تنش آنکارا– باکو از دید تحلیلگران؛ چشم‌انداز مبهم روابط- پایانی

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، همچنان که در بخش نخست این مطلب مورد اشاره قرار گرفت، در دو هفته اخیر دورانی پرتنش در روابط ترکیه و جمهوری آذربایجان به وجود آمد.

اظهارات مقامات دولت و حزب حاکم ترکیه درباره ضرورت لغو ممنوعیت حجاب در مدارس دخترانه جمهوری آذربایجان، به مذاق سران باکو خوش نیامد و از ترکیه خواستند از مداخله در مسائل داخلی آنها پرهیز کند.

متقابلاً، ترکیه نیز در رویکردی عملگرایانه و بر اساس اهمیت منافع اقتصادی، از باکو دلجویی کرد. با این حال، تحلیلگران، دانشگاهیان و نخبگان سیاسی غیردولتی، برخلاف مقامات رسمی دولتی و حزبی، دیدگاهی دوراندیشانه دارند و معتقدند که ممنوعیت حجاب در مدارس باکو، صرفاً یک موضوع داخلی نیست و چشم‌انداز روابط را تغییر خواهد داد.


اشتراک تاریخی داریم، رویای مشترک نداریم

در روزهای اخیر، بسیاری از تحلیلگران و محققین تاریخ معاصر ترکیه، در اظهارنظر درباره رویدادهای تلخ در مدارس دخترانه جمهوری آذربایجان از عبارت فرانسوی «دژاوو» (Déja vu) استفاده کرده و به شباهت‌های تاریخی و اجتماعی بین رویدادهای ترکیه و جمهوری آذربایجان اشاره کرده‌اند.

دژاوو در زبان فرانسوی، یک فعل گذشته به معنای دیده شده است. یعنی حالتی که احساس می‌کنیم، رویدادی را که هم اکنون شاهد هستیم، در گذشته نیز برای ما روی داده است.

روزنامه نگاران مشهور ترکیه می‌گویند: میراث حکومت کودتاگران، لاییست‌ها و سکولارها در ترکیه برای زنان و دختران محجبه این کشور، این بود که طی سالیان طولانی، از ورود آنها با حجاب به مدرسه و دانشگاه و نهادهای دولتی جلوگیری می‌شد، اما در دوران حزب عدالت و توسعه، ممنوعیت حجاب از میان برداشته شد.

عثمان سرت از تحلیلگران مشهور ترکیه می‌گوید: «ما در جمهوری آذربایجان با یک دژاوو روبرو شدیم. دخترانی را دیدیدم که به خاطر حجاب به مدرسه راهشان ندادند و با چشمان گریان به خانه بازگشتند. برخی از آنها، دختران همان سربازان و فرماندهی بودند که در جنگ قره باغ به شهادت رسیدند.

این تصویر برای ما مردم ترکیه، مانند زخمی است که دوباره دهان باز کند. با این حال، مساله فراتر از حجاب است. دولت باکو در توجیه این اقدامات، از مدرنیسم دفاع می‌کند. کدام مدرنیسم؟ مدرن از دیدِ چه کسی؟ مساله این است: تنش حجاب در جمهوری آذربایجان به آزمونی برای ده‌ها موضوع، از آزادی‌ها گرفته تا سیاست خارجی و ملی‌گرایی، تبدیل شده است.

در یک طرف کسانی هستند که روحیه قدیمی، خام و ممنوعیت‌گرایانه‌شان، دوباره احیا شده است. در طرف دیگر، کسانی هستند که متعجب شده‌اند و گویی تازه باکو را کشف کرده‌اند! آنها می‌پرسند: مگر ما دو دولت در یک ملت نیستیم؟ چرا باید چنین وضعیتی روی دهد؟»

عثمان سرت در ادامه می‌گوید: «برخلاف تصور خوشبینانه بعضی‌ها، جمهوری آذربایجان، قبلاً هم در برابر اقدامات و توصیه‌های ما، رفتارهای تندی داشته و زمانی که پروتکل‌های عادی‌سازی روابط بین ترکیه و ارمنستان در 10 اکتبر 2009 در زوریخ امضا شد، واکنش باکو تند و ویرانگر بود.

حتی در یک مقطع، علی اف دستور داد پرچم‌های ترکیه در بنای یادبود شهدای سربازان ارتش اسلامی قفقاز که در آزادسازی باکو از اشغال ارمنی-بلشویکی در سال 1918 به شهادت رسیدند، پایین کشیده شوند و روی میله‌های پرچم، بتن ریختند. حل مسئله با باکو شاید یکی از سه یا پنج بحران دشوار برای وزیر امور خارجه داوود اوغلو در دوران تصدی او بود.

از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، فراز و نشیب‌های مشابهی بارها در آسیای مرکزی رخ داده است. اشتیاق برای ایفای نقش برادر بزرگتر برای کشورهای آسیای مرکزی، قربانی کمبود ظرفیت‌های اقتصادی و نظامی و جاه‌طلبی برای ثروتمند شدن سریع در آن مناطق شده است. اکنون پایه و اساس واقعی‌تری برای ایجاد روابط وجود دارد».

عثمان سرت می‌گوید: «آنچه در آذربایجان اتفاق افتاد، بار دیگر نشان داد که اگر قرار است زمینه مشترکی بین مردم وجود داشته باشد، باید مبتنی بر ارزش‌های مشترک باشد. وقتی نزدیکی سیاسی و اخلاقی را صرفاً از اجداد، زبان و تاریخ مشترک به دست می‌آورید و به رویاها و اصول کلی بی‌اعتنایی می‌کنید، مواجهه با چنین تناقضاتی اجتناب‌ناپذیر است.

بگذارید مثال بیاورم: در این سه سال، ترکیه با کشتار مردم غزه و نسل کشی مظلومانه آنها به دست رژیم اسرائیل مخالفت کرده، اما جمهوری آذربایجان، هیچ انتقاد و اعتراضی نداشته و با اسرائیل حس همدلی داشته است.

در این صورت، چگونه انتظار دارید در مسائل دیگر، مانند هم فکر کنیم؟ نمی‌توانیم روابط آنکارا و باکو را صرفاً به یک رابطه سرد بین دو کشور، جدا از تاریخ، زبان و فرهنگ مشترک، تقلیل دهیم. با این حال، باید اذعان کرد که جمهوری آذربایجان روابط بسیار قوی با اسرائیل برقرار کرده، آن هم در شرایطی که اسرائیل به دشمن آشکار ترکیه تبدیل شده است!» 


روابط آنکارا - باکو، لغزنده و شکننده

احمد تاشگتیرن از تحلیلگران محافظه کار مشهور ترکیه، ایراد کار را در «تفسیر تنگ نظرانه باکو از سکولاریسم» دیده و می‌گوید: «ما نیز در مقطع 28 فوریه، شاهد حکمرانی افرادی در ترکیه بودیم که نگاهی تنگ نظرانه به مفهوم سکولاریسم داشتند و دختران ما را به مدرسه راه نمی‌دادند. آن روزها گذشت، ولی زخم آن خاطرات در حافظه جمعی ما باقی مانده و حالا جمهوری آذربایجان نیز یک بار دیگر زخم ما را تازه می‌کند.

تا همین چند هفته پیش، ما بر اساس شعار دو دولت، یک ملت در کنار هم بودیم و از اهمیت پیروزی قره‌باغ و تاثیر آن بر گرم شدن روابط آنکارا – باکو صحبت می‌کردیم. ولی مساله حجاب به عنوان یک ارزش دینی و انسانی مهم، ما را وادار به واکنش کرد.

اعتراض و راهپیمایی در استانبول و مخالفت چندین چهره آکپارتی با تصمیم باکو و مخالفت آشکار اوکتای سارال مشاور رئیس جمهور ترکیه با تصمیم علی اف، همگی لازم و اجتناب ناپذیر بودند. غیرممکن است که توده‌های هوادار حزب عدالت و توسعه با ممنوعیت حجاب همراه شوند، ولو در کشور برادر ما».

تاشگتیرن در ادامه، درباره بی‌ربط بودن مساله ممنوعیت حجاب با سیاست‌های ایران می‌گوید: «عده‌ای می‌خواهند بهانه بیاورند که ممنوعیت حجاب آذربایجان برای مقابله با نفوذ ایران اجرا شده است! اگر واقعاً چنین ادعایی صحت دارد، چرا علی اف در بیانیه خود، به جای حمله به ترکیه، ایران را هدف نگرفت؟!

این در حالی است که درباره اسرائیل حساس نیستند! روابط جمهوری آذربایجان با اسرائیل به طرز شگفت‌آوری گسترده شده و همزمان با کشتار مردم غزه به دست اسرائیل، نفت آذربایجان از بنادر ما به اسرائیل ارسال می‌شد!»

تاشگتیرن درباره تفسیر غلط سکولاریسم می‌گوید:«در بیانیه حزب علی‌اف، به این اشاره شده که قوانین اعمال شده در حوزه آموزش مبتنی بر برابری، سکولاریسم، حاکمیت قانون و رفتار برابر با همه شهروندان بوده و طبق قانون اساسی، جمهوری آذربایجان یک کشور سکولار است. این اصل در قانون اساسی جمهوری ترکیه نیز گنجانده شده است.

بنابراین، غیرقابل قبول است که ساختار دولت سکولار و سیاست آموزشی آذربایجان به بهانه‌ای برای مهندسی سیاسی و اجتماعی تبدیل شود. ضمن این که عبارات تند بیاینه حزب مزبور درباره دولت ترکیه و حزب عدالت و توسعه، حاکی از این است که در روابط ما، مشکلات بسیار جدی وجود دارد.

از سرگیری ممنوعیت حجاب در جمهوری آذربایجان نشانه خوبی نیست. در عین حال، تیره شدن روابط ما هم نشانه خوبی نیست. به نظر می‌رسد که نگرشی در آذربایجان در حال شکل‌گیری است که ترکیه را در جایگاه ایران قرار می‌دهد و ظاهراً دلیل اصلی به این باز می‌گردد که لفاظی‌های اسرائیل در این زمینه در باکو طنین‌انداز شده است.

بنابراین، لازم است روابط با جهان اسلام یا جوامع برادر را در چارچوب واقعیت‌های آنها بررسی کنیم و درک کنیم که نشان دادن رفتار مقتدرانه از موضع کشور بالادست، تحریک‌کننده است و واکنش بدی را برمی‌انگیزد. شاید ایفای نقش برادر بزرگ، همان رویکردی است که می‌تواند دیگران را تحریک کند و موجب واکنش شدید شود».

در نیویورک آزاد، در باکو ممنوع!
پروفسور دکتر هاکان تمیز ترک از دانشگاهیان ترکیه، تصمیم ممنوعیت حجاب برای دختران و معلمین آنها در مدارس جمهوری آذربایجان را محکوم کرده و می‌گوید: «بر اساس ادعای حزب حاکم آذربایجان (YAP) به بهانه این که مساله حجاب داخلی است، کشورهای دیگر باید سکوت کنند. ولی چنین نیست. در دنیای امروز، هیچ توجیهی برای محروم کردن دختران از حق تحصیل به دلیل حجابشان وجود ندارد و نباید وجود داشته باشد.

ما طی روزهای گذشته، شاهد انتشار ده‌ها هزار پست در شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی بودیم. برخی از فعالان رسانه‌ای آذربایجانی در موافقت با محدودیت حجاب می‌گویند: مگر قرار است مدرسه به مسجد تبدیل شود؟ مگر قرار است مدارس ما نیز مانند مدارس ترکیه، منحرفینی همچون عدنان اوکتار تربیت کنند؟ بهتر است در ترکیه، به مشکلات خودتان رسیدگی کنید.

دختران در سن مدرسه شما سیگار می‌کشند. زنان هر روز در خیابان‌های شما به قتل می‌رسند. شما هنوز روستاهایی بدون مدرسه یا جاده دارید. ولی واقعیت این است که باید در هر حال، با ممنوعیت حجاب مبارزه کرد.

در حقیقت، برای یک مسلمان، ایستادگی در برابر بی‌عدالتی، ظلم و ستم، در هر کجای جهان که رخ دهد، یک وظیفه است. موقعیت‌هایی وجود دارد که نمی‌توان آنها را به عنوان امور داخلی کشورها در نظر گرفت، پذیرفت یا نادیده گرفت».

تمیز ترک در ادامه می‌گوید: «بر اساس وقایع اخیر، می‌توان گفت که هر دولتی به وضوح اختیار تنظیم سیستم آموزشی خود و وضع قوانین خاص در مدارس را دارد. با این حال، واضح است که این اختیار نامحدود نیست و این قوانین باید مبتنی بر یک هدف مشروع باشند، متناسب باشند و حقوق اساسی را به طور غیرضروری محدود نکنند.

باکو باید پیامدهای تلخ تجربه طولانی ممنوعیت حجاب در ترکیه را بازخوانی کند. دانش‌آموزی که روسری بر سر دارد، چه دخالتی در زندگی دیگران کرده؟ بنابراین، نمی‌توان ممنوعیت حجاب را با مفاهیمی مانند پوشش مشترک، سکولاریسم یا نظم مدرسه توضیح داد.

بی‌ارزش جلوه دادن اعتراضات و واکنش‌های برخاسته از ترکیه با توصیف آنها به عنوان خصومت و دخالت، به نفع دولت و رسانه‌های آذربایجان نخواهد بود. آیا قابل قبول است که روسری در باکو ممنوع باشد اما در پاریس و نیویورک مجاز باشد؟

عاقلانه است که دختران در باکو حق حجاب نداشته باشند، ولی در ارمنستان، آزادانه با حجاب اسلامی تردد کنند؟ این چه منطقی است که از آن دفاع می‌کنید؟»
انتهای پیام/