اندیشمندان علوم انسانی:کادرسازی قدرت شهید نصرالله بود

به گزارش خبرگزاری تسنیم، آیین رونمایی از کتاب «هزار و یک پرسش از مقاومت»؛ مجموعه شش‌جلدی در گفت‌وگوی 30ساله با سید مقاومت، همزمان با محفل گفت‌وگو پیرامون اندیشه علامه شهید سید حسن نصرالله، به‌صورت حضوری در مجموعه فرهنگی شهدای سرچشمه برگزار شد. در این محفل، سخنرانان ضمن تبیین نقش شهید نصرالله در شکل‌گیری و هدایت مقاومت لبنان، بر ضرورت شناخت ابعاد کمتر روایت‌شده شخصیت علمی، تربیتی، اخلاقی و اجتماعی او تاکید کردند. آنان همچنین با اشاره به نقش سید مقاومت در پرورش نیروی انسانی، ایجاد همگرایی در جامعه متکثر لبنان و احیای اعتمادبه‌نفس در جهان عرب، خواستار بازخوانی اندیشه‌های این شهید و پرهیز از محدودکردن میراث او به دستاوردهای نظامی شدند.

تدوین مجموعه کامل سخنان نصرالله با ترتیب تاریخی، بررسی سیر تکامل شخصیت و اندیشه او، توجه به نقش تربیتی و هدایت‌گرش و تبیین مقاومت به‌عنوان اندیشه‌ای دارای مبانی دینی، پشتوانه تاریخی و ساختارهای اجتماعی، از دیگر موضوعات مطرح‌شده در این نشست بود.

زیرساخت‌های فکری مقاومت

عباس خامه‌یار در آغاز سخنان خود، مجموعه «هزار و یک پرسش از مقاومت» را اثری بدیع و مبتکرانه دانست و با قدردانی از دست‌اندرکاران تدوین، انتشار و رونمایی آن گفت: این کار، شیوه و ساختار خاص خود را دارد و باید به همه کسانی که برای شکل‌گیری این مجموعه و برگزاری مراسم تلاش کرده‌اند، خدا قوت گفت. وی سپس با اشاره به نقش شهید نصرالله در پرورش نیروهای مجاهد، مومن، آگاه و کارآمد افزود: عظمت کار سید در عرصه نظامی و مقاومت، روشن است. او در تاریخ معاصر مبارزه با اشغالگری و استعمار، شخصیتی درخشان بود و عملکرد و شیوه راهبری او، حتی برای کسانی که با تاریخ جنبش‌های آزادی‌بخش آشنایی دارند، اهمیت ویژه‌ای دارد.

خامه‌یار با اشاره به جایگاه جنبش‌های آزادی‌بخش آمریکای لاتین در ذهن و خاطره نسل‌های گذشته گفت: برای نسل‌هایی که مبارزات این جنبش‌ها را دنبال می‌کردند، نمادهای مقاومت در آن منطقه شناخته‌شده بود، اما سید با عملکرد و راهبری خود، الگویی پدید آورد که توجه همین جریان‌ها را نیز به خود جلب کرد. رایزن سابق فرهنگی ایران در لبنان تاکید کرد: اگر بخواهیم تصویری واقعی از مقاومتی که با نقش‌آفرینی سید شکل گرفت ارائه کنیم، باید دشمن را نیز بشناسیم. تا زمانی که ماهیت و رفتار دشمن شناخته نشود، عظمت کاری که در رویارویی با آن انجام شده است، به‌درستی درک نخواهد شد.

وی در تشریح این موضوع، تبعیض و توسعه‌طلبی را دو پایه رفتار رژیم صهیونیستی دانست و با اشاره به عملکرد و مواضع برخی مقام‌های سیاسی و مذهبی این رژیم در جریان تحولات پس از طوفان‌الاقصی افزود: آنچه در این دوره رخ داد، ابعادی از رفتار و نگرشی را آشکار کرد که مقاومت در برابر آن ایستاده است. خامه‌یار همچنین با مرور روند اشغال فلسطین و تجاوزهای رژیم صهیونیستی به کشورهای منطقه گفت: توسعه‌طلبی این رژیم در مقاطع مختلف ادامه یافت و در سال 1982 به اشغال بیروت رسید. در چنین شرایطی، هسته‌های اولیه مقاومت در لبنان شکل گرفتند و مقابله با اشغالگری را آغاز کردند.

وی با اشاره به اهمیت پرسش‌های مطرح‌شده در مجموعه شش‌جلدی «هزار و یک پرسش از مقاومت» افزود: این پرسش‌ها، موضوعات مهمی را درباره مقاومت لبنان و نقش راهبردی رهبر آن دربر می‌گیرد. دستاوردهای مقاومت، به‌ویژه در رویارویی‌های نظامی، شگفتی بسیاری را برانگیخت و توجه صاحب‌نظران و فعالان جنبش‌های آزادی‌بخش را جلب کرد.

خامه‌یار با یادآوری بازتاب عملکرد مقاومت لبنان در میان شخصیت‌های جهان اسلام گفت: این مقاومت توانست فراتر از مرزبندی‌های مذهبی، احساس همبستگی ایجاد کند. او در این زمینه به ابراز حمایت برخی شخصیت‌های اهل سنت از شهید نصرالله اشاره کرد و آن را نشانه تاثیرگذاری مقاومت در سطحی فراتر از جامعه شیعی لبنان دانست. وی در ادامه تاکید کرد: سید پدیده‌ای مهم را در تاریخ معاصر رقم زد، اما کاری دشوارتر از هدایت مقاومت، فراهم‌کردن زمینه پیدایش آن بود. کسانی که جامعه لبنان را می‌شناسند، بهتر می‌دانند که ایجاد چنین زمینه‌ای به چه میزان تلاش و تدبیر نیاز داشت.

خامه‌یار، پرسش اصلی در شناخت نقش نصرالله را چگونگی شکل‌گیری این زمینه دانست و گفت: باید بررسی کرد که او با چه ابزار و رویکردی توانست زیرساخت‌های فکری، تربیتی و انسانی مقاومت را ایجاد کند. شناخت رویدادها، عوامل و انگیزه‌ها مهم است، اما بدون شناخت این زیرساخت‌ها، تصویر ما از سید کامل نخواهد شد. وی افزود: پرسش این است که چگونه از دل جامعه متکثر لبنان، نیروی انسانی معتقد و در عین حال متخصص پرورش یافت و چگونه سید توانست در میان طایفه‌ها و گروه‌های مختلف، زمینه همگرایی و پشتیبانی از مقاومت را فراهم کند. او با قدرت نرم خود، قدرتی در عرصه مقاومت ایجاد کرد و این، از مهم‌ترین ابعاد کار اوست.

خامه‌یار در تشریح ویژگی‌های مدیریتی نصرالله، نگاه فراحزبی و فراجناحی او را برجسته کرد و گفت: نگاه سید به طایفه، مذهب و میهن، نگاهی کلان بود. او در جامعه‌ای فعالیت می‌کرد که 18 طایفه در آن حضور داشتند و روابط اجتماعی و سیاسی آن، تحت تاثیر رقابت‌ها و اختلاف‌های ریشه‌دار قرار گرفته بود. وی با اشاره به اینکه نصرالله حرکت خود را از ایجاد همگرایی در میان شیعیان آغاز کرد، افزود: پیشینه زندگی شیعیان در لبنان، پیش از حضور امام موسی صدر، با محرومیت‌های فراوان همراه بود. بخشی از آنان، تحت تاثیر شعارهای احزاب چپ و همچنین به دلیل نیازهای معیشتی، به این جریان‌ها می‌پیوستند.

خامه‌یار، نقش امام موسی صدر در شکل‌گیری حرکت محرومان را اقدامی برای تغییر این وضعیت دانست و گفت: او تلاش کرد شیعیان را از شرایط نامناسب اجتماعی و معیشتی خارج کند. نصرالله نیز در ادامه این مسیر، با جامعه‌ای روبه‌رو بود که اختلاف‌ها و درگیری‌های داخلی، مشکلات بسیاری برای آن ایجاد کرده بود. وی با اشاره به درگیری‌های جنبش امل و حزب‌الله در دهه 1980 و همچنین جنگ اردوگاه‌ها افزود: این حوادث، هم در درون جامعه شیعی شکاف ایجاد کرده بود و هم تصویری نامناسب از روابط شیعیان و فلسطینیان در جهان اسلام پدید آورده بود. عبور از این وضعیت و بازسازی روابط، به مدیریت، بردباری و تلاش فراوان نیاز داشت.

خامه‌یار ادامه داد: سید توانست با نگاه کلان و صبر خود، وحدتی در میان شیعیان ایجاد کند که یکی از جلوه‌های آن را می‌توان در مرثیه نبیه بری پس از شهادت او دید. این همگرایی، محصول یک تلاش طولانی بود و نباید آن را امری ساده یا از پیش فراهم‌شده تصور کرد. وی در بخش دیگری از سخنانش، توانایی نصرالله در مواجهه با بحران‌های سیاسی لبنان را مورد توجه قرار داد و گفت: بحران پس از ترور رفیق حریری، از مهم‌ترین آزمون‌هایی بود که می‌توانست اختلاف میان شیعیان و اهل سنت را تشدید کند. سید تلاش کرد این بحران را مدیریت کند و مانع تحقق اهدافی شود که از گسترش اختلاف‌ها دنبال می‌شد.

خامه‌یار با اشاره به شکل‌گیری جریان هشت مارس، آن را بخشی از مواجهه سیاسی نصرالله با تحولات آن دوره دانست و افزود: برای شناخت جایگاه مقاومت در لبنان، باید ابعاد مدیریتی، عقل‌گرایی، واقع‌بینی و اخلاق‌مداری سید را شناخت. وی سپس بر نقش تربیتی نصرالله تاکید کرد و گفت: سید تنها سخنران نبود؛ او به‌صورت مستمر کلاس برگزار می‌کرد و برای زنان، جوانان و خانواده‌های شهدا برنامه‌های آموزشی و تربیتی داشت. او کادرسازی می‌کرد و نیروهایی را پرورش می‌داد که بخشی از ظرفیت مقاومت شدند.

خامه‌یار با بیان اینکه این بخش از فعالیت‌های نصرالله همچنان کمتر معرفی شده است، افزود: وقتی از مکتب سید سخن می‌گوییم، باید ابعاد، زوایا و ناگفته‌های آن را روشن کنیم. نسل تربیت‌شده در کنار او، بخشی از این مکتب است و شناخت آن، به بررسی شیوه تربیت و پرورش انسان‌ها نیاز دارد. وی در پایان، از تمرکز رسانه‌ها و منابر بر وجه نظامی نصرالله انتقاد کرد و گفت: پرداختن به دستاوردهای نظامی، جایگاه خود را دارد، اما محدودکردن روایت سید به این بخش، به معنای نادیده‌گرفتن دیگر ابعاد شخصیت اوست. باید ارزش‌هایی را که او در جامعه لبنان پایه گذاشت و تاثیرهایی را که فراتر از لبنان بر جای گذاشت نیز شناخت و معرفی کرد.

ضرورت شناخت تاریخی سید

حجت‌الاسلام‌والمسلمین احمد رهدار، سخنان خود را در سه محور کتاب «هزار و یک پرسش از مقاومت»، شخصیت شهید نصرالله و میراث او در مقاومت ارایه کرد. وی در محور نخست، با تقدیر از اقدام تدوین‌کنندگان مجموعه، پیشنهاد داد که مجموعه کامل سخنان شهید نصرالله نیز با ترتیب تاریخی گردآوری و منتشر شود. رهدار گفت: خوب است در ادامه این اقدام، متنی شبیه «صحیفه نور» برای شهید نصرالله فراهم شود تا همه سخنان او، به‌ترتیب زمان بیان، در اختیار مخاطبان قرار گیرد.

عضو هیات‌علمی دانشگاه باقرالعلوم با اشاره به ویژگی‌های مجموعه حاضر افزود: این اثر، یک خوانش موضوعی با رویکردی خلاقانه است و مخاطب را در قالب پرسش و پاسخ با سخنان شهید نصرالله روبه‌رو می‌کند. با این حال، هر رویکردی ویژگی‌ها و محدودیت‌های خود را دارد و در تنظیم موضوعی، نظم زمانی سخنان لزوما حفظ نمی‌شود.

وی تاکید کرد: این موضوع به معنای ضعف تیم تدوین‌کننده نیست، بلکه به ماهیت این شیوه برمی‌گردد. برای پاسخ به برخی پرسش‌ها، به‌ویژه پرسش درباره تحول اندیشه و شخصیت نصرالله، به مجموعه‌ای با ترتیب تاریخی نیز نیاز داریم. رهدار در محور دوم سخنانش گفت: شهید نصرالله و میراث او را باید در مسیر تاریخی شکل‌گیری و تکاملشان شناخت. حزب‌الله و شخصیت نصرالله، از روز نخست تا سال‌های بعد، تجربه‌های مختلفی را پشت سر گذاشتند و نمی‌توان همه این مراحل را در یک تصویر ثابت خلاصه کرد.

وی با اشاره به مطالعه مجموعه سخنان نصرالله درباره سوریه در کتاب «چرا سوریه؟» افزود: هنگامی که سخنان او با ترتیب زمانی خوانده می‌شود، می‌توان تحول و پختگی اندیشه‌اش را مشاهده کرد. این تحول، به معنای تغییر ماهیت شخصیت نیست، بلکه به معنای رشد و تکامل آن در جریان مواجهه با تحولات زمانه است.

رهدار ادامه داد: این ویژگی، اختصاصی به شهید نصرالله ندارد. انسان‌ها در مسیر تجربه، فهم و عمل، ساخته می‌شوند و پختگی پیدا می‌کنند. ممکن است اصول شخصیت آنان ثابت بماند، اما در بسیاری از موضوعات، فهم و تجربه‌شان عمیق‌تر شود. وی با اشاره به کاربرد عنوان «علامه» برای شهید نصرالله گفت: این عنوان، ناظر به بلوغی است که او در سال‌های پایانی عمر به آن رسیده بود. باید نشان دهیم که این بلوغ چگونه حاصل شد و او در چه مسیری به چنین جایگاهی رسید.

رهدار تاکید کرد: نباید خوانشی انتزاعی از شهید ارایه کنیم. باید او را در بستر تجربه زیسته‌اش، با سختی‌ها، آزمون‌ها و حتی احتمال اشتباه‌ها شناخت. ما معتقد به عصمت چنین شخصیت‌هایی نیستیم، اما معتقدیم آنان در مسیر بهره‌گیری از کلام و سیره معصومان، به خلوص رسیده‌اند و از این جهت، الهام‌بخش و قابل الگوبرداری هستند. وی در ادامه، به غلبه یک بعد از شخصیت برخی چهره‌ها بر دیگر ابعاد آنان اشاره کرد و گفت: برای نمونه، ممکن است در مواجهه با نام علامه جعفری، وجه فلسفی او زودتر به ذهن بیاید و جنبه عرفانی‌اش کمتر دیده شود یا درباره علامه طباطبایی، عنوان مفسر و فیلسوف، دیگر جایگاه‌های علمی او را تحت‌الشعاع قرار دهد.

رهدار افزود: درباره شهید نصرالله نیز باید زمان و فرصت بیشتری برای شناخت ابعاد دیگر شخصیت او فراهم شود. خروجی دریافت‌ها و مطالعات او را در سخنرانی‌هایش می‌بینیم؛ سخنانی که کلمات در آنها سنجیده و به‌جا به کار می‌رود و پشت آنها حکمتی قرار دارد. وی با بیان اینکه این حکمت، بدون زمینه و مجاهدت شکل نمی‌گیرد، گفت: پشت چنین سخنانی، تلاش علمی، اخلاقی و روحی قرار دارد. حتی اگر حکمت را عطای الهی بدانیم، باید زمینه‌ها و عوامل شکل‌گیری آن را نیز در نظر بگیریم.

رهدار سپس به تاثیر این حکمت در تربیت اطرافیان نصرالله اشاره کرد و افزود: در لبنان، با افرادی از نزدیکان و همنشینان سید گفت‌وگو کرده‌ام که تحصیلات رسمی چندانی نداشتند، اما ساعت‌ها دقیق و حکیمانه سخن می‌گفتند. در چنین مواجهه‌هایی، انسان درمی‌یابد که مدرک تحصیلی، به‌تنهایی معیار حکمت و عمق فهم نیست. وی با اشاره به سادگی و استحکام سخنان شهید قاسم سلیمانی گفت: گاهی کلام یک شخصیت، ساده است، اما در عین سادگی، دقیق و حکیمانه است و کمتر نیاز دارد که با توجیه و تاویل از آن دفاع شود. در اطراف شهید نصرالله نیز افرادی با چنین ویژگی‌هایی تربیت شدند و این افراد، بخشی از میراث او هستند.

رهدار در ادامه، سه عنوان «معلم»، «مدیر» و «امام» را از یکدیگر تفکیک کرد و گفت: معلم می‌تواند یک کتاب یا موضوع را به‌خوبی آموزش دهد و شاگرد تربیت کند. مدیر، علاوه بر بهره‌مندی از دانش و آموزش، توان اداره یک مجموعه را دارد، اما هر معلم خوبی، لزوما مدیر خوبی نیست. وی افزود: هدایت انسان‌ها و رشد دادن وجوه مختلف شخصیت آنان، جایگاهی فراتر از آموزش یک موضوع یا اداره یک سازمان است. او با استفاده از عنوان «امام»، این نقش هدایت‌گر را توضیح داد و آن را وجهی کمتر خوانده‌شده از شخصیت شهید نصرالله دانست.

رهدار گفت: نصرالله فقط حزب‌الله را رشد نداد، بلکه بر جامعه لبنان، بخش‌هایی از اهل سنت و جهان عرب نیز اثر گذاشت. عنوان «علامه» می‌تواند وجوه متعدد علمی و نظری او را نشان دهد، اما به‌تنهایی، جایگزین توضیح نقش هدایت‌گر او نمی‌شود. وی در محور سوم سخنانش، مقاومت را میراث شهید نصرالله دانست و گفت: برای توضیح این پدیده، باید مجموعه ویژگی‌های آن را در کنار یکدیگر دید. مقاومت، مبنای دینی دارد و می‌توان برای آن به آیات، روایات، سیره و سنت استناد کرد؛ بنابراین، با مفهومی بیگانه با دین روبه‌رو نیستیم که بخواهیم پس از شکل‌گیری، برای آن توجیهی دینی بسازیم.

رهدار، ویژگی دیگر مقاومت را تجلی آن در تاریخ دانست و افزود: مقاومت تنها یک مفهوم ذهنی نیست. جنبش‌ها و نهضت‌های ضداستعماری در جوامع اسلامی، بخشی از پیشینه آن هستند و این تبار تاریخی، پشتوانه معرفتی آن را تقویت می‌کند. وی در تشریح وجه نهادی مقاومت گفت: بسیاری از اندیشه‌های اصیل و دارای پیشینه تاریخی، به مرحله نهادسازی نمی‌رسند، اما مقاومت در لبنان، در قالب نهادها و ساختارهای مختلف شکل گرفته است. این پدیده را نمی‌توان بدون پشتیبانی علمی، فعالیت اقتصادی، رسانه و دیگر مولفه‌های اجتماعی آن توضیح داد.

رهدار ادامه داد: مقاومت فقط فرمانده، انبار سلاح و نظریه نظامی ندارد؛ دانشگاه، رسانه، حضور سیاسی و طرح حکمرانی نیز دارد. برای شناخت آن، باید میان این ساختارها و آنچه در میدان نظامی رخ می‌دهد، ارتباط برقرار کرد. وی حمایت جمهوری اسلامی ایران را یکی دیگر از پشتوانه‌های مقاومت دانست و افزود: برخورداری از پشتیبانی یک نظام سیاسی، برای استمرار و تاثیرگذاری چنین جریان‌هایی اهمیت دارد. نصرالله نیز جایگاه ایران را در این منظومه درک می‌کرد.

رهدار در ادامه، میان آینده‌نگری، آینده‌گرایی و آینده‌پردازی تمایز گذاشت و گفت: دیدن آینده، حرکت‌کردن به‌سوی آن و داشتن طرح برای ساختن آن، سه سطح متفاوت است. مقاومت می‌کوشد برای آینده، طرح داشته باشد و خود را به‌عنوان یک الگوی زندگی معرفی کند، نه اینکه سرنوشتش را به تصادف واگذار کند. وی در پایان، با اشاره به ارتباط جریان مقاومت با جریان‌های انتقادی، مطالعات استعماری و الهیات رهایی‌بخش گفت: این جریان‌ها از زاویه‌های مختلف، نظم مسلط غربی را نقد کرده‌اند و در سال‌های اخیر، زمینه‌هایی برای ارتباط آنان با مقاومت اسلامی فراهم شده است.

رهدار با اشاره به تجربه حضور خود در برخی از این ارتباط‌ها افزود: مطالبه مشترک این جریان‌ها، دریافت ایده‌هایی برای راهبری حرکت‌هایشان در مقیاس جهانی بوده است. او این ظرفیت را بخشی از میراث شخصیت‌هایی مانند شهید نصرالله دانست و در عین حال یادآور شد که نصرالله نیز خود را پیرو و سرباز رهبری انقلاب اسلامی می‌دانست.

بازگشت قهرمان

محمدحسین صفار هرندی، سخنان خود را با یادآوری خاطرات دوران نوجوانی و پیگیری اخبار جنگ شش‌روزه اعراب و اسرائیل آغاز کرد و گفت: آن زمان هنوز روزنامه‌نگار نشده بودم، اما روزنامه می‌خواندم. پس از تعطیلی مدرسه، به دکه روزنامه‌فروشی می‌رفتیم تا ببینیم جنگ به کجا رسیده است و انتظار داشتیم مصر و دیگر کشورهای عربی، اسرائیل را شکست دهند.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود: تصور ما از مصر و کشورهای خط مقدم، این بود که می‌توانند کار اسرائیل را تمام کنند، اما خبر نابودی هواپیماهای مصر و سپس ناکامی‌های دیگر، این انتظار را به سرخوردگی تبدیل کرد. حتی خبر پیوستن الجزایر به جنگ، با توجه به سابقه مبارزاتی آن، امید ایجاد می‌کرد، اما پایان جنگ، دستاوردی برای اعراب به همراه نداشت.

وی با اشاره به محبوبیت جمال عبدالناصر در جهان عرب و میان برخی نیروهای مبارز در ایران گفت: ناصر از معدود رهبران عرب بود که محبوبیت مردمی داشت. او با وجود شکست، همچنان برای مردم یک قهرمان بود؛ قهرمانی که دست‌کم مشعل مخالفت با اسرائیل را روشن نگه داشته بود.

صفار هرندی ادامه داد: پس از درگذشت ناصر، دیگر شخصیتی با همان میزان از محبوبیت فراگیر در جهان عرب دیده نمی‌شد. جای خالی قهرمان باقی مانده بود تا اینکه سید حسن نصرالله ظهور کرد و توانست این خلا را پر کند. وی تاکید کرد: تفاوت نصرالله این بود که تنها یک قهرمان محبوب نبود، بلکه قهرمانی پیروز بود. او توانست برای مردمی که سال‌ها شکست و ناکامی دیده بودند، تصویری واقعی از موفقیت در برابر اسرائیل ارائه کند.

صفار هرندی با اشاره به بازتاب پیروزی‌های مقاومت در میان مردم جهان عرب گفت: این دستاوردها، احساس بازیابی عزت و آبرو ایجاد کرد. او همچنین به روایت‌هایی از علاقه جوانان عرب به نصرالله و اعتراض آنان به عملکرد دیگر رهبران اشاره کرد و این واکنش‌ها را نشانه جایگاهی دانست که سید در افکار عمومی پیدا کرده بود. وی در ادامه، با نقل روایتی از دیدار یکی از شخصیت‌های ایرانی با نصرالله افزود: بخشی از مخالفت‌ها و بی‌مهری‌هایی که پس از تحولات سوریه متوجه او شد، از نگاه برخی نخبگان عرب، ریشه در حسادت به جایگاه و تاثیرگذاری او داشت. صفار هرندی این روایت را نشانه‌ای از اهمیت نفوذ اجتماعی نصرالله در منطقه دانست.

وی سپس به موقعیت لبنان در مقایسه با کشورهای بزرگ‌تر عربی اشاره کرد و گفت: اهمیت پیروزی مقاومت زمانی روشن‌تر می‌شود که محدودیت‌های لبنان در نظر گرفته شود. در گذشته، برخی زمامداران این کشور، ضعف را عامل حفظ امنیت معرفی می‌کردند و می‌گفتند قدرت لبنان در ضعف آن است. صفار هرندی افزود: با این حال، همین ضعف مانع تجاوز اسرائیل نشد و در سال 1982، ارتش این رژیم وارد بیروت شد. از دل چنین کشوری، جریانی برخاست که توانست اسرائیل را وادار به عقب‌نشینی کند و این، برای افکار عمومی جهان عرب اتفاقی مهم بود.

وی با یادآوری استقبال مردم از نام نصرالله در سال‌های پس از پیروزی‌های مقاومت گفت: حتی در برخی بازارهای کشورهای عربی، نام او به نشانه محبوبیت بر کالاها گذاشته می‌شد. این استقبال، نشان می‌داد مردم به دنبال قهرمانی بودند که در مقابله با اسرائیل، دستاورد واقعی داشته باشد. صفار هرندی تاکید کرد: نصرالله سطح تازه‌ای از انتظار را ایجاد کرد. پس از او، دیگر نمی‌شد صرفا با شعار یا با سازش و عقب‌نشینی، جایگاه قهرمان را به دست آورد. او معیاری از مقاومت پیروز را در برابر نگاه نسل معاصر و نسل‌های بعد قرار داد.

وی افزود: به همین دلیل، شهادت نصرالله نیز به معنای پایان این تاثیر نبود. اگر پیوند مردم با مقاومت، صرفا وابسته به حضور یک فرد بود، باید پس از شهادتش فرو می‌ریخت، اما آنچه در مراسم تشییع دیده شد، از استمرار این پیوند حکایت داشت. صفار هرندی با اشاره به حضور خود در مراسم تشییع شهید نصرالله گفت: دیدن فضای شهر و حضور مردم، احساس امید و آرامش ایجاد می‌کرد. این حضور نشان می‌داد که مقاومت در جامعه جا افتاده و این جایگاه، از دستاوردهای حضور و فعالیت سید است.

وی سپس با مرور خاطرات خود از دوره فعالیت در دفتر سیاسی سپاه افزود: پیش از آنکه نصرالله به دبیرکلی حزب‌الله برسد، کسانی که از لبنان بازمی‌گشتند، از سید جوانی سخن می‌گفتند که در آنجا برجسته شده بود. بنابراین، او تنها پس از شهادت سید عباس موسوی شناخته نشد، بلکه پیش از آن نیز توانایی‌هایش مورد توجه قرار گرفته بود. صفار هرندی، تدین را نخستین ویژگی برجسته نصرالله دانست و گفت: باورهای دینی برای او اصالت داشت. در کنار آن، حضور در میان مردم و شجاعت نیز از ویژگی‌های او بود. او در شرایطی که زمینه عقب‌نشینی و ترک میدان فراهم بود، ایستادگی می‌کرد.

وی با اشاره به دشواری‌های جنگ 33روزه و روایت‌هایی از شرایط سخت آن دوره افزود: در موقعیت‌هایی که نشانه‌های ظاهری پیروزی روشن نبود، پیام‌های امیدبخش رهبر انقلاب برای نصرالله، مایه آرامش و اطمینان بود. صفار هرندی در ادامه، تیزهوشی و شناخت جامعه لبنان را از دیگر ویژگی‌های سید برشمرد و گفت: او جامعه متکثر لبنان را می‌شناخت و با وجود رهبری یک جریان شیعی، توانست در میان مارونی‌ها، مسیحیان و دیگر گروه‌ها نیز هوادار پیدا کند.

وی با اشاره به شکل‌گیری ائتلاف‌ها و حمایت‌هایی فراتر از مرزبندی‌های مذهبی افزود: این تعامل، تنها یک رفتار سیاسی نبود، بلکه با باور و صداقت او همراه بود. گروه‌های مختلف، از جمله چهره‌های فرهنگی و هنری، با مقاومت ابراز همراهی می‌کردند و همین تنوع در مراسم تشییع او نیز دیده می‌شد. صفار هرندی، نقش نصرالله در ارتباط میان جمهوری اسلامی ایران و جریان‌های همسو در منطقه را برجسته دانست و گفت: او در ارتباط با عراق، یمن، فلسطین و سوریه، حلقه‌ای مهم بود و شناخت و تدبیرش در تنظیم این روابط اثر داشت.

وی با اشاره به جایگاه نصرالله در میان رهبران و جریان‌های منطقه افزود: این بزرگی، با تواضع همراه بود. او در عین برخورداری از محبوبیت گسترده، نسبت خود را با رهبری انقلاب اسلامی حفظ می‌کرد و این نسبت را آشکارا بیان می‌کرد. صفار هرندی در این زمینه، به بوسیدن دست رهبر انقلاب از سوی نصرالله در حضور سران کشورهای اسلامی اشاره کرد و گفت: او می‌خواست روشن کند که خود را در امتداد یک رهبری و مکتب می‌بیند، نه جدا از آن.

وی همچنین با نقل روایتی از ابراز ارادت سید عبدالملک الحوثی به نصرالله افزود: سید در پاسخ، ضمن قدردانی از این محبت، بر پیروی خود از رهبری انقلاب اسلامی تاکید کرده بود. صفار هرندی این رفتار را نشانه ظرفیت شخصیتی و تواضع او دانست. عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در پایان، بر پرهیز از به‌کاربردن تعبیر «نیابتی» درباره جریان‌های مقاومت تاکید کرد و گفت: این جریان‌ها، متحدان فکری و هم‌موضع جمهوری اسلامی ایران هستند، نه نیروهای نیابتی. نصرالله نیز باید هویت و جایگاه لبنانی مقاومت را حفظ می‌کرد و نسبت‌دادن آن به ماموریت از سوی ایران را نمی‌پذیرفت. وی در عین حال افزود: سید با بزرگواری، هر زمان احساس می‌کرد نسبت به ایران بی‌مهری می‌شود، نقش حمایت‌های جمهوری اسلامی را یادآوری می‌کرد و می‌گفت دستاوردهای مقاومت، بدون این کمک‌ها ممکن نبود.

تبیین راه مقاومت

حجت‌الاسلام‌والمسلمین محمد قمی با قدردانی از استادان حاضر در نشست و دست‌اندرکاران تدوین مجموعه «هزار و یک پرسش از مقاومت» گفت: این اثر، حاصل دقت، سخت‌گیری علمی، روشمندی و علاقه کسانی است که برای شکل‌گیری آن تلاش کرده‌اند. تولید چنین آثاری در شرایط امروز، یک ضرورت است. رئیس سازمان تبلیغات اسلامی با اشاره به جایگاه شهید نصرالله و تعابیر رهبر انقلاب درباره او افزود: در برابر چنین شخصیتی، احساس دین و مسئولیت داریم و هنوز کارهای بسیاری برای شناخت و معرفی او باقی مانده است.

وی سپس روایتی از ارادت نصرالله به رهبر انقلاب نقل کرد و گفت: سید آرزو می‌کرد که خداوند باقی‌مانده عمر او را به عمر رهبر انقلاب بیفزاید و حتی در نقل این سخن، نسبت به دقت در بیان مقصود خود حساس بود. قمی تاکید کرد: با این حال، ضرورت پرداختن به نصرالله، تنها در یادکردن از او و ترسیم شجاعت، عظمت و ابعاد شخصیتی‌اش خلاصه نمی‌شود. باید راهی را که او برای تبیین آن تلاش کرد نیز شناخت و معرفی کرد.

وی افزود: تصور اینکه روایت سیره و شخصیت سید به‌تنهایی کفایت می‌کند، دقیق نیست. او در طول فعالیت خود، مقاومت را نه صرفا یک انتخاب در میان انتخاب‌ها، بلکه مسیر رسیدن به عزت، پیشرفت و سربلندی مستضعفان معرفی می‌کرد. رئیس سازمان تبلیغات اسلامی با اشاره به شیوه استدلال نصرالله گفت: او برای تبیین این مسیر، از دلایل فطری، عقلایی و عقلانی و همچنین مستندات قرآنی و دینی بهره می‌گرفت. بنابراین، با شخصیتی روبه‌رو هستیم که در کنار فرماندهی و حضور در میدان، برای روشن‌کردن مبانی راه خود نیز مجاهدت می‌کرد.

قمی با اشاره به همکاری‌های شهید نصرالله و شهید قاسم سلیمانی افزود: نمونه‌های این همراهی در تاریخ باقی مانده است. سید با مردم سخن می‌گفت و آنچه از تحولات میدان بیان می‌کرد، با رخدادهای واقعی همراه بود؛ از همین رو، میان سخن او و آنچه مردم مشاهده می‌کردند، پیوند برقرار می‌شد. وی ادامه داد: در عین حال، او از فرصت‌های مختلف برای توضیح ضرورت، فایده و ژرفای مقاومت استفاده می‌کرد. این بخش از فعالیت او باید در کنار نقش نظامی و سیاسی‌اش دیده شود.

قمی با انتقاد از فروکاستن مقاومت به یک مجموعه نظامی یا سیاسی گفت: پشت مقاومت، اندیشه، زندگی، جامعه‌پردازی و فرهنگی قرار دارد که نادیده‌گرفتن آن، به تضعیف فهم ما از این پدیده منجر می‌شود. وی با اشاره به استفاده نصرالله از تمثیل کوهنوردی برای توضیح مسیر مقاومت افزود: در این تصویر، حرکت به‌سوی قله با موانع و دشواری‌هایی همراه است. برخی در مواجهه با موانع بازمی‌گردند و برخی، با تصمیم برای رسیدن به مقصد، مشکلات را یکی‌یکی برطرف می‌کنند و مسیر را ادامه می‌دهند.

رئیس سازمان تبلیغات اسلامی گفت: سید از این تمثیل و همچنین از مبانی مطرح‌شده از سوی امام خمینی و رهبر انقلاب برای تبیین مقاومت بهره می‌گرفت. مقابله با ظالم و دفاع از مظلوم، از جمله اصولی بود که او با استناد به آنها، این راه را توضیح می‌داد.

قمی در ادامه، جلد سوم مجموعه «هزار و یک پرسش از مقاومت» با موضوع «الهیات مقاومت» را بخشی مهم برای شناخت این مبانی دانست و افزود: هر مخاطب ممکن است از بخشی از مجموعه بهره ببرد، اما برای من، پرداختن به الهیات مقاومت و پشتوانه فکری این حرکت، اهمیت ویژه‌ای دارد. وی تاکید کرد: ارزش اثر، فقط در قالب پرسش و پاسخ آن نیست، بلکه در بازنمایی مجاهدت تبیینی سید مقاومت نیز هست. او می‌کوشید توضیح دهد که اگر سخن از شرافت، عزت، اعتلای اسلام و سربلندی مستضعفان است، مقاومت چه جایگاهی در تحقق این اهداف دارد و شاخص‌ها و معیارهای آن چیست.

قمی با اشاره به اختصاص بخش‌هایی از مجموعه به لبنان و مبانی مقاومت گفت: این تلاش، درخور تحسین است، اما باید آن را آغاز یک مسیر دانست. هنوز آثار دیگری باید تولید شود و محتوای موجود نیز نیازمند تبیین، فراوری و استفاده در قالب‌های مختلف است. وی بر توجه به مخاطبان خارج از کشور تاکید کرد و افزود: مخاطب این اثر، نباید تنها جامعه فارسی‌زبان باشد. فضای بین‌المللی نیز باید با این اندیشه و تجربه آشنا شود و امکان بهره‌مندی از آن را پیدا کند.

رئیس سازمان تبلیغات اسلامی همچنین کاربرد عنوان «علامه» برای نصرالله را ناظر به یکی از ابعاد مغفول شخصیت او دانست و گفت: در کنار شجاعت و قهرمانی سید، باید اندیشه او و سخنی را که برای انسان امروز داشت نیز شناخت.

قمی در پایان، با قدردانی از تدوین‌کنندگان، مروجان اثر و سخنرانان نشست افزود: روایت مقاومت، مسئولیتی است که باید دنبال شود. برگزاری این محفل، فرصتی برای عبور از یک مراسم رونمایی صرف و توجه جدی‌تر به این مسیر فراهم کرده است و باید در ادامه، شاهد کارهای جدی و قدرتمندتری باشیم.

انتهای پیام/