طاعون روسیه؛ سوژه تازه تطبیق‌گرایان ظهور

خبرگزاری تسنیم، سعید شیری: با وقوع حوادث سیاسی و نظامی در منطقه، برخی افراد به سراغ روایات مربوط به نشانه‌های ظهور می‌روند و تلاش می‌کنند اتفاقات روز را با این روایات تطبیق دهند. برای مثال، گاهی تحولات یک کشور را به خروج سفیانی نسبت می‌دهند یا یکی از شخصیت‌های سیاسی و نظامی منطقه را بر سید خراسانی منطبق می‌کنند.

در این روش، ابتدا یک حادثه رخ می‌دهد و سپس افراد به دنبال روایتی می‌گردند که بتوانند آن را با اتفاق پیش‌آمده تطبیق دهند؛ بدون آنکه لزوماً دلیل روشنی برای این تطبیق داشته باشند.

این مسئله درباره بیماری‌های همه‌گیر هم دیده می‌شود. به‌محض انتشار خبر شیوع یک بیماری در گوشه‌ای از جهان، برخی به سراغ احادیثی می‌روند که از وقوع بیماری و مرگ‌ومیر پیش از ظهور قائم عجل الله تعالی فرجه سخن گفته‌اند. برای نمونه، با انتشار خبر طاعون در روسیه، روایت منسوب به امیرالمؤمنین علیه‌السلام درباره «موت ابیض» را مطرح می‌کنند که در آن، مرگ سفید به طاعون تفسیر شده است. اما یک پرسش مهم این است که چرا طاعون‌های گسترده در قرن‌های گذشته، از جمله طاعون سیاه و همه‌گیری بزرگ طاعون در قرن نوزدهم، به همین شکل با نشانه‌های ظهور تطبیق داده نمی‌شدند؟

طاعون سیاه در قرن هشتم قمری

به عنوان نمونه طاعون سیاه یکی از بزرگ‌ترین همه‌گیری‌های تاریخ بود که حدود سال‌های 1346 تا 1353 میلادی، بخش‌های گسترده‌ای از اوراسیا و شمال آفریقا را درگیر کرد. این دوره تقریباً با سال‌های 747 تا 755 قمری هم‌زمان است و در نتیجه، در قرن هشتم قمری قرار می‌گیرد. این همه‌گیری از مرگ‌بارترین بحران‌های جمعیتی قرون وسطی به شمار می‌رود.

گسترش بیماری از مسیرهای تجاری و ارتباط میان شهرها و بنادر صورت گرفت. طاعون از مناطق شرقی‌تر به حوزه دریای سیاه و سپس به بنادر مدیترانه رسید و در سال 1347 میلادی در بخش‌هایی از اروپا گسترش یافت. در سال‌های بعد، مناطق وسیعی از ایتالیا، فرانسه، اسپانیا، انگلستان و دیگر سرزمین‌های اروپایی گرفتار شدند. گزارش‌های تاریخی همچنین از گسترش بیماری به خاورمیانه و شمال آفریقا حکایت دارند.

عامل این بیماری باکتری Yersinia pestis بود. انتقال طاعون عمدتاً از طریق کک‌های آلوده و جوندگان صورت می‌گرفت؛ البته شکل ریوی بیماری می‌تواند از طریق قطرات تنفسی نیز منتقل شود. برآوردهای مربوط به شمار قربانیان طاعون سیاه متفاوت است، اما پژوهشگران آن را یکی از فاجعه‌بارترین همه‌گیری‌های ثبت‌شده در تاریخ بشر می‌دانند. این واقعه پیامدهای گسترده‌ای بر جمعیت، اقتصاد، روابط اجتماعی و زندگی دینی جوامع آن دوره گذاشت.

مشکل این روش آن است که هر اتفاق تازه‌ای می‌تواند بهانه‌ای برای تطبیق یک روایت با حوادث روز شود. در حالی که صرف شباهت میان یک حادثه و مضمون یک روایت، برای اثبات ارتباط آن با نشانه‌های ظهور کافی نیست. پیش از هر تطبیق باید اعتبار روایت، معنای دقیق آن و دلیل انطباقش با حادثه موردنظر بررسی شود. اعتقاد به ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه به این معنا نیست که هر اتفاق سیاسی، نظامی یا طبیعی را نشانه‌ای از ظهور بدانیم. اگر برای این تطبیق‌ها دلیل روشنی وجود نداشته باشد، نتیجه چیزی جز گسترش گمانه‌زنی و ایجاد برداشت‌های نادرست درباره نشانه‌های ظهور نخواهد بود.

این شیوه برخورد با احادیث، گاهی از سوی کسانی دنبال می‌شود که می‌خواهند با طرح مطالب عجیب و پیش‌بینی‌های جنجالی، بازار خود را در فضای مجازی گرم کنند و بازدید بیشتری به دست آورند. عده‌ای هم از این فضا برای کسب درآمد استفاده می‌کنند و با طرح ادعاهای عجیب درباره ظهور، مخاطبان را به دنبال خود می‌کشانند. در کنار این افراد، کسانی هم هستند که از روی ناآگاهی و بدون بررسی سند و معنای روایات، هر اتفاقی را به نشانه‌های ظهور ربط می‌دهند و همان برداشت‌های نادرست را در میان مردم گسترش می‌دهند.

کشتار میلیونی طاعون در سال 1855 میلادی 

نمونه‌ی دیگر مربوط به همه‌گیری طاعون در میانه قرن نوزدهم میلادی است. منشأ اولیه آن را استان یون‌نان چین دانسته‌اند. این بیماری از سال 1855 میلادی به‌تدریج گسترش یافت؛ سالی که تقریباً با 1271 قمری مطابقت دارد و در قرن سیزدهم قمری قرار می‌گیرد. بااین‌حال، گسترش بین‌المللی گسترده‌تر آن در دهه‌های بعد، به‌ویژه از دهه 1890 میلادی، رخ داد.

در سال 1894 میلادی، طاعون به شهرهای مهمی مانند گوانگ‌ژو و هنگ‌کنگ رسید و سپس از طریق کشتی‌های تجاری و جابه‌جایی جوندگان آلوده به بنادر کشورهای دیگر گسترش یافت. هند، ژاپن، تایوان، سنگاپور و در ادامه بخش‌هایی از آفریقا، اروپا و قاره آمریکا درگیر این همه‌گیری شدند. بنابراین، این رویداد محدود به یک کشور یا منطقه نبود، بلکه به بحرانی جهانی تبدیل شد. برآوردها حاکی از آن است که این همه‌گیری طی چندین دهه میلیون‌ها قربانی گرفت؛ بخش بزرگی از مرگ‌ومیرها در هند و چین رخ داد. در جریان این بحران، پژوهش‌های پزشکی درباره عامل بیماری و راه‌های انتقال آن پیشرفت کرد. در سال 1894 میلادی، الکساندر یرسن باکتری عامل طاعون را شناسایی کرد و مطالعات بعدی به شناخت بهتر نقش جوندگان و کک‌ها در انتقال بیماری انجامید. این همه‌گیری در مقیاس جهانی تا میانه قرن بیستم فروکش کرد، هرچند طاعون به‌طور کامل از میان نرفت.

پس این شیوه برخورد با احادیث، گاهی از سوی کسانی دنبال می‌شود که می‌خواهند با طرح مطالب عجیب و پیش‌بینی‌های جنجالی، بازار خود را در فضای مجازی گرم کنند و بازدید بیشتری به دست آورند و پول بیشتری هم به جیب بزنند. عده‌ای هم از این فضا برای کسب درآمد استفاده می‌کنند و با طرح ادعاهای عجیب درباره ظهور، مخاطبان را به دنبال خود می‌کشانند تا دکان‌ شهرت طلبی‌شان رونق بگیرد. در کنار این افراد، کسانی هم هستند که از روی ناآگاهی و بدون بررسی سند و معنای روایات، هر اتفاقی را به نشانه‌های ظهور ربط می‌دهند و همان برداشت‌های نادرست را در میان مردم گسترش می‌دهند.

غافل از این‌که این روش، تنها یک اشتباه ساده در فهم حدیث نیست، بلکه می‌تواند ذهن و احساس مردم را نیز تحت تأثیر قرار دهد. وقتی هر حادثه‌ای به نشانه‌ای از ظهور تبدیل شود، مردم میان خبرهای واقعی و پیش‌بینی‌های بی‌پایه سردرگم می‌شوند. گاهی با شنیدن یک خبر، امید و نگرانی بی‌دلیل در جامعه شکل می‌گیرد و وقتی آن پیش‌بینی‌ها محقق نمی‌شوند، عده‌ای از اصل روایات و مسئله ظهور هم دلسرد می‌شوند. به این ترتیب، تطبیق‌های شتاب‌زده نه‌تنها کمکی به شناخت نشانه‌های ظهور نمی‌کنند، بلکه می‌توانند به اعتماد مردم به احادیث و باورهای دینی آسیب بزنند.

انتهای‌پیام/