور میکند (GWEC 2026, p. 17) . این بحران، «نزدیک به 20٪ از عرضه جهانی نفت را مختل کرد که مقصد حدود 80٪ از آن آسیا بود» (GWEC 2026, p. 16) . این رویداد نشان داد که چگونه یک نقطه ژئوپلیتیکی میتواند کل زنجیره تأمین جهانی را فلج کند. بر اساس تحلیل GWEC، «هر 1٪ کاهش در عرضه نفت، قیمت نفت را حدود 4٪ افزایش میدهد» (GWEC 2026, p. 17). اقتصاددانان تخمین میزنند که «یک افزایش 10٪ در قیمت انرژی که یک سال طول بکشد، تورم جهانی را 0.40 واحد درصد (40 واحد پایه) افزایش داده و رشد تولید ناخالص داخلی جهانی را 0.1 تا 0.2 واحد درصد کاهش میدهد» (GWEC 2026, p. 17).
تأثیر بر اروپا: بر اساس گزارش GWEC، این تنگه «حدود 20٪ از جریان سوخت جت جهانی، نزدیک به 50٪ برای بازارهای اروپایی و ارقام حتی بالاتر در کشورهایی مانند ژاپن و کره جنوبی را مدیریت میکند» (GWEC 2026, p. 17).
تأثیر بر صنایع حیاتی: این تنگه همچنین یک گلوگاه برای زنجیره تأمین هلیوم و کودهای شیمیایی است. GWEC اشاره میکند: «حدود یکسوم از عرضه جهانی هلیوم و سهم مشابهی از کودهای تجاری جهانی و نهادههای کودی از خلیج فارس عبور میکند. کمبود کودهای مرتبط با جنگ ایران، هزینههای کشاورزان بریتانیایی را تا 70٪ افزایش داده است» (GWEC 2026, p. 17) . این تأثیر «انتظار میرود به ویژه در آفریقا شدید باشد، جایی که قیمت آمونیاک قبلاً بیش از 75٪ و قیمت اوره حدود 60٪ نسبت به سال قبل افزایش یافته است» (GWEC 2026, p. 17).
این اعداد به وضوح نشان میدهند که وابستگی به سوختهای فسیلی وارداتی، صرفاً یک هزینه اقتصادی نیست؛ بلکه یک ریسک امنیتی سیستماتیک است که امنیت غذایی، حملونقل و صنعت را بطور همزمان تهدید میکند.
هزینه فرصت: 1.5 تریلیون دلاری که میتوانست تاریخ را تغییر دهد
اما شاید تکاندهندهترین دادهای که در گزارش GWEC به چشم میخورد، مربوط به هزینههای مقابله با بحران باشد. در سال 2022 به تنهایی، «دولتها در 82 اقتصاد جهان حدود 1.5 تریلیون دلار را صرف یارانههای سوختهای فسیلی کردند که باعث بحران شده بود، سرمایهای که میتوانست حدود 500 گیگاوات ظرفیت جدید باد فراساحلی در بازارهای نوظهور و اقتصادهای در حال توسعه بسازد» (GWEC 2026, p. 16). با همین سرمایه، میشد زیرساختهای صنعتی و زنجیرههای تأمین محلی را نیز ایجاد کرد. پروفسور فنگ ژائو (Feng Zhao)، اقتصاددان ارشد شورای جهانی انرژی بادی، به درستی اشاره میکند: «سؤال اصلی برای دولتها دیگر این نیست که چگونه بحران سوخت فسیلی بعدی را مدیریت کنند، بلکه این است که چقدر سریع میتوانند یک سیستم برقرسانی مبتنی بر انرژیهای تجدیدپذیر بسازند که شرایط ساختاری ایجادکننده این بحرانها را از بین ببرد» . (GWEC 2026, p. 12)
باد فراساحلی: دارایی «غیرقابل مصادره» و «بومی»
چرا باد فراساحلی در معادلات امنیتی، جایگاه منحصر به فردی دارد؟
اول اینکه، باد فراساحلی یک منبع کاملاً بومی و غیرقابل مصادره است. GWEC در گزارش خود تأکید میکند: «جایی که سوختهای فسیلی به صورت جهانی معامله میشوند، با قیمتهایی بر اساس عرضه بازار و هزینههای تولید، تبدیل و حملونقل، باد فراساحلی به بستر دریاهای یک کشور لنگر انداخته است. پس از ساخت، تحویل میدهد. هیچ سوختی برای خرید وجود ندارد، هیچ زنجیره لجستیکی برای مختل شدن وجود ندارد، و هیچ بازار کالایی وجود ندارد که شوکهای ژئوپلیتیکی را به قبض انرژی مصرفکننده منتقل کند» (GWEC 2026, p. 20) . این دارایی «تا 30 سال با اطمینان کامل برق تولید میکند، حتی در میانه تنشهای ژئوپلیتیکی، پاندمیها و بحرانهای مالی» . (GWEC 2026, p. 12)
دوم، باد فراساحلی از نظر فنی، پروفایل تولیدی مشابه نیروگاههای حرارتی دارد. GWEC اشاره میکند: «ضریب ظرفیت بالای آن با نیروگاههای گازی کارآمد مطابقت دارد و تقریباً دو برابر نیروگاههای خورشیدی است» (GWEC 2026, p. 20). به عنوان مثال، «مزرعه بادی South Fork در نیویورک در اولین سال بهرهبرداری خود به ضریب ظرفیت 46.4٪ دست یافت و در نیمه اول سال 2025 به 53٪ رسید — رقمی کاملاً قابل مقایسه با کارآمدترین نیروگاه گازی نیویورک(53.7٪)»(GWEC 2026, p. 20) . این ویژگی که به عنوان «بار پایه متغیر» (Variable Baseload) شناخته میشود، به اپراتورهای شبکه اجازه میدهد تا با اطمینان بالا برنامهریزی کنند و نیاز به ظرفیت پشتیبان گرانقیمت را کاهش دهند.
کاهش وابستگی به واردات: درسهایی از IEA
همچنین بر اساس تحلیل آژانس بینالمللی انرژی (IEA)، «بین سالهای 2010 تا 2023، جهان حدود 2,500 گیگاوات ظرفیت تجدیدپذیر غیرآبی اضافه کرد که حدود 80٪ از آن در کشورهایی نصب شد که برای تولید برق به واردات زغالسنگ یا گاز طبیعی وابسته هستند» (IEA 2025, p. 78) . نتیجه این تحول این شد که «بدون این افزودههای تجدیدپذیر، واردات تجمعی جهانی زغالسنگ و گاز طبیعی در این کشورها در سال 2023 45٪ بیشتر میبود» (IEA 2025, p. 78) . این یعنی «کشورها واردات زغالسنگ خود را 700 میلیون تن و واردات گاز طبیعی خود را 400 میلیارد متر مکعب کاهش دادند و از سال 2010 حدود 1.3 تریلیون دلار صرفهجویی کردند» . (IEA 2025, p. 82)
IEA در گزارش خود به یک نمونه تاریخی اشاره میکند: «در سال 2022، در اوج بحران انرژی ناشی از تهاجم روسیه به اوکراین، واردکنندگان اتحادیه اروپا نزدیک به 350 میلیارد دلار برای واردات زغالسنگ و گاز طبیعی هزینه کردند که سه برابر هزینهکرد سال 2021 بود» (IEA 2025, p. 78) ؛ و «تخمین زده میشود که یکسوم از این هزینه مرتبط با تولید برق بوده است». (IEA 2025, p. 78)
تغییر پارادایم امنیتی در بازار انرژی
ما در حال حرکت از «اقتصاد مبتنی بر سوختهای فسیلی» به «اقتصاد مبتنی بر برق تجدیدپذیر» هستیم. در این پارادایم جدید، امنیت انرژی دیگر به معنای پر کردن ذخایر استراتژیک نفت نیست؛ بلکه به معنای تسلط بر زنجیره تأمین داخلی، شبکههای انتقال هوشمند و تولید بومی است.
GWEC در گزارش خود میگوید: «باد فراساحلی بطور ذاتی پایدار است: پس از ساخت، پروژهها برای دههها برق با ظرفیت بالا و هزینه سوخت صفر تحویل میدهند، بدون قرار گرفتن در معرض نوسانات قیمت کالا یا اختلالات حملونقل. این یک وصله موقت نیست، بلکه یک فناوری ستون فقرات است که در میان جنگها، پاندمیها و آشفتگیهای بازار به تحویل ادامه میدهد»(GWEC 2026, p. 14) . این پایه امنیت انرژی، رقابتپذیری صنعتی و ثبات اقتصادی است (GWEC 2026, p. 14).
جمعبندی: باد فراساحلی به عنوان یک سپر دفاعی
کشورهایی که زودتر این حقیقت را درک کنند، در برابر بحران بعدی مصون خواهند ماند. باد فراساحلی فقط یک منبع تولید برق نیست؛ بلکه یک سپر دفاعی است. سپری که با هر توربینی که در دریا نصب میشود، یک گام ما را از چرخه بیپایان بحرانهای سوخت فسیلی دورتر میکند.
نتیجهگیری برای سیاستگذاران: طبقهبندی باد فراساحلی به عنوان «زیرساخت حیاتی امنیت ملی» دیگر یک انتخاب نیست، یک ضرورت است. همانطور که یک کشور برای دفاع از مرزهای خاکی خود ارتش دارد، برای دفاع از مرزهای انرژی خود نیز به مزارع بادی فراساحلی نیاز دارد.
در مقاله بعدی، به بررسی وضعیت بازار جهانی در سال 2025 خواهیم پرداخت و نشان میدهیم که چگونه در سایه رکود اقتصاد کلان، صنعت باد فراساحلی توانست رکوردهای جدیدی را ثبت کند و چه چالشهایی پیش روی چهار برابر شدن ظرفیت تا سال 2035 وجود دارد.
---
منابع:
- Global Wind Energy Council. (2026). Global offshore wind report 2026. GWEC.
- International Energy Agency. (2025). Renewables 2025: Analysis and forecasts to 2030. IEA.
---
انتهای پیام/