چرا بارش در عظیمیه کرج به سیلاب تبدیل شد؟
- اخبار استانها
- اخبار البرز
- 15 مهر 1405 - 13:57
پویا پارسا، مدرس دانشگاه و پژوهشگر مدیریت شهری در گفتوگو با خبرنگار تسنیم از کرج در خصوص سیلاب اخیر عظیمیه کرج با اشاره به ورود رواناب، گلولای و رسوبات از ارتفاعات به محدوده شهری و جابهجایی چندین خودرو، این حادثه را فراتر از یک رخداد صرفاً جوی دانست و گفت: برای فهم دقیق این اتفاق باید رابطه میان حوزههای آبخیز بالادست، توپوگرافی، توسعه شهری، شبکه دفع آبهای سطحی و الگوی مدیریت شهری را بهصورت یکپارچه بررسی کرد.
وی افزود: آنچه در عظیمیه اتفاق افتاد، صرفاً بارش باران نیست. باید بین «بارش»، «رواناب» و «سیلاب» تفاوت قائل شویم. بارش زمانی به بحران تبدیل میشود که آب در یک حوزه مشخص با سرعت تولید و به سمت نقاط پاییندست هدایت شود و ظرفیت طبیعی یا مصنوعی منطقه برای کنترل و انتقال آن کافی نباشد. گزارشهای منتشرشده نشان میدهد که در برخی نقاط عظیمیه، آب همراه با گل، شن، ماسه و واریزه از ارتفاعات به سمت معابر شهری حرکت کرده است.
این پژوهشگر مدیریت شهری اذعان کرد: این مسئله اهمیت زیادی دارد زیرا نشان میدهد با یک مسئله صرفاً مربوط به شبکه جمعآوری آبهای سطحی مواجه نیستیم، بلکه با یک سیستم آبخیز ـ شهر مواجه هستیم که در آن، اتفاقات حوزه بالادست مستقیماً بر ایمنی مناطق شهری اثر میگذارد. یکی از خطاهای رایج در تحلیل چنین حوادثی این است که فقط به مجموع بارش توجه کنیم. مثلاً اگر در یک ایستگاه عدد نسبتاً محدودی ثبت شده باشد، نمیتوان نتیجه گرفت که وقوع سیلاب غیرمنتظره یا غیرممکن بوده است.
پارسا ادامه داد: در تحلیل هیدرولوژیک، شدت بارش در بازههای کوتاه، توزیع مکانی بارندگی، شیب زمین، وضعیت خاک، میزان نفوذپذیری سطوح، شرایط حوزه آبخیز بالادست و ظرفیت شبکه انتقال آب اهمیت دارند. یک ایستگاه بارانسنجی نیز لزوماً نماینده شرایط تمام یک حوزه آبخیز نیست، بنابراین پرسش علمی این نیست که «چند میلیمتر باران باریده است؟» بلکه باید بپرسیم این بارش در چه مدت، در چه محدودهای و بر چه سطحی اتفاق افتاده و چه میزان رواناب تولید کرده است؟
وی با اشاره به اینکه سپس باید مسیر حرکت این رواناب تا محدوده شهری را بررسی کنیم، اظهار کرد: یکی از مهمترین ویژگیهای کرج قرار گرفتن شهر در پاییندست مناطق کوهستانی و کوهپایهای است. این یعنی مدیریت شهری نمیتواند مرز اداری شهر را مرز مدیریت آب در نظر بگیرد. آبی که در ارتفاعات تولید میشود، به نقشه تقسیمات شهری توجه نمیکند. آب مسیر طبیعی خود را بر اساس شیب، آبراههها و توپوگرافی طی میکند.
این مدرس دانشگاه عنوان کرد: اگر در مسیر توسعه شهری، آبراهه طبیعی قطع یا محدود شود، اگر یک آبرو ظرفیت کافی نداشته باشد یا اگر مسیرهای انتقال آب با رسوب و زباله مسدود شده باشند، همان جریان طبیعی میتواند به یک خطر شهری تبدیل شود. در مورد عظیمیه نیز باید از بالاترین نقطه حوزه تا پایینترین نقطه شهر، یک تحلیل پیوسته انجام شود. مشخص شود رواناب دقیقاً از کدام نقاط وارد شهر شده و چه مقدار رسوب همراه آن بوده است؟
شبکه شهری نباید گلوگاه مدیریت سیلاب باشد
پارسا افزود: همچینن باید مشخص شود که کدام مسیرها ظرفیت کافی نداشتهاند و در چه نقاطی جریان آب از مسیر طبیعی خود خارج شده است. بدون این تحلیل، هرگونه قضاوت قطعی درباره علت حادثه میتواند شتابزده باشد. وقتی درباره سیلاب شهری صحبت میکنیم، معمولاً اولین راهکاری که به ذهن میرسد، افزایش ظرفیت کانالها، احداث آبروهای بزرگتر یا توسعه شبکه جمعآوری آبهای سطحی است. این اقدامات در جای خود ضروری هستند، اما بهتنهایی مسئله را حل نمیکنند.
این پژوهشگر مدیریت شهری تصریح کرد: مدیریت نوین سیلاب بر یک سیستم چندلایه تأکید دارد، یعنی بخشی از رواناب باید در حوزه آبخیز بالادست کنترل، بخشی در مسیر تعدیل و ذخیره و بخش باقیمانده نیز با شبکه شهری به شکل ایمن منتقل شود. اگر تمام بار کنترل سیلاب را روی شبکه شهری بگذاریم، در رخدادهای شدید ممکن است خود شبکه تبدیل به گلوگاه شود.
وی با اشاره به اقدامات انجامشده در حوزههای آبخیز بالادست کرج پیش از وقوع بارش اخیر اظهار کرد: اینکه در روزهای پیش از حادثه درباره وضعیت حوزههای آبخیز، سیلبندها، مسیرهای آب و نقاط پرخطر هشدار داده شده بود، از منظر مدیریت ریسک اهمیت زیادی دارد. مدیریت بحران موفق فقط به معنای واکنش سریع پس از حادثه نیست، مهمتر از آن، شناسایی و کاهش ریسک پیش از وقوع حادثه است. اگر یک نقطه بهعنوان مسیر بالقوه سیلاب شناخته شده، باید پیش از بارندگی درباره آن تصمیم گرفته شود.
پارسا ادامه داد: اینکه آیا خودرو اجازه توقف دارد، آیا سازهای در مسیر جریان قرار گرفته، آیا آبرو ظرفیت کافی دارد، آیا سیلبند سالم است و آیا مسیر تخلیه اضطراری مشخص شده یا خیر؟ نکته مهم این است که موضوع آسیبپذیری عظیمیه در برابر سیلاب، موضوع جدیدی برای جامعه علمی نیست. مطالعات مختلف با استفاده از مدلهایی مانند SWMM و HEC-RAS نشان دادهاند که امکان مدلسازی رفتار رواناب شهری و شناسایی پهنههای خطر وجود دارد.
این مدرس دانشگاه عنوان کرد: بنابراین امروز دانش و ابزار لازم برای اینکه بدانیم در یک سناریوی بارش مشخص، کدام نقاط شهر آسیبپذیرتر هستند، در اختیار مدیریت شهری قرار دارد. مسئله اصلی، اتصال دانش دانشگاهی به فرآیند تصمیمگیری شهری است. دانشگاه نباید صرفاً مقاله تولید کند و مدیریت شهری هم نباید صرفاً بعد از وقوع حادثه به سراغ دانشگاه برود. باید یک رابطه دائمی میان دانشگاه، شهرداری، دستگاههای اجرایی و مدیریت بحران شکل بگیرد.
وی یکی از مهمترین اقدامات پس از حادثه اخیر را تهیه و بهروزرسانی نقشه جامع خطر سیلاب دانست و با اشاره به اینکه امروز باید از خود حادثه عظیمیه بهعنوان یک داده واقعی استفاده کنیم، توضیح داد: باید اطلاعات دقیق بارش، مسیر جریان، ارتفاع آب، نقاط ورود رسوب، محل توقف یا جابهجایی خودروها، وضعیت شبکه زهکشی و نقاط آبگرفتگی جمعآوری و این اطلاعات وارد مدلهای هیدرولوژیک و هیدرولیکی شود.
سیلاب را نمیتوان فقط با کانال و لوله مدیریت کرد
پارسا اذعان کرد: چنین کاری به مدیریت شهری کمک میکند بهجای تصمیمگیری کلی، بتواند دقیقاً مشخص کند کدام خیابان، کدام تقاطع، کدام آبرو و کدام محدوده نیازمند مداخله فوری است. بودجه محدود شهری باید بر اساس ریسک توزیع شود، نه صرفاً بر اساس میزان دیدهشدن پروژه. ممکن است یک پروژه کوچک در یک نقطه پرخطر، از نظر کاهش ریسک بسیار مهمتر از یک پروژه عمرانی بزرگ در نقطهای کمخطر باشد.
این پژوهشگر مدیریت شهری با اشاره به تجربه شهرهای مختلف جهان مطرح کرد: مدیریت آب باران دیگر فقط به معنای ساخت کانال و لوله نیست. امروز استفاده ترکیبی از زیرساختهای خاکستری و سبز موردتوجه قرار گرفته است. حوضچههای تأخیری، سطوح نفوذپذیر، باغهای بارانی، نهرهای زیستی، فضاهای سبز آبپذیر و سایر راهکارهای توسعه کماثر میتوانند بخشی از رواناب را در همان محل تولید کنترل کنند. البته این راهکارها جایگزین کامل زیرساختهای مهندسی نیستند.
وی با اشاره به اینکه مسئله، انتخاب هوشمندانه ترکیبی از راهکارهاست؛ در بالادست، کنترل رواناب، در میانه مسیر، کاهش سرعت و ذخیره موقت و در محدوده شهری، انتقال ایمن آب، یکی از مسائل اساسی مدیریت شهری را ارتباط میان توسعه کالبدی و مدیریت سیلاب دانست و بیان کرد: نمیتوان از یک طرف شهر را توسعه داد، سطح نفوذناپذیر را افزایش داد و مسیرهای طبیعی آب را محدود کرد و از طرف دیگر انتظار داشت شبکه زهکشی با همان ظرفیت قبلی پاسخگو باشد.
پارسا عنوان کرد: هر مترمربع سطح آسفالت و بتن میتواند رفتار رواناب را تغییر دهد، بنابراین مدیریت رواناب باید بخشی از فرآیند صدور مجوز ساختوساز و برنامهریزی کاربری زمین باشد. در شهری مانند کرج، نقشه خطر سیلاب باید یکی از لایههای اصلی تصمیمگیری در طرحهای توسعه شهری باشد. وقتی میدانیم یک مسیر، مسیر طبیعی جریان آب است، نمیتوانیم صرفاً به دلیل اینکه امروز خشک است، آن را فاقد خطر تلقی کنیم.
این مدرس دانشگاه درباره جابهجایی خودروها در حادثه اخیر نیز خاطرنشان کرد: یکی از ابعاد مهم مدیریت ریسک، کاهش آسیبپذیری شهروندان و داراییهاست. اگر یک مسیر در نقشه خطر بهعنوان مسیر عبور سیلاب شناخته شده باشد، باید برای آن دستورالعمل مشخص داشته باشیم. پارک خودرو در چنین نقاطی در زمان هشدار بارندگی شدید باید ممنوع یا محدود شود و شهروندان نیز باید از این موضوع اطلاع داشته باشند.
سیلاب عظیمیه باید به یک درس مدیریتی تبدیل شود
وی اضافه کرد: این مسئله نیازمند فرهنگسازی، تابلوگذاری، هشدارهای محلهای و در موارد لازم اعمال محدودیت تردد است. نمیتوان تمام مسئولیت را به رفتار شهروند یا تمام مسئولیت را به شهرداری نسبت داد؛ تابآوری نتیجه عملکرد کل سیستم است. مهمترین کاری که اکنون باید انجام شود، عبور از مرحله واکنش و ورود به مرحله یادگیری است. نباید چند روز بعد از حادثه، گلولای از خیابانها جمع شود، خودروهای آسیبدیده منتقل و پرونده حادثه بسته شود.
پارسا با اشاره به اینکه باید این رخداد به یک مطالعه موردی واقعی برای مدیریت شهری کرج تبدیل شود، تصریح کرد: باید مشخص کنیم آب از کجا آمد، از چه مسیری حرکت کرد، کجا سرعت گرفت، کجا رسوب ایجاد کرد، کدام زیرساخت عملکرد مناسبی داشت، کدام زیرساخت دچار مشکل شد و کدام نقطه اصلاً برای چنین حجم روانابی طراحی نشده بود. سیلاب را نمیتوان حذف کرد، اما میتوان ریسک آن را کاهش داد.
این مدرس دانشگاه گفت: شهر تابآور شهری نیست که هیچوقت آبگرفتگی در آن رخ ندهد؛ شهری است که پیش از وقوع حادثه میداند آب از کجا خواهد آمد، چه مسیری را طی خواهد کرد، چه نقاطی آسیبپذیرند و در برابر آن چه باید انجام دهد. سیلاب اخیر عظیمیه باید برای مدیریت شهری کرج یک هشدار جدی و در عین حال یک فرصت باشد؛ فرصتی برای اینکه مدیریت سیلاب از اقدامات مقطعی و واکنشی عبور کند و به یک برنامه یکپارچه مدیریت رواناب، آبخیز و تابآوری شهری تبدیل شود.
این پژوهشگر مدیریت شهری در پایان خاطرنشان کرد: به بیان ساده، مسئله کرج فقط این نیست که چگونه آب را از خیابان جمع کنیم؛ مسئله اصلی این است که چگونه از لحظهای که قطره باران در ارتفاعات میافتد تا زمانی که آب از شهر خارج میشود، برای آن برنامه داشته باشیم.
انتهای پیام/