نگاه تحلیلگران ترکیه به پیمان مکه؛ ما ناجی اسرائیل و عربستان شده‌ایم؟

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، پس لرزه‌های تصمیم جدید آنکارا برای ارسال تجهیزات، تسلیحات، مستشاران و افسران نظامی به عربستان سعودی در رسانه‌های ترکیه همچنان ادامه دارد. شمار منتقدین این تصمیم دولت اردوغان، روز به روز بیشتر می‌شود و تحلیلگران می‌گویند: حمایت از عربستان سعودی، نه تنها آورده‌ای برای ترکیه ندارد، بلکه شرایط شکننده دولت اردوغان و حزب حاکم را دشوارتر خواهد کرد.

هاکان فیدان وزیر امور خارجه ترکیه دیروز پس از دیدار با آنیتا اوربان معاون نخست‌وزیر و وزیر امور خارجه مجارستان و در یک کنفرانس مطبوعاتی مشترک، درباره نشست کمیته استراتژیک سیاسی و دفاعی توافق مکه برای دفاع مشترک که در تاریخ 5 اکتبر در ریاض برگزار شد، اعلام کرد: «توافق‌نامه دفاعی مکه، توافقی برای حمله نیست و برای دفاع است. وقتی کشوری که عضو این توافق‌نامه است مورد حمله قرار می‌گیرد، شما برای دفاع از آن در کنار آن می‌ایستید.

این توافق‌نامه، برای حمله نیست. ترکیه برای انجام حمله به کشور دیگری نیرو اعزام نخواهد کرد و هدف این توافق‌نامه بهبود همکاری دفاعی است. هیئت‌های نظامی به کار خود در زمینه برنامه‌ریزی، عملیات و تحلیل مشترک ادامه می‌دهند و متن را برای تصویب نمایندگان، به پارلمان می‌فرستیم. دیروز، ما سرانجام درخواست خود را در این مورد به رئیس‌جمهور منتقل کردیم. ما تصمیم گرفته‌ایم که آن را در اسرع وقت به پارلمان ارائه دهیم. ما تقریباً کار خودمان را تمام کرده‌ایم.»


توضیحات هاکان فیدان در چند روزنامه نزدیک به حزب حاکم در عکس و تیتر صفحه نخست جای گرفت. اما یادداشت‌های تحلیلی بسیاری از ستون نویس‌های روزنامه‌های مهم ترکیه نشان می‌دهد که این سخنان فیدان، برای آنها قانع‌کننده نبوده است.

ارسلان بولوت، یکی از تحلیلگران مشهور ترکیه است که در روزنامه ینی چاغ، با تکیه به پسزمینه‌های تاریخی و فرهنگی عثمانی – یمنی، به نکات جالبی درباره توافق مکه اشاره کرده است.

او برای متن خود، این تیتر انتقادی را انتخاب کرده است: « آیا نجاتِ اسرائیل، دِینی بر گردن آکپارتی است؟»

لطف یادداشتِ تحلیلی او در این است که علاوه بر بیان دیدگاه‌های خودش، به نظرات چند سیاستمداران برجسته ترکیه نیز اشاره کرده است. متن تحلیل ارسلان بولوت درباره این موضوع را با هم مرور می‌کنیم: 

آیا نجاتِ اسرائیل، دِینی بر گردن آکپارتی است؟

در موسیقی ترکی، یک ترانه عامیانه مشهور درباره یمن داریم. ترانه، درباره اعزام نظامیان عثمانی برای جنگ در یمن است. بخش مهم ترانه به این شکل است:
«من دارم می‌روم، رشدی بیگ، 
گریه نکن، 
با اشک هایت قلبم را با نسوزان. 
تمام هنگ رفته است، 
از من مخواه در اینجا بمانم.
سرورم مهرعلی بیگ به یمن رفته است،
آیا چادرهایش را در چمنزار برپا کرده؟
آه از آتشی که زمین را و قلب مرا می‌سوزاند
ولی برای دیگران اهمیتی ندارد.
این درد و این آتش برای قلب من است، 
برای دیگران چه اهمیتی دارد؟»

مهرعلی بیگ که در این ترانه از او یاد شده، یک ترک قره‌پاپاق-تَرکَمه بود که در روستای درواز، در منطقه بورچالی تفلیس متولد شده بود. در طول جنگ عثمانی و روسیه 1877-1878، او در جبهه قارص قهرمانی بزرگی از خود نشان داد، به خطوط دشمن حمله کرد و ارتباطات روسیه را مختل کرد و کمک‌های قابل توجهی به ارتش عثمانی کرد.

به لطف موفقیت‌هایش، اعتماد احمد مختار پاشا را جلب کرد و از سلطان عبدالحمید دوم نشان مجیدیه به او اعطا شد. بعدها، او و خانواده‌اش به همراه دیگر قره‌پاپاق‌ها در منطقه سیواس ساکن شدند.

با تأسیس هنگ چهلم سواره نظام حمیدیه، مهرعلی بیگ به دولت عثمانی خدمت کرد. سپس در بغداد با راهزنان جنگید و بعداً به یمن اعزام شد. او در حین خدمت در یمن بیمار شد و درگذشت.

همچنین رشدی بیگ که در ترانه عامیانه از او یاد شده، پسر مهرعلی بیگ است. مرثیه مهرعلی بیگ به عزیمت او به یمن و رنجی که از خود به جا گذاشت، می‌پردازد.

چرا این ترانه مهم است؟ چون حاکی از یک پسزمینه تاریخی است که حالا 120 سال از آن گذشته و بعد از این همه سال، ترکیه بار دیگر در حال بررسی اعزام نیرو به یمن است... ظاهراً مهرعلی بیگ‌ها بار دیگر به جبهه اعزام خواهند شد. با این حال، مخالفان، توافق مکه را که توسط واشنگتن برای محافظت از اسرائیل تحمیل شده، برای ترکیه خطرناک می‌دانند.


اوزگور اوزل، رهبر حزب نو، چنین استدلال کرده که تصمیم ترکیه در پیمان مکه، کشور ما را به یکی از طرفین درگیری در یمن تبدیل می‌کند.

اوزل گفت: «پیمان‌های دفاعی مشترک در زمان صلح منعقد می‌شوند. امضای این پیمان با کشوری که در جنگ است، مستقیماً به معنای تبدیل شدن به یک طرف درگیری است.»

اوزل از تصمیم اعزام نیرو به عربستان سعودی بدون ارائه آن به پارلمان انتقاد کرد و با یادآوری ماده 92 قانون اساسی، گفت: «اگر قرار است نیرو اعزام شود، باید مجوز آن از پارلمان عبور کند. بیش از صد سال از آخرین حضور سربازان ما در یمن سپری شده و حاضر نیستیم این بار فرزندان ما را به عنوان نوچه‌های ترامپ به آنجا بفرستید».

در همین حال مساوات درویش اوغلو، رهبر حزب خوب یا ایی پارتی مخالفت شدید و آشکار خود را با احتمال اعزام نیرو توسط ترکیه به یمن یا مداخله در درگیری‌های آنجا اعلام کرده و گفت: «سربازان ترکیه نمی‌توانند و نباید در راستای منافع ایالات متحده، اسرائیل یا عربستان سعودی به بیابان‌های یمن اعزام شوند. گام‌ها و دستورات احتمالی دولت در مورد یمن مغایر با مواد مربوطه قانون اساسی است».

درویش اوغلو اظهار می‌کند که درگیری‌ها و رویکردهای فرقه‌ای در یمن، منطقه را به بن‌بست بزرگتری می‌کشاند و ترکیه نباید در چنین درگیری‌هایی جانبداری کند.


یکی از صاحب نظران باتجربه ترکیه در حوزه سیاست خارجی و روابط بین الملل، پروفسور دکتر شوکرو سینا گورل است.

او قبلاً وزیر امور خارجه ترکیه، معاون نخست وزیر و نماینده پارلمان بوده و حالا مسئول بخش سیاست خارجی حزب ظفر است.

او نیز درباره پیمان مکه و تصمیم اخیر دولت اردوغان گفته است: «این یک اتحاد منطقه‌ای نیست؛ بلکه یک جبهه فرقه‌ای است که به دستور ایالات متحده و به درخواست اسرائیل ایجاد شده است. این دولت که اعزام نیرو به عربستان سعودی را در راستای تعهد به عربستان و پاکستان می‌داند، مرتکب جرم قانون اساسی می‌شود. اساساً این پیمان رسمیتی ندارد و طبق ماده 92 قانون اساسی ما، اعزام نیرو به خارج از کشور و دریافت نیرو از خارج از کشور منوط به اجازه مجلس ملی کبیر ترکیه است.

گذشته از این، اگر توافق‌نامه‌های اتحاد به تصویب مجلس نرسد، اگر توسط مجلس تصویب نشود، باطل و بی‌اعتبار است. کسانی که این به اصطلاح اتحاد را تشکیل داده‌اند، گذشته را به یاد نمی‌آورند و چون گذشته را به یاد نمی‌آورند، سعی می‌کنند با طرز فکر نئوعثمانی، این اتحاد را ستایش کنند و آرزو دارند که نگهبان مکه باشند و شاید اولین قدم را به سوی خلافت بردارند.

با این حال، آنها باید به یاد داشته باشند که چگونه ما در سال 1916 و پس از آن با قتل عام از مدینه و سپس مکه بیرون رانده شدیم. باید مجروحان و شهدای ما را که در تخت‌های بیمارستان با سرنیزه به قتل رسیدند، به یاد داشته باشند. این فقدان دانش تاریخی احتمالاً با تلاش‌هایی برای تغییر جمهوری ترکیه جبران می‌شود.»

سخن را کوتاه کنم، در متن آن ترانه عامیانه به این اشاره شده که آتش، قلب سربازان و خانواده‌های آنان را می‌سوزاند و با لحنی دردناک می‌پرسد، «برای دیگران چه اهمیتی دارد؟» این آتش، منطقه را در مقابل یکدیگر قرار می‌دهد و فقط ناجی اسرائیل خواهد بود.

حال باید پرسید: آیا وظیفه ترکیه است که از اسرائیل در برابر تهدیدهای ایران و حوثی‌ها محافظت کند، یا این بدهی‌ای است که قدرت حاکم در ازای مشروعیت اعطا شده توسط ترامپ به او بدهکار است؟
انتهای پیام/