نوبلِ صلح؛ جایزه‌ای که از دل دینامیت برخاست

به گزارش خبرگزاری تسنیم، آلفرد نوبل مخترع دینامیت بود و می‌دانست ابداعش چه ویرانی‌هایی به بار می‌آورد. گفته می‌شود نامه‌های دوستی‌اش با برتا فون زوتنر، نویسنده و فعال صلح اتریشی، او را به این فکر انداخت که ثروتش را به جایزه‌ای برای  برادری میان ملت‌ها اختصاص دهد. وصیتنامه سال 1895 او پنج جایزه بنیان گذاشت و صلح تنها جایزه‌ای بود که نه به آکادمی‌های سوئد، بلکه به کمیته‌ای در نروژ سپرده شد. از همان آغاز، این جایزه با تناقضی زاده شد: پول ناشی از ابزار جنگ، صرف ستایش صلح می‌شد.

این تناقض هنوز با جایزه همراه است، اما شاید همین آن را زنده نگه داشته. جایزه‌ای که بخواهد صلح را پاس بدارد ناچار است پیش از هر چیز بگوید صلح چیست. و صلح، برخلاف شیمی و فیزیک، تعریف مورد اجماع ندارد. آیا صلح یعنی نبودن جنگ؟ یا یعنی وجود عدالت؟ آیا کسی که آتش‌بس را ممکن می‌کند شایسته‌تر است یا کسی که سال‌ها در زندان از حقوق انسان‌ها دفاع کرده است؟ تاریخ این جایزه در واقع تاریخ پاسخ‌های متفاوت به همین پرسش است.

در دهه‌های نخست، صلح بیشتر به معنای دیپلماسی و حقوق بین‌الملل فهمیده می‌شد. نخستین جایزه در 1901 به هانری دونان، بنیان‌گذار صلیب سرخ، و فردریک پاسی، از فعالان جنبش صلح، رسید. اما به‌تدریج دایره معنا گسترده‌تر شد. کمیته نوبل دریافت که صلح پایدار فقط با امضای معاهده‌ها ساخته نمی‌شود و به حقوق بشر، خلع سلاح، محیط زیست، آموزش و حتی مبارزه با فقر هم وابسته است. جایزه به ماندلا و دکلرک رسید، به مالاله، به کارزار بین‌المللی برای ممنوعیت سلاح‌های هسته‌ای، و به فعالانی که نامشان را فقط اهل تخصص می‌شناختند. این گسترش معنا هم توانایی جایزه را نشان می‌دهد و هم آسیب‌پذیری‌اش را، چون هر چه تعریف وسیع‌تر شود، معیار نیز مبهم‌تر می‌شود.

بزرگ‌ترین انتقادها به همین ابهام برمی‌گردد. جایزه‌ای که قرار است اخلاق را ارج بنهد، بارها در تله سیاست افتاده است. جایزه 1973 به هنری کیسینجر و لو دوک تو برای مذاکرات پایان جنگ ویتنام، حتی در درون خود کمیته هم مناقشه برانگیخت. لو دوک تو آن را نپذیرفت و اعلام کرد صلحی واقعی هنوز برقرار نشده است. باراک اوباما در 1993 و 2009، سال‌ها پیش از آنکه بتوان کارنامه صلح‌جویانه او را سنجید، جایزه‌ای گرفت که بسیاری آن را وعده نه دستاورد نامیدند. آنگ سان سوچی نماد مقاومت مدنی بود، اما سال‌ها بعد، در بحران روهینگیا، سکوتش آبروی اخلاقی او و ناگزیر جایزه را زیر سؤال برد. ابی احمد، نخست‌وزیر اتیوپی، در 2019 برای پایان دادن به مناقشه با اریتره جایزه گرفت و کمی بعد کشورش درگیر جنگ خونین تیگرای شد. این نمونه‌ها یک درس مشترک دارند: جایزه می‌تواند به یک لحظه تعلق بگیرد، اما سرنوشت آدم‌ها و دولت‌ها در همان لحظه متوقف نمی‌ماند.

در سوی دیگر، ناکامی‌های جایزه هم کمتر از لغزش‌هایش گویا نیست. مهاتما گاندی، شاید نمادین‌ترین چهره مبارزه بی‌خشونت در قرن بیستم، بارها نامزد شد و هرگز جایزه را نگرفت. کمیته‌ای که بعدها بر این غفلت اظهار تأسف کرد، نشان داد حتی بزرگ‌ترین نهادهای اخلاقی هم محدود به افق دید زمانه خویش‌اند. بنابراین هم گرفتن و هم نگرفتن جایزه ممکن است درباره کمیته بیش از برنده سخن بگوید.

با این همه، کنار گذاشتن جایزه به‌خاطر لغزش‌هایش ساده‌اندیشانه است. قدرت واقعی جایزه صلح نوبل در جایی است که پول و مدال کمتر از توجه اهمیت دارند. وقتی کارل فون اوسیتسکی، روزنامه‌نگار آلمانی زندانی در اردوگاه نازی‌ها، در 1935 جایزه گرفت، حکومت هیتلر ناچار شد واکنش نشان دهد و آلمانی‌ها را از پذیرش جوایز نوبل منع کرد. وقتی لیو شیائوبو در 2010 در زندان بود و در مراسم اسلو صندلی‌اش خالی ماند، آن صندلی خالی چیزی را فریاد زد که هیچ بیانیه‌ای نمی‌توانست.

شاید پرسش درست این نباشد که آیا جایزه همیشه به شایسته‌ترین می‌رسد؟ پاسخ آشکارا نه است. پرسش بهتر این است که این جایزه چه کاری با زبان و تخیل اخلاقی ما می‌کند. هر سال کمیته با انتخابش به ما می‌گوید در این برهه چه چیزی را شایسته نام  صلح می‌دانیم. گاه این انتخاب شجاعانه است و گاه محتاطانه، گاه آینده‌نگر و گاه جاماندهی از زمانه. اما در هر حال گفت‌وگویی را روشن نگه می‌دارد که بدون آن، صلح فقط یک واژه تزئینی در سخنرانی سیاستمداران می‌ماند.

صلح، در نهایت، کاری نیست که یک جایزه بتواند انجامش دهد. جنگ‌ها را آدم‌ها پایان می‌دهند، نه مدال‌ها. اما جایزه می‌تواند آدم‌هایی را که صلح را می‌سازند، از حاشیه به متن بیاورد و به جهان یادآوری کند که ایستادن برابر خشونت هنوز ارزشمندترین کار ممکن است. شاید همین یادآوری، با همه نقص‌هایش، همان چیزی باشد که آلفرد نوبل، مخترع دینامیت، می‌خواست پس از خود بر جای بگذارد: اینکه قدرت ویرانگر یک ابداع را بشود با قدرت سازنده یک تعهد اخلاقی پاسخ داد.

انتهای پیام/