اراده، وزنه ای که ترازوی قدرت را به نفع ایران چرخاند
- اخبار فرهنگی
- اخبار اندیشه
- 23 مهر 1405 - 14:54
به گزارش خبرگزاری تسنیم، حجتالاسلام حبیبالله بابایی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و علوم اسلامی، در برنامه جریان با اشاره به پیام رهبر انقلاب در هفته دفاع مقدس و گرامیداشت شهید نصرالله، اظهار داشت: رهبر معظم انقلاب با استناد به آموزههای قرآنی، ایران را بر اساس محاسبات الهی قدرت اول جهان معرفی میکنند و این نگاه، ریشه در مشی الهیاتی ایشان در سیاستورزی دارد.
وی با اشاره به اشاره رهبر انقلاب به تحلیل یکی از تحلیلگران خارجی که ایران را قدرت چهارم جهان دانسته بود، تصریح کرد: وقتی فرمایشات و مواضع سیاسی مهم رهبر انقلاب را در گذشته بررسی میکنیم، هیچ موضع مهمی را مشاهده نمیکنیم مگر اینکه یک آیه قرآنی پشتیبان آن است. وی افزود: ایشان به آیه «وَلا تَهِنُوا وَلا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ» استناد میکنند که همین مضمون برتری جامعه ایمانی را با بیانی دینی و الهیاتی مطرح میکند.
بابایی در تبیین مبنای این ادعا، به سه نقطه عزیمت اشاره کرد و گفت: نخست، استفاده از فرمول استاد شهید مطهری در کتاب جاذبه و دافعه علی(ع) است. شهید مطهری میفرماید برای وزن کردن شخصیتها، دشمنان و دوستان فرد را محک میزنیم؛ اگر دشمنان ما ابرقدرتاند، پس ما ابرقدرتیم و اگر دوستان ما میتوانند در نظم جهانی دخالت کنند، پس ما جایگاه جهانی مهمی داریم.
وی در تشریح دومین نقطه عزیمت، به تحولات فلسفه تاریخ اشاره کرد و اذعان داشت: هر قدر دنیا پیچیدهتر میشود، امکان شناخت حق و باطل دشوارتر میشود، اما تدبیر الهی به گونهای است که پیچیدگیها و شتاب تحولات، حق را بدیهیتر میکند. امروز وقتی جنگ ایران و آمریکا را مشاهده میکنید، نیازی به فلسفه پیچیده ندارید؛ کافی است از عقل سلیم و فطرت انسانی برخوردار باشید تا حق و باطل را تشخیص دهید.
بابایی سومین نقطه عزیمت را «آشکار شدن حقانیت گفتمان انقلاب در عرصه جهانی» عنوان کرد و گفت: آنگاه که حق در حقانیتش آشکار و بدیهی شد، میتوان از قدرت جهانی سخن گفت؛ چرا که این مرام فقط برای جهان اسلام مفهوم نیست، بلکه انسان در عرصه جهانی میتواند آن را بفهمد، بپسندد و از آن دفاع کند.
وی در ادامه با اشاره به تفاوت میان «ابرقدرت شدن» و «تمدنسازی» تصریح کرد: بین ابرقدرت شدن و ساخته شدن یک تمدن رابطه مستقیم وجود دارد. تمدن یعنی جهانی شدن؛ هر مقدار بتوانید با انسانی که در دورترین نقطههای دنیا ایستاده ارتباط معنادار برقرار کنید، به مرزهای آن تمدن نزدیکتر شدهاید.
این کارشناس مسائل دینی در پاسخ به این پرسش که آیا نخبگان و سیاستمداران نیز این جنگ را در افق ظهور یک ابرقدرت و زایش تمدن میبینند، گفت: کسانی که با ادبیات رهبر شهید انس داشتند و در این مسیر تربیت شدند، دنیا را در این افق مشاهده و تحلیل میکنند و برای همین مقاومت میکنند. اما طیفی در جامعه وجود دارد که خاستگاه اندیشهای خود را از منابع دنیای مدرن گرفته که با نگاه شرقشناسانه، ما را به عنوان «دیگری شرقی» تحقیر میکند و شهروند درجه دو و سه جهانی قلمداد میکند.
وی در پاسخ به سؤالی درباره جمع میانِ وعده ظهور قدرت جدید و احتمال مرگ جبهه حق که در بیانات امام شهید و شهید نصرالله مطرح شده بود، اظهار داشت: جمع این دو به این است که اساساً جنگ، جنگ ارادههاست. رهبر شهید در عرصه رهبری جبهه جهانی در برابر نظام سلطه، رصد میکرد که ضربه خوردن و ضربه زدن، منوط به فعالسازی ارادههای ملتها و امت اسلام است. تاریخ بشر، تاریخ ارادهها بوده است؛ ارادههای منفعل و ارادههای فعال.
بابایی با اشاره به اینکه رهبر شهید علاوه بر مباحث معرفتی، به «امر روانی امت اسلام» نیز توجه داشت، گفت: ایشان تأکید میکردند که امت اسلام باید درست تشخیص دهد و نترسد، دچار ارعاب و انفعال نشود. ایشان در سخنرانی خود آیه قرآن را میخواندند که نترسید. اما از آن طرف، احتمال شکست نیز بستگی به اراده ما دارد؛ هم سنت نصرت الهی را داریم و هم سنت آزمایش الهی و اینکه «إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ».
وی در پاسخ به این پرسش که چگونه میتوان از قدرت اول جهان سخن گفت در حالی که ارزش پول ملی در جهان پایین است، تصریح کرد: اگر بخواهم بگویم این ابرقدرتی در همه ابعاد و اضلاع خودش شکل گرفته، مسلماً چنین ادعایی شواهد کافی ندارد. اما در تمدنها همواره به دنبال نظام اولویتها هستیم؛ اینکه هسته مرکزی تمدن کجاست. برخی معتقدند روح و اصل تمدن از جنس معناست و بخش فیزیکی، کالبد تمدن است.
این عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و علوم اسلامی در تشریح دعوای اصلی با آمریکا گفت: دعوا سر ذخایر نفتی یا موشکها یا انرژی هستهای نیست؛ دعوا سر برندها و اعتبارها و پدیدههایی است که جمهوری اسلامی مطرح کرده است. قبلاً اگر میخواستید برای دموکراسی اصل پیدا کنید، باید به کتابهای پارلمانی اروپا مراجعه میکردید، اما امروز جامعهای بیدار شده که معیارها، معناها و ملاکهای خودش را خودش تعریف میکند.
وی با اشاره به حضور بانوان محجبه در میادین ورزشی بینالمللی و کسب مدال، اظهار داشت: شما الان در المپیک دختر چادری را میفرستید که بالای سکو میرود و این با معیارهای زن مدرن آمریکایی نمیخواند و بازی را به هم زدهاید. کشوری که شانزده ماه در جنگ است، در المپیک آسیایی ششم میشود و از پنجاه و دو مدال، سه مدال طلای بانوان کسب میکند که بیسابقه است. این خودش معنای قدرت است.
بابایی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به دوگانهای که دنیای غرب میان علم و دین ساخته است، افزود: غرب پانصد سال است که القا میکند یا علم یا دین. اما جامعهای در مهمترین نقطه عطف تمدنی تاریخ به نام ایران، بر اساس آموزههای وحیانی، علم به معنای ساینس را قبول کرده و در دانشگاهها توسعه داده و از آن طرف جامعه معنوی و اخلاقی را نیز ارائه کرده است. شما افسانه جمعناپذیری دین و علم را به هم ریختهاید و یکی از دعواهای اصلی همین است.
وی در پاسخ به این پرسش که منشأ قدرت ملت ایران چیست با اشاره به پیام رهبر انقلاب در هفته دفاع مقدس، اظهار کرد: ایشان به تعلق مردم ایران به اهل بیت(ع) و نترسیدن از دشمن و دنبال کردن اقامه حق اشاره میکنند. در مورد اهل بیت دو نکته قابل توجه است؛ نخست اینکه در وصیت حضرت امام خمینی نیز میبینیم که میفرمایند ما مفتخریم که نهجالبلاغه و صحیفه سجادیه و علی بن ابیطالب مال ماست. تمدنها یک حوزه آبرویی دارند که با افتخارات خود را نشان میدهند؛ دنیای غرب جوایز نوبل و فناوریهای خود را نشان میدهد، اما شما در مباهله انسانهای فرهیخته را نشان میدهید.
وی در تشریح نکته دوم گفت: اگر اهل بیت صرفاً شخصیتهای اسطورهای بودند، شاید دفاع از این بیان دشوار بود، اما وقتی شخصیتهایی را قرار دادهاید که مشحون از عقلانیت و مشحون از محبت هستند، هم روند عقلانی را طی میکنید و هم صرفاً عقلانیت محض نیست. امام حسین(ع) یک فیلسوف نبود، پیامبر(ص) یک فیلسوف نیست، امیرالمؤمنین(ع) یک فیلسوف نیست، بلکه حکیم و عارفی وارسته است که انسان را به شدت متأثر میکند و جاذبه ایجاد میکند.
بابایی در تفسیر دیگری از این موضوع، به نظم اربعین اشاره کرد و گفت: نظم اربعین کاملاً بر بنیان محبت و عشق است. همه زوار چون یک مقتدا را مورد توجه قرار دادهاند، هم به جهت معرفتی و هم به جهت حی و عشقی، این جمع منسجم میشود و چسب جامعه اربعین بیشتر یک چسب حی است. حضور مردم در خیابانها نیز بر اساس الگوی اربعینی اتفاق میافتد؛ هفت ماه است که ملت در خیابانها بر اساس این الگو همدلی میکنند، قوت قلب میدهند و تجمعات شبانه روضه، سخنرانی، دعا و استغاثه دارند.
وی در پایان با اشاره به تعبیر آیتالله شیخ عیسی قاسم در کتاب «هزاره الذکر و هزاره النسیان» گفت: تمدن ما مشحون از ذکر است؛ ذکر یعنی خودت را یاد کنی و فراموش نکنی، همنوع خودت را یاد کنی، مرگ و معاد را فراموش نکنی و خدا را فراموش نکنی. این یادآوریها شبکهای از توجهات و نیتها را خلق میکند که نیتهای انتزاعی نیستند؛ وقتی خدا را یاد میکنم، نسبتم با شما اخلاقیتر میشود و وقتی به مرگ فکر میکنم، از حقالناس پرهیز میکنم. ما در این جنگ در مقابل آمریکا و اسرائیل، در لحظه دفاع از این قدرت که منشأش اهل بیت(ع) بودند، بهره فراوان بردیم و حتی رمز عملیاتها «یا زهرا» یا «یا حسین» بود.
انتهای پیام/