روایت مدرسه؛ اقتصاد پنهان مدرسه و بی‌عدالتی آموزشی

به گزارش خبرگزاری تسنیم؛ فروغ تیموریان، مدرس و آسیب‌شناس جامعه‌شناسی، در مصاحبه اختصاصی با سرویس اندیشه خبرگزاری تسنیم با محور اقتصاد پنهان مدارس غیرانتفاعی، مدارس دولتی، کنکور و بازار خصوصی موازی، به نقد ساختاری بی‌عدالتی در نظام آموزشی پرداخت.  وی تأکید کرد که آموزش و پرورش سال‌ها شعار عدالت آموزشی سر می‌دهد و نشست‌های متعددی برگزار کرده، اما هرچه جلوتر می‌رویم کمتر اثری از عدالت در لایه‌های بیرونی و درونی سیستم دیده می‌شود.

تیموریان با اشاره به کنکور به‌عنوان یکی از مظاهر نابرابری اجتماعی گفت:  کنکور یک بی‌عدالتی اجتماعی است که در سراسر جامعه میان دانش‌آموزان به وفور مشاهده می‌شود. دانش‌آموز پایه دوازدهم وقتی از مدرسه بیرون می‌آید، علاوه بر مسائل مختلف اقتصادی، با این معضل ساختاری روبه‌روست. غیر از کنکور، مسائل مختلف اقتصادی همیشه در لایه‌های زیرین و حتی آشکار آموزش و پرورش به وفور دیده می‌شود.

وی در پاسخ به این پرسش که اقتصاد رسمی مدرسه چه بخش‌هایی از هزینه واقعی آموزش را به خانواده منتقل کرده و چگونه به بازار خصوصی موازی تبدیل شده، اظهار داشت:  بازارهای موازی از قدیم طلا، دلار، ملک و بورس بودند. هیچ‌وقت مدرسه و آموزش جزو بازار موازی قرار نمی‌گرفت، چون آموزش حق همه کسانی است که در این جامعه زندگی می‌کنند. وقتی مدرسه و آموزش هم وارد بازار موازی می‌شود، یعنی یک بک‌گراند اقتصادی و سرمایه‌گذاری اقتصادی در سیستم آموزش و پرورش شکل گرفته است. نظام آموزشی در تمام دنیا جزو جاهایی است که باید کمترین سود اقتصادی را داشته باشد؛ یعنی آن‌قدر که می‌تواند به مخاطبان خود سود بدهد و امکانات متعدد در اختیارشان قرار دهد، خودش خیلی نباید منتفع باشد. اما جدیداً شاهد این بازارهای موازی هستیم.

تیموریان افزود: تمام ساختمان‌هایی که می‌توانستند در خدمت بخش‌های دولتی و مدارس دولتی باشند، توسط افرادی از خود سیستم آموزش و پرورش ،مدیران لایه‌های بالایی یا کسانی که دستی بر آتش دارند ، به راحتی تبدیل به ساختمان‌های خصوصی و مدارس غیرانتفاعی می‌شوند. در کنار مدارس دولتی، مدارس غیرانتفاعی با زمین‌های چمن جداگانه، استخر و امکانات متعدد شکل گرفته‌اند. دانش‌آموزانی که 11 تا 20 نفر در یک کلاس درس می‌خوانند، در برابر مدارس دولتی که 38 تا 41 نفر بدون هیچ امکاناتی کنار هم نشسته‌اند. هزینه سنگینی که خانواده‌ها متحمل می‌شوند، مدام از آن‌ها طلب می‌شود. ای کاش هیچ‌وقت شعار عدالت آموزشی نمی‌دادیم؛ این یک بی‌عدالتی آموزشی آشکار است.

وی با اشاره به پدیده هوم‌اسکول و مدارس خانه‌محور گفت:  این پدیده و مدارسی که اجاره داده می‌شوند به بخش غیرانتفاعی، چیز جدیدی نیست. وقتی چیزی علنی می‌شود، همان موقع به وجود نیامده؛ سال‌هاست پنهان بوده و قایمکی انجام می‌شده و حالا به منصه ظهور رسیده. ریشه این مسئله بیرون از سیستم نیست سیستم آموزش و پرورش مثل یک خانواده است. وقتی درون خانواده ناسازگاری و تنش به وجود می‌آید، نمی‌توان گفت همه این‌ها از بیرون تزریق شده است. ریشه درون خود مدیران و افرادی است که مدارس غیرانتفاعی را کنار مدارس دولتی باز می‌کنند و باعث می‌شوند دانش‌آموزانی که پول بیشتری دارند در این مدارس درس بخوانند.

تیموریان که خود سال‌ها در این مدارس تدریس کرده، نکته مهمی را مطرح کرد:  بعضی‌ها فکر می‌کنند درآمدهای کلانی که این مدارس می‌گیرند، به معلمان هم می‌رسد و حقوقشان بیشتر از مدارس دولتی است. کاملاً برعکس است. وقتی در مدرسه دولتی کنکور درس می‌دهی و با مدرسه غیرانتفاعی مقایسه می‌کنی، درآمدت در مدرسه دولتی هم اندازه یا حتی بیشتر است. دانش‌آموزی که سر کلاس شما نشسته، نفری 250 میلیون تومان هزینه کرده. اگر فقط 20 دانش‌آموز دوازدهم را حساب کنید و دهم و یازدهم را کنار بگذارید رقم کلانی به مدرسه داده می‌شود اما به معلم در بهترین حالت، اگر مدرسه خیلی آوانس بدهد، 60 تا 70 یا حداکثر 100 میلیون تومان در کل سال می‌رسد.یازده درس و یازده معلم را حساب کنید؛ بقیه این پول کجا می‌رود؟ آیا خرج مدرسه می‌شود؟ خیلی از این مدارس کلاس‌هایی با امکانات کم دارند. تمام تابستان بچه‌ها خیلی وقت‌ها کولر نداشتند یا سه تا کولر بین کلاس‌ها می‌چرخید بچه‌ای که این‌قدر پول می‌دهد، قطعاً باید کولر گازی، نیمکت مناسب، نور و تهویه متناسب داشته باشد. ولی این‌طور نیست .پس مدرسه برای عده‌ای بسیار و بی‌نهایت سودآور است و این یک نابرابری و بی‌عدالتی شدید بیزینس‌محور است.

وی هشدار داد:  اگر این روند ریشه بدواند و مصادیقش متعدد شود، انتهاش این است که پول همه چیز را از بین می‌برد و سیستم آموزشی منفجر و منحل می‌شود. معلم دیگر هیچ انگیزه‌ای برای درس دادن در این سیستم ندارد.  دانش‌آموزی که می‌خواهد وارد این سیستم شود و خانواده‌ای با درآمد محدود، مجبور است از تیر و مرداد و شهریور چک بکشد و آخرین چک را بهمن و اسفند پاس کند. در ازای این همه هزینه، باید بازخوردی هم باشد.  نسل الان نسل مطالبه‌گر است و با نسل دو سال پیش فرق دارد. ساکت نمی‌نشیند اگر معلمی سر کلاس نتواند چیز خوبی ارائه دهد یا درست درس بدهد متأسفانه آموزش و پرورش مثل خیلی جاهای دیگر از شاکله و شیرازه و رسالت خود خارج شده و خیلی راحت بیزینس‌های بزرگی از طریق مدارس غیرانتفاعی و فروش امکانات آموزشی راه انداخته است.تمام مدیرانی که در رده‌های بالا و میانی هستند، به محض بازنشستگی یا جدایی از سیستم، سراغ مدارس غیرانتفاعی می‌روند. اگر سود نداشت، هیچ دلیلی برای این کار نبود.

تیموریان درباره زنجیره اقتصادی اطراف نظام آموزشی رسمی توضیح داد:  این زنجیره سرش به جاهای بالاتر وصل است. نمی‌توان گفت فقط مدارس غیرانتفاعی یا فقط زنجیره کنکور حلقه‌ها هستند.حلقه‌هایی هستند که سرچشمه‌شان آدم‌های قوی و سرمایه‌دار است. اگر یکی از این حلقه‌ها درست کار نکند، زنجیر پاره می‌شود. از مدارس غیرانتفاعی که سود زیادی می‌برند تا آموزشگاه‌ها، ناشرین و سیستم‌های آموزشی، همه سود می‌برند و حمایت و ممیزی‌شان توسط آموزش و پرورش است.. خیلی وقت‌ها خود سیستم آموزش و پرورش دخیل است. بارها در جاهای مختلف شنیده‌ایم که برای باقی ماندن باید حق‌الزحمه، پورسانت یا باج به نفر قبلی و سیستم بالایی داده شود تا سیستم‌های پایین پابرجا بمانند. مثل یک هرم.

وی افزود:  ما در هرم مازلو آموزش را مثل غذا و تغذیه قرار می‌دهیم و می‌گوییم حق همه آدم‌هاست. سواد خواندن و نوشتن و بهره‌مند شدن تمام دختران و پسران یک جامعه، حق طبیعی همه کسانی است که در آن جامعه زندگی می‌کنند. دولت موظف است از مقطع پیش‌دبستانی و ابتدایی این حق را برای همه قائل شود تا دانشگاه. مثل حق خوردن و آشامیدن و مسکن اما متأسفانه با شرایط امروزی این حق مسلم دیگر مفهومی ندارد. آن‌هایی که پولدارترند از امکانات آموزشی بهتر و معلم خصوصی با قیمت‌های کلان بهره‌مند می‌شوند و آن که پول ندارد مجبور به فنا شدن و حذف شدن است.

تیموریان در پاسخ به این پرسش که آیا گسترش بازارهای خصوصی صرفاً نتیجه ضعف نظام دولتی است یا خود نظام آموزشی هم به آن دامن می‌زند، تأکید کرد:  هر دو. هم سیستم‌های دولتی و هم خود نظام آموزشی این کار را کرده‌اند. رواج مدارس خصوصی و خصوصی‌سازی در آموزش و پرورش را خود نظام آموزشی دامن زده و آموزش را طبقاتی کرده است. تبعیضی که میان دانش‌آموز پولدار و دانش‌آموز مدرسه دولتی به وجود آمده، یک بی‌عدالتی عمیق اجتماعی است. مشکل همیشه عمیق‌تر و ریشه‌ای‌تر از نظام آموزشی به وجود می‌آید.اگر آموزش و پرورش قسمت‌هایی داشت که نظارت و کنترل همه‌جانبه روی تمام قسمت‌های آموزشی ، از مدارس خصوصی تا دولتی، می‌کرد، هیچ‌وقت خودش گرفتار چنین بحرانی نمی‌شد. این بحران وقتی اتفاق می‌افتد، اولین ضربه‌اش را خود نظام آموزشی می‌خورد. نظام آموزشی که هدفش سود اقتصادی و سرمایه‌گذاری و بیزینس است، آن‌قدر درگیر این مسئله می‌شود که یادش می‌رود کجاهای سیستم خراب و کرم‌خورده است و هیچ سیستم دقیق نظارتی وجود ندارد.

وی با ذکر مثال تأخیر در توزیع کتب درسی گفت:  چند روز پیش با بچه‌های سیستان و بلوچستان و روستاهای دورافتاده کلاس داشتم. خیلی جالب است که کتابی که به دستشان رسیده بود کتاب 1404 بود و هنوز کتاب 1405 را نداده بودند. در حالی که در کتاب دوازدهم 20 تا 30 درصد تغییر داریم. این بنده خدا با کتاب تأخیری در کنکور مشکل می‌خورد. چرا سازمان تألیف کتب درسی دقت نمی‌کند که در تهران کتاب 1405 و 1406 به دست دانش‌آموز برسد، اما در مناطقی که شاید بچه متوجه نشود، کتاب 1404 دستش باشد؟ حتی اگر تغییرات 5 درصد هم باشد، حق دانش‌آموز است که از کتاب جدید استفاده کند.چون همه این دانش‌آموزان وقتی سر جلسه امتحان نهایی می‌نشینند تفکیک نمی‌شوند و از یک سؤال و یک برنامه استفاده می‌کنند.

تیموریان درباره راه حل اظهار داشت:  به نظر من بعضی جاها دولت باید ورود کند؛ ورود کردن نه به معنای همگام و همسو شدن. باید تمام سازمان‌های بازرسی کشور و نظام‌های ارزشی هر جایی که بتواند جلوی این موارد را بگیرد، وارد عمل شوند تا شرایط برای همه ایجاد شود؛ از جمله آن بچه‌ای که در دورافتاده‌ترین نقطه ایران درس می‌خواند و از هیچ امکانات آموزشی برخوردار نیست.کارگروه‌های مفید و مؤثر با دو گروه آدم می‌تواند شکل بگیرد:  آدم‌هایی که فوق‌العاده تجربه دارند و مو سفید کرده‌اند در سیستم آموزش و پرورش، در کنار نیروی جوان مهارت‌محور و کارآمد و پرانرژی. این افراد کنار هم می‌توانند تصمیمات درست بگیرند. تصمیم درست به معنای نشستن و نوشتن سند راهبردی پر از شعار و تبصره و قانون نیست که هیچ‌کدام اجرایی نشود و در نطفه خفه شود. آموزش و پرورش می‌گوید یکی از ارکان عدالت آموزشی ساختن مدرسه است. آیا واقعاً ساختن مدرسه به‌تنهایی برای برقراری عدالت آموزشی کافی است؟ در کنار ساختن مدرسه باید هزار آیتم دیگر در نظر گرفت. شاید خیلی جاها نیاز به ساختن مدرسه نباشد و نیاز به غنی کردن و تقویت بعد آموزشی باشد. اینکه خیرین مدرسه‌ساز جایی مدرسه‌ای بسازند، به‌تنهایی عدالت آموزشی نیست.

وی در توصیف مختصات یک نظام آموزشی نرمال گفت:  توازن زمانی به وجود می‌آید که ارتباط متقابل و چندجانبه میان بخش‌های دولتی و خصوصی، مدیران و افراد رده پایین برقرار باشد. این فاصله طبقاتی و ناترازی وقتی از بین می‌رود که تفاوت‌های آموزشی حذف شود، نگاه سودمحور و سرمایه‌محور از آموزش و پرورش کنار برود و نگاه رابطه‌محور پایین بیاید و ضابطه‌مندی و قوانین به شکل درست، قانونی و تجربه‌محور جایگزین شود. وقتی نظام آموزشی خراب می‌شود، همه چیز به هم می‌ریزد. در جامعه‌شناسی می‌گوییم بعد از خانواده، مدرسه و سیستم آموزشی می‌تواند فرد را تربیت درست و کافی کند و برای ورود به اجتماع آماده سازد. وقتی دانش‌آموزی در سیستم بی‌عدالت و ناعادلانه‌محور درس می‌خواند، شاید به تنها چیزی که فکر نکند مفید بودن در سیستم آموزشی و جامعه باشد.

تیموریان در پایان با اشاره به ویدئویی از یک کودک ابتدایی که وقتی از او پرسیدند می‌خواهی چه‌کاره شوی؟ گفت می‌خواهم دزد شوم، هشدار داد:  این شوخی نیست. یک دنیا حرف و یک دنیا مسئله پشت این حرف خوابیده. ای کاش سیستم آموزشی به جای شعارهای مختلف، برنامه‌هایی که روی کاغذ نوشته می‌شود و هیچ‌کدام اجرایی نمی‌شود، حرف‌های توخالی و صحبت‌های شعارگونه، یک نظارت کلی همه‌جانبه و فرایندمحور از پیش‌دبستانی تا کنکور داشته باشد و هر جا احساس کرد مشکلی وجود دارد، ورود کند و سیستم را درست کند.

انتهای پیام/