زینب؛ زنی که کربلا را به تاریخ سپرد
- اخبار فرهنگی
- اخبار اندیشه
- 25 مهر 1405 - 09:51
به گزارش خبرگزاری تسنیم؛ پنجم جمادی الاول فقط یک مناسبت تقویمی نیست، بلکه روزی است که نام یک زن با یکی از بزرگترین بزنگاههای تاریخ جهان اسلام گره خورده است، زنی که گرچه در کربلا شمشیر به دست نگرفت، اما پس از شهادت امام حسین(ع) کاری کرد که کمتر از شمشیر نبود. حضرت زینب کبری(س) در روز عاشورا شاهد شهادت عزیزترین انسانهای زندگیاش بود، اما مأموریت ایشان با شهادت برادر پایان نیافت، بلکه تازه ماموریتشان آغاز شد. از همین رو، اگر امام حسین(ع) در کربلا با خون خود مرز میان حق و باطل را ترسیم کرد، حضرت زینب(س) با سخن و ایستادگیاش اجازه نداد این مرز در روایت دشمن محو شود، و همین جاست که باید در برداشت خود از شخصیت حضرت زینب(س) بازنگری کنیم، که ایشان فقط بانوی صبر نیست، بلکه بانوی صبری است که از دل آن، آگاهی، مقاومت و روایتگری متولد شد.
در چنین نقطهای روز پرستار به نام ایشان پیوند خورده است، زیرا پرستاری فقط مراقبت از جسم بیمار نیست، چرا که پرستار در دشوارترین لحظه زندگی انسان، کنار وی میایستد. از هیمن رو، حضرت زینب(س) در کربلا و پس از آن در کنار کودکان، زنان و امام سجاد(ع) ایستاد و در عین حال، بار سنگین حفظ پیام عاشورا را بر دوش کشیدند.
این بانوی بزرگوار، محصول یک خانواده معمولی نبود. ایشان در خانهای متولد شد که در تاریخ اسلام بی مانند است، دختر امیرالمؤمنین(ع) و حضرت فاطمه زهرا(س)، نوه پیامبر اکرم(ص) و خواهر امام حسن(ع) و امام حسین(ع) است. اما اهمیت حضرت زینب(س) فقط در نسب ایشان خلاصه نمیشود، چرا که اگر قرار بود عظمت یک انسان تنها از شجره خانوادگیاش ناشی شود، تاریخ از میان فرزندان بزرگان، قهرمانان فراوانی میساخت. بنابراین آنچه حضرت زینب(س) را متمایز کرد، نحوه تبدیل تربیت خانوادگی به مسئولیت تاریخی بود.
در منابع جهان اسلام از ایشان به عنوان عقیله بنیهاشم یاد شده و برای جایگاه علمی و معرفتیایشان نیز تعابیر بلندی به کار رفته است. در گزارشهای مربوط به خطبه کوفه نیز راوی، فصاحت سخنان ایشان را به گونهای توصیف میکند، گویی که امیرالمؤمنین(ع) سخن میگفت. البته این نکته نباید در روایتهای احساسی از زندگی حضرت زینب(س) گم شود، چرا که حضرت زینب(س) پیش از آنکه قهرمان صبر باشد، صاحب تشخیص بود، و میدانست در هر لحظه چه باید کرد و چه گفت.
عاشورا را نمیتوان فقط از صبح تا عصر روز دهم محرم فهمید، چرا که اگر همه چیز با شهادت امام حسین(ع) تمام شده بود، شاید کربلا نیز مانند بسیاری از جنگهای تاریخ در لابهلای صفحات کتابها دفن میشد، اما عاشورا یک مرحله دوم داشت، مرحلهای که در آن باید حقیقت حادثه روایت میشد، که در اینجا نقش حضرت زینب(س) اهمیت پیدا میکند. در یک سو، حکومت اموی قرار داشت، حکومتی مجهز به قدرت سیاسی، نظامی و تبلیغاتی، اما در سوی دیگر کاروانی قرار داشت که مردانش را از دست داده بود و زنان و کودکانش اسیر شده بودند، در ظاهر همه چیز به سود پیروز میدان بودف اما تاریخ نشان داد که پیروزی نظامی الزاماً پیروزی تاریخی نیست، یزید توانست امام حسین(ع) و یارانش را به شهادت برساند، اما نتوانست روایت کربلا را تصاحب کند. چرا؟ چون حضرت زینب(س) ایستاد و روایتگری کرد.
ایشان در کوفه سخن گفتند و مردم را با مسئولیت تاریخی خود روبهرو کردند. منابع تاریخی و روایی، خطبه حضرت زینب(س) در کوفه را ثبت کردهاند و از تأثیرگذاری و فصاحت آن سخن گفتهاند، این خطبه را اگر با ادبیات امروز بخوانیم، یک عملیات سنگین روایتسازی در برابر دستگاه تبلیغاتی حکومت است.
قدرت آن زمان میخواست بگوید امام حسین(ع) شکست خورد، اما زینب(س) نشان داد آنچه در کربلا رخ داد، شکست حقیقت نیست. قدرت میخواست مردم را در برابر یک شورش سرکوبشده قرار دهد، اما حضرت زینب(س) پرسش دیگری پیش روی آنها گذاشت با این مضمون که شما با حسین(ع) چه کردید؟ و این همان لحظهای است که تاریخ ورق میخورد.
شاید درباره هیچ ویژگی حضرت زینب(س) به اندازه صبر سخن گفته نشده باشد. اما اگر صبر را فقط تحمل درد معنا کنیم، از شخصیت زینب(س) چیزی بسیار کوچکتر از حقیقت ایشان ساختهایم، چرا که صبر زینبی، انفعال نبود، بلکه مقاومت بود.
حضرت زینب(س) گریه نکردن را فضیلت نمیدانست. ایشان مصیبت را میدید، میسوخت و رنج میکشید، اما اجازه نمیداد رنج، عقل و ارادهاش را از کار بیندازد، که این تفاوت بسیار مهمی است. گاهی تصور میکنیم انسان صبور کسی است که در برابر هر اتفاقی سکوت میکند، در حالی که حضرت زینب(س) نشان داد ممکن است انسان از درون شکسته باشد، اما در برابر تحریف نشکند. ایشان داغدار بود، اما خاموش نبود، اسیر بود، اما تسلیم نبود، در محاصره قدرت بود، اما از بیان حقیقت عقب ننشست و این شاید یکی از بزرگترین درسهای زندگی برای امروز باشد که شرایط دشوار، مسئولیت انسان را از بین نمیبرد.
پیوند روز پرستار با ولادت حضرت زینب(س) از همین منظر معنا پیدا میکند. ایشان علاوه بر مراقبت کردن از زنان و کودکان کاروان، مراقب حقیقت عاشورا هم بود. این مفهوم برای جامعه امروز نیز اهمیت دارد، یعنی این که پرستاری را نباید صرفاً به تزریق، دارو، بیمارستان و شیفت کاری تقلیل داد، بلکه پرستار انسانی است که در لحظه ضعف انسان دیگری، مسئولیت میپذیرد. بنابراین اگر حضرت زینب(س) الگوی پرستاران معرفی میشود، این عنوان باید در رفتار اجتماعی ما نیز معنا داشته باشد، یعنی جامعه باید شأن و منزلت پرستار را به رسمیت بشناسد، نه اینکه فقط در یک مناسبت از ایثار و خودگذشتگی آن سخن بگوید.
اگر بخواهیم با زبان امروز درباره حضرت زینب(س) حرف بزنیم، باید بگوییم ایشان یکی از مهمترین نمونههای مدیریت بحران انسانی و ارتباطی در تاریخ اسلام است. وی در شرایطی قرار گرفت که تقریباً همه عناصر یک بحران بزرگ وجود داشت، کشتهشدن رهبر جریان، از دست رفتن نیروها، آوارگی، اسارت، بیماری، فشار روانی، تهدید امنیتی و جنگ روایتها، با این حال، کاروان از هم نپاشید و آن فقط یک دلیل دارد، حضرت زینب(س) در لحظهای که بسیاری از افراد ممکن است تنها به نجات خود فکر کنند، به فکر حفظ جمع و ادامه مسیر بود، که این ویژگی، عظمت شخصیت ایشان را روشنتر میکند.
مسیر اسارت، برای دشمن میتوانست مسیر نمایش قدرت باشد. قرار بود کاروانی که شکست خورده معرفی شده بود، در برابر مردم قرار گیرد و شکستخورده بودن خود را به نمایش بگذارد، اما اتفاق دیگری افتاد. حضرت زینب(س) اجازه نداد اسارت به معنای شکست تعبیر شود. وی در شام در برابر دستگاه حاکم سخن گفت و روایت خود را از حادثه کربلا مطرح کرد، که همین حضور، محاسبه دشمن را بر هم زد.
در حقیقت حکومت اموی میخواست کربلا را به تصویر پیروزی قدرت بر مخالفان تبدیل کند، اما حضرت زینب(س) این تصویر را شکست و پشت آن، حقیقت دیگری را آشکار کرد، قدرتی که برای تثبیت خود به کشتن فرزند پیامبر(ص) نیاز دارد، خود را در برابر تاریخ محکوم کرده است، و این همان جایی است که میتوان فهمید چرا نقش حضرت زینب(س) در عاشورا کمتر از نقش شمشیرهای روز عاشورا نبود، اگر شمشیر امام حسین(ع) حقیقت را تثبیت کرد، زبان حضرت زینب(س) اجازه نداد آن حقیقت تحریف شود.
شخصیت حضرت زینب(س) در آثار متعددی از سوی نویسندگان و پژوهشگران بزرگی بررسی شده است. یکی از شناختهشدهترین آثار معاصر، آفتاب در حجاب نوشته سیدمهدی شجاعی است، اثری ادبی و تاریخی که زندگی حضرت زینب(س) را از کودکی تا عاشورا، اسارت و وفات روایت میکند. این کتاب با زبانی عاطفی و ادبی نوشته شده و از تحقیقات تاریخی برای بازسازی زندگی بانوی کربلا بهره گرفته است، و در سالهای اخیر نیز همچنان مورد توجه مخاطبان قرار داشته و چاپ چهلم آن در سال 1405 منتشر شده است. اهمیت کتاب آفتاب در حجاب در این است که نویسنده تلاش کرده حضرت زینب(س) را فقط از بیرون توصیف نکند، بلکه مخاطب را به فضای درونی زندگی ایشان نزدیک کن، و به همین دلیل است که کتاب بیشتر از یک زندگینامه خشک تاریخی، تجربهای ادبی از زیستن در کنار یک شخصیت تاریخی است.
اثر دیگر، کتاب آتشفشان شام؛ تحلیلی از خطبه حضرت زینب(س) در مجلس یزید نوشته علی کریمی جهرمی است که برخلاف آثار داستانی، تمرکز خود را بر تحلیل خطبه حضرت زینب(س) در شام قرار داده است. همچنین آشنای غریب نوشته سیدمجتبی فاطمی کوهنگی و آینه علینما؛ آشنایی با شخصیت زینب کبری(س)نوشته جواد محدثی از دیگر آثار فارسی درباره این بانوی بزرگ هستند.
در میان آثار کلاسیک نیز الخصائص الزینبیة اثر علامه سیدنورالدین حائری جزایری اهمیت دارد که درباره ویژگیها، فضائل، شخصیت و مصائب حضرت زینب(س) بحث میکند. در کنار این آثار، کتابهایی مانند زینب(س)، بزرگ بانوی کربلا اثر عبدالامیر فولادزاده، خطابه زینب کبری(س) پشتوانه انقلاب حسین بن علی(ع) اثر محمد مقیمی و زیباترین شکیب نوشته اکبر اسدی و مهدی رضایی نیز در کتابشناسیهای مربوط به حضرت زینب(س) آمدهاند.از همین رو، تنوع این تنوع آثار یک نکته مهم را نشان میدهد که حضرت زینب(س) را نمیتوان فقط از یک زاویه شناخت، چرا که یک نویسنده به زندگی ایشان نگاه کرده، دیگری به خطبههایش، دیگری به صبرش و دیگری به جایگاه ایشان در حادثه کربلا پرداخته است.
شاید مهمترین پرسش این نباشد که حضرت زینب(س) در کربلا چه کشید، چرا که همه میدانیم چه مصیبتهایی بر این بانوی بزرگوار گذشت، بلکه پرسش مهمتر این است که ایشان با آن مصیبتها چه کرد؟ اینجاست که سخنان حضرت زینب(س) برای انسان امروز معنا پیدا میکند. زیبن(س) نشان داد که بحران میتواند انسان را به دو مسیر فروپاشی یا مسئولیت ببرد، که حضرت زینب(س) مسئولیت را انتخاب کرد، و نشان داد که زن مسلمان میتواند در عین حفظ کرامت و هویت دینی، در حساسترین عرصه اجتماعی حضور داشته باشد و صدای حقیقت باشد، نشان داد که صبر بدون آگاهی ممکن است به سکوت تبدیل شود و آگاهی بدون صبر ممکن است در نخستین بحران فروبپاش. بنابراین عظمت حضرت زینب(س) در بصیرت و استقامت ایشان بود.
کربلا بدون زینب(س) چگونه روایت میشد؟ این پرسش شاید بهترین راه برای فهم نقش تاریخی ایشان باشد. یعنی اگر این بانوی بزرگوار نبود، آیا کربلا به همان شکلی که امروز میشناسیم روایت میشد؟ قطعاً نمیتوان با قطعیت درباره تاریخ بدیل سخن گفت، اما میتوان گفت حضور حضرت زیبن(س) یکی از مهمترین عوامل در انتقال روایت عاشورا بود، ایشان اجازه ندادند دشمن، میدان روایت را هم مانند میدان نظامی در اختیار بگیرد. آری امام حسین(ع) شهید شد، اما پیام ایشان زنده ماند، و حضرت زینب(س) یکی از بزرگترین حاملان آن پیام بود. از این منظر، ایشان را باید نخستین راوی بزرگ مقاومت پس از عاشورا دانست، بانویی که فهمید گاهی بعد از پایان نبرد، نبرد اصلی تازه آغاز میشود.
در نهایت، روز پرستار، اگر با نام حضرت زینب(س) گره خورده است، پس فقط روز تبریک گفتن به پرستاران نیست، بلکه روز یادآوری یک فرهنگ است، فرهنگ مراقبت، ایستادگی و مسئولیت است. حضرت زینب(س) به ما یاد داد که پرستاری از انسان فقط درمان زخم نیست، گاهی باید از امید، حقیقت و آینده ای که هنوز دیده نشده مراقبت کرد، و شاید به همین دلیل است که نام حضرت زینب(س) پس از قرنها هنوز زنده است. ایشان در کربلا همه چیز را از دست داد، اما اجازه نداد حقیقت از دست برود، که این بزرگترین پیروزی حضرت زینب (س) بود. بنابراین، کربلا با خون امام حسین(ع) ماندگار شد و با روایت حضرت زینب(س) به نسلهای بعد رسید، که این یعنی گاهی تاریخ را کسانی تغییر میدهند که در ظاهر، در میدان پیروز نشدهاند، اما اجازه نمیدهند حقیقت شکست بخورد.
انتهای پیام/