کرجگردی در دل تاریخ/از کاروانسرای صفوی تا روستاهای کوهستانی البرز
- اخبار استانها
- اخبار البرز
- 19 مهر 1405 - 12:31
خبرگزاری تسنیم ـ زهرا کرامت|کرج را نمیشود فقط از روی نقشه شناخت؛ همانطور که نمیشود تاریخ یک شهر را در چند بنای قدیمی خلاصه کرد. برای شناخت کرج باید در امتداد رودخانهاش قدم زد، از میان محلههای قدیمی گذشت، به روستاهای کوهپایهای سر زد و میان نامهایی که امروز شاید برای بسیاری از شهروندان فقط یک نشانی باشند، ردپای یک زندگی قدیمی را پیدا کرد.
کرج امروز کلانشهری بزرگ در دامنه جنوبی البرز و یکی از کانونهای مهم جمعیتی پیرامون تهران است اما تا بخش بزرگی از قرن گذشته، بیشتر با باغها، آبادیها و ییلاقهایش شناخته میشد. موقعیت جغرافیایی شهر در کنار رودخانه کرج و در مسیر تهران به قزوین و راههای شمالی، از همان ابتدا به آن نقشی فراتر از یک سکونتگاه کوچک داد.
اگر تاریخ کرج را ورق بزنیم، خیلی زود متوجه میشویم که این شهر بهیکباره به وجود نیامده است. تپه خوروین با پیشینه عصر مفرغ و محوطه کالک با شواهد مربوط به عصر آهن، از قدمت سکونت و رفتوآمد انسان در این محدوده حکایت دارند. بعدها، در دوره صفوی، کاروانسرای شاهعباسی و پل سنگی رودخانه، کرج را به یکی از منزلگاههای مسیر تهران و قزوین تبدیل کردند.
در دوره قاجار نیز نزدیکی به تهران و آبوهوای مناسب، توجه خاندان قاجار را به این منطقه جلب کرد اما شاید جذابترین بخش تاریخ کرج، جایی باشد که پای مدرنیته به این آبادی باز شد. مدرسه فلاحت، توسعه کشاورزی نوین، راهآهن، جادهها، کارخانهها و شکلگیری مراکز علمی، آرامآرام چهره کرج را تغییر دادند.
دانشکدگان کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران که ریشه در همان مدرسه فلاحت دارد و مؤسسه تحقیقات واکسن و سرمسازی رازی، تنها دو نمونه از میراث علمی شهری هستند که روزی بیشتر با باغ و آبادی شناخته میشد کرج اما فقط تاریخ بناها نیست؛ تاریخ محلههاست.
مصباح، حاجیآباد، جوادآباد، آسیاب برجی، حصارک، کالک، حصار، میانجاده، سرحدآباد و مردآباد، نامهایی هستند که هرکدام بخشی از روند شکلگیری و گسترش شهر را در خود نگه داشتهاند. مصباح با حمام تاریخی، بازار و ساختار قدیمیاش، تصویری از زندگی اجتماعی گذشته را پیش چشم میگذارد و نام آسیاب برجی ما را به روزگاری میبرد که آسیابهای آبی بخشی از اقتصاد و زندگی روستاهای اطراف رودخانه بودند.
حتی برخی از محلههای امروزی کرج را میتوان ادامه همان آبادیهای قدیمی دانست؛ جایی که روستا، باغ یا سکونتگاه کوچک، در مسیر توسعه شهر آرامآرام در دل بافت شهری حل شده است. اگر از شهر فاصله بگیریم، داستان شکل دیگری پیدا میکند. آتشگاه، ارنگه، خور، کندر، سیجان، شهرستانک، نوجان و گچسر و روستاهای منطقه آسارا فقط مقصدی برای یک سفر آخر هفته نیستند.
در دل آنها هنوز میتوان نشانههایی از معماری روستایی، باغداری، کشاورزی، آسیابها، آبانبارها، حمامها، امامزادهها و گورستانهای قدیمی را دید؛ میراثی که بخشی از آن نه در ساختمانها، بلکه در شیوه زندگی مردم باقی مانده است. اینجاست که هویت کرج، از یک مفهوم روی کاغذ به چیزی ملموس تبدیل میشود.
مثلاً در سفره غذا والکپلو، فطیر، توتک و انواع غذاهای محلی، فقط خوراک نیستند؛ هرکدام بخشی از حافظه اجتماعی مردمانی هستند که سالها در این منطقه زندگی کردهاند. در روستاهای آسارا، پخت فطیر و توتک در آستانه نوروز، بخشی از یک سنت جمعی بوده و هنوز ردپای آن باقی است. از سوی دیگر، مهاجرت اقوام مختلف، سفره کرج را گستردهتر کرده است.
امروز غذاهای آذری، کردی، لری، گیلکی، مازندرانی و دیگر مناطق ایران نیز در فرهنگ غذایی شهر حضور دارند. شاید بتوان گفت کرج، حتی در بشقاب مردمش هم روایت میشود؛ روایتی که از یکسو ریشه در البرز دارد و از سوی دیگر، رنگ و طعم سرزمینهای مختلف ایران را با خود آورده است.
صنایعدستی نیز همین قصه را تکرار میکنند؛ گلیمبافی، سفال و سرامیک، منبت، معرق، رودوزیهای سنتی، مصنوعات چرمی و زیورآلات سنتی، فقط محصولاتی برای فروش نیستند. اگر درست معرفی و حمایت شوند، میتوانند میان فرهنگ، گردشگری و اقتصاد خانواده پیوند ایجاد کنند. و بعد میرسیم به بناهایی که شاید هر روز از کنارشان عبور کنیم، بیآنکه بدانیم چه چیزی را با خود حمل میکنند.
کاروانسرای شاهعباسی، پل تاریخی کرج، کاخ سلیمانیه و حمام مصباح، تنها چند نام در فهرست آثار تاریخی نیستند؛ هرکدام بخشی از دورهای را روایت میکنند که کرج هنوز چهره امروزی خود را پیدا نکرده بود. در روستاها و مناطق پیرامونی نیز برج میدانک، بناهای شهرستانک، آسیابها و پلهای قدیمی، حلقههای دیگری از این زنجیره تاریخی بوده و حتی چهرههای انسانی شهر هم بخشی از این روایتاند.
از مهران رجبی و جواد خیابانی تا هدی زینالعابدین و مهدی احمدوند، نام کرج با چهرههایی در هنر، رسانه و ورزش گره خورده است. البته قصه مشاهیر کرج به متولدان این شهر محدود نمیشود؛ مهاجرپذیری گسترده، طی دهههای گذشته هنرمندان، نویسندگان، دانشگاهیان، ورزشکاران و فعالان فرهنگی بسیاری را نیز به این شهر آورده است.
و شاید همینجا بتوان یکی از مهمترین ویژگیهای کرج را پیدا کرد؛ این شهر فقط جمعیتش را زیاد نکرده؛ فرهنگش را هم متنوع کرده است. مهاجرت، یکی از مهمترین نیروهای شکلدهنده کرج امروز بوده است. نزدیکی به تهران، توسعه صنایع، ایجاد فرصتهای شغلی و گسترش راههای ارتباطی، از دهه 1330 موجهای تازه مهاجرت را به سمت کرج روانه کرد.
این روند در دهههای بعد نیز ادامه یافت و مهاجرانی از شهرها و استانهای مختلف، بخشی از جمعیت تازه کرج را شکل دادند. نتیجه، شهری شد که در یکسوی آن محلههایی با ریشه روستایی و تاریخی قرار دارند و در سوی دیگر، شهرکها، مجتمعهای مسکونی، مناطق صنعتی و بافتهای جدیدی که محصول چند دهه اخیرند. روستاها و باغهایی که زمانی بیرون از شهر بودند نیز به تدریج در محدوده توسعه شهری قرار گرفتند.
کرج امروز، در واقع چند شهر در یک شهر است؛ شهری که گذشته روستایی، دوره صفوی، ییلاقهای قاجاری، کشاورزی نوین، صنعت، دانشگاه، مهاجرت و توسعه شهری، هرکدام لایهای بر پیکره آن گذاشتهاند. شاید به همین دلیل است که پیدا کردن یک تعریف ساده برای «کرجی بودن» آسان نیست.
کرجی بودن میتواند ریشه در یک محله قدیمی داشته باشد؛ در یک روستای کوهستانی، در طعم یک غذای محلی، در صدای یک آیین، در معماری یک بنای تاریخی یا حتی در خاطره خانوادهای که چند نسل است در این شهر زندگی کرده است اما میتواند متعلق به کسی هم باشد که چند سال پیش از شهری دیگر به کرج آمده و حالا اینجا خانه اوست.
این شاید مهمترین تناقض کرج همین باشد؛ شهری که برای حفظ هویت خود باید گذشتهاش را بشناسد اما برای تعریف آیندهاش ناگزیر است تنوع امروز خود را هم بپذیرد. کرج را نمیتوان فقط «شهر مهاجران» نامید؛ همانطور که نمیتوان آن را فقط با گذشته روستاییاش تعریف کرد.
کرج، حاصل کنار هم قرار گرفتن این دو است؛ گذشتهای که هنوز در محلهها، بناها، روستاها، غذاها و آیینها نفس میکشد و حال و آیندهای که با حضور مردمانی از سراسر ایران ساخته شده است. شاید مسئله اصلی، پیدا کردن هویت جدید برای کرج نباشد؛ شاید باید همان هویتی را که در میان این همه تغییر هنوز باقی مانده، دوباره دید.
چون بعضی شهرها تاریخشان را در موزه نگه میدارند اما کرج، بخشهایی از تاریخش را هنوز در خیابانها، محلهها، روستاها، سفرهها و خاطرات مردمش زندگی میکند و این همان چیزی است که کرج را فقط یک کلانشهر در حاشیه تهران نمیکند، بلکه کرج، شهری است که هویتش را با خودش به آینده میبرد.
انتهای پیام/