روایت مدرسه؛ توسعه را باید زندگی کنیم نه اینکه صرفا بیاموزیم
- اخبار فرهنگی
- اخبار اندیشه
- 25 مهر 1405 - 09:37
به گزارش خبرگزاری تسنیم، نشست علمی دانشآموز توسعهیافته؛ محصول مدرسه و جامعه با حضور رضا شفیعی پژوهشگر و عضو پژوهشکده مطالعات فرهنگی به همت پژوهشکده مطالعات آموزش و پرورش برگزار شد. وی با تأکید بر نقش همزمان مدرسه و جامعه در تربیت دانشآموز اظهار داشت: یکی از خطاهای بنیادین در اندیشیدن به آموزش، تصور مدرسه بهعنوان کارخانهای است که دانشآموز وارد آن میشود و توسعهیافته از آن خارج میشود، در حالی که دانشآموز پیش از ورود به مدرسه در جامعه متولد شده و پس از پایان هر روز مدرسه نیز به همان جامعه بازمیگردد.
شفیعی افزود: دانشآموز فقط در کلاس درس تربیت نمیشود، بلکه در خانواده، خیابان، شبکههای اجتماعی، رسانه، مناسبات اقتصادی، روابط اجتماعی و حتی در نحوه مواجهه بزرگسالان با قانون و دیگران نیز آموزش میبیند. بنابراین مسئله اصلی این نیست که مدرسه دانشآموز توسعهیافته را میسازد یا جامعه، بلکه باید پرسید آیا جامعهای که دانشآموز در آن زندگی میکند، امکان زیستن آموختههای مدرسه را فراهم میکند؟
این پژوهشگر مطالعات فرهنگی با تأکید بر اینکه توسعهیافتگی را نمیتوان به انباشت محفوظات، مهارتهای شناختی یا موفقیت تحصیلی تقلیل داد، اظهار داشت: دانشآموز توسعهیافته صرفاً کسی نیست که بیشتر میداند، بلکه فردی است که میتواند دانستن را به فهم، فهم را به انتخاب و انتخاب را به کنش مسئولانه تبدیل کند. در این زمینه مفهوم عاملیت اهمیت پیدا میکند، چرا که آموزش زمانی به توسعه منجر میشود که فرد را از جایگاه دریافتکننده صرف اطلاعات خارج کرده و به انسانی تبدیل کند که بتواند مسئله را تشخیص دهد، در برابر جهان موضع بگیرد، امکانهای بدیل را ببیند و در ساختن وضعیت مطلوب مشارکت کند.
وی با بیان اینکه عاملیت در خلأ شکل نمیگیرد، خاطرنشان کرد: نمیتوان از دانشآموز خواست مستقل بیندیشد، اما در بیرون از مدرسه استقلال وی با بیاعتنایی مواجه شود. همچنین نمیتوان پرسشگری را یک فضیلت آموزشی دانست، اما در زیست اجتماعی پرسش را مزاحمت تلقی کرد. از همین رو، نمیتوان مسئولیتپذیری را در کتابهای درسی ستود، اما در عرصه عمومی مسئولیت را از فرد گرفت و همه چیز را به ساختارهای بیرونی نسبت داد. بنابراین سخن گفتن از مشارکت اجتماعی بدون فراهم کردن فرصت مشارکت واقعی برای نوجوان، نتیجه مطلوبی به همراه نخواهد داشت. در چنین وضعیتی مدرسه ممکن است مفاهیم توسعه را آموزش دهد، اما جامعه منطق دیگری از زیستن را به دانشآموز منتقل کند. این وضعیت را میتوان دوگانگی تربیتی نامید، یعنی شرایطی که میان ارزشهای مورد تأکید مدرسه و آنچه جامعه در عمل به آن پاداش میدهد، شکاف ایجاد میشود.
شفیعی در ادامه این نشست افزود: مدرسه ممکن است صداقت، گفتوگو، خلاقیت، همکاری، قانونمداری و مسئولیت اجتماعی را ارزشمند معرفی کند، اما اگر تجربه روزمره دانشآموز نشان دهد که موفقیت از مسیر فرصتطلبی، سکوت، تقلید یا دور زدن قواعد حاصل میشود، تربیت رسمی در برابر تربیت اجتماعی قرار میگیرد. از همین رو، دانشآموز در چنین شرایطی با یک انتخاب خاموش مواجه میشود، آنچه را در مدرسه باید بداند، حفظ کند و آنچه را جامعه واقعا به وی میآموزد، زندگی کند، که این شکاف یکی از موانع پنهان توسعه آموزشی است.
این پژوهشگر و عضو هیئت علمی پژوهشکده مطالعات فرهنگی شفیعی با بیان اینکه مسئله فقط این نیست که مدرسه چه چیزی تدریس میکند، افزود: باید دید جامعه چه چیزی را معتبر میکند.همچنین ارزشهای آموزشی زمانی در شخصیت دانشآموز رسوب میکنند که در تجربه زیسته نیز مصداق داشته باشند، و اعتماد باید تجربه شود تا آموخته شود، مسئولیت باید تمرین شود تا درونی شود و گفتوگو نیز باید زیسته شود تا به فرهنگ تبدیل شود. از این منظر، مدرسه بیش از آنکه تولیدکننده نهایی توسعه باشد، باید آزمایشگاه زیست توسعه باشد، فضایی که دانشآموز در آن نه فقط درباره جهان مطلوب میخواند، بلکه مناسبات آن جهان را نیز تجربه میکند.
وی افزود: اگر قرار است دانشآموز در آینده شهروندی مشارکتجو باشد، چرا امروز نباید در بخشی از تصمیمهای مدرسه سهم داشته باشد؟ اگر قرار است اهل گفتوگو باشد، چرا ساختار آموزشی نباید گفتوگو را به تجربهای واقعی تبدیل کند؟ اگر قرار است مسئولیتپذیر باشد، چرا نباید پیامد تصمیمهای خود را تجربه کند؟
شفیعی خاطرنشان کرد: تبدیل مدرسه از حل انتقال محتوا به نهاد تولید تجربه حتی میتواند مهمتر از افزودن یک درس جدید به برنامه درسی باشد. ممکن است دانشآموز ساعتها درباره شهروندی، محیط زیست، حقوق دیگران یا مسئولیت اجتماعی آموزش ببیند، اما یک تجربه واقعی از مشارکت، حل تعارض، تصمیمگیری جمعی یا مسئولیت اجتماعی میتواند اثر تربیتی بیشتری از دهها صفحه کتاب داشته باشد.
وی در ادامه با تأکید بر مسئولیت جامعه در تربیت نسل آینده اظهار داشت: جامعه نمیتواند تمام بار تربیت را به مدرسه واگذار کند، زیرا مدرسه تنها چند ساعت از زندگی دانشآموز را در اختیار دارد، اما جامعه تمام ساعات باقیمانده را تحت تأثیر قرار میدهد. رسانه، خانواده، فضای عمومی، گروه همسالان و محیط دیجیتال، همگی کلاسهای درس نامرئی هستند، کلاسهایی که ممکن است معلم مشخصی نداشته باشند، اما بهصورت مستمر آموزش میدهند. از این منظر، پرسش مهم آینده آموزش نباید فقط این باشد که مدرسه چگونه دانشآموز بهتری تربیت کند؟ بلکه باید پرسید چه جامعهای باید ساخته شود تا فضایل آموختهشده در مدرسه امکان تحقق پیدا کنند؟ بنابراین اگر دانشآموز توسعهیافته هدف است، نمیتوان فقط کیفیت مدرسه را سنجید؛ بلکه باید کیفیت محیط اجتماعی پیرامون مدرسه را نیز دید. همچنین نمیتوان فقط نمره، رتبه و مهارت شناختی را اندازه گرفت، بلکه باید بررسی کرد دانشآموز تا چه اندازه امکان اعتماد کردن، تصمیم گرفتن، مشارکت کردن، پرسیدن، مخالفت کردن و مسئولانه عمل کردن دارد.
این پژوهشگر با بیان اینکه دانشآموز توسعهیافته محصول یک نهاد منفرد نیست، خاطر نشان کرد: دانشآموز توسعهیافته حاصل همافزایی نهادهای تربیتی و اجتماعی است. مدرسه میتواند بذر را بکارد، اما کیفیت خاک اجتماعی امکان رشد آن را تعیین میکند. مدرسه میتواند زبان مسئولیت را بیاموزد، اما جامعه باید امکان مسئولانه زیستن را فراهم کند.همچنین مدرسه و جامعه دو پاسخ رقیب به مسئله تربیت دانشآموز توسعهیافته نیستند، بلکه دو نیمه یک مسئلهاند. مدرسه بدون جامعهای سازگار با ارزشهای توسعه، به جزیرهای تربیتی تبدیل میشود و جامعه بدون مدرسهای که توان نقد و بازاندیشی در وضعیت موجود را داشته باشد، گرفتار بازتولید شرایط موجود خواهد شد.
شفیعی در پایان اظهار داشت: دانشآموز توسعهیافته نه صرفاً محصول مدرسه است و نه صرفاً محصول جامعه، بلکه محصول نسبت خلاق میان آموزش و زندگی است. آنجا که فاصله میان آنچه میآموزیم و آنچه زندگی میکنیم کاهش یابد، تربیت از محفوظات عبور کرده و به منش تبدیل میشود. آینده آموزش بیش از آنکه فقط در بازنویسی کتابهای درسی یا افزودن فناوریهای نوین آموزشی باشد، در حل این مسئله نهفته است که چگونه میتوان جهانی ساخت که دانشآموز بتواند آنچه را در مدرسه به عنوان زندگی مطلوب میآموزد، در جامعه به عنوان زندگی ممکن تجربه کند.بنابراین، مدرسه فقط یک ساختمان آموزشی و جامعه نیز صرفاً پسزمینه تربیت نیست، بلکه هر دو در فرایندی مشترک انسان آینده را میسازند و توسعه از لحظهای آغاز میشود که میان آنچه به نسل آینده میگوییم و آنچه در برابر چشمانش زندگی میکنیم شکاف وجود نداشته باشد.
انتهای پیام/