دیپلماسی عزت و ذلت در قرآن در تقابل سلیمان نبی(ع) و بلقیس

به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، در سوره نمل آمده است: «قَالَتْ إِنَّ الْمُلُوكَ إِذَا دَخَلُوا قَرْیَةً أَفْسَدُوهَا وَجَعَلُوا أَعِزَّةَ أَهْلِهَا أَذِلَّةً وَكَذَالِكَ یَفْعَلُونَ * وَإِنِّی مُرْسِلَةٌ إِلَیْهِم بِهَدِیَّةٍ فَنَاظِرَةٌ بِمَ یَرْجِعُ الْمُرْسَلُونَ * فَلَمَّا جَاءَ سُلَیْمَانَ قَالَ أَتُمِدُّونَنِ بِمَالٍ فَمَا آتَانِیَ اللَّهُ خَیْرٌ مِّمَّا آتَاكُم بَلْ أَنتُم بِهَدِیَّتِكُمْ تَفْرَحُونَ * ارْجِعْ إِلَیْهِمْ فَلَنَأْتِیَنَّهُم بِجُنُودٍ لَّا قِبَلَ لَهُم بِهَا وَلَنُخْرِجَنَّهُم مِّنْهَا أَذِلَّةً وَهُمْ صَاغِرُونَ»

[ملکه سبأ] گفت: «همانا پادشاهان هنگامی که [با ابزار، ادوات جنگی و سپاهی رزمی] وارد شهری می‌شوند، آن را تبار می‌کُنند و عزیزان اهلش را به ذلت و خواری می‌نشانند و [آنان] همواره چنین می‌کنند! (34) من به سوی آنان هدیه‌ای [قابل توجه] می‌فرستم، پس با تأمل می‌نگرم که فرستادگان با چه پاسخی برمی‌گردند؟» (35)

هنگامی که [فرستاده ملکه سبأ] نزد سلیمان آمد، [سلیمان] گفت: «آیا مرا با مالی [اندک و ناچیز] یاری می‌دهید؟ آنچه خدا [از نبوت و حکومت و ثروت] به من عطا کرده، بهتر است از آنچه به شما داده [هدیه شما برای من شادی‌آور نیست]؛ این شمایید که با هدیه خود شادمانی می‌کنید. (36) به سوی آنان بازگرد که ما حتماً با سپاهیانی به سوی آنان خواهیم آمد که قدرت رویارویی با آن را ندارند، و آنان را در حالی که [در آن منطقه] حقیر و بی‌ارزش شده‌اند، با خواری و ذلت از آنجا بیرون می‌کنیم.» (37)

آیات 34 تا 37 سوره مبارکه نمل، یکی از درخشان‌ترین صحنه‌های «تعامل دیپلماتیک، روان‌شناسی قدرت و مدیریت بحران» را در قرآن کریم به تصویر می‌کشد. در این مقطع، دو الگوی متمایز از مواجهه سیاسی و بین‌المللی روبه‌روی یکدیگر قرار می‌گیرند: الگوی ملکه سبأ (بلقیس): دیپلماسی واقع‌گرایانه، محافظه‌کارانه و مبتنی بر تطمیع و آزمون (تلاش برای انفعال یا تعدیل اراده طرف مقابل با ابزار مادی).

الگوی حضرت سلیمان(ع): دیپلماسی آرمان‌گرا، مقتدرانه، بازدارنده و غیرقابل‌معامله (مبتنی بر استغنای ارزشی و پشتوانه قدرت قاطع). در ادامه، واکاوی مؤلفه‌های «دیپلماسی قوی» و «دیپلماسی ضعیف/منفعل» با تکیه بر ساختار معنایی و بلاغی این آیات ارائه می‌شود:

1. آسیب‌شناسی دیپلماسی ضعیف و منفعل (رویکرد ملکه سبأ)

ملکه سبأ حاکمی هوشمند و مصلحت‌اندیش است، اما رویکرد ابتدایی او در قبال نامه رسمی حضرت سلیمان(ع)، نماینده شاخص‌های یک «دیپلماسی در موضع ضعف» است: رئالیسم مبتنی بر ترس به‌جای بازدارندگی («إِنَّ الْمُلُوكَ إِذَا دَخَلُوا قَرْیَةً...»): او سرشت جنگ و تجاوز قدرت‌های غالب را دقیق تحلیل می‌کند («تباه کردن شهرها» و «خوار ساختن نخبگان و عزیزان»). این فهم واقع‌گرایانه است، اما خاستگاه آن انفعال و هراس از فروپاشی ساختار قدرت است، نه برنامه‌ای ایجابی برای صیانت از عزت ملی.

دیپلماسی تطمیع و باج‌دهی اقتصادی («وَإِنِّی مُرْسِلَةٌ إِلَیْهِم بِهَدِیَّةٍ»): نخستین ابزار طرف ضعیف‌تر در این الگو، تقلیل یک چالش مبنایی (دعوت توحیدی سلیمان و نفی شرک) به یک «تراکنش اقتصادی» است. دیپلماسی هدیه در اینجا دو کارکرد دارد:

تطمیع حریف: تلاش برای خرید امنیت و منصرف کردن مدعی از طریق منافع مادی. آزمون ماهیت قدرت: آیا طرف مقابل پادشاهی دنیاطلب است که با ثروت رام می‌شود یا مأموریتی فراتر دارد؟

سیاست انتظار و بلاتکلیفی («فَنَاظِرَةٌ بِمَ یَرْجِعُ الْمُرْسَلُونَ»): استفاده از اسم فاعل «ناظرة» نشان‌دهنده چشم‌انتظاری، تعلیق تصمیم‌گیری و واگذاری ابتکار عمل به طرف مقابل است. در دیپلماسی ضعیف، ابتکار عمل همواره در دست رقیب مقتدر است و طرف ضعیف صرفاً به بازخوردها واکنش نشان می‌دهد.

2. ارکان دیپلماسی قوی و مقتدرانه (رویکرد حضرت سلیمان(ع))

موضع سلیمان نبی(ع) تجلی کامل «دیپلماسی عزت، حکمت و مصلحت» است که در آن اقتدار به معنای سرکشی نیست، بلکه صیانت از اصول، نفی معامله‌گری و اعمال بازدارندگی حداکثری است: نفی ارتشاء سیاسی و شکستن منطق معامله‌گری («أَتُمِدُّونَنِ بِمَالٍ؟!»): استفهام انکاری با تحقیر واژه «مال» (تنوین برای ناچیز شمردن هدیه در برابر حقیقت دعوت) همراه است. دیپلمات قوی اجازه نمی‌دهد اصول، کرامت و مبانی بنیادین به کالا تبدیل شوند و در میز مذاکره قیمت‌گذاری گردند.

استغنای روحی و تکیه بر منبع قدرت لایزال («فَمَا آتَانِیَ اللَّهُ خَیْرٌ مِّمَّا آتَاكُم»): پایه دیپلماسی مقتدر، احساس غنای ذاتی و عدم وابستگی به مطامع طرف مقابل است. سلیمان(ع) ثروت و شوکت خود را موهبت الهی می‌داند؛ بنابراین ابزار فشار و تطمیع اقتصادی طرف مقابل در برابر او کارایی خود را از دست می‌دهد.

برهم زدن محاسبات روانی و تحقیر توهم امتیاز («بَلْ أَنتُم بِهَدِیَّتِكُمْ تَفْرَحُونَ»): او زمین بازی را تغییر می‌دهد. به طرف مقابل نشان می‌دهد که آنچه برای شما اوج افتخار و ابزار نجات تلقی می‌شود («فرح به هدیه»)، در مقیاس تمدنی ما هیچ ارزش راهبردی ندارد. این کار موجب فروپاشی محاسبات روانی هیئت دیپلماتیک سبأ می‌شود.

اعمال دکترین بازدارندگی و ضرب‌الاجل قاطع («ارْجِعْ إِلَیْهِمْ فَلَنَأْتِیَنَّهُم بِجُنُودٍ لَّا قِبَلَ لَهُم بِهَا...»):

دیپلماسی قوی، بدون پشتوانه قدرت سخت، توهمی بیش نیست. حضرت سلیمان(ع) از ابزار کلام برای تسلیم قطعی و پیشگیری از جنگ طولانی بهره می‌برد:

قطع ارتباط فرستاده: «ارْجِعْ إِلَیْهِمْ» (عدم پذیرش فرستاده و هدیه؛ پایان مذاکرات صوری).

تهدید نظامی: استفاده از لام قسم و نون تأکید ثقیله در «فَلَنَأْتِیَنَّهُم» و «وَلَنُخْرِجَنَّهُم».

مبالغه در تهدید و وعده جنگ نامتقارن: عبارت «لَّا قِبَلَ لَهُم بِهَا» یعنی نیرویی فراتر از حد محاسبات و ادراک رزمی دشمن.

بازگرداندن مفهوم «ذلت» به عنوان مجازات استکبار: بلقیس پیش‌تر گفته بود پادشاهان «أَعِزَّةَ أَهْلِهَا أَذِلَّةً» می‌کنند. سلیمان(ع) این معادله را بازتعریف می‌کند؛ عزت بدون توحید و حق‌محوری توهم است و پایان گردن‌کشی در برابر حق، خروج از سرزمین با حقارت است: «وَلَنُخْرِجَنَّهُم مِّنْهَا أَذِلَّةً وَهُمْ صَاغِرُونَ».

3. فرجام دیپلماسی عزت

نکته کلیدی در منطق دیپلماسی قرآنی این است که دیپلماسی قوی و مقتدرانه سلیمان نبی(ع) به جنگ و ویرانی نینجامید، بلکه شدت لحن و نمایش قاطعیت بازدارنده موجب شد: ملکه سبأ بفهمد که با یک قدرت توسعه‌طلب مادی روبه‌رو نیست، بلکه با اراده‌ای تسخیرناپذیر و صاحب‌ رسالت طرف است. جنگی ویرانگر رخ نداد و هزینه‌های سنگین انسانی حذف شد.

این قاطعیت راهبردی، زمینه‌ساز سفر ملکه به دربار سلیمان و در نهایت تحول فکری و اعتقادی او شد، تا جایی که با آگاهی تمام اقرار کرد: «رَبِّ إِنِّی ظَلَمْتُ نَفْسِی وَأَسْلَمْتُ مَعَ سُلَیْمَانَ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ» (نمل: 44).

آیات نشان می‌دهند که دیپلماسی قوی آن نیست که به استقبال درگیری برود، بلکه آن است که با «استغنای ارزشی»، «عدم پذیرش باج و مصالحه بر سر خطوط قرمز»، و «پشتوانه قدرت غیرقابل‌تردید»، دشمن را پیش از آغاز نبرد دچار فلج محاسباتی کند؛ در حالی که دیپلماسی ضعیف با تقلیل مسائل بنیادین به امتیازات مادی و تلاش برای باج‌دهی، طمع حریف را بیشتر و آسیب‌پذیری خود را آشکارتر می‌سازد.

یادداشت از: حجت‌الاسلام‌والمسلمین سید محمدحسن جواهری، استاد حوزه و دانشگاه

انتهای پیام/