کالبدشکافی در رستوران با چاقوی علوم انسانی

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، کتاب «رستگاری در رستوران» نوشته برایان داف به تازگی با ترجمه محسن ربیعی توسط نشر اطراف منتشر شده است.

رستگاری در رستوران نگاهی به تجربه روزمره و آشنای «بیرون غذا خوردن» و دفاعیه‌ای است از هم‌نشینی‌های غافلگیرکننده، لذت گپ‌وگفت کنار بشقاب‌های غذا، و فضیلت ساده و کوچک کنار هم بودن. این روزها رستوران از معدود فضاهای عمومی‌ای است که در آن معاشرت با آشنایان و حضور در میان غریبه‌ها را هم‌زمان تجربه می‌کنیم. رستوران ما را در معرض حضور پیش‌بینی‌ناپذیر دیگران می‌گذارد؛ کسانی که شاید هرگز با آن‌ها هم‌کلام نشویم اما حضورشان بخشی از تجربه ماست. 

در زمانه‌ای که تغییر جهان با کنش‌های بزرگ دشوار یا محال به نظر می‌رسد، شاید لازم باشد تجربه‌های کوچکِ روزمره را از منظری نو ببینیم. رستگاری در رستوران بر اهمیت این تجربه‌های به‌ظاهر معمولی تأکید می‌کند و نشان می‌دهد که نشستن بر سر یک میز، تمرین فضیلت‌های کوچک، و تن دادن به جریان گفت‌وگوی چهره‌به‌چهره می‌تواند کنشی عمیقاً اجتماعی و اخلاقی باشد برای ترمیم پیوندهایی که آشوب زمانه مدام آن‌ها را از هم می‌گسلد.

رستگاری در رستوران جزو مجموعه «زندگی پنهان چیزهای معمولی» نشر اطراف است؛ کتاب‌هایی کوتاه درباره اشیا، مکان‌ها، واژه‌ها و مفاهیم بسیار عادی که نویسندگان‌شان تلاش کرده‌اند از دل همین ابژه‌های ساده و روزمره به نگاهی نو برسند و کاری کنند که ما هم پدیده‌های آشنا را از زاویه‌ای متفاوت ببینیم، نه الزاماً برای درس گرفتن از آن‌ها، بلکه بیشتر برای یافتن بستری برای ژرف‌اندیشی و قصه‌گویی درباره خودمان و چیزهایی که احاطه‌مان کرده‌اند.

در یادداشت ناشر بر کتاب آمده است:

«در حافظه فرهنگی ایرانی، سفره فراتر از جایی برای غذا خوردن است. سفره برای مردم ما حرمت داشته؛ حرمتی که نه از نان و نمک، که از وجود کسانی که گرد سفره می‌نشستند، برمی‌آمده است. سفره جای دیدار و گفت‌وگوست؛ جایی برای تازه کردن پیوندهای خانوادگی و دوستانه، پذیرایی از غریبه‌ها، و گاه حتی آشتی دادن کسانی که از هم رنجیده‌اند. هم‌سفرگی، به‌رغم همه تفاوت‌ها و اختلاف‌ها، ما را کنار هم می‌نشاند و به شریک شدن در تجربه‌ای جمعی فرامی‌خواند؛ تجربه‌ای که در آن ناگزیریم جایی برای دیگری باز کنیم، حضورش را به رسمیت بشناسیم و -دست‌کم تا وقتی که کنار هم نشسته‌ایم- آداب مدارا را به جا آوریم. سفره فقط بخشی از آداب فرهنگی ما نیست؛ نمادی از ایده ایرانی دیرپا و ریشه‌داری درباره زندگی جمعی است: این‌که با هم غذا خوردن فضایی است برای گرامی داشتن حضور دیگری.

رستوران را می‌شود امتداد سفره در دل شهر دانست؛ فضایی که ما را فرامی‌خواند تا هم‌نشینی، مواجهه و مدارا با دیگری را این‌بار در مقیاسی بزرگ‌تر تجربه کنیم. رستوران از آخرین سنگرهای عرصه عمومی است؛ جایی که انسان می‌تواند مدت کوتاهی از دغدغه خوراک و بقا فارغ شود و فضیلت را در تعامل با دیگری جست‌وجو کند. وقتی بیرون غذا می‌خوریم، از خلوت فردی‌مان بیرون می‌آییم و خود را به تجربه‌ای جمعی می‌سپاریم که همیشه هم مطابق میل و انتظارمان پیش نمی‌رود. شاید اهمیت بیرون غذا خوردن درست در همین باشد: این‌که ما با وجود تمام هراس‌ها، اختلاف‌ها، و میل روزافزون‌مان به کناره‌گیری از دیگران، هنوز حاضریم از حصار تنهایی‌مان بیرون بیاییم، در فضایی مشترک کنار هم بنشینیم و به خودمان و جهان یادآوری کنیم که زیست جمعی هنوز زنده است و ما همچنان مشتاقیم صمیمیتی را که زمانی میان‌مان بوده، بر سر میز دوباره پیدا کنیم.

خیلی‌ها رستوران را صرفاً نمود مصرف‌گرایی یا تن‌آسایی می‌دانند اما نویسنده رستگاری در رستوران از زاویه‌ای دیگر به تجربه آشنای «بیرون غذا خوردن» نگاه می‌کند و معتقد است این روزها که شتاب شهرنشینی ترمز بریده و بخش زیادی از تعاملات‌مان به گوشی‌ها و شبکه‌های اجتماعی منتقل شده، رستوران به محملی برای گفت‌وگو و حتی مجالی برای گوشه‌نشینی در جمع تبدیل شده است.»

برایان داف استاد علوم سیاسی دانشگاه نیوانگلند در کنار پژوهش‌های سیاسی و مطالعه بنیان‌های زندگی مدنی، سال‌ها در رستوران‌ها کار کرده و درباره‌شان نوشته است. او مفاهیم و ایده‌های گوناگون فلسفی، روان‌کاوانه، مردم‌شناختی و جامعه‌شناختی را به میز شام می‌کشاند و پیوندی میان تجربه بیرون غذا خوردن و گفت‌وگو و تعامل انسانی برقرار می‌کند. به باور داف، رستوران نهادی اجتماعی و پیچیده است؛ جایی که می‌شود دید بشقاب غذا چگونه مرزهای طبقاتی و سلیقه‌های فرهنگی را به چالش می‌کشد و مهمان‌نوازی و هویت نمایشی چگونه در هم می‌آمیزند.

این‌کتاب با 168 صفحه و قیمت 537 هزار تومان منتشر شده است. 

انتهای پیام/