اسلام نخستین و شکلگیری پازل یک هویت
- اخبار فرهنگی
- اخبار اندیشه
- 18 مهر 1405 - 16:04
به گزارش خبرگزاری تسنیم؛ حسن اکبری بیرق، مترجم کتاب محمد (ص) و مومنان در صدر اسلام اثر فرد دانر، در واکاوی نظریه جنبش مومنان و جایگاه آن در مطالعات اسلام نخستین گفت: تحول پژوهشهای مربوط به خاستگاه اسلام، تنها در افزایش تعداد کتابها و مقالهها خلاصه نمیشود، بلکه شیوه پرسش از منابع و روش استفاده از آنها نیز در دهههای اخیر تغییر کرده است.
وی با اشاره به گسترش منابع مورد استفاده در پژوهشهای جدید بیان کرد: برای شناخت تاریخ اسلام نخستین، دیگر نمیتوان صرفا به سیره، حدیث و تاریخنگاریهای متاخر بسنده کرد. قرآن و منابع روایی اسلامی همچنان اهمیت دارند، اما باید در کنار دادههایی مانند کتیبهها، سکهها، پاپیروسها، اسناد اداری و منابع همزمان مسیحی، یهودی، سریانی، یونانی و ارمنی خوانده شوند. همچنین بخش قابل توجهی از روایتهای تفصیلی مربوط به صدر اسلام با فاصلهای از رویدادهایی که روایت میکنند، ثبت شدهاند. از همین رو، مورخ باید به جای آنکه هر متن را گزارشی بیواسطه از واقعه تلقی کند، زمان شکلگیری روایت، هویت ناقل یا مولف، فضای سیاسی و اجتماعی تولید متن و نسبت آن با دیگر شواهد مستقل را بررسی کند.
اکبریبیرق این تغییر را مهمترین وجه رویکردهای تازه دانست و اظهار داشت: تفاوتگذاشتن میان یک منبع تاریخی و گزارش مستقیم از یک واقعه، به پژوهشگر امکان میدهد با دقت بیشتری تاریخ اسلام را بازسازی کند. این رویکرد گرچه پاسخ همه پرسشها را به دست نمیدهد، اما صورت مسئله را دقیقتر میکند و مانع از سادهسازی تاریخ صدر اسلام میشود.
این مترجم با تاکید بر ضرورت پرهیز از نگاه یکسویه به آثار اسلامپژوهان غیرمسلمان تصریح کرد: نمیتوان همه پژوهشهای غربی درباره اسلام را در قالب یک پروژه سیاسی یا امنیتی توضیح داد، چرا که چنین رویکردی، پژوهش را به تئوری توطئه تقلیل میدهد و راه گفتوگوی علمی را میبندد. در میان پژوهشگران غیرمسلمان هم، مانند پژوهشگران مسلمان، انگیزهها و رویکردهای گوناگونی وجود دارد، مثلا برخی به تاریخ ادیان علاقه دارند، برخی تاریخ خاورمیانه و مناسبات میان ادیان و حکومتها را بررسی میکنند و گروهی نیز به مسائل روششناختی به ویژه چگونگی بازسازی گذشته از منابع دیرهنگام میپردازند.
اکبریبیرق با اشاره به جایگاه فرد دانر خاطر نشان کرد: دانر را باید مورخی دانست که تلاش میکند با استفاده انتقادی از منابع گوناگون، تصویر قابلدفاعتری از اسلام نخستین ارائه دهد. دانر نه روایت سنتی را بدون پرسش میپذیرد و نه همه منابع اسلامی را فاقد اعتبار میداند. ایشان وجود تاریخی پیامبر اسلام (ص) را انکار نمیکند و قرآن را نیز متنی بسیار متاخر تلقی نمیکند، بلکه معتقد است قرآن تا پایان سده هفتم میلادی تثبیت شده بود، اما در عین حال بر ضرورت خوانش انتقادی و تطبیقی منابع روایی تاکید دارد. بنابراین، جایگاه وی میان مدافعان روایت سنتی و دیدگاههای شکاک و رادیکال قرار میگیرد.
وی در ادامه تصریح کرد: یکی از پایههای اصلی دیدگاه دانر، مطالعه ظهور اسلام در بستر خاور نزدیک اواخر دوران باستان است. در این دوره، بیزانس و ایران ساسانی قدرتهای مهم منطقه بودند و یهودیت، مسیحیت و جریانهای مختلف توحیدی در فضای دینی خاور نزدیک حضوری پررنگ داشتند. همچنین عربستان نیز از این تحولات جدا نبود و ارتباطهای تجاری، فرهنگی و سیاسی این منطقه را با جهان پیرامون پیوند میداد. بر همین اساس، دانر ظهور دعوت پیامبر اسلام (ص) را رویدادی بیرون از تاریخ منطقه نمیداند، بلکه آن را در ارتباط با دغدغههایی مانند توحید، تقوا، عمل صالح، رستاخیز و داوری الهی بررسی میکند.
به گفته این مترجم، توجه به زمینه تاریخی به معنای تقلیل اسلام به شرایط اجتماعی و سیاسی زمانه نیست. دانر برخلاف برخی روایتها که شکلگیری اسلام را صرفا با منافع اقتصادی، قدرتطلبی سیاسی یا ملیگرایی عربی توضیح میدهند، معتقد است انگیزه دینی و جستوجوی رستگاری، جایگاهی محوری در جنبش اولیه داشته است.
اکبریبیرق با تشریح ایده مرکزی دانر افزود: محور اصلی کتاب محمد (ص) و مومنان در صدر اسلام، بازسازی فرایند شکلگیری هویت اسلامی است، چرا که معتقد است نباید جامعه نخستین پیرامون پیامبر اسلام (ص) را با مرزبندیهای تثبیتشده دورههای بعد توضیح داد.
وی افزود: دانر از تعبیر جنبش مومنان استفاده میکند تا نشان دهد پیروان نخستین پیامبر اسلام (ص) در آغاز بیش از هر چیز بر ایمان به خداوند یگانه، عمل صالح، تقوا و آمادگی برای داوری نهایی تاکید داشتند. بر اساس این دیدگاه، این جنبش هنوز به دینی با مرزهای روشن و نهادهای کاملا شکلگرفته تبدیل نشده بود.
مترجم کتاب محمد (ص) و مومنان در صدر اسلام در ادامه خاطر نشان کرد: مقصود دانر این نیست که اسلام وجود نداشته یا پیامبر اسلام (ص) رهبر جنبشی یهودی یا مسیحی بوده است، بلکه میگوید مرزهای هویتی میان پیروان پیامبر اسلام (ص)، یهودیان و مسیحیان در دهههای نخست به اندازه دورههای بعد روشن و تثبیت شده نبود. به باور دانر، عنوان مومنان در مرحله نخست، میتوانست دامنهای گستردهتر از مرزبندیهای دینی بعدی داشته باشد و حتی یکتاپرستان درستکار را دربرگیرد. این جنبش در گذر زمان و تحت تاثیر تحولات سیاسی، اجتماعی و دینی، به جامعهای با هویت مستقلتر، مرزهای روشنتر و مناسک منسجمتر تبدیل شد.
اکبریبیرق با اشاره به بحث دانر درباره دوره اموی بیان کرد: یکی از بخشهای قابل توجه نظریه وی، نقش امویان بهویژه در دوره عبدالملک بن مروان در تثبیت هویت اسلامی است. دانر نمیگوید امویان پدیدآورنده اسلام بودهاند، بلکه معتقد است آنان در مرحلهای از تاریخ، در صورتبندی و تثبیت هویت دینی جامعه نقش موثری ایفا کردند.
وی افزود: در دوره اموی، همزمان با عبور جامعه از جنگها و بحرانهای داخلی تاکید بر پیامبر اسلام (ص) و قرآن افزایش یافت، برخی مناسک و آموزههای دینی صورتبندی روشنتری پیدا کردند و مرزهای هویتی جامعه استحکام بیشتری یافت. از این منظر، توجه به این نقش تاریخی به معنای نادیدهگرفتن نقدهای موجود درباره عملکرد امویان نیست، چرا که تبیین تاریخی با داوری اخلاقی تفاوت دارد و میتوان در عین داشتن نقد نسبت به یک حکومت، نقش آن را در تحولات هویتی و نهادی جامعه نیز بررسی کرد.
اکبری بیرق در پایان خاطر نشان کرد: دستاورد مهم نظریه دانر این است که اسلام نخستین را پدیدهای ثابت و کامل از همان آغاز نمیبیند. در این نگاه هویت اسلامی بهتدریج در تعامل با محیط دینی و سیاسی خاور نزدیک و در جریان تحولات داخلی جامعه نخستین، شکل گرفته است. از همین رو، این دیدگاه یادآوری میکند که تاریخ صدر اسلام را نمیتوان تنها با سیاست یا تنها با دین توضیح داد و عواملی همچون ایمان و دغدغه رستگاری، در کنار فتوحات، جنگهای داخلی، مسئله جانشینی، رقابت بر سر رهبری و دگرگونیهای اجتماعی همه در مسیر تکوین هویت اسلامی اثرگذار بودهاند. بنابراین، نظریه جنبش مومنان پاسخ نهایی و قطعی به همه مسائل تاریخ اسلام نخستین نیست، اما بازسازی تاریخی مهمی است که میتواند پرسشهای تازهای درباره مفهوم اسلام، مسلمانان و مومنان در سده نخست هجری پیش روی پژوهشگران قرار دهد.
انتهای پیام/