چهار تصور مبهم دولتمردان ترکیه از توافق مکه

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، در رسانه‌های ترکیه، بحث بر سر توافق نامه امنیتی مکه بالا گرفته است. چرا که رسانه‌های نزدیک به آکپارتی، ظاهراً به توصیه مقامات بالا، ماموریت یافته‌اند که اذهان شهروندان و افکار عمومی ترکیه را برای اجرای یک تصمیم جدید آماده کنند.

تصمیمی که فاز نخست آن، مربوط به کسب مجوز در پارلمان ترکیه است. قانون اساسی ترکیه به شکل صریح به این اشاره کرده که هر نوع اعزام نیرو و حمایت تسلیحاتی، باید با مجوز پارلمان صورت بگیرد و دولت اردوغان در چندین نوبت برای مداخله در سوریه، لیبی و عراق، از پارلمان مجوز گرفته و پس از پایان تاریخ مجوز، برای تمدید نیز دوباره به رای نمایندگان مراجعه کرده است.

در نوبت‌های پیشین، دولت اردوغان با شراکت حزب حرکت ملی گرا به رهبری دولت باغچلی، موفق شده با طرح شعارهای تحریک کننده‌ای همچون ضرورت حفظ بقای ترکیه و مصلحت امنیت ملی، مجوز بگیرد.

اما حالا به نظر می‌رسد که صدور مجوز در پارلمان، به سهولت دفعات پیشین نیست و اغلب احزاب ترکیه، با قرار گرفتن این کشور در توافق نامه دفاعی مکه مخالف هستند و نمی‌خواهند ترکیه وارد یک معرکه امنیتی و منطقه‌ای جدی شود.

منصور آک گون از روزنامه نگاران و تحلیلگران ترکیه، در تازه‌ترین تحلیل خود، به بیان بخش‌هایی از تصورات و توقعات مقامات آنکارا و انگیزه‌های آنان از پیوستن به توافق نامه مزبور پرداخته که از بسیاری جهات، شایان تامل است.

یادداشت آک گون درباره این موضوع و سه تصور دولت اردوغان درباره توافق نامه دفاعی مکه را با هم مرور می‌کنیم:

ما تند رفتیم، یا روند تحولات سریع بود؟

در هفتم آگوست در مکه، یک توافق‌نامه اتحاد بین عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه امضا شد. اگرچه محتوای این توافق‌نامه فاش نشده، اما گفته می‌شود که شبیه ماده 5 پیمان واشنگتن است که نهایتاً منجر به تاسیس پیمان دفاعی و سازمان ناتو شد و بنیان همکاری را بر این اصل استوار کرده که «حمله به یکی، حمله به همه است و همگی باید در دفاع مشارکت کنند».

اندکی پس از امضای توافق نامه و جلسات استانبول و ریاض، یک ژنرال بازنشسته پاکستانی به عنوان دبیرکل این سازمان تازه تأسیس منصوب شد. اعلام اینکه دروازه‌های این «اتحاد» برای گسترش باز مانده، نشان دهنده این است که بر اساس انتظارات سه عضو موسس، قرار است مصر نیز به آن بپیوندد. 

از آنجایی که توافق‌نامه امضا شده طبق قانون اساسی، برای بحث به مجلس ملی کبیر ترکیه ارائه نشده، ما هنوز اطلاعات روشنی در مورد محتوای آن و مسئولیت‌هایی که ممکن است بر ترکیه تحمیل کند، نداریم.

با این حال، به نظر می‌رسد که ترکیه چهار تصور و سه هدف را دنبال می‌کند:
1.بر اساس انتظارات و توقعات مقامات آنکارا و توافق با دو عضو موسس دیگر، ترکیه در درجه اول از طریق فروش تجهیزات نظامی تولیدی خود به امنیت عربستان سعودی کمک خواهد کرد و از اعزام نیرو به خاک هر کشوری غیر از عربستان سعودی خودداری می کند و از درگیر شدن در درگیری دور خواهد بود.

2.حالا که خروج نیروهای آمریکایی از سوریه و عراق محقق شده، هدف آشکار ترکیه از این اتحاد، پر کردن خلأ ژئوپلیتیکی ناشی از خروج آمریکا است.

3.گام بعدی و تصور بعدی، درباره یافتن بازارهای قوی برای صنایع نظامی در حال توسعه ترکیه است. شواهد نشان می‌دهد که ترکیه بر اساس تجارب و ابتکارات خود در قطر، سوریه، لیبی و سومالی، می‌خواهد همین هدف را در عربستان سعودی و پاکستان نیز دنبال کند.

4. ترکیه قصد دارد در میان‌مدت، نفوذ و جاه‌طلبی‌های رژیم اسرائیل را در همسایگی خود متعادل کند. بهره‌مندی از یک چتر امنیتی هسته‌ای جدید، حتی اگر موقت و ناکافی باشد.

حالا که تصورات و توقعات را برشمردیم، بگذارید در نقطه مقابل، به پیامدهای احتمالی و سناریوهای احتمالی نیز اشاره کنم. طبیعتاً، مانند هر ائتلاف و اتحادی، پیوستن ترکیه به توافق دفاعی مکه نیز تبعات و هزینه‌هایی دارد.

برخی از پیامدهای مهم را به این شکل می‌توانیم دسته بندی کنیم:

1.با توجه به قرار گرفتن ترکیه در کنار پاکستان، ما عملاً با تنش‌های قدیمی بین پاکستان و هندوستان نیز ارتباط پیدا می‌کنیم و می‌توان انتظار داشت که روابط ما با هندوستان، سردتر و تیره‌تر شود. آن هم در شرایطی که بازار صادرات ما، قصد دارد هندوستان را به عنوان پرجمعیت‌ترین کشور جهان، در لیست اهداف آتی خود قرار دهد.

2.اگر چه توافق مکه، همه اذهان را به سوی یمن و معادلات امنیتی خاورمیانه برده اما این معادله، در سوی دیگر میدان، با شرق مدیترانه ارتباط پیدا می‌کند و از این به بعد، شاهد همدردی اغراق آمیزی بین هندوستان با یونان و قبرس و هندوستان با اسرائیل خواهیم بود.

3.با وجود اعلام مکرر این که توافق مکه به دنبال ضربه زدن به ایران نیست، اما در هر حال، چیزی که اهمیت دارد، برداشت مقامات ایرانی از این اقدام است و به عبارتی روشن، ممکن است آن را به عنوان ائتلافی علیه خودشان ارزیابی کنند.

4.مقامات اسرائیل نیز با سوء ظن بیشتری به ترکیه می‌نگرند و در ارزیابی‌های جدید، به توافق مکه بی‌اعتنا نخواهند بود.

با وجود این 4 پیامد که به آنها اشاره کردیم، به نظر می‌رسد که آنکارا پرداخت این هزینه‌ها را قابل قبول دانسته و معتقد است که مزایای چنین روابط نزدیکی بین سه کشور بر معایب آن می‌چربد.

ولی نگرانی من این است که اتحاد مکه ما را به جنگی بکشاند که در آن دخیل نیستیم و نباید باشیم، ابتدا در یمن و سپس در ایران.

یعنی این توافق دفاعی، ما را مجبور به حداقل یک جنگ ترکیبی کند. زیرا وقایع خیلی سریع در حال وقوع هستند؛ حوثی‌ها با تمام توان به منابع حیاتی عربستان سعودی حمله می‌کنند.

در حالی که آمریکا به سمت انتخابات پیش می‌رود، به نظر نمی‌رسد که به طور خاص نگران دفاع از «متحد» خود، عربستان سعودی، باشد.

همانطور که اغلب اتفاق می‌افتد، ترامپ اظهارات متناقضی دارد. یک روز پیام‌هایی در مورد «یمن باید از ما بترسد» منتشر می‌کند و روز دیگر چیزی کاملاً متفاوت می‌گوید.

علاوه بر این، او محدودیت‌های فروش گازوئیل روسیه را کاهش می‌دهد تا افزایش قیمت نفت به دلیل بسته شدن خلیج فارس و دریای سرخ را جبران کند و نهایتاً قیمت خرید گازوئیل و هزینه‌های واردات آن برای ترکیه بالاتر خواهد رفت.

از سوی دیگر، تشدید تنش‌های منطقه‌ای و احتمال تشدید درگیری‌ها برای کشاندن ترکیه به این درگیری با انتظارات اسرائیل همسو است. 

توصیه من - به عنوان یک ناظر خارجی که از داخل نظاره‌گر بوده و از آنچه اتفاق می‌افتد بی‌خبر است - این است که ترکیه، چه دولت و چه مخالفانش، برای فرآیندهای قانون اساسی وقت بگذارند، منتظر بمانند تا قطعات پازل در منطقه سر جای خود قرار بگیرند و تمرکز خود را به انتقال فناوری نظامی و البته دیپلماسی تغییر دهند.

کشوری که برای میانجیگری صلح بین اوکراین و روسیه نامزد شده و فرآیند آستانه را با ایران و روسیه در سخت‌ترین شرایط انجام داده، در صورت تمایل می‌تواند این فرآیند را به گونه‌ای مدیریت کند که به بهترین وجه با منافعش مطابقت داشته باشد.
انتهای پیام/