روایت استاد محدثی از سیره پژوهشی علمای شیعه
- اخبار ویژه نامهها
- اخبار حوزه و روحانیت
- 20 مهر 1405 - 20:31
به گزارش خبرنگار حوزه و روحانیت خبرگزاری تسنیم ، حجتالاسلام والمسلمین جواد محدثی، نویسنده و پژوهشگر نامآشنای حوزه علمیه قم، در گعده طلبگی، در مرکز مطالعات راهبردی خبرگزاری تسنیم با عنوان «تأملی بر سیره پژوهشی علمای شیعه» و با حضور برخی پژوهشگران و نویسندگان حوزوی برگزار شد.
حجتالاسلام محدثی با اشاره به اینکه در حوزه و در تاریخ تشیع و علما کسانی را داریم که هم در پژوهش و تحقیقات علمی و هم در زمینه یادداشتنویسی و مقالات غیرعلمی در سطح بالایی بودند، گفت: فرض کنید مثلاً آیتالله مکارم و آیتالله سبحانی و این طیف علما با اینکه در زمینه فقه و اصول و فلسفه و چیزهای دیگر هم استاد بودند، مثلاً در مجله مکتب اسلام یا سالنامه تشیع و امثال اینها مقاله هم مینوشتند و آقای مکارم عمدتاً سرمقالههای مکتب اسلام را مینوشت که این مقالهها به شکل کتاب، مستقلاً چاپ شد. علمای دیگری هم اینگونه بودند؛ مثلاً شهید مطهری هم مقالاتش در مجلات و ماهنامهها بوده و هم آثار تحقیقی و علمی داشت.
استاد محدثی برای موفقیت در امر نوشتن توصیه کرد اگر پیشنهادی برای نوشتن داشتید، آن را رد نکنید؛ چرا که سبب میشود توانمندیهای درونی خودتان را به کار بگیرید، فکر و مطالعه کنید، مطلبی را آماده میکنید و این خودش یک تولید میشود.
وی در ادامه با اشاره به حدیث حضرت امیر علیهالسلام که میفرماید «اذا هبتَ امراً فقع فیه؛ وقتی از چیزی میترسی خودت را در دل آن بینداز» خاطرنشان کرد: اگر به شما پیشنهاد شد که یک نامه، درخواست، بیانیه و یا مقالهای را بنویسید، نگویید که نمیشود و نمیتوانم؛ قبول کنید؛ حالا یا خوب میشود و یا دارای ضعف است. اگر ضعف هم داشته باشد آن را برطرف میکنیم؛ ولی راه میافتیم.
اهمیت ضرورتشناسی در امر پژوهش
استاد محدثی با اشاره به اهمیت ضرورتشناسی و اولویتشناسی در امر پژوهش خاطرنشان کرد: اگر انسان میخواهد پژوهش و تحقیقی داشته باشد و چیزی بنویسد، فکر کند که چه خلأیی هست و جای چه چیزی خالی است و اگر وقتی میگذارد و اثری ارائه میدهد بر اساس نیازها و پاسخ به این نیازها باشد. حالا مثالهایش را میتوان از صدر اسلام، از زمان شیخ صدوق و کلینی و امثال اینها بگیرید که چرا «من لایحضره الفقیه» و «اصول کافی» را تدوین کردند و تا برسد به زمان حال؛ به هر حال هر کدام یک احساس نیازی کردند و دست به تألیف یا تحقیق و پژوهشی زدند و آن را به یادگار گذاشتند.
حجتالاسلام محدثی در ادامه به تجربه شخصی خودش اشاره کرد که کتابی به اسم «راهنمای پژوهش» نوشته بود و آن زمان هنوز بحث کامپیوتر و نرمافزار مطرح نبود و چندین سال در کتابخانههای مختلف جستجو کرده و کتابهایی که حالت مرجع داشتند را مطالعه و اطلاعاتش را جمعآوری و یادداشت کرده و بعد کتاب شد. بعدها قصد تکمیل آن را داشته که با مطرح شدن مرکز کامپیوتر علوم اسلامی دیگر این کار منطقی نبود و کار لغوی به حساب میآمد.
استاد محدثی در بخش دیگری از جلسه به فرق تحقیق و تتبع اشاره کرد و خاطرنشان کرد: تحقیق جایی است که یک ایده جدید و نظریه خاصی ابداع شود؛ این کار، پژوهش و تحقیق است و حوصله و وقت گذاشتن میخواهد. فرض کنید شما در صحیفه نور امام، جستجو کردید و همه جاهایی که مثلاً اسرائیل در آن بوده را گردآوری و تتبع کردید که مثلاً دو هزار مورد درباره اسرائیل یا درباره فلسطین یا قدس و امثال اینها حرف زده؛ خب این چه ثمری دارد؟! تحقیق این است که ما بیاییم از مجموع این استعمالات نتیجه بگیریم که بشود به عنوان یک ایده و تز ارائه کرد.
سیره پژوهشی علمای شیعه
وی در ادامه نمونههایی را ذکر کرد که با هدف بزرگی دست به تألیف زدند. مثلاً شیخ آقابزرگ تهرانی کتاب «الذریعه» را مینویسد؛ برای اینکه یک کسی ادعا میکند که در شیعه مؤلف و نویسنده نیست و شیعه اصلاً تألیف و کتاب ندارد؛ در صورتی که تاریخ شیعه و علمای شیعه پر از آثار است. این سبب میشود که تتبع عجیبی میکند و کتابهایی را که توسط شیعه نوشته شده در الذریعه میآورد و در چندین جلد به شکل الفبایی تدوین میکند.
او ادامه داد: مرحوم سید محسن جبل عاملی وقتی نویسندهای ادعا میکند که در شیعه شخصیتی وجود ندارد و شیعیان شخصیتی نداشتند، ایشان «اعیان الشیعه» را مینویسد که غیر از دو جلد اول این چاپهای رحلی بزرگ که راجع به چهارده معصوم و وابستگان به اهل بیت است، بقیهاش به ترتیب الفبا علمایی که در طول قرون مختلف تا زمان مؤلف بودند و منشأ آثاری بودند را ذکر میکند.
کتاب «تأسیس الشیعه لعلوم الاسلام»، تألیف مرحوم سید حسن صدر در پاسخ به ادعای شخصی که میگوید شیعیان در زمینههای علمی اثر درست و حسابی ندارند تا اینکه علامه مجلسی چرا بحار را نوشته از دیگر نکاتی بود که استاد محدثی در راستای تشخیص اینکه چه چیزی اولویت دارد را متذکر میشود.
مجاهدتهای علما
نویسنده حوزوی در ادامه به مجاهدتهای علما اشاره میکند و برای نمونه خاطرنشان کرد: آقای حکیمی در کتاب شیخ آقابزرگ تهرانی یا در کتاب فریاد روزها که بخشی از آن مربوط به «الذریعه» است اشاره میکند که ایشان با این عمر طولانی که داشته و دائماً هم سر و کارش با کتاب و مطالعه و تحقیق بوده، آخر سر خوابیده و در بستر مطالعه میکرد و از بس کتاب را روی سینه میگذاشت و مطالعه میکرد که سینهاش پینه میبست و زخم میشد؛ مثل بعضی از صاحبان پیشانیهای پینهبسته مانند امام سجاد علیهالسلام که هر چند وقت یک بار پینه پیشانی را تمیز میکردند، سینه ایشان را هم اصلاح میکردند. خب کسی مثل شیخ آقابزرگ تهرانی در سن مثلاً نود سالگی، همچنان تا آخر، دنبال کار تحقیق و پژوهش هست، میتواند برای ما درس باشد که فکر نکنیم وقت ما تمام شده و از ما گذشته است.
مورد دیگری که استاد محدثی از او یاد کرد شیخ عباس قمی و اثر نفیس «سفینة البحار» بود. وی در این باره گفت: ما الان میبینیم نرمافزارهایی وجود دارد که معجمهای لفظی و موضوعی و شکلهای مختلف از کتابهای متعدد و مفصل را تهیه میکنند؛ شما حساب کنید کتاب بحارالانوار بیست و پنج جلدی رحلی قدیم با آن خط آنچنانی و نداشتن تیتر و فهرست و سرفصل و امثال اینها را چند بار باید خوانده باشد تا بتواند موضوعات و کلمات کلیدیاش را در قالب یک معجم و فهرست راهنما استخراج کند که سفینة البحار بشود.
او افزود: اگر کتاب علامه مجلسی، بحارالانوار هست، سیر در این دریا کشتی میخواهد و کشتیاش سفینه شیخ عباس قمی است. علمای قبل این شکلی بودند که یکی از کتابهای دمدستی آنها که زیاد هم به آن مراجعه میکردند، کتاب سفینه بود. در ذیل هر کلمهای که به ترتیب الفبایی چینش کرده، مطالب بسیار مفید و خواندنی هم گردآوری کرده که خودش یک تألیف و بسیار پرمطلب است و هم ما را ارجاع به اصل این مباحث و مطالب در کتاب بحارالانوار میدهد.
وی در ادامه با اشاره به اینکه مرحوم محمدرضا حکیمی علاوه بر اینکه در زمینههای مختلف فقه، اصول، فلسفه، کلام، ادبیات، رمان، تاریخ و مسائل اجتماعی صاحبنظر بود، شاعر هم بوده و به عربی و فارسی هم شعر میگفت، خاطرهای را در این باره از او نقل کرد که مرحوم حکیمی در دوره جوانی به خاطر علاقهای که به شعر داشته در جلسه هفتگی شاعران خراسان شرکت میکرده و اساتید برجستهای در آن جا بودند و نقد شعر انجام میگرفت. آقای حکیمی شعری میسراید و در آن جلسه میخواند که با انتقاد و ایراد شدید حضار مواجه میشود. اما وی در نهایت با حضور یازده ساله خودش در آن جلسات به جایی میرسد که در شعر هم صاحبنظر میشود و کار به جایی رسید که وقتی کسی شعر میخواند و اشخاص نظر میدادند، همه منتظر بودند که آقای حکیمی چه میگوید.
نقدپذیری، راه رسیدن به کمال
نویسنده و پژوهشگر حوزوی با تصریح بر این مطلب که از راههای به کمال رسیدن کار قلمی، پژوهشی و ادبی، مسئله نقد و عرضه کردن اثر برای نقد به دیگران است، نقل کرد که مصطفی رحماندوست میگفت قصههایی را که مینویسد به فرزندانش میدهد که بخوانند و آنها هم گاهی ایراد میگیرند و یا پیشنهاد میدهند که اگر مثلاً فلان قسمت طور دیگری بود بهتر بود؛ او هم میپذیرد و اصلاح میکند.
وی منتقدانه ابراز داشت: بعضیها کارهایی تولید میکنند، مقاله، شعر یا رمانی مینویسند و حاضر نیستند که به کسی نشان بدهند یا اگر هم نشان بدهند حاضر نیستند که نقدی را بپذیرند و حتی گاهی خودشان هم در کار خودشان بازنگری ندارند و گاهی هم افتخار میکنند که مطلبی را نوشتیم و دیگر هم نخواندیم! اگر اثری نوشتیم یا کتابی تألیف کردیم، اگر کسی ایرادهایی گرفت، باید مشتاقانه و با تواضع اینها را بشنویم و بپذیریم و این مقدمه کمال نوشته و اثر تحقیقی و علمی ماست.
استاد محدثی در ادامه به کتاب برادهها، نوشته مرحوم سید حسن حسینی که مجموعه جملات کوتاه پرمعنا و هنری است، اشاره و خاطرنشان کرد که در این کتاب در یکی از جملات میگوید که انسان در آثاری که تولید میکند مثل راننده باید یک نگاه به جلو داشته باشد و یک نگاه هم به آینه که پشت سرش را ببیند. بعضیها یکجانبه عمل میکنند؛ یعنی فقط جلو را نگاه میکنند و اصلاً به آینهای که پشت سر را نشان میدهد نگاه نمیکنند و فکر میکنند باید همینطور گاز بدهند؛ بعضیها هم نگاهشان فقط در آینه است که ببینند پشت سر چه خبر است.
او افزود: در عالم نوشته هم این شکلی است؛ بعضیها همینطور مینویسند و جلو میروند و کاری به اینکه این نوشته در جامعه و بین اهل نظر و بین خوانندهها چه تأثیری داشته ندارند. بعضیها هم فقط دنبال این هستند که درباره نوشته من چه گفتند، چه کسی انتقاد کرد و همین سبب میشود که این نگاه به پشت سر و حرفی که ناقدها میگویند، ما را از پیشروی باز دارد. مثل راننده باید هم نگاهمان به جلو باشد، تولید کنیم و هم در آینه، نگاه به پشت سر داشته باشیم که نسبت به نقد اثر ما ببینیم دیگران چه میگویند. این در پخته شدن آثار پژوهشی و قلمی ما بسیار مؤثر است.
چگونه بیندیشیم
بخش پایانی جلسه به پرسش و پاسخ گذشت و استاد محدثی نکاتی را در این باره نیز مطرح کرد. وی درباره روش فکر کردن، نقل قولی از آیتالله مصباح را مطرح کرد که فکر کردن یک هنر است. استاد همچنین جملهای را از ابوعلی سینا نقل کرد که فکر انسان مثل چاه است؛ هر چقدر از چاه آب بکشیم دوباره آب میآید و جایش پر میشود و میشود مزارع را آبیاری کرد؛ ولی اگر رها شود به تدریج رسوبات، منافذ را میگیرد و خشک میشود و به همین جهت است که باید از فکر استفاده کنیم. وی همچنین با تأکید بر اینکه از عوامل مهم فکر کردن حوصله و تمرکز است و نیاز به تمرین دارد، آیتالله حائری شیرازی و آیتالله مصباح یزدی را از جمله کسانی که بسیار اهل فکرکردن بودند یاد کرد.
ابرکتابخوان
استاد محدثی در بخش دیگری از جلسه، از رهبر شهید انقلاب به عنوان ابرکتابخوان یاد کرد و در خاطرهای از دوران ریاست جمهوری قائد شهید به گفتوگوی خودش با ایشان اشاره کرد که در جلسهای از ایشان پرسیده بود که با این مشغلههایی که دارید اصلاً وقت میکنید کتاب بخوانید؟ رهبر شهید هم فرموده بود که قبل از انقلاب خیلی کتاب میخوانده و بعد از انقلاب متوجه میشود که به واسطه کارهای اجرایی بین ایشان و مطالعه فاصله افتاده است و این را خسارت میدیده است. از این رو تصمیم گرفت که از فرصتهای قبل از خواب استفاده کند و آن زمان را برای مطالعه بگذارد. استاد محدثی همچنین تسلط بالای رهبر شهید بر کتابها و ترجمههای مختلف را به معجزه تشبیه کرد.
از نکات دیگری که در این جلسه از آن بحث شد و حجتالاسلام محدثی نیز نکاتی را مطرح کرد، موضوع پژوهش و رشد آن در حوزه علمیه بود. وی ارزش شمردن کار پژوهشی در حوزه از سوی مسئولین حوزوی و همچنین باز شدن فصلی از این مسئله در مدارس را در رشد و تقویت تحقیق و پژوهش مؤثر دانست.
خبرنگار: بابک شکورزاده
انتهای پیام/