بانوی ایرانی و لزوم تصحیح اذهان
- اخبار سیاسی
- اخبار سیاست ایران
- 25 مهر 1405 - 08:52
گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم- حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی، در پیامی بهمناسبت میلاد حضرت زینب کبری سلامالله علیها و روز پرستار، درباره ابعاد شخصیت آن بانوی بزرگوار فرمودند: «اوج این درخشش در حماسۀ عاشورا رخ داد. از یک سو بذل بیمُنتهای شفقت و خیرخواهی و غمخواریِ صبورانه نسبت به مظلومان دشت کربلا؛ و از سوی دیگر از ارجمندترین نمادهای صلابت و شجاعت بودن».
1) حضرت زینب(س) از برجستهترین الگوهای تاریخ اسلامند؛ بانویی پرورشیافته در مکتب اهلبیت(ع) که در واقعه عاشورا و حوادث پس از آن، مسئولیت مراقبت از بازماندگان و پاسداری از حقیقت قیام کربلا را بر عهده گرفتند. خطبههای روشنگرانه ایشان در کوفه و شام، در کنار صبر، عبادت و شجاعت کمنظیرشان، نشان داد چگونه میتوان در اوج مصیبت، هم مرهم رنجدیدگان بود و هم در برابر ظلم و تحریف ایستاد. حضرت الگویی از جمع میان شفقت و صلابت، عاطفه و آگاهی و مسئولیتپذیری و شجاعتند؛ الگویی که شناخت آن، برای درک جایگاه زن در جامعه امروز نیز راهگشاست.
2) مساله بانوی ایرانی و لزوم تصحیح اذهان درباره او، از همین نقطه آغاز میشود: آیا میتوان زن را تنها در یک نقش یا بُعد از وجودش تعریف کرد؟
مشارکت زنان در عرصههای گوناگون اجتماعی، همواره موضوع بحث بوده است. اگرچه اصل حضور اجتماعی آنان پذیرفته شده، درباره حدود، شرایط و اولویتهای این حضور دیدگاههای متفاوتی وجود دارد. بیتردید، خانواده و تربیت نسل از بنیادیترین مسئولیتهای اجتماعیاند و نمیتوان اهمیت آنها را نادیده گرفت. با این حال، تأکید بر این مسئولیت نباید به نادیده گرفتن استعدادها، تخصصها و توانمندیهای زنان یا محدود کردن نقش آنان به محیط خانواده بینجامد.
3) جامعه برای پیشرفت به ظرفیتهای متنوع انسانی نیاز دارد و بهرهگیری درست از این ظرفیتها مستلزم شناخت تواناییها و فراهم کردن زمینه مناسب برای شکوفایی آنهاست. از این رو، مساله اصلی نه انتخاب میان خانواده و حضور اجتماعی؛ بلکه ایجاد شرایطی است که زنان بتوانند متناسب با تواناییها و شرایط خود، در هر دو عرصه نقشآفرینی کنند. حفظ کرامت انسانی، رعایت ضوابط شرعی و صیانت از حریم عفت نیز باید در کنار توجه به این ظرفیتها مورد اهتمام باشد.
4) تجربه تاریخی ایران نشان میدهد بانوان این سرزمین بارها توانستهاند در موقعیتهای دشوار، نقشی فراتر از تصورات غالب ایفا کنند. از دوران دفاع مقدس 8 ساله تا بحرانها و جنگهای اخیر، زنان ایرانی در عرصههای مختلف علمی، درمانی، فرهنگی و اجتماعی حضور داشتهاند. در این میان، نقش بانوان پزشک و پرستار جلوهای روشن از پیوند میان تخصص، مسئولیتپذیری و فداکاری است.
مداوای مجروحان، مراقبت شبانهروزی از بیماران، امدادرسانی در شرایط پرخطر و حمایت از خانوادههای داغدیده، تنها بخشی از خدمات این بانوان است. حضور مستمر آنان در مراکز درمانی، حتی در شرایط تهدید و ناامنی، یادآور همان ویژگیهایی است که در پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی درباره حضرت زینب(س) برجسته شده است: شفقت و خیرخواهی از یک سو و صلابت و شجاعت از سوی دیگر. پرستار در این میدان، صرفاً انجامدهنده یک وظیفه تخصصی نیست؛ بلکه با حضور پیگیرانه و صبورانه خود، در سلامت جسمی و آرامش روحی بیماران نیز نقشآفرینی میکند.
به همین دلیل، تجلیل از پرستاران باید با توجه عملی به کرامت حرفهای، امنیت شغلی، شرایط کاری و مطالبات آنان همراه باشد.
5) نقشآفرینی بانوان به این عرصهها محدود نیست. حضور آنان در میادین و اجتماعات عمومی 230 شب اخیر و مشارکت در تحولات اجتماعی نیز نشان میدهد زن ایرانی میتواند در موقعیتهای حساس، یک کنشگر آگاه و اثرگذار باشد. چنین حضوری را نمیتوان صرفاً با کلیشههای رایج درباره زنان توضیح داد یا نادیده گرفت.
شهادت 2 زن نخبه و اثرگذار اجتماعی در حوادث اخیر سیستان و بلوچستان نیز، ضرورت توجه به امنیت و هزینههایی را برجسته میکند که برخی زنان در مسیر فعالیتهای اجتماعی خود متحمل میشوند.
6) تأکید رهبر معظم انقلاب بر نقش بانوان زینبی در تحولات کشور و توصیف حضور آنان به عنوان عاملی مؤثر در تبیین و مقاومت، فرصتی برای بازنگری در تصویر ذهنی جامعه از زن ایرانی است. این تأکید، در کنار توجه ویژه حضرت معظمله به جایگاه پرستاران، نشان میدهد زنان را باید نه صرفاً از منظر نقشهای سنتی، بلکه با توجه به مجموعه ظرفیتها و مسئولیتهایشان شناخت.
تصویر زن ایرانی زمانی مخدوش میشود که او را در کلیشههایی متضاد و محدودکننده محصور کنیم: از یک سو نادیده گرفتن نقشهای خانوادگی و تربیتی و از سوی دیگر، فروکاستن هویت او به همین نقشها و انکار تواناییهای اجتماعیاش. هر دو نگاه، اگر بخشی از واقعیت وجودی زن را حذف کنند، به شناختی ناقص میانجامند.
بانوی ایرانی میتواند در تربیت نسل و تحکیم خانواده نقشی بنیادین داشته باشد و همزمان، در عرصههای دیگر، منشأ اثر شود. این نقشها لزوماً در تعارض با یکدیگر نیستند؛ مساله آن است که جامعه تا چه اندازه امکان جمع میان آنها را فراهم میکند.
از این منظر، تصحیح اذهان درباره بانوی ایرانی صرفاً یک بحث فرهنگی یا رسانهای نیست؛ بلکه به نحوه مواجهه جامعه با تواناییها، مسئولیتها و نیازهای زنان نیز مربوط میشود. اگر از زنان انتظار ایثار، آگاهی، مسئولیتپذیری و حضور مؤثر داریم، باید زمینه شکوفایی استعدادهای آنان را نیز فراهم کنیم، از کرامت و امنیتشان پاسداری کنیم و به مطالباتشان توجه داشته باشیم. ستایش فداکاری زنان، بدون توجه به دشواریها و نیازهای آنان، نمیتواند جایگزین حمایت عملی از آنها شود.
7) الگوی حضرت زینب(س) یادآور این حقیقت است که مهربانی و استواری، عاطفه و عقلانیت، و مراقبت از دیگران و ایستادگی در برابر ظلم، صفاتی متعارض نیستند. زن میتواند در اوج دلسوزی، استوارترین مواضع را در دفاع از حق اتخاذ کند و در سختترین شرایط، مسئولیت خود را به انجام رساند. همین جامعیت، الگوی زینبی را از قالب یک تصویر تاریخی فراتر میبرد و آن را به معیاری برای شناخت زن در جامعه امروز تبدیل میکند.
8) بانوی ایرانی را باید با همه ابعاد وجودیاش شناخت: با ایمان و دانش، عاطفه و اراده، مسئولیت خانوادگی و توان حضور اجتماعی. تصحیح اذهان درباره او، یعنی عبور از کلیشهها، دیدن واقعیت نقشآفرینیهایش و فراهم کردن زمینهای که بتواند ظرفیتهای خود را در خدمت خانواده و جامعه به فعلیت برساند. این، هم ادای احترام به مکتب زینب کبری(س) است و هم ضرورتی برای شناخت دقیقتر زن ایرانی و بهرهگیری شایسته از توانمندیهای او.
سارا هوشمندی، کارشناس رسانه
انتهای پیام/