خسرو باقری: نسل جدید بیدین نیستند
- اخبار فرهنگی
- اخبار اندیشه
- 21 مهر 1405 - 13:46
به گزارش خبرگزاری تسنیم؛ دکتر خسرو باقری استاد فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه تهران در گفتوگوی اختصاصی در مورد کتاب نگاهی دوباره به دین و دینداری، بر ضرورت بازگرداندن عقل به متن دینداری تاکید کرد. وی با اشاره به دغدغههای خود درباره وضعیت دینداری نسل جدید افزود: نمیتوان کاهش اقبال نسلهای جدید به دین را صرفا به شرایط اجتماعی و سیاسی نسبت داد، بلکه باید نحوه عرضه و معرفی دین را نیز مورد بررسی قرار داد.
باقری با اشاره به ریشههای گرایش انسان به دین اظهار داشت: ترس، رنج و جهل در طول تاریخ انسان را با مسئله دین مواجه کردهاند، و گرچه شکل این مسائل در جهان جدید تغییر کرده، اما اصل آنها همچنان پابرجاست. علم و فناوری میتوانند بخشی از مشکلات عملی و تجربی انسان را حل کنند، ولی درباره پرسشهایی مانند آغاز و پایان زندگی، مرگ، امکان حیات پس از مرگ و معنای نهایی زندگی پاسخ کاملی ارائه نمیدهند.
وی افزود: انسان امروز نیز با پرسشهایی روبهروست که نمیتوان برای آنها تنها به علم تجربی متکی بود، چرا که دین و فلسفه در چنین موقعیتی به جای حل مسائل روزمره، به پرسشهای بنیادی و معنابخش زندگی میپردازند.
استاد فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه تهران درباره واکنشهای مختلف انسان در برابر رنج خاطر نشان کرد: انسان ممکن است برای رهایی از رنج به زندگی خود پایان دهد، از واقعیت بگریزد و به خودفریبی یا مواد مخدر پناه ببرد، یا رنج را بهعنوان بخشی گریزناپذیر از زندگی بپذیرد، که این رویکرد در برخی سنتهای فکری و دینی نیز دیده میشود.. از همین رو، راه دیگر این است که انسان برای رنج خود معنا پیدا کند و آن را بخشی از مسیر رشد بداند. همانطور که ورزشکار یا کوهنورد سختی و درد را لازمه رسیدن به توانایی بیشتر میداند، انسان نیز میتواند دشواریهای زندگی را فرصتی برای تقویت خود تلقی کند.
باقری با اشاره به مفهوم ابتلا در نگاه اسلامی تصریح کرد: دشواریهای زندگی فقط مانع نیستند، بلکه میتوانند زمینهای برای تمرین صبر، مقاومت، انتخاب اخلاقی و شکوفایی استعدادهای انسانی باشند. تجربه افرادی که در سختترین شرایط همچنان از ایمان و امید سخن میگویند نیز نشان میدهد که دین هنوز برای برخی انسانها چارچوبی جهت معنا دادن به رنج فراهم میکند.
وی با بیان اینکه معنای زندگی ابعاد مختلفی دارد، خاطر نشان کرد: برای درک این معنا باید تجربه درونی انسان، واقعیت بیرونی، زندگی روزمره و افق بلندمدت حیات را همزمان در نظر گرفت. اگر معنا فقط به احساس ذهنی فرد محدود شود، ممکن است به خیال یا خودفریبی تبدیل شود. در مقابل، تاکید صرف بر واقعیت بیرونی نیز میتواند زندگی را از معنای درونی تهی کند. کار، روابط اجتماعی و فعالیتهای روزمره به زندگی جهت میدهند، اما انسان به افقی فراتر از امور روزانه نیز نیاز دارد. از این منظر، دین میتواند میان این ساحتها ارتباط ایجاد کند، یعنی تجربه درونی را به واقعیت عینی و زندگی روزمره را به افق نهایی حیات پیوند دهد. ایمان نیز نباید صرفا یک حالت ذهنی تلقی شود، بلکه باید در رفتار انسان، از جمله در رعایت حقوق دیگران و مهار خواستههای شخصی، نمود پیدا کند.
این استاد دانشگاه یکی از آسیبهای موجود در معرفی دین را تقابلسازی میان تعبد و تعقل دانست و بیان کرد: گاهی دین بهگونهای معرفی میشود که گویی دیندار شدن مستلزم کنار گذاشتن عقل است. چنین تصویری میتواند به دینگریزی نسل جدید دامن بزند. همچنین اصولی مانند توحید، نبوت و معاد نیازمند فهم و پذیرش عقلانی هستند و قرآن نیز در آیات مختلف انسان را به تفکر و تعقل دعوت میکند. در حوزه احکام نیز میان دستور دینی و هدف آن ارتباط وجود دارد؛ برای نمونه، روزه با تقوا و توانایی انسان برای کنترل خواستههایش پیوند خورده است.
باقری در ادامه تاکید کرد: اگر درباره برخی جزئیات احکام توضیح عقلانی قطعی در اختیار نداشته باشیم، نمیتوان از این مسئله نتیجه گرفت که اصل دین غیرعقلانی است. ممکن است یک نظام فکری در مجموع منسجم باشد، اما درباره برخی اجزای آن هنوز توضیح کاملی در دسترس ما نباشد. بنابراین به جای قرار دادن تعبد در مقابل تعقل، باید از تعبد در متن تعقل سخن گفت. انسان میتواند با عقل خود ضرورت یا فایده یک امر را دریابد و سپس به آن عمل کند.
وی درباره مفهوم عقل محاط خاطر نشان کرد: عقل توانایی تحلیل و استدلال دارد، اما نمیتواند همه واقعیت را دربرگیرد، که این محدودیت به معنای کنار گذاشتن عقل نیست. عقل حتی در مواجهه با اموری که قادر به توضیح کامل آنها نیست، میتواند به حیرت و تامل برسد. نگاه کردن انسان به آسمان و ستارگان، نشانه تعطیل عقل نیست؛ بلکه نشان میدهد عقل علاوه بر تحلیل، ظرفیت حیرت و پرسشگری نیز دارد.
استاد فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه تهران با اشاره به دو برداشت افراطی درباره قلمرو دین اظهار داشت: یک دیدگاه، دین را دائرةالمعارفی میداند که باید درباره همه موضوعات، از فیزیک و پزشکی تا نجوم و مسائل اجتماعی، پاسخ تفصیلی داشته باشد. دیدگاه دیگر، دین را به امور فردی، اخلاقی و اخروی محدود میکند. از همین رو، با توجه به دیدگاه علامه طباطبایی در المیزان، جامعیت قرآن را باید در چارچوب هدف و ماموریت آن فهم کرد، چرا که جامع بودن قرآن به این معنا نیست که این کتاب جایگزین منابع تخصصی علوم طبیعی یا پزشکی است. البته جدا کردن دین از زندگی اجتماعی نیز نادرست است، چرا که آموزههای دینی درباره عدالت، مبارزه با ظلم و حمایت از مظلوم نشان میدهد که دین نسبت به روابط اجتماعی بیتفاوت نیست. بنابراین باید از هر دو برداشت افراطی فاصله گرفت؛ دین نه کتابی برای پاسخگویی تخصصی به همه علوم است و نه مجموعهای منزوی از توصیههای مربوط به آخرت.
وی درباره نسبت انسان و دین بیان کرد: دین در درجه نخست باید به رشد و شکوفایی انسان کمک کند و ظرفیتهای او را به فعلیت برساند. البته این موضوع به معنای سلب مسئولیت انسان در برابر دین و ارزشهای آن نیست.
باقری برای توضیح این رابطه به محیط زیست اشاره کرد و افزود: محیط زیست برای ادامه حیات انسان ضروری است، اما انسان نیز موظف به حفاظت از آن است. بنابراین، خدمت دین به انسان و مسئولیت انسان در برابر دین، دو موضوع متناقض نیستند.
این استاد دانشگاه با تاکید بر ضرورت تفکیک میان دین و دینداران اظهار داشت: نباید رفتار یک فرد دیندار را معیار قضاوت درباره اصل دین قرار داد، گاهی فردی که خود را دیندار معرفی میکند رفتاری نادرست انجام میدهد، اما مخاطب به جای نقد رفتار او، اصل دین را زیر سوال میبرد. از همین رو، باید میان متن دینی، برداشت انسانها از دین و عملکرد دینداران تفاوت گذاشت، چرا که متن دینی معیارهایی دارد که فهمها و رفتارهای مختلف باید با آن سنجیده شوند. از این منظر، دینداران باید با دین سنجیده شوند، نه اینکه دین را با عملکرد دینداران ارزیابی کنیم، چرا که رفتار دینداران در تصویر اجتماعی دین تاثیر زیادی دارد، اما از نظر منطقی نمیتوان رفتار یک فرد را معیار نهایی حقانیت یا بطلان دین دانست. همچنین نباید شخصیتهای دینی را تا حدی تقدیس کرد که جای حقیقت بنشینند، هیچ شخصیت انسانی نباید به معیار مستقل و نهایی حقیقت تبدیل شود.
وی درباره روند تدوین کتاب نگاهی دوباره به دین و دینداری خاطر نشان کرد: ابتدا فهرستی از چالشهایی را تهیه کردم که از مشاهده شرایط موجود به ذهنم رسیده بود. سپس این مسائل را با افراد و گروههای مختلف در میان گذاشتم و در جلسات متعددی با اعضای مدرسه مفید درباره آنها گفتوگو کردم. این گفتوگوها باعث شد فهرست اولیه اصلاح و کامل شود، و پس از آن برای یافتن پاسخهای دینی به قرآن مراجعه کردم، اما نخواستم آیات را جدا از یکدیگر و بهصورت گزینشی به کار ببرم و تلاش کردم مسائل را در چارچوبی منسجم و در ارتباط با یکدیگر بفهمم.
این استاد دانشگاه درباره کتاب تکوین توضیح داد: کتاب تکوین را میتوان همان جهان آفرینش و طبیعت دانست، جهانی که انسان با عقل، علم و فلسفه آن را مطالعه میکند. در مقابل، کتاب تشریع به وحی و هدایت تشریعی مربوط است. بنابراین وقتی قرآن از آیات الهی در طبیعت سخن میگوید، منظور این نیست که قرآن جایگزین علوم طبیعی است، چرا که طبیعت نیز میتواند مجموعهای از نشانههای الهی باشد که انسان با استفاده از عقل و دانش خود آنها را بررسی میکند.
باقری درباره آغاز بحث کتاب با مسئله کارکرد دین خاطر نشان کرد: انسان معاصر معمولا ابتدا میپرسد یک امر چه فایدهای دارد و به چه کار میآید. بنابراین برای گفتوگو با انسان امروز، باید اهمیت و کارکرد دین را نیز توضیح داد. کارکرد بهتنهایی کافی نیست و باید بر مبانی عقلانی و ادعای حقانیت استوار باشد، و اگر برای یک حکم دینی فایدهای مطرح میشود، این فایده باید قابل بررسی و گفتوگو باشد، نه اینکه پس از پذیرش حکم، صرفا توجیهی برای آن ساخته شود.
استاد فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه تهران درباره رابطه اخلاق و دین افزود: اخلاق نقش مهمی در پذیرش هدایت دینی دارد، چرا که میتوان تقوا را نوعی آمادگی اخلاقی برای دریافت هدایت دانست. همچنین دین قرار نیست وجدان اخلاقی انسان را حذف کند، بلکه میتواند انگیزه دیگری در کنار وجدان اخلاقی ایجاد کند. انسان ممکن است بر اساس وجدان خود از ظلم پرهیز کند، اما احساس مسئولیت در برابر خدا میتواند این انگیزه اخلاقی را تقویت کند.
باقری درباره امکان تعلیق معرفتی و عملی در روزگار کنونی خاطر نشان کرد: ایمان نمیتواند صرفا محصول فشار اجتماعی یا خانوادگی باشد، و ممکن است فردی از نظر اجتماعی مسلمان باشد، اما ایمان هنوز در درون او شکل نگرفته باشد. بنابراین باید میان اسلام بهعنوان یک وضعیت بیرونی و ایمان بهعنوان پذیرش درونی تفاوت گذاشت. البته این تمایز در جهان متکثر امروز اهمیت بیشتری دارد، زیرا فرد صرفا به دلیل فشار خانواده یا جامعه نمیتواند مومن واقعی تلقی شود، چرا که ایمان به پذیرش درونی و عقلانی نیاز دارد.
وی با اشاره به عنوان کتاب خاطر نشان کرد: منظور از نگاهی دوباره این است که دین را از نو بشناسیم و دوباره بفهمیم، که این بازنگری به معنای پیروی از یک متفکر خاص یا عضویت در یک جریان مشخص نیست.
استاد دانشگاه تهران با اشاره به جریان نواندیشی دینی افزود: این جریان طیف متنوعی از دیدگاهها را دربرمیگیرد و نمیتوان همه متفکران آن را در یک موضع واحد قرار داد. من نیز برخی دیدگاهها را میپذیرم و برخی دیگر را نقد میکنم و مسیر فکری خود را بر اساس استدلالهای قابل قبول دنبال میکنم.
باقری رویکرد خود را سنتگرایی تحولی نامید و تصریح کرد: نه باید سنت را کنار گذاشت و نه میتوان همه برداشتهای سنتی را بدون بررسی پذیرفت، بلکه باید پیوند با سنت حفظ شود، اما امکان بازخوانی و تحول در فهم آن نیز وجود داشته باشد.
وی مخاطبان اصلی کتاب را معلمان، مربیان و افرادی دانست که با آموزش و تربیت دینی سروکار دارند و بیان کرد: کسی که میخواهد دین را به نسل جدید معرفی کند، ابتدا باید در فهم خود از دین بازنگری کرده باشد. مربیان به نوعی خانهتکانی در فهم دینی نیاز دارند، زیرا نمیتوان برداشتهای نادرست یا قدیمی را بدون بررسی به نسل جدید منتقل کرد و انتظار داشت مخاطب جوان همچنان به دین علاقهمند بماند.
استاد فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه تهران با اشاره به داستان حضرت ابراهیم(ع) اظهار داشت: قرآن ابراهیم(ع) را انسانی نشان میدهد که با پرسش و تامل به دنبال حقیقت میرود، چرا که در داستان ستاره، ماه و خورشید از مشاهده و پرسش آغاز میکند و حتی از خداوند میخواهد اطمینان قلبیاش افزایش یابد. بنابراین اطاعت ابراهیم را باید در امتداد مسیر عقلانی ایشان فهم کرد، نه بهعنوان اطاعتی کور و بدون پرسش. حتی داستان فرمان قربانی کردن اسماعیل را نیز نباید صرفا تقابل عقل و اطاعت دانست. اطاعت دینی زمانی معنا پیدا میکند که انسان از مسیر فهم، اعتماد و پذیرش درونی عبور کرده باشد.
باقری در پایان خاطر نشان کرد: مسئله اصلی، بازگرداندن عقل به متن دینداری است. دینداری نباید به معنای تعطیل کردن عقل و پذیرش کورکورانه باشد، چرا که عقل انسان، با وجود محدودیتهایش، میتواند ابزار تحلیل، پرسش، حیرت و جستوجوی حقیقت باشد. از همین رو، تعقل بدون توجه به محدودیتهای انسانی ممکن است به غرور معرفتی منجر شود و تعبد جدا از تعقل نیز میتواند زمینه برداشتهای نادرست از دین را فراهم کند، بلکه راه درست، پیوند میان این دو است بهگونهای که افزایش عقلانیت، به فهم عمیقتر و مسئولانهتر از دینداری منجر شود.
انتهای پیام/