در سیزدهمین همایش اقتصاد مقاومتی چه گذشت؟

به گزارش خبرگزاری تسنیم؛ سیزدهمین همایش سالانه اقتصاد مقاومتی با محور نظم نوین جهانی؛ بازآفرینی قدرت ایران 2 با حضور جمعی از کارشناسان، مدیران اندیشکده‌ها و فعالان حوزه سیاست خارجی و اقتصاد برگزار شد. در این همایش سخنرانان این مراسم با اشاره به تحولات نظم جهانی، ضرورت تقویت تاب‌آوری اقتصادی، بازطراحی روابط خارجی، بهره‌گیری از ظرفیت‌های ژئوپلیتیکی ایران و تبدیل مولفه‌های قدرت به دستاوردهای پایدار سیاسی و اقتصادی، دیدگاه‌ها و پیشنهادهای خود را مطرح کردند.

محمد امینی‌رعیا مدیر اندیشکده اقتصاد مقاومتی به عنوان اولین سخنران در این همایش بیان داشت: همایش سالانه اقتصاد مقاومتی هر سال در بازه‌ای 4 تا 6 ماهه و با هدف بهبود کیفیت تصمیم‌گیری در کشور برگزار می‌شود. از دوره دوازدهم، رویکرد این همایش از یک رویداد مسئله‌محور به رویکردی راهبردی ارتقا یافت تا بتواند در سطوح بالاتر تصمیم‌گیری اثرگذار باشد. وی افزود: دوازدهمین همایش سالانه اقتصاد مقاومتی در سال 1404 و در میانه دو جنگ، با موضوع نظم نوین جهانی؛ بازآفرینی قدرت ایران برگزار شد. تاکید آن دوره بر این بود که ایران باید جهانی را که قواعد آن در حال تغییر است، به درستی درک کند و برای بازآفرینی قدرت خود در این شرایط، فعالانه اقدام کند.

مدیر اندیشکده اقتصاد مقاومتی در ادامه بیان داشت: سیزدهمین همایش در امتداد دوره دوازدهم و با همان موضوع برگزار می‌شود، اما با توجه به جنگ رمضان و شتاب گرفتن تحولات پس از آن، در پی پاسخ به این پرسش است که دستور کار کشور برای پایان دادن به چرخه جنگ، تهدید و فشار و نیز تسریع حرکت در مسیر پیشرفت چه باید باشد. البته در همایش دوازدهم، تمرکز عمدتا بر بخش نخست موضوع، یعنی نظم نوین جهانی بود، اما در سیزدهمین دوره، بخش دوم این عنوان یعنی بازآفرینی قدرت ایران در کانون توجه قرار دارد.

وی درباره اهداف مراسم افتتاحیه خاطر نشان کرد: در افتتاحیه سیزدهمین همایش سالانه اقتصاد مقاومتی تلاش شد از ظرفیت خبرگان و نهادهایی استفاده شود که در موضوع نظم نوین جهانی، صاحب‌نظر، صاحب ماموریت و دارای دغدغه هستند. هدف این است که با همکاری این مجموعه‌ها، این مسئله مهم در کشور پیش برود و بر تصمیمات کلان اثر بگذارد. امینی‌رعیا افزود: ترکیب افراد حاضر در افتتاحیه نیز با همین نگاه شکل گرفته است. تلاش ما این بود که یک تشکل خبرگانی و نهادی حول موضوع همایش شکل بگیرد و از ظرفیت جمعی افرادی بهره گرفته شود که نسبت به مسئله بازآفرینی قدرت ایران در این جنگ وجودی، چارچوب فکری مشترکی دارند.

مدیر اندیشکده اقتصاد مقاومتی با اشاره به محورهای نشست بیان کرد: ریشه تقابل ایران با غرب، نسبت این تقابل با حاکمیت جمهوری اسلامی یا تغییر دولت‌ها در آمریکا، فرصت‌های مدیریت این تقابل و همچنین راهبردها و اقداماتی که باید در دستور کار کشور قرار گیرد، از جمله موضوعاتی است که در این جلسه بررسی می‌شود، و نهادهای حاضر نیز درباره مشارکت در رویداد سالانه همایش اعلام نظر خواهند کرد. وی در ادامه خاطر نشان کرد: رویدادهای سیزدهمین همایش در سه قالب برگزار می‌شود؛ نخست، ارائه‌های مسئله‌محور با هدف تبیین مسائل و ابتکارات، دوم، گفت‌وگوهای چالشی با هدف بررسی دیدگاه‌ها و سوم، تضارب آرا و مسابقه با هدف جلب مشارکت جمعی در ایده‌پردازی و ارائه طرح سیاستی است.

امینی رعیا افزود: همایش با افتتاحیه امروز فعالیت خود را آغاز می‌کند و پس از برگزاری برنامه‌ها در بازه‌ای پنج‌ماهه، با اختتامیه در پایان بهمن‌ماه به کار خود پایان می‌دهد. از همین رو، هدف آن است که این فرایند، افزون بر تولید محتوای قابل استفاده برای تصمیم‌گیران، به شکل‌گیری و توسعه شبکه‌ای از خبرگان، سیاست‌پژوهان و نهادهای فعال در این حوزه منجر شود. این استاد دانشگاه با اشاره به فرصت‌های پیش روی ایران در شرایط کنونی تاکید کرد: تغییر نظم بین‌المللی و تضعیف ساختار تک‌قطبی گذشته، امکان گسترش تعامل ایران با قدرت‌های در حال ظهور را افزایش داده است. مواضع چین و روسیه در تحولات اخیر  از جمله در موضوع تنگه هرمز، بخشی از نشانه‌های این تغییر به شمار می‌رود. از همین رو، ایران می‌تواند از این شرایط هم برای حل بخشی از چالش‌های خود و هم برای نقش‌آفرینی فعال‌تر در نظم جدید استفاده کند.

مدیر اندیشکده اقتصاد مقاومتی دومین فرصت را پیامدهای جنگ اخیر دانست و افزود: دوام ایران در یک جنگ سنگین و ارائه ابتکارات و ظرفیت‌های جدید، بر برداشت شرکا و کشورهای پیرامونی از قدرت و ماندگاری ایران اثر گذاشته است. این شرایط، جایگاه ایران را به عنوان شریکی که امکان همکاری راهبردی و بلندمدت با آن وجود دارد، تقویت کرده و به ظرفیتی جدید در روابط خارجی کشور تبدیل شده است. در نتیجه، ایران در جنگ نشان داد قدرت بزرگی است که می‌تواند در برابر دیگر قدرت‌ها عرض اندام کند.

امینی‌رعیا با تاکید بر این­که نخستین راهبرد ایران باید تثبیت دستاوردهای حاصل‌شده باشد، بیان داشت: فرصت‌هایی که در جریان جنگ و به ویژه در ارتباط با تنگه هرمز و آثار آن بر اقتصاد جهانی ایجاد شده، نباید موقتی باقی بماند، بلکه باید با استفاده از ابزارهای قدرت، به امتیاز و ظرفیتی پایدار برای کشور تبدیل شود. وی بر نقش ابزارهای سیاسی و نظامی در تثبیت این دستاوردها تاکید کرد و مقاوم‌سازی اقتصاد در نقاط تحت فشار را دومین راهبرد دانست و بیان کرد: شرایط جدید، آسیب‌پذیری‌هایی را در تامین کالاهای اساسی و تجارت خارجی آشکار کرده است که باید با ایجاد مسیرهای متنوع و جایگزین تجاری کاهش یابد. همچنین استفاده از مسیرهای جایگزین شمالی و شرقی می‌تواند توان اقتصاد کشور را برای ادامه فعالیت در شرایط فشار و محاصره افزایش دهد و اثر محاصره را کاهش دهد.

رضا بخشی‌آنی مشاور مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی به عنوان سخنران بعدی این نشست با اشاره به تشدید فشارها علیه ایران گفت: شرایط سال‌های اخیر را دیگر نمی‌توان تنها در قالب اختلاف سیاسی یا تعارض منافع تحلیل کرد. ایران با تهدیدی مواجه است که ابعاد آن به تدریج گسترده‌تر شده و سیاست‌گذاری کشور به ویژه در حوزه اقتصادی، هنوز متناسب با ماهیت و شدت این تهدید تغییر نکرده است. در نتیجه، تداوم خطاهای اقتصادی در چنین شرایطی می‌تواند به یکی از نقاط اصلی آسیب‌پذیری کشور تبدیل شود.

بخشی‌آنی با اشاره به افزایش تورم در ایران افزود: با وجود بیش از دو دهه تجربه تحریم، همچنان خطاهای سیاستی متعددی در اقتصاد تکرار می‌شود و فشار تورمی به سطحی رسیده است که می‌تواند توان جامعه برای تحمل هزینه‌های تقابل را کاهش دهد. وی با مقایسه شرایط فعلی با سال‌های دفاع مقدس بیان کرد: موفقیت در حوزه دفاعی، اگر با حفظ ثبات اقتصادی و معیشت مردم همراه نباشد، برای عبور کشور از یک دوره طولانی فشار کفایت نمی‌کند.

این کارشناس اقتصادی با تفکیک میان استحکام و تاب‌آوری اظهار داشت: ایران از استحکام بالایی برخوردار است و توانسته در برابر فشارهای سنگین پابرجا بماند، اما در برخی حوزه‌های اقتصادی، تاب‌آوری کشور پایین است. وابستگی مسیرهای تجاری، مالی و تامین مواد غذایی به تعداد محدودی کشور و مسیر، از مصادیق این آسیب‌پذیری است. از همین رو، اقتصاد تاب‌آور باید بتواند پس از هر شوک، خود را با شرایط جدید سازگار کند، مسیرهای جایگزین ایجاد کند و دوباره به وضعیت پایدار بازگردد.

مشاور مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی با بیان این­که ماهیت محیط بین‌المللی نیز در حال تغییر است، اظهار داشت: تحلیل وضعیت جدید با الگوهای مربوط به دهه‌های گذشته می‌تواند به تصمیم‌های نادرست منجر شود. شرایط کنونی، از نظر افزایش تدریجی تنش‌ها، قابل مقایسه با سال‌های پیش از جنگ جهانی دوم است، دوره‌ای که تنش‌های شدید در برخی حوزه‌ها ایجاد شد و حتی به تجزیه برخی کشورها انجامید.

وی با تاکید بر ضرورت بازتعریف بازدارندگی خاطر نشان کرد: بازدارندگی زمانی موثر است که مانع وقوع حمله بعدی شود، و صرف اعلام واکنش پس از حمله را نمی‌توان معادله بازدارندگی دانست. همچنین ایران باید پیش از بروز بحران بعدی، با مجموعه‌ای از اقدامات، مذاکرات و بهره‌گیری از اهرم‌های موجود، هزینه اقدام علیه خود را به گونه‌ای تغییر دهد که از وقوع حمله جلوگیری شود، در غیر این صورت حتی پاسخ متقابل نیز لزوما نمی‌تواند مانع آسیب به زیرساخت‌ها و اقتصاد کشور شود.

بخشی‌آنی در پایان تاکید کرد: موقعیت‌های راهبردی و توان دفاعی ایران باید به فرصت‌های اقتصادی و سپس به یک معماری سیاسی جدید در منطقه تبدیل شود. ایران نباید منتظر ارائه طرح از سوی چین و روسیه باشد، بلکه باید بر پایه شناخت خود از منطقه و منافع ملی، طرحی فعالانه برای نظم و مناسبات جدید تدوین و روی میز این کشورها قرار دهد، زیرا در صورت تداوم انفعال، طرف مقابل معماری مطلوب خود را بر منطقه تحمیل خواهد کرد.

حامد وفایی عضو هیئت علمی دانشگاه تهران با اشاره به موضوع نظم نوین جهانی و بازآفرینی قدرت ایران گفت: پاسخ به پرسش‌های اصلی کشور درباره پایان دادن به چرخه تهدید و فشار و نیز تسریع پیشرفت، بدون توجه جدی به جایگاه چین ممکن نیست. چین نباید با برچسب ساده نگاه به شرق و در حد یک پرونده عادی سیاست خارجی دیده شود، بلکه باید به عنوان یک پرونده راهبردی و بلندمدت در چارچوب تحولات نظم جهانی مورد توجه قرار گیرد

وی افزود: یکی از اهداف این نگاه راهبردی می‌تواند کاهش فشار ناشی از درهم‌تنیدگی اقتصاد و امنیت ایران با نظم پیشین و استفاده از ظرفیت‌های نظم در حال ظهور باشد. چین یکی از مهم‌ترین بازیگران این نظم جدید است و هدف ایران نباید تنها دریافت حمایت از چین باشد، بلکه باید به سمت مشارکت در تعریف و شکل‌دهی فضای چندقطبی جدید حرکت کند. این کارشناس شرق آسیا با تاکید بر لزوم تغییر دستور کار روابط تهران و پکن گفت: تعامل ایران و چین باید از سطح معاملات اقتصادی و دغدغه‌هایی مانند میزان خرید نفت، انتقال پول یا واردات کالا فراتر رود و به سمت همسویی سیستماتیک حرکت کند. تمرکز صرف بر خرید و فروش با چین، متناسب با جایگاه ایران و تحولات ساختار بین‌المللی نیست و دو کشور باید درباره مسائل کلان‌تر نظم جهانی و منطقه‌ای وارد گفت‌وگو شوند.

وفایی با تفکیک میان دو الگوی همکاری چین با کشورهای مختلف تاکید کرد: ایران نباید روابط خود با چین را بر پایه تاب‌آوری تنظیم کند، مدلی که در آن چین تنها از طریق تامین نیازها و کاهش فشارها به بقای اقتصادی کشور کمک کندف بلکه روابط ایران و چین باید روی ریل توسعه قرار گیرد. از همین رو، حتی در شرایط تحریم نیز می‌توان مجموعه‌ای از پروژه‌های توسعه‌ای کوچک و متوسط را تعریف کرد که در مجموع بخشی از گره‌های اقتصاد ایران را باز کند.

عضو هیئت علمی دانشگاه تهران با انتقاد از غلبه نگاه پدافندی بر سیاست‌گذاری اقتصادی افزود: اقتصاد کشور نباید تنها بر اساس منطق پدافند غیرعامل طراحی شود، بلکه توسعه پیشگیرانه باید مبنای سیاست اقتصادی قرار گیرد. از همین رو، تجربه چین نشان می‌دهد که می‌توان از دل فشارها و محدودیت‌های خارجی، مسیر توسعه ایجاد کرد. در چنین چارچوبی، اقتصاد مقاومتی نیز به جای محدود شدن به تحمل فشار، می‌تواند به ابزاری برای حرکت به سمت توسعه تبدیل شود.

حامد وفایی در پایان، شفافیت استراتژیک را شرط طراحی رابطه جدید با چین دانست و خاطر نشان کرد: ایران باید بدون تعارف درباره محدودیت‌های موجود، از کندی اجرای برنامه 25 ساله و ضعف اعتماد سیاسی راهبردی تا آثار تحریم‌های غربی و موانع بوروکراتیک داخلی، گفت‌وگو و آسیب‌شناسی کند. بنابراین، ایران و چین هر دو نسبت به گذشته تغییر کرده‌اند و جمهوری اسلامی باید متناسب با شرایط جدید، ابتکار و طرح مشخص خود را برای همکاری بلندمدت با پکن روی میز بگذارد و منتظر ارائه طرح از سوی دیگران نماند.

مجید شاکری کارشناس روابط بین‌الملل با بیان این­که تداوم برگزاری این همایش و رسیدن آن به دوره سیزدهم، دستاورد مهمی است،اظهار داشت: این رویداد به محلی برای گفت‌وگو درباره چالش‌های اصلی کشور و ارزیابی آینده تبدیل شده است. وی افزود: جهان وارد عصر بلوک‌بندی شده است. با تضعیف نظم پیشین، اجزای نظم جدید به تدریج در حال شکل‌گیری هستند و این روند می‌تواند در سه تا پنج سال آینده به بلوک‌های قدرت مشخص‌تری منجر شود. در چنین فضایی، ایفای نقش میانجی میان قدرت‌ها و بهره‌برداری هم‌زمان از چند بلوک، بسیار پرهزینه‌تر از گذشته خواهد بود.

این کارشناس روابط بین الملل با اشاره به تجربه کشورهایی مانند انگلیس، کانادا و اندونزی خاطر نشان کرد: کشورهایی که در گذشته از ایجاد توازن میان قدرت‌ها و بلوک‌های مختلف برای توسعه خود استفاده می‌کردند، اکنون با محدودیت‌های بیشتری روبه‌رو شده‌اند و ناچارند انتخاب‌های روشن‌تری داشته باشند. از همین رو، کاهش ظرفیت سیاست‌های مالی انبساطی در اقتصادهای بزرگ و تغییر نقش آمریکا در تامین تقاضای جهانی از عوامل تشدید خوداتکایی و بلوک‌بندی اقتصادی و سیاسی است.

شاکری با تمرکز بر پیامدهای این شرایط برای ایران بیان کرد: نخستین نتیجه، اوراسیایی‌تر شدن مسیر توسعه کشور است. ایران در دهه‌های گذشته بخشی از مسیر توسعه خود را از سمت غرب دریافت کرده، اما در ساختار بلوکی جدید، امکان تکرار همان الگو کاهش می‌یابد. حتی در صورت کاهش فشارهای فعلی نیز تجربه محاصره و تغییر محیط بین‌المللی، جهت‌گیری توسعه کشور را به سمت اوراسیا سوق خواهد داد.

وی دومین الزام ایران را افزایش قابل توجه سهم هزینه‌های دفاعی از اقتصاد دانست و اظهار داشت: اگر ایران خود را در محیطی جنگی و پرتنش تعریف می‌کند، ناچار است سهم بیشتری از تولید ناخالص داخلی را به این حوزه اختصاص دهد. این منابع نباید صرفا هزینه دفاعی تلقی شود، بلکه می‌تواند همانند برخی تجربه‌های جهانی، بخشی از برنامه توسعه صنعتی و فناورانه کشور باشد.

این کارشناس اقتصادی سومین ضرورت را تمرکز قدرت برای تصمیم‌گیری و اجرای سیاست‌های کلان دانست و خاطر نشان کرد: در ساختار فعلی، بازیگران مختلف می‌توانند مانع اجرای تصمیم‌ها شوند، اما مسئولیت و اختیار کافی برای پیشبرد یک برنامه راهبردی در یک نقطه متمرکز نیست. از همین رو، ایجاد پیوندهای خارجی پایدار نیازمند نهادی است که بتواند مذاکره کند، تعهد بدهد، توافق را اجرا کند و سپس وارد مراحل بعدی همکاری شود؛ موضوعی که در ساختار پراکنده تصمیم‌گیری با دشواری جدی روبه‌رو است.

شاکری در جمع‌بندی سخنان خود خاطر نشان کرد: ایران در عصر بلوک‌بندی نمی‌تواند تنها با تداوم الگوهای گذشته و به تعویق انداختن انتخاب‌های راهبردی حرکت کند. کشور باید درباره جایگاه خود در بلوک‌های در حال شکل‌گیری تصمیم روشن‌تری بگیرد، مدل توسعه و تامین امنیت خود را بازطراحی کند و ساختار تصمیم‌گیری داخلی را برای ایجاد پیوندهای بلندمدت خارجی کارآمدتر سازد.

در ادامه مهدی خراتیان کارشناس سیاست خارجی و روابط بین‌الملل با اشاره به شرایط تقابل ایران و آمریکا خاطر نشان کرد: کشور در نقطه عطف قرار گرفته است و تحولات بازارهای مالی، نفت و اوراق بدهی آمریکا نیز بخشی از این رقابت به شمار می‌رود. وی افزود: ایران باید تاثیر اقدامات خود بر این بازارها را به عنوان بخشی از معادله قدرت مورد توجه قرار دهد. فشار بر بازار نفت، کاهش ذخایر و افزایش حساسیت بازارهای مالی می‌تواند برای ایران اهرم ایجاد کند، اما ارزش این اهرم‌ها زمانی مشخص می‌شود که در چارچوب یک راهبرد سیاسی و منطقه‌ای به کار گرفته شوند. همچنین آرام‌سازی سریع بازارها از طریق ارسال پیام مذاکره یا کاهش تنش، بدون دریافت امتیاز متقابل، می‌تواند بخشی از ظرفیت ایجادشده برای ایران را از بین ببرد.

این کارشناس روابط بین‌الملل با اشاره به نشانه‌های کاهش برخی تنش‌ها میان چین و آمریکا اظهار داشت: اگر قدرت‌های بزرگ به سمت تعریف و شناسایی حوزه‌های نفوذ و منافع یکدیگر حرکت کنند، ایران نباید منتظر شکل‌گیری توافقی باشد که بعدا ناچار شود خود را با آن تطبیق دهد. وی افزود: ایران باید پیش از تثبیت نظم جدید، طرح ایجابی خود را برای معماری سیاسی و امنیتی منطقه ارائه کند و از اهرم‌هایی مانند تنگه هرمز، انرژی و موقعیت ژئوپلیتیکی برای تقویت جایگاه خود بهره بگیرد.

خراتیان با تاکید بر ضرورت بازتعریف نقش چین در سیاست خارجی ایران اظهار داشت: پکن نباید صرفا به عنوان میانجی میان تهران و واشنگتن دیده شود. ابتکارات مطرح‌شده از سوی چین درباره نظم منطقه‌ای و کاهش حضور قدرت‌های فرامنطقه‌ای باید به صورت دقیق در تهران بررسی شود و بر مبنای آن، پیشنهادهای عملی و ابتکارات ایرانی شکل گیرد. این کارشناس روابط بین الملل تصریح کرد: ایران برای پایان دادن به چرخه جنگ و فشار، نیازمند طراحی و پیاده‌سازی نظم پساجنگ توسط خود است، نظمی که در آن حوزه‌های قدرت و منافع بازیگران اصلی به رسمیت شناخته شود.

وی با اشاره به تجربه پیمان هلسینکی در دوران جنگ سرد افزود: ایران می‌تواند با مشارکت قدرت‌هایی مانند چین و روسیه، چارچوبی برای کاهش تصاعد تنش و تعریف نوعی تسهیم قدرت منطقه‌ای ایجاد کند، مشروط بر آن­که خود دارای طرحی مشخص و قدرت چانه‌زنی کافی باشد. این کارشناس سیاست خارجی در جمع‌بندیسخنان خود بیان کرد: تداوم وضع موجود بدون برنامه روشن می‌تواند اهرم‌های ایران را فرسوده و خطر تشدید دوباره درگیری را افزایش دهد. ایران باید هم‌زمان از ظرفیت‌های اقتصادی و ژئوپلیتیکی خود محافظت کند، تصاعد تنش را حساب‌شده مدیریت کند و با ارائه طرح فعال برای نظم منطقه‌ای، قدرت میدانی و اقتصادی خود را به دستاورد سیاسی پایدار تبدیل کند. بنابراین، نباید اجازه داد لابی امارات، ایران را دوباره به سمت این کشور سوق دهد یا اقدامات آن علیه منافع کشور نادیده گرفته شود. به گفته وی، امارات در حال حاضر مسیر پنهانی عبور از تنگه هرمز را فعال کرده و این اقدام باید با پاسخ قاطع ایران مواجه شود.

در ادامه این همایش اصغر عیوضی، مدیر اندیشکده ایتان با تقدیر از استمرار این رویداد، بر ضرورت عبور از مرحله هشدار و توصیف مشکلات و حرکت به سمت حل مسائل اصلی کشور تاکید کرد. وی با طرح این پرسش که چرا آمریکا با وجود مسائل و چالش‌های گسترده داخلی و بین‌المللی، تقابل پرهزینه با ایران را در اولویت قرار داده است، اظهار داشت: این رفتار را نمی‌توان تنها تصمیمی مقطعی یا ناشی از خطای سیاسی دانست، چرا که آمریکا به این جمع‌بندی رسیده است که روند طبیعی تحولات جهانی لزوما در جهت حفظ نظم آمریکایی حرکت نمی‌کند و این کشور در سال‌های اخیر، خود به یکی از بازیگران اصلی برهم زدن ساختارهای پیشین تبدیل شده است.

مدیر اندیشکده ایتان در ادامه خاطر نشان کرد: در غرب آسیا تنها یک کشور در نظم آمریکایی جای ندارد. آمریکا در مواجهه با ایران جدی است و تلاش می‌کند نظم فعلی جهان را که به باور آن در حال تغییر به زیان آمریکاست، با انتقال ایران به نظم غربی به سود خود تغییر دهد. این منازعه با دادن امتیاز در پرونده هسته‌ای یا حتی واگذاری بخشی از خاک ایران پایان نمی‌یابد، زیرا ریشه تقابل، جایگاه و جهت‌گیری مستقل ایران در ساختار قدرت منطقه‌ای است.

عیوضی با بیان این­که ایران باید وزن راهبردی خود را واقع‌بینانه‌تر ارزیابی کند، افزود: تمرکز صرف بر آسیب‌ها و ضعف‌های داخلی می‌تواند اقداماتی را که ایران در تغییر معادلات منطقه‌ای انجام داده، نادیده بگیرد و در نتیجه تحلیل نادرستی از رفتار آمریکا و دیگر بازیگران شکل دهد. بخشی از احتیاط دیگر کشورها در همکاری با ایران نیز ناشی از جدیت آمریکا در استفاده از قدرت خود برای حفظ نظم مطلوبش است و نباید الزاما به معنای کم‌اهمیت بودن موقعیت ایران تلقی شود.

وی با تاکید بر این­که پایان پایدار تقابل نیازمند تغییر معادله موجود است، اظهار داشت: ایران باید ظرفیت‌هایی مانند تنگه هرمز و دیگر شاهراه‌های راهبردی در اختیار خود و جبهه مقاومت را از مولفه‌های قدرت به مولفه‌های نظم تبدیل کند، چرا که تا زمانی که این ظرفیت‌ها به قواعد و ترتیبات جدید منطقه‌ای منجر نشوند، احتمال بازگشت فشار و درگیری وجود دارد و عبور از یک مرحله جنگ به معنای پایان مسئله نیست.

عیوضی دو محور نظم مطلوب ایران را کاهش و در نهایت پایان حضور آمریکا در منطقه و شکل‌گیری تجارت آزاد منطقه‌ای دانست؛ به گونه‌ای که ایران از جریان تجارت و مبادلات اقتصادی مستثنا نشود. از همین رو،  استفاده حساب‌شده از ظرفیت ایران در تجارت نفت منطقه و اثرگذاری بر بازار انرژی می‌تواند محاسبات آمریکا را تغییر دهد و زمینه تحقق این دو هدف را فراهم کند.

در ادامه علیرضا خداقلی‌پور  مدیرکل مرکز مطالعات سیاسی و بین‌المللی وزارت امور خارجه، با اشاره به تحولات سال‌های اخیر اظهار داشت: به نظر می‌رسد دوره‌ای که از آن با عنوان گذار نظم بین‌الملل یاد می‌شد، به مراحل پایانی خود نزدیک شده است. وی افزود: تحولاتی در جهان در حال وقوع است که تا چند سال پیش تصور آن دشوار بود. تغییر مواضع رهبران اروپایی، تحولات افکار عمومی و اعتراضات گسترده در حمایت از فلسطین، از جمله نشانه‌هایی است که سرعت و عمق این تحول تاریخی را نشان می‌دهد. ایران نیز در متن همین تحول تاریخی قرار دارد و رخدادهای ماه‌های اخیر را نباید به چند مقطع جداگانه از جنگ، مذاکره یا فشار اقتصادی تقسیم کرد. این تحولات، اشکال مختلف یک درگیری مستمر هستند و حتی فشارهای اقتصادی، مذاکرات و برخی تحولات داخلی نیز باید در چارچوب این دوره جنگ و تقابل گسترده‌تر تحلیل شود.

این کارشناس روابط بین‌الملل با بیان این­که جنگ اخیر نقطه عطفی اساسی برای ایران و منطقه ایجاد کرده است، بیان داشت: نه ایران و نه محیط پیرامونی آن به شرایط پیش از جنگ بازنخواهند گشت. وقتی چنین تغییری پذیرفته شود، ایران نیز باید متناسب با آن ایده و راهکار خود را برای نظم پساجنگ ارائه کند و تنها به واکنش در برابر ابتکارات دیگر بازیگران اکتفا نکند، زیرا دیگر کشورها نیز انتظار دارند تهران درباره ساختار مطلوب آینده منطقه، موضع و پیشنهادی مشخص داشته باشد.

خداقلی‌پور در پایان با اشاره به اختلاف دیدگاه‌های داخلی خاطر نشان کرد: نقد سیاست‌ها زمانی مفید است که به جای انتخاب نتیجه‌ای از پیش تعیین‌شده و جست‌وجوی شواهد برای اثبات آن، بر بررسی شواهد و سپس نتیجه‌گیری استوار باشد. بنابراین، در شرایط جنگی کشور بیش از رقابت و متهم کردن جریان‌های مختلف، به هم‌افزایی، همکاری نهادی و استفاده مشترک از ظرفیت‌های موجود نیاز دارد.

علی صمدزاده کارشناس امنیت و روابط بین‌الملل، با بیان این­که جهان در حال عبور از نظم تک‌قطبی و ورود به شرایط جدیدی است، اظهار داشت: رفتار قدرت‌های بزرگ در دوره گذار الزاما با الگوهای گذشته قابل توضیح نیست. قدرتی مانند آمریکا نیز برای حفظ جایگاه خود می‌تواند رفتارهای متفاوت و تهاجمی‌تری، حتی در بال شرکا و متحدانش، در پیش بگیرد. صمدزاده با اشاره به اهمیت مناطق ژئوپلیتیکی و کشورهای دارای نفوذ منطقه‌ای در دوره گذار تاکید کرد: در چنین شرایطی، رقابت قدرت‌های بزرگ برای یارگیری و شکل‌دهی به توازن‌های جدید تشدید می‌شود.

وی با اشاره به تحرکات پاکستان، هند، عربستان و امارات افزود: نباید همه رفتارهای این کشورها را تنها واکنشی به ایران دانست، زیرا هر یک از آن­ها برای تثبیت جایگاه خود در نظم آینده منطقه‌ای و جهانی تلاش می‌کنند. این کارشناس روابط بین‌الملل خاطر نشان کرد: ایران که در مقطعی از سال‌های 2015 تا 2019 قدرت غالب منطقه‌ای محسوب می‌شد و سپس بخشی از این موقعیت را از دست داد، اکنون در وضعیتی قرار دارد که جایگاه منطقه‌ای آن بار دیگر موضوع رقابت و تعیین تکلیف است.

وی با تاکید بر ضرورت بازنگری در محاسبات منطقه‌ای ایران ادامه داد: بخشی از کشورهای پیرامونی، تصمیم‌ها و جهت‌گیری‌های خود را برای افزایش سهمشان در نظم آینده اتخاذ کرده‌اند و تهران نباید تنها با الگوهای معمول دیپلماتیک یا با فرض استمرار روابط گذشته، رفتار آن­ها را تحلیل کند. از همین منظر، ایران به نوع جدیدی از استقلال راهبردی نیاز دارد، استقلالی که بر طراحی داخلی و ارزیابی مستقل از منافع بازیگران متکی باشد، نه بر نسخه‌های ساده برای کاهش تنش یا جلب رضایت قدرت‌های خارجی است.

کارشناس امنیت و روابط بین‌الملل با اشاره به ظرفیت‌هایی مانند تنگه هرمز و کریدورهای انرژی افزود: سیاست‌گذاری ایران نباید تنها بر کشورهای تولیدکننده و مبدا انرژی متمرکز باشد، بلکه مصرف‌کنندگان و مقصد محموله‌ها نیز باید در محاسبات وارد شوند. از همین رو، امکان منتفع یا متضرر کردن هدفمند مصرف‌کنندگان مختلف می‌تواند ابزارهای جدیدی در اختیار ایران قرار دهد، اما استفاده از این ابزارها به توان کارشناسی و پردازش معادلات پیچیده اقتصادی، جغرافیایی و سیاسی نیاز دارد.

صمد زاده در پایان با انتقاد از ضعف بدنه کارشناسی کشور اظهار داشت: ایران با وجود تعداد بالای دانش‌آموختگان، در بسیاری از حوزه‌های جغرافیایی و پرونده‌های سیاست خارجی با کمبود کارشناس واقعی روبه‌رو است. در موضوعاتی مانند چین، آسیای مرکزی و کشورهای عضو شانگهای نیز گاه حلقه کارشناسی بسیار محدودی وجود دارد. بنابراین، دوره گذار بسیار پیچیده‌تر از نظم تثبیت‌شده است و ایران باید هم‌زمان مناسبات خود با چین، آمریکا، روسیه و دیگر قدرت‌ها را مدیریت کند، و توسعه هدفمند بدنه کارشناسی و انجام سریع‌تر انتخاب‌های راهبردی، از الزامات حفظ استقلال و منافع ملی کشور است، زیرا با گذشت زمان، دامنه گزینه‌های ایران محدودتر می‌شود.

سخنران دیگر این همایش معین شادرو رئیس بنیاد نهضت سازمان تبلیغات اسلامی بود، وی با بیان این­که جایگاه ایران در نظم نوین تنها از مسیر افزایش توان نظامی شکل نمی‌گیرد، فزود: کشور برای ایفای نقش موثر در نظم جدید، به ارائه الگویی کارآمد از حکمرانی نیاز دارد و اقتصاد در این الگو جایگاهی اساسی دارد. اگر کارآمدی نظام اداره کشور زیر سوال برود، امکان تبدیل شدن ایران به یک الگو و بازیگر اثرگذار در محیط بین‌المللی نیز تضعیف خواهد شد.

شادرو با اشاره به جایگاه اقتصاد مقاومتی خاطر نشان کرد: اقتصاد مقاومتی نباید فقط یک سیاست بخشی در حوزه اقتصاد دیده شود، بلکه می‌تواند بخشی از راهبرد کلان ایران برای حضور در منطقه و نظم جدید باشد. روابط با شرق و استفاده از ظرفیت‌های خارجی با این نگاه تعارضی ندارد، اما شاهراه اصلی قدرت اقتصادی ایران باید اقتصادی باشد که جامعه به شکل واقعی و عمیق در آن حضور داشته باشد و نسبت به اهداف آن احساس تعلق کند.

رئیس بنیاد نهضت با تمرکز بر نقش مردم در اقتصاد بیان داشت: یکی از مسائل اساسی، شکل‌گیری ذهنیت عمومی نسبت به تولید، کار و پیشرفت است. تا زمانی که تولید فقط با معیارهایی مانند صرفه اقتصادی سنجیده شود و جایگاه تولیدکننده و کارگر در ذهن جامعه به یک ارزش تبدیل نشود، نمی‌توان انتظار داشت عزم عمومی لازم برای اقتصاد مقاومتی شکل بگیرد. از همین رو، تغییر ذهنیت می‌تواند زمینه مشارکت مردم و ورود سرمایه، توان و زندگی آنان به عرصه اقتصاد را فراهم کند.

وی افزود: مسئله فقط وجود منابع مالی در اختیار مردم نیست، بلکه مشارکت اقتصادی زمانی معنا پیدا می‌کند که جامعه نسبت به مسیر اقتصادی کشور دل بدهد و خود را در پیشرفت آن سهیم بداند.  مردم در حوزه امنیت و در شرایط جنگی، حضور و همراهی خود را نشان داده‌اند، اما چنین سطحی از مشارکت هنوز در حوزه اقتصاد شکل نگرفته است و بدون ایجاد این پیوند، تحقق کامل اقتصاد مقاومتی دشوار خواهد بود.

شادرو در پایان با اشاره به ظرفیت بنیاد نهضت در ارتباط با مدارس، دانشگاه‌ها، تشکل‌ها و اندیشکده‌ها تاکید کرد: گفت‌وگو با نخبگان و استعدادهای جوان برای ارتقای ذهنیت اقتصادی و تبیین نقش مردم در تولید و پیشرفت کشور، یکی از مسیرهای عملی در این زمینه است. این مسیر می‌تواند زمینه شکل‌گیری عزم عمومی مورد نیاز برای اقتصاد مقاومتی و تقویت جایگاه ایران در نظم جدید را فراهم کند.

مهدی میرزایی، مدیر اندیشکده حکمرانی شریف با اشاره به سرعت بالای تحولات جهانی گفت: شناخت مواضع رسمی دولت‌ها برای فهم نظم جدید کافی نیست، زیرا بسیاری از ایده‌هایی که بعدا به سیاست رسمی تبدیل می‌شوند، ابتدا در محافل نخبگانی، رسانه‌ها، نهادهای تخصصی و میان فعالان اقتصادی شکل می‌گیرند. اندیشکده‌ها نباید تنها به پژوهش و ارائه پیشنهاد سیاستی محدود بمانند، بلکه باید از طریق دیپلماسی نخبگانی، نقش مستقیم‌تری در ارتباطات بین‌المللی و شکل‌دهی به محیط پیرامونی کشور ایفا کنند.

وی درباره دستور کار ایران برای پایان دادن به چرخه جنگ و فشار و تسریع پیشرفت اظهار داشت: این هدف را می‌توان در سه محور افزایش هزینه تهدید ایران، کاهش آسیب‌پذیری‌های داخلی و افزایش منفعت همکاری با ایران خلاصه کرد. نخستین محور، به حفظ و تقویت بازدارندگی معتبر نیاز دارد، به گونه‌ای که هر بازیگری پیش از آغاز درگیری بداند با هزینه واقعی مواجه خواهد شد. در عین حال، قدرت ملی تنها به توان دفاعی محدود نمی‌شود و تداوم عملکرد نهادها در بحران و همراهی جامعه نیز بخشی از آن است.

مدیر اندیشکده حکمرانی شریف با اشاره به محور دوم افزود: کاهش آسیب‌پذیری داخلی، ارتباط مستقیمی با ثبات اقتصادی و توان تولید دارد. هنگامی که تولیدکننده درباره انرژی، مواد اولیه و مقررات تجاری امکان برنامه‌ریزی ندارد یا خانوار با کاهش قدرت خرید روبه‌رو است، فشار خارجی اثر بیشتری بر کشور می‌گذارد. در نتیجه، هرچه اقتصاد باثبات‌تر و تولید توانمندتر باشد، اثر فشارهای خارجی کاهش می‌یابد و قدرت انتخاب ایران و جامعه افزایش پیدا می‌کند.

میرزایی سومین محور را افزایش منفعت همکاری با ایران دانست و خاطر نشان کرد: کشورها در شرایط جدید با نگرانی‌هایی مانند هزینه بحران، امنیت انرژی، ایمنی کشتیرانی و پایداری تجارت روبه‌رو هستند و ایران باید برای این مسائل پیشنهادهای عملی روی میز بگذارد. همچنین موقعیت ایران در خلیج فارس و تنگه هرمز، افزون بر ایجاد بازدارندگی می‌تواند مبنایی برای همکاری در حوزه انرژی، حمل‌ونقل و تجارت باشد، به گونه‌ای که کشورهای بیشتری در ثبات و رونق ایران منفعت پیدا کنند.

میرزایی در جمع‌بندی سخنان خود بیان داشت: دو واقعیت باید در محاسبات دیگر بازیگران تثبیت شود، نخست این­که تهدید ایران هزینه دارد و دوم این­که همکاری با ایران منفعت ایجاد می‌کند. بنابراین، تحقق این هدف به کار مداوم، طراحی پیشنهادهای عملی و فعال شدن ظرفیت اندیشکده‌ها در حوزه شناخت، روایت‌سازی، شبکه‌سازی و مسیرسازی از طریق دیپلماسی نخبگانی نیاز دارد تا ارتباطات بین‌المللی به برنامه‌های اجرایی و قابل استفاده برای کشور تبدیل شود.

میرهادی رهگشای سردبیر رسانه مسیر اقتصاد با اشاره به تجربه پوشش تحولات هفت ماه اخیر بیان کرد: این رسانه به جای تمرکز بر رقابت خبری، تحولات جنگ را با رویکرد تحلیلی و در چارچوب اقتصاد مقاومتی دنبال کرده و در طول هفت ماه اخیر، حدود هزار مطلب در این حوزه منتشر کرده است.

وی افزود: تقابل ایران و آمریکا پس از مرحله‌ای که وجه نظامی آن پررنگ‌تر بود، اکنون به وضعیتی رسیده که می‌توان آن را مسابقه تاب‌آوری نامید، رقابتی که در آن توان دو طرف برای تحمل فشار، حفظ گزینه‌ها و وارد کردن هزینه به طرف مقابل اهمیت دارد. ایران در ماه‌های گذشته توانسته در برابر سطح بالایی از فشار دوام بیاورد. از همین رو، این تاب‌آوری و ابتکار عمل ایران در تنگه هرمز و ایجاد فشار بر بازارهای انرژی، مالی، نرخ بهره و اوراق آمریکا باید در ارزیابی وضعیت تقابل مورد توجه قرار گیرد.

رهگشای  در ادامه اظهار داشت: بازتاب این آثار در رسانه‌های آمریکایی نشان می‌دهد فشار در این تقابل یک‌طرفه نیست و ایران نیز ابزارهایی برای تحمیل هزینه به اقتصاد طرف مقابل در اختیار دارد. این کارشناس اقتصادی با انتقاد از نحوه بازنمایی شرایط خاطر نشان کرد: در تریبون‌های بین‌المللی، به جای برجسته کردن هزینه‌هایی که جنگ‌افروزی آمریکا و اقدامات ایران برای طرف مقابل ایجاد کرده و مطالبه توقف تهدید و فشار، تمرکز اصلی بر مشکلات داخلی ایران و آمادگی برای مذاکره قرار می‌گیرد. از همین رو، چنین روایتی می‌تواند این برداشت را ایجاد کند که ایران گزینه‌ای جز مذاکره ندارد، در حالی که تحولات ماه‌های گذشته نشان می‌دهد کشور همچنان ابزارهایی برای اعمال فشار متقابل و افزایش هزینه‌های طرف مقابل در اختیار دارد.

رهگشای اظهار داشت: برآوردها نشان می‌دهد برخلاف اوایل جنگ، کشورهای منطقه نفت خود را از تنگه هرمز عبور می‌دهند، اما نفت ایران در محاصره باقی مانده است. برای تغییر این معادله به نفع ایران، باید آرایش جنگی داشت و به جای مذاکره، پاسخ تهدید و فشار را مقتدرانه داد، و برای این اقدام شاید تنها چند هفته فرصت وجود داشته باشد. سردبیر رسانه مسیر اقتصاد با بیان این­که آمریکا هم‌زمان در عرصه‌های نظامی، اقتصادی، روانی و رسانه‌ای علیه ایران آرایش جنگی دارد، تاکید کرد: در طرف ایرانی هنوز هماهنگی نهادی مشابهی دیده نمی‌شود و به ویژه آرایش اقتصادی متناسب با شرایط جنگی شکل نگرفته است. در شرایطی که تورم و کاهش قدرت خرید مستقیما تاب‌آوری جامعه را تحت فشار قرار می‌دهد، تعلل در تصمیم‌هایی مانند جبران قدرت خرید خانواده‌ها یا مهار عوامل اصلی جهش نرخ ارز، با منطق اداره اقتصاد در دوران جنگ سازگار نیست.

رهگشای در پایان افزود: آرایش اقتصادی در دوره جنگ مستلزم آن است که تصمیم‌های اقتصادی با معیار افزایش تاب‌آوری جامعه و حفظ توان ادامه تقابل سنجیده شود، حتی اگر برخی اقدامات در کوتاه‌مدت هزینه‌هایی مانند افزایش کسری بودجه داشته باشد. بنابراین حفظ ذخایر و ظرفیت‌های اقتصادی برای روز مبادا زمانی معنا دارد که فشار جاری، خود به تضعیف قدرت اقتصادی و اجتماعی کشور منجر نشود.

هادی قاسمی رئیس سازمان بسیج دانشجویی به عنوان آخرین سخنران این همایش، با بیان این­که اقتصاد مقاومتی به عنوان چارچوب اقتصادی انقلاب اسلامی برای مواجهه با تکانه‌ها و تهدیدها مطرح شده است، خاطر نشان کرد: اکنون همان مقطعی است که این ایده باید از سطح نظری و تخصصی فراتر برود و در میدان اداره کشور نقش‌آفرینی کند. همان‌گونه که برخی ایده‌های دفاعی در طول سال‌ها به ظرفیت عملی تبدیل شدند، اقتصاد مقاومتی نیز باید امروز توان کشور را در برابر فشارهای اقتصادی و تحولات نظم جدید تقویت کند. در نتیجه مرحله کنونی بیش از تولید طرح‌های تخصصی جدید، به بسیج عمومی اندیشه‌ها، اندیشکده‌ها و ظرفیت‌های اجتماعی حول اقتصاد مقاومتی نیاز دارد.

وی افزود: این مفهوم هنوز به اندازه کافی از فضای اندیشکده‌ای خارج نشده و در ذهن و فرهنگ عمومی جامعه جای نگرفته است، در حالی که تجربه‌هایی مانند معرفی دستاوردهای صنعتی نشان می‌دهد روایت و تبیین درست ظرفیت‌های کشور می‌تواند هم جامعه و هم کنشگران اقتصادی را نسبت به امکان پیشرفت امیدوارتر و فعال‌تر کند.

رئیس سازمان بسیج دانشجویی در جمع‌بندی سخنان خود اظهار داشت: اندیشکده اقتصاد مقاومتی با توجه به سوابق و کارنامه خود در حل مسائل کشور، باید نقش شتاب‌دهنده و حلقه میانی را برای ائتلاف و جهت‌دهی به مجموعه‌های مختلف بر عهده گیرد و نسبت دانشگاه‌ها، اندیشکده‌ها و دستگاه‌های فرهنگی با اقتصاد مقاومتی را مشخص کند. بنابراین، در شرایط فعلی باید برای مجموعه‌های مختلف، نقش‌های مشخص تعریف شود تا بازآفرینی قدرت ایران در نظم نوین جهانی، از مسیر یک حرکت منسجم فکری و اجتماعی، به گفتمان غالب و برنامه‌ای عملی تبدیل شود.

انتهای پیام/