درخواست آتش بس یک ماهه؛ اعتراف ناخواسته عربستان به تغییر موازنه در یمن
- اخبار بین الملل
- اخبار تولیدات دفاتر خارجی
- 24 مهر 1405 - 15:10
به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، عربستان سعودی در شرایطی پیشنهاد آتشبس موقت یک ماهه را به صنعا ارائه کرده است که فشار عملیات نظامی انصارالله بر عمق راهبردی این کشور افزایش یافته و موقعیت نیروهای همسو با ریاض در جبهههای داخلی یمن نیز با چالشهای تازه ای روبرو شده است.
همزمانی درخواست توقف موقت درگیریها با تهدید به تشدید حملات در صورت مخالفت صنعا، نشان میدهد ریاض میخواهد با ایجاد یک دوگانه اجباری، انصارالله را میان پذیرش وقفهای کوتاه در جنگ و تحمل دور تازهای از حملات قرار دهد. با این حال، مسئله اصلی این است که عربستان همچنان میخواهد با ابزارهای گذشته، نتیجهای را به دست آورد که در سالهای طولانی سپری شده از جنگ نتوانسته است محقق کند. واقعیتهای میدان نبرد تغییر کردهاند و اکنون این ریاض است که باید محاسبات خود را با توان عملیاتی و موقعیت سیاسی جدید صنعا تطبیق دهد.
تحولات اخیر جبهههای یمن، از پیشروی انصارالله در ساحل غربی تا افزایش فشار بر نیروهای وابسته به عربستان در تعز، در کنار حملات به تاسیسات نفتی و فرودگاههای سعودی، مجموعهای از تغییرات را رقم زده است که درک رفتار کنونی ریاض بدون توجه به آنها ممکن نیست. انصارالله توانسته است فشار بر جبهه داخلی را با عملیات در عمق خاک عربستان پیوند دهد و به این ترتیب، هزینه ادامه جنگ را از محدوده جغرافیایی یمن فراتر ببرد. این تحول صرفا به معنای افزایش تعداد حملات نیست؛ بلکه نشان میدهد که ادامه تقابل برای عربستان، علاوه بر هزینههای نظامی، پیامدهای اقتصادی و امنیتی مستقیم نیز به همراه دارد.
هدف قرار گرفتن تاسیسات نفتی آرامکو و فرودگاههای مهم عربستان، از این منظر اهمیت ویژهای دارد. زیرساختهای انرژی و حمل و نقل هوایی از ارکان فعالیت اقتصادی و جایگاه منطقهای سعودی هستند و هرگونه اختلال در عملکرد آنها میتواند دامنه پیامدهای جنگ را گسترش دهد. حملات به مراکزی در ظهران، ریاض و دمام، این پیام را منتقل میکند که عربستان نمیتواند با انتقال میدان نبرد به خاک یمن، خود را از آثار مستقیم جنگ مصون نگه دارد. در چنین وضعیتی، درخواست آتشبس را باید بخشی از تلاش ریاض برای مهار فشارهای فزاینده دانست؛ فشاری که در صورت تداوم عملیات انصارالله میتواند محاسبات امنیتی و اقتصادی این کشور را پیچیدهتر کند.
از همین زاویه باید به تحرکات دیپلماتیک عربستان نیز نگاه کرد. تلاش برای استفاده از میانجیگری عمان و جلب نقشآفرینی کشورهایی مانند چین، پاکستان و ایران، در شرایطی دنبال میشود که ریاض به دنبال توقف عملیاتهای نظامی است. گزارش روزنامه الاخبار در 23 مهر 1405 نیز از طرح دوباره پیشنهاد کاهش تنش از سوی عربستان و مخالفت صنعا با آتشبس موقت حکایت دارد. اهمیت این تحرکات در آن است که عربستان، در کنار ادامه تهدیدهای نظامی، برای یافتن راهی جهت کنترل روند درگیری به ظرفیتهای دیپلماتیک منطقهای متوسل شده است. این رفتار با تصویری که ریاض در سالهای گذشته از امکان حل مسئله یمن از طریق فشار نظامی ارائه میکرد، تفاوت دارد.
با این حال، مهمترین تحول را باید در محدود شدن کارایی ابزار اصلی عربستان، یعنی قدرت هوایی، جستجو کرد. در دور جدید درگیریها، شمار حملات هوایی و موشکی سعودی به یمن از 2500 مورد فراتر رفته است؛ اما این حجم از حملات نتوانسته است معادلات میدانی را به سود ریاض تغییر دهد یا مانع از تداوم حملات انصارالله به عمق خاک عربستان شود. این واقعیت نشان میدهد که افزایش شدت عملیات نظامی، به خودی خود، تضمینی برای دستیابی به اهداف سیاسی نیست. عربستان سالها بر این فرض تکیه داشت که با تخریب زیرساختها، افزایش فشار بر جامعه یمن و تضعیف ظرفیتهای نظامی صنعا میتواند اراده مقاومت را در هم بشکند. با وجود این، ادامه جنگ و گسترش دامنه عملیات انصارالله نشان داده است که این راهبرد به نتیجه مورد انتظار ریاض منجر نشده است.
نکته مهمتر آن است که زیرساختهای اقتصادی و عمومی یمن طی حدود دوازده سال جنگ و محاصره، خسارات گستردهای متحمل شدهاند. در چنین شرایطی، افزایش حملات به زیرساختهای یمن دیگر نمیتواند به عنوان اهرمی نامحدود برای وادار کردن صنعا به عقبنشینی عمل کند. هنگامی که ظرفیتهای اقتصادی و خدماتی کشور پیشتر به شدت آسیب دیده اند، تشدید تخریب لزوما دستاورد سیاسی تازهای برای عربستان ایجاد نمی کند. در مقابل، گسترش عملیات انصارالله علیه مراکز اقتصادی و راهبردی سعودی، هزینههای جنگ را به طرفی منتقل میکند که آغازگر مداخله نظامی بوده و اکنون برای مهار پیامدهای آن به دنبال آتشبس است.
بر این اساس، تهدید ریاض به افزایش حملات در صورت رد پیشنهاد یک ماهه، بیش از آنکه نشانه برخورداری از یک راهبرد موثر برای تغییر موازنه باشد، تکرار الگویی است که محدودیتهای آن آشکار شده است. اگر بمبارانهای گسترده نتوانستهاند توان عملیاتی انصارالله را از میان ببرند، صرف افزایش حملات نیز تضمینی برای دستیابی به نتیجهای متفاوت فراهم نمیکند. عربستان در واقع با مسئلهای روبرو است که راهحل آن تنها در میدان نظامی قرار ندارد؛ زیرا هرچه فشار نظامی بدون دستاورد سیاسی ادامه یابد، هزینههای تقابل برای ریاض نیز افزایش پیدا میکند.
در این میان، مخالفت صنعا با آتشبس موقت را نباید به معنای مخالفت با هرگونه راه حل سیاسی تفسیر کرد. مسئله اصلی، ماهیت آتشبس و شرایطی است که قرار است بر اساس آن اجرا شود. از نگاه انصارالله، توقف درگیری زمانی معنا پیدا میکند که به پایان دادن به جنگ و محاصره و اجرای تعهدات مشخص منجر شود، نه آنکه صرفا وقفهای در عملیاتها ایجاد کند و فرصت تازهای برای بازسازی توان نظامی عربستان فراهم آورد. تجربه سالهای گذشته نیز نشان داده است که توافقهای موقت، بدون تعیین تکلیف مسائل اساسی، نمیتوانند زمینه پایداری برای حل بحران ایجاد کنند.
مطالبات صنعا در این زمینه، ابعاد مشخصی دارد: رفع محدودیتهای اعمال شده بر فرودگاهها و بنادر یمن، تسهیل ورود کالاهای مورد نیاز، پرداخت حقوق کارکنان دولت از محل درآمدهای نفتی بلوکه شده، رسیدگی به وضعیت اسرا و بازداشت شدگان، بازگشایی راههای ارتباطی میان استانها و حل اختلافات مالی و پولی. این موضوعات مستقیما با زندگی مردم یمن و امکان بازسازی ظرفیتهای اقتصادی کشور ارتباط دارند. بنابراین، درخواست توقف حملات بدون ارائه تضمین روشن برای اجرای این تعهدات، نمیتواند پاسخگوی مسئلهای باشد که طی سالها جنگ و محاصره شکل گرفته است.
تفاوت اساسی موضع صنعا با رویکرد ریاض نیز در همین نقطه قرار دارد. عربستان میخواهد ابتدا عملیاتها متوقف شوند و سپس درباره مسائل اصلی مذاکره کند؛ اما انصارالله تاکید دارد که توقف درگیری باید در چارچوبی قرار گیرد که به پایان واقعی جنگ و محاصره منجر شود. این موضع از یک منطق روشن پیروی میکند: طرفی که سالها از قدرت نظامی برای تحمیل خواستههای خود استفاده کرده است، نمیتواند اکنون بدون پذیرش مسئولیت و اجرای تعهدات، صرفا با درخواست یک آتش بس کوتاه مدت انتظار داشته باشد که طرف مقابل از اهرمهای خود چشم پوشی کند.
در نتیجه، انتخاب واقعی پیش روی عربستان میان پذیرش الزامات یک توافق پایدار و ادامه مسیری است که هزینههای آن رو به افزایش است. تحولات میدان نبرد نشان دادهاند که انصارالله توانسته است فشار نظامی را به ابزاری برای پیگیری مطالبات سیاسی و اقتصادی یمن تبدیل کند. از این رو، ریاض نمیتواند با تکرار تهدیدها یا طرح آتش بسهای کوتاه مدت، واقعیتهای جدید را نادیده بگیرد. اگر عربستان واقعا به دنبال کاهش تنش است، باید از تلاش برای تحمیل توقف یک طرفه عملیاتها دست بردارد و به جای خرید زمان، برای پایان دادن به جنگ و محاصره و اجرای تعهدات خود اقدام کند. در غیر این صورت، آتش بس یک ماهه نیز به وقفهای موقت در تقابل تبدیل خواهد شد؛ وقفهای که نه ریشههای بحران را برطرف میکند و نه تضمینی برای جلوگیری از دور تازه درگیریها به همراه خواهد داشت.
نویسنده: احمد حاجی صادقیان، کارشناس مسائل یمن
انتهای پیام/