حجاب و مهندسی هویت ملی در جمهوری آذربایجان

به‌گزارش خبرگزاری تسنیم از تبریز، حامد حق‌پناه، کارشناس مسائل قفقاز جنوبی، در یادداشتی، نوشت: بحران اخیر پوشش در مدارس دولتی جمهوری آذربایجان را نباید صرفاً تصمیمی اداری یا گرایش سکولاریستی دانست. این اقدام بخشی از پروژه بلندمدت مهندسی هویت است که دولت این کشور برای بازتعریف ملت آذربایجان در چارچوبی جدید اجرا می‌کند. چارچوبی که در آن اسلام اجتماعی باید به حاشیه رانده شود تا دولتی بتواند ملیتی کاملاً دولتی بسازد که نه به ایران تکیه دارد نه به سنت‌های اسلامی قفقاز و نه به میراث عثمانی.

در تیرماه 1405 رئیس‌جمهور آذربایجان اصلاحاتی را در قانون آموزش عمومی امضا کرد که اصول ملیت و سکولاریسم را به مبانی نظام آموزشی افزود. سپس در 21 شهریور همان سال هیئت وزیران با مصوبه شماره 309 مقررات پوشش دانش‌آموزان را تغییر داد. بر اساس این مصوبه استفاده از هر عنصر پوششی که یکپارچگی لباس فرم تعیین‌شده را برهم بزند یا با اصل سکولاریسم آموزش عمومی همخوان نباشد مجاز نیست. هرچند کلمه حجاب در متن رسمی نیامده اما اجرای عملی آن در مدارس از جمله مدرسه شماره شش شهر سومقاییت مانع ورود دختران محجبه شد و تصاویر خروج آنان در فضای عمومی بازتاب یافت. همزمان یکی از روحانیون منتقد این مقررات به سی روز حبس اداری محکوم شد.

از منظر جامعه‌شناسی سیاسی این تصمیمات محصول منطق دولت پسا‌شوروی است؛ دولتی که جامعه را نه فاعل بلکه شئ قابل کنترل می‌بیند و در این ساختار هویت باید از بالا ساخته شود نه از پایین. آموزش ابزار دولت است نه عرصه رشد فردی و دین باید مدیریت شود نه پذیرفته. ویژگی‌های این دولت عبارتند از کنترل جامعه به جای توانمندسازی آن و ساخت هویت رسمی به جای پذیرش هویت‌های اجتماعی موجود. ممنوعیت نمادهای دینی در مدرسه ادامه طبیعی همین منطق است نه استثنایی بر آن.

سکولاریسم در آذربایجان انتخابی فلسفی نیست بلکه ابزاری امنیتی است. ریشه این نگاه در سه تجربه تاریخی نهفته است. ابتدا میراث شوروی که دین را تهدید برای دولت می‌دانست. دوم جنگ قره‌باغ که هر بسیج اجتماعی خارج از کنترل دولت را خطرناک نشان داد. سوم نزدیکی فرهنگی مردم با ایران که اسلام شیعی را پیوند فرامرزی بالقوه می‌سازد. بنابراین دولت دین را نه حوزه فرهنگی بلکه تهدید بالقوه برای کنترل سیاسی می‌بیند. ممنوعیت حجاب در مدارس ادامه همان سکولاریسم امنیتی است که هدفش پیشگیری از شکل‌گیری هر شبکه اجتماعی مستقل است.

دولت آذربایجان از جامعه می‌ترسد نه از حجاب. ترس اصلی شکل‌گیری هویت‌های مستقل شبکه‌های مذهبی پیوندهای فرامرزی و ظهور نسلی است که هویت خود را از دولت نمی‌گیرد. حجاب تنها نماد یک هویت مستقل است و دولت با نمادها سر سازش ندارد زیرا توان مدیریت هویت‌های متکثر را ندارد. این ترس در انتخاب میدان نبرد نیز آشکار است. مدرسه محل شکل‌گیری هویت نسل آینده است. کنترل مدرسه برابر با کنترل آینده است و حذف نمادهای دینی از مدرسه به معنای حذف دین از افق نسل بعدی است و مدرسه تنها جایی است که دولت می‌تواند اجبار کامل اعمال کند.

جامعه آذربایجان برخلاف تصور برخی تحلیلگران جامعه عمیقاً مذهبی نیست اما اسلام در آن هویت فرهنگی است نه هویت سیاسی. دولت با ممنوعیت حجاب در واقع با یک هویت فرهنگی مقابله می‌کند و این تضاد بحران را تشدید می‌کند. دولت می‌خواهد اسلام را از فضای عمومی حذف کند اما بخش قابل توجهی از جامعه اسلام را بخشی از خود می‌شناسد. پروژه ساخت ملت سکولار دولتی و کنترل‌پذیر با واقعیت اجتماعی ناسازگار است زیرا هویت فرهنگی را نمی‌توان با بخشنامه پاک کرد.

این فرآیند سه هدف مشخص دارد؛ جدا کردن آذربایجان از پیوندهای فرامرزی در منطقه به عنوان منبع تاریخی و فرهنگی اسلام شیعی، جلوگیری از شکل‌گیری بسیج اجتماعی بر پایه دین و ایجاد ملت دولتی که تنها وفاداری‌اش به دولت باشد. مدرسه به عنوان میدان اصلی این پروژه انتخاب شده زیرا نسل آینده را هدف قرار می‌دهد.

از دیدگاه جامعه‌شناسی سیاسی آنچه رخ می‌دهد تقابل هویتی میان دولت و جامعه است. دولتی که می‌کوشد ملتی جدید بسازد ملتی که باید سکولار دولتی کنترل‌پذیر و جدا از اسلام فرهنگی مردم باشد. جامعه اما هویت خود را نه صرفا از دولت بلکه از سنت‌های فرهنگی نیز می‌گیرد.

این تقابل ریشه در تلاش دولت برای بازسازی ملت از بالا دارد و بحران پوشش تنها نشانه آشکار آن است.

تحلیل این فرایند نشان می‌دهد که ممنوعیت نمادهای دینی در مدارس آذربایجان بخشی از باز‌تعریف ملت در چارچوب دولتی است. چارچوبی که اسلام اجتماعی را به حاشیه می‌راند تا ملیت کاملاً دولتی جایگزین هویت‌های رقیب شود. این باز‌تعریف، تحول ساختاری در رابطه دولت و جامعه است که پیامدهای آن در نسل‌های آینده آشکار خواهد شد.

انتهای پیام/