سیاست، مردم و میدان؛ سه ضلع حکمرانی در عصر پساجنگ

به گزارش خبرگزاری تسنیم، ابراهیم فیاض عضو هیئت علمی دانشگاه تهران با حضور در برنامه جریان، با اشاره به تحولات بین‌المللی و بحث شکل‌گیری نظمی جدید در جهان اظهار داشت: بحث انتقال قدرت از غرب به شرق مسئله تازه‌ای نیست، و در کتاب درک رسانه‌ها منتشر شده در دهه 1960 به این موضوع اشاره شده بود که شرق تمدنی در خواب فرو رفته و غرب با رسانه‌های خود، زمینه بیداری این شرق تمدنی را فراهم می‌کند.

فیاض در ابتدای این برنامه بیان داشت: هنگامی که شرق تمدنی بیدار شود، غروب طولانی غرب آغاز خواهد شد، که این مسئله ریشه‌ای نزدیک به یک قرن دارد. در دهه 1960 چین و ژاپن در موقعیت امروز خود قرار نداشتند، اما متفکران غربی درباره بیداری شرق و تغییر توازن قدرت سخن می‌گفتند.

فیاض با اشاره به طرح این مباحث در ایران افزود: در سال 1388 در جلساتی که در دانشگاه تهران برگزار شد، مسئله انتقال قدرت از غرب به شرق را مطرح کردم. در آن مقطع نیز تاکید داشتم ایران در نقطه گسل این تحول قرار دارد و بخشی از منازعات و آشوب‌های داخلی را باید در نسبت با این تغییر بزرگ‌تر دید. از همین رو، امروز نیز این روند همچنان ادامه دارد. ابتدا رژیم صهیونیستی به نیابت از آمریکا وارد جنگ شد و پس از آن نیز آمریکا به‌طور مستقیم‌تر در صحنه حضور یافت، این وضعیت نشان می‌دهد که مسئله ایران فقط یک مسئله منطقه‌ای یا مقطعی نیست، بلکه با مناسبات گسترده‌تر قدرت در جهان ارتباط دارد.

عضو هیئت علمی دانشگاه تهران با اشاره به جایگاه تمدنی ایران بیان کرد: چین، روسیه و هند هرچند در ظاهر رقیب غرب هستند، اما در بنیادهای تمدنی خود همچنان ذیل ساختار غرب قرار می‌گیرند و تنها صورتی چینی، روسی یا هندی پیدا کرده‌اند، اما ایران از حیث مبانی تمدنی، جایگاهی متفاوت دارد.

وی افزود: ایران دارای پیشینه تمدنی در دوره هخامنشی، ساسانی، تمدن اسلامی و صفوی است و همین سابقه، ظرفیت ویژه‌ای برای قدرت‌یابی به آن می‌دهد. برخی سیاستمداران غربی نیز به همین دلیل بر این باور بودند که ایران نباید قدرتمند شود، زیرا قدرت‌یابی ایران می‌تواند آن را به جایگاه ابرقدرتی نزدیک کند. از این منظر، ایران اکنون در آستانه یک پیچ تاریخی قرار دارد، این تعبیر پیش‌تر نیز مطرح شده بود، اما به‌درستی مورد توجه قرار نگرفت، اما امروز نشانه‌های این پیچ تاریخی آشکارتر شده است و تحولات منطقه‌ای و جهانی باید در همین چارچوب دیده شود.

فیاض با اشاره به افول تمدن غرب گفت: تمدن غرب در حال پایان‌یافتن است. اگر غرب همچنان دارای یک تمدن واقعی و پویا بود، وضعیت سیاسی و اجتماعی آن به این شکل درنمی‌آمد. ظهور چهره‌هایی مانند دونالد ترامپ در راس ساختار سیاسی آمریکا، نشانه‌ای از وضعیت بحرانی در فرهنگ و سیاست غرب است. تمدن غرب به سرمایه‌داری سیاسی تقلیل پیدا کرده است، که در این وضعیت، سیاست از اخلاق، فرهنگ و تمدن جدا می‌شود و به ابزاری برای تامین منافع تبدیل می‌شود، چرا که سیاست، امری مهم و مقدس است و باید مجموعه دانش، تجربه تاریخی و ظرفیت‌های اجتماعی در آن جمع شود.

عضو هیئت علمی دانشگاه تهران افزود: سیاستمدار هوشمند کسی است که بتواند دانش‌های مختلف، دانش درونی جامعه، تجربه تاریخی و شناخت بیرونی را به یک راهبرد تبدیل کند و مسیر رشد کشور را شکل دهد. چنین فردی در واقع یک حکیم تمدنی است.

فیاض با اشاره به بحث‌های پیشین خود درباره رهبری گفت: رهبر انقلاب دارای چنین جایگاهی بود و می‌توان ایشان را حکیم تمدنی دانست، شخصیتی که می‌تواند مجموعه دانش‌ها و تجربه‌های جامعه را به راهبرد تبدیل کند و آن را در مسیر حرکت کشور قرار دهد.

وی در ادامه به نمونه‌هایی تاریخی اشاره کرد و گفت: در ژاپن شخصیت‌هایی مانند میجی توانستند تحولاتی ایجاد کنند. در ایران نیز امیرکبیر تلاش کرد سیاست را به عمل تبدیل کند و در مواردی نیز پیش رفت، اما حذف شد. اگر مسیر امیرکبیر ادامه پیدا می‌کرد، شاید بسیاری از تحولات بعدی، از جمله مشروطه، به شکل دیگری رخ می‌داد.

عضو هیئت علمی دانشگاه تهران افزود: امیرکبیر تلاش کرد تغییری واقعی در اداره کشور ایجاد کند، اما حذف وی سبب شد آن روند ناتمام بماند. ما هنوز نیز نتوانسته‌ایم نسبت میان سیاست، علم و عمل را به‌درستی در علوم انسانی و علوم اجتماعی خود توضیح دهیم.

فیاض با اشاره به ضعف علوم انسانی در کشور اظهار داشت: ما علوم انسانی و علوم اجتماعی بومی نداریم. اگر چنین علوم و دانشی وجود داشت، می‌توانستیم رابطه سیاست و علم را به‌شکلی واقعی‌تر بفهمیم و از تکرار خطاهای تاریخی جلوگیری کنیم. مثلا شریعتی با تاکید بر خودآگاهی تاریخی می‌گفت اگر می‌خواهید تاریخ تکرار نشود، باید خودآگاهی تاریخی داشته باشید. بنابراین، نا آگاهی، انسان را در چرخه تاریخ گرفتار می‌کند و جامعه را به‌سمت ویرانی می‌برد.

وی افزود: خودآگاهی تاریخی به این معناست که بدانیم صفویه، قاجار و پهلوی چه بودند و چه تحولاتی برای ما طراحی شده است. زمانی که تاریخ ایران از دریچه شرق‌شناسی و روایت غربی تعریف می‌شود، آینده ایران نیز در همان چارچوب ساخته خواهد شد. از این منظر، ما اکنون در برخی بن‌بست‌ها گرفتار شده‌ایم، زیرا تاریخ و هویت خود را از زاویه نگاه دیگری دیده‌ایم. شریعتی از بازگشت به خویشتن سخن می‌گفت و جلال آل‌احمد نیز همین مسیر را دنبال می‌کرد، چرا که بازگشت به خویشتن، یک ضرورت برای خروج از این بن‌بست‌هاست.

عضو هیئت علمی دانشگاه تهران با اشاره به جایگاه جلال آل‌احمد اظهار کرد: جلال آل‌احمد از متفکران مهم در حوزه علوم اجتماعی بومی است، اما جایگاه واقعی او در فضای علمی و دانشگاهی به‌درستی شناخته نشده است. متفکرانی مانند جلال و شریعتی برای فهم مسئله ایران اهمیت دارند.

این استاد دانشگاه با بیان این­که مبنای نظام حکمرانی در ایران باید امت و امامت باشد، گفت: امام خمینی در مبارزه خود حاضر نشد الگوهای غربی و شرقی را بپذیرد. ایشان مبارزه را بر مبنای مردم پیش برد، نه بر پایه حزب‌گرایی، سازمان‌های چریکی یا جریان‌های مارکسیستی.

فیاض افزود: در آغاز جنگ‌ها، برخی جریان‌های سیاسی سکوت می‌کنند و زمانی که احساس می‌کنند دشمن در حال عقب‌نشینی است، وارد میدان می‌شوند و از صلح سخن می‌گویند. این جریان‌ها در ابتدای جنگ تحمیلی نیز حضور پررنگی نداشتند، اما پس از تغییر شرایط جنگ، شروع به طرح مطالبات خود کردند. از همین منظر،  هنگامی که یک ملت در حال پیش‌روی است، متوقف‌کردن آن و تلاش برای خواباندن میدان، مسئله‌ای جدی است. نمی‌توان زمانی که مردم و نیروهای میدان در مسیر پیش‌روی هستند، صرفا با طرح شعار صلح، آن حرکت را متوقف کرد.

عضو هیئت علمی دانشگاه تهران با اشاره به مفهوم امت بیان داشت: امت در قرآن دارای معانی عمیقی است. امت گروهی است که از یک امام تبعیت می‌کند، دارای معنا و هدف است و به‌سوی مقصدی حرکت می‌کند. امت، صرفا تجمعی از افراد نیست، بلکه یک جمع هدفمند و معنادار است. در نگاه اسلامی، امامت تنها یک رهبری سیاسی نیست، و امام زمان، امامی است که زمان را رهبری می‌کند و بر عصر خود ولایت دارد، که این مسئله دارای معنای عمیق در مبانی اعتقادی و اجتماعی ماست.

ابراهیم فیاض با اشاره به موضوع ولایت گفت: ولایت حقیقی فقط این نیست که انسان منتظر دستور صریح بماند. فرد باید بر اساس شناخت خود از مبانی، اصول و خواست ولی، رفتار کند و اگر احتمال می‌دهد کاری موجب رضایت ولی است، آن را انجام دهد، همچنین اگر احتمال می‌دهد کاری موجب ناراحتی او می‌شود، از آن پرهیز کند. از همین رو، ولایت با محبت، عشق، ایثار و آمادگی برای دفاع همراه است. اگر امامت از محبت و عشق جدا شود، به یک رهبری سیاسی صرف تقلیل پیدا می‌کند، در حالی که در مبانی اعتقادی ما، رابطه با امام فراتر از یک رابطه اداری یا سیاسی است.

عضو هیئت علمی دانشگاه تهران با اشاره به ضرورت تحول در حکمرانی پس از جنگ گفت: برخی از تغییر پارادایم، جمهوری جدید یا جمهوری سوم سخن می‌گویند و معتقدند باید ساختارها به‌شکل ماهوی تغییر کند، اما این سخنان بیشتر بهانه‌تراشی است و مبنای علمی روشنی ندارد.

وی افزود: امام خمینی تاکید داشت مردم از مسئولان جلوتر هستند. فطرت و حکمت در میان مردم وجود دارد و رهبری نیز در مسیر حکمت حرکت می‌کند. مردم در مقاطع مختلف، بدون آن­که به آنان گفته شود، به میدان آمده‌اند و در سرما، گرما و شرایط سخت حضور داشته‌اند. اما برخی می‌خواهند حضور خیابانی مردم را تعطیل کنند و برای آن دلایلی مانند بسته‌شدن خیابان‌ها یا آسیب‌دیدن کسب‌وکارها می‌آورند، این در حالی است که مردم خودشان در میدان حضور پیدا می‌کنند و همین حضور می‌تواند دولت را مردمی‌تر کند. در نتیجه، نمی‌توان حضور مردم را با بهانه‌های مختلف نادیده گرفت، چرا که مردم در بسیاری از عرصه‌ها از مسئولان جلوتر حرکت کرده‌اند و این ظرفیت باید در حکمرانی مورد توجه قرار گیرد.

عضو هیئت علمی دانشگاه تهران با اشاره به نسبت سیاست و تئوری گفت: جنگ، واقعیت را به‌صورت عریان نشان می‌دهد. در شرایط جنگ، واقعیت بر همه‌چیز خود را تحمیل می‌کند،  زیرا جنگ ساختارشکن و عرف‌شکن است و پس از آن نیز می‌تواند زمینه جهش را فراهم کند. وقتی جامعه درگیر جنگ می‌شود، بسیاری از واقعیت‌ها روشن‌تر دیده می‌شوند. در چنین شرایطی، سیاست بر تئوری تقدم پیدا می‌کند؛ زیرا سیاست باید تصمیم بگیرد و راه عمل را باز کند.

فیاض در ادامه این برنامه بیان داشت: یکی از مشکلات کشور پس از پایان جنگ تحمیلی این بود که مسیر پایان جنگ به‌گونه‌ای دنبال شد که پس از آن، سیاست‌های لیبرالی در اقتصاد مطرح شد. این مسیر، به‌نوعی بازگشت به الگوهای پیش از انقلاب بود، چرا که نمی‌توان جامعه‌ای را که انقلاب کرده، هشت سال جنگیده و در مقاطع مختلف ایستادگی کرده است، به دوره پیش از انقلاب یا الگوهای شاهنشاهی بازگرداند. بنابراین، طرح بازگشت به چنین دوره‌ای، نشان‌دهنده عقب‌ماندگی فکری و ذهنی است.

وی با اشاره به ساختار جمهوری اسلامی اظهار کرد: جمهوری اسلامی با جمهوریت و اسلامیت خود، اوج تکامل سیاست در ایران است. ما دموکراسی حزبی و اشرافی را قبول نداریم، بلکه به دموکراسی مشارکتی و مردمی باور داریم که با مفهوم امت هم‌خوانی دارد. همچنین در امور مردم باید مشورت وجود داشته باشد، اما مشورت نباید جای عمل را بگیرد. مشورت برای رسیدن به تصمیم درست است، اما پس از تصمیم‌گیری باید اجرا آغاز شود و نمی‌توان اداره امور را در جلسات پی‌درپی متوقف کرد.

این استاد دانشگاه خاطر نشان کرد: جلسه برای کارشناسی است، اما در مرحله اجرا باید عمل کرد و پس از عمل نیز باید پاسخ‌گویی و ارزیابی وجود داشته باشد. در برخی محیط‌ها جلسات زیاد برگزار می‌شود، اما کار پیش نمی‌رود، در مقابل، در مجموعه‌هایی که جلسه کمتر و کار بیشتر است، نتیجه نیز بهتر دیده می‌شود.

فیاض با اشاره به وضعیت آمریکا اظهار داشت: تمدن‌ها معمولا به‌دست دیگری کشته نمی‌شوند، بلکه خودشان دست به خودکشی می‌زنند. وقتی یک قدرت وارد جنگ‌های بی‌معنا می‌شود، نشانه آغاز فروپاشی آن است. از همین رو، فروپاشی تمدنی بسیار تلخ و تراژیک است، زیرا آثار و دستاوردهای بشری از بین می‌رود. در تاریخ نیز نمونه‌هایی از حکومت‌هایی وجود دارد که با ورود به جنگ‌های بی‌معنا، خود را تضعیف کردند و زمینه سقوطشان را فراهم آوردند.

عضو هیئت علمی دانشگاه تهران با اشاره به پیروزی انقلاب اسلامی اظهار کرد: مردم با حضور خود مسیر انقلاب را پیش بردند و بسیاری از گروه‌ها پس از پیروزی مردم وارد صحنه شدند. امام خمینی نیز تاکید داشت که این مردم بودند که دیگران را از زندان بیرون آوردند و به عرصه سیاست و حکومت وارد کردند. از همین رو، خلاقیت مردمی در جنگ و اجرا اهمیت زیادی دارد. خلاقیت بسیجی در دوران دفاع مقدس خود را نشان داد و این ظرفیت باید در عرصه‌های گوناگون اداره کشور نیز مورد توجه قرار گیرد.

وی با اشاره به تجربه دفاع مقدس گفت: جنگ نامتقارن را بسیج ما ایجاد کرد. در دوران دفاع مقدس، جوانانی با انگیزه، ایثار و خلاقیت در میدان حاضر بودند و نمونه‌های فراوانی از مقاومت و فداکاری را رقم زدند. در عملیات‌های مختلف، جوانانی حضور داشتند که با وجود شرایط بسیار سخت، با روحیه‌ای مثال‌زدنی می‌جنگیدند. این تجربه‌ها نشان می‌دهد که مردم و نیروهای مردمی در شرایط دشوار، توان خلق راه‌حل و ایجاد تحول دارند.

ابراهیم فیاض در پایان این برنامه بیان داشت: جنگ، سیاست را به‌شدت بر تئوری مقدم می‌کند. سیاستمدار در میدان جنگ باید تصمیم بگیرد و عمل کند. در این وضعیت، واقعیت‌های صحنه تعیین‌کننده هستند و نمی‌توان همه‌چیز را در چارچوب بحث‌های انتزاعی، جلسه‌های طولانی و نظریه‌پردازی متوقف کرد.

انتهای پیام/