تحلیل استراتژیک جنگ روایتها؛ تقابل هویتی و بازخوانی تمدنی ایران
- اخبار استانها
- اخبار قم
- 15 مهر 1405 - 15:13
به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، امروز در میانه نبرد با آمریکا، ما درگیر یک «جنگ روایتها» نیز هستیم؛ روایتی که آمریکا در تبلیغات خود از ایران ارائه میدهد و هویت ملی ما را نشانه گرفته است، و در مقابل، روایتی تمدنی که ما بایسته است از خود در جهان ارائه دهیم.
روایتسازی جهان غرب از شرق و بهتبع آن ایران، 4 دوره تاریخی مشخص را پشت سر نهاده است:
- دوره اول؛ عصر اکتشاف و نفوذ نرم (قرن 17 تا 19): ورود غربیها به عنوان مسافر، جهانگرد، مبلغ مذهبی و سپس مستشار به ایران.
- دوره دوم؛ عصر استعمار و تسلط (قرن 19 و 20): قرار گرفتن ایران و شرق در چنبره استعمار غربی و تعریف ایران به عنوان منبع مواد خام و بازار مصرف.
- دوره سوم؛ عصر بیداری و مقاومت: شکلگیری نهضتهای آزادیبخش برضد استعمار غربی به رهبری انگلیس و آمریکا.
- دوره چهارم؛ عصر برپایی نظام اسلامی (از انقلاب 1357 تا کنون): بازگرداندن هویت مستقل و تقابل بنیادین با روایتهای جعلی غربی.
آمریکا از سال 1329 (برپایه اصل چهار ترومن) کوشید ایران را به مستعمره فرهنگی خود تبدیل کند. ابزار آنها در دوره پهلوی، بزرگنمایی عصر باستان و حذف بیش از 15 سده تاریخ عصر اسلامی بود تا نسلی بیباور به تاریخ و هویت خویش پرورش دهند. انقلاب اسلامی واکنشی تمدنی به این روایت جعلی بود و کل تاریخ 47 ساله جمهوری اسلامی، تقابل دو روایت بوده است: روایت غربی و روایت جدید تمدنی ایران.
1. نقشه راه و سیر تحول نگاه غرب به ایران
|
دوره تاریخی |
روایت غرب |
هدف استراتژیک غرب |
|
قرن 17 تا 19 |
سرزمین مرموز و تجاری |
شناخت نقاط ضعف و قوت جهت ورود و نفوذ نرم |
|
قرن 19 و 20 |
منطقه تحتالحمایه و سرمایه استعماری |
تبدیل ایران به بازار مصرف و نادیده گرفتن هویت ملی |
|
عصر بیداری |
تلاش برای تغییر چهره استعمار (از مستقیم به غیرمستقیم) |
سرکوب هویتهای مستقل شرقی |
|
عصر جمهوری اسلامی |
ایجاد گسست تمدنی (حذف 15 قرن تاریخ اسلامی) |
ایجاد جامعهای بیگذشته، بیبصیرت و وابسته |
روایت تمدنی انقلاب اسلامی: بازگرداندن هویت واقعی و بیگسست ایران از عصر باستان تا امروز، با تمرکز بر پیوند درهمتنیده فرهنگ ایرانی و اسلامی.
2. ابعاد مورد هدف در هویت ملی ایران
روایت آمریکایی برای ایجاد تفرقه از درون، هویت چندبعدی ایران را به سه قطب متضاد تقسیم میکند:
- الف) تقابل «ایرانی بودن» در برابر «اسلامی بودن» (ایجاد گسست تاریخی): القای این باور که اسلام عنصری بیگانه است تا ملت دچار دوگانگی هویتی شود.
- ب) تقابل «حقوق بشر غربی» در برابر «حاکمیت الهی» (تخریب مشروعیت): تبدیل حس ملی به «حس شرم» و القای اینکه هویت اسلامی مانع پیشرفت و پذیرش جهانی است.
- ج) تقابل «اراده مردم» در برابر «ولایت و بصیرت» (تخریب جمهوریت): تعریف دموکراسی صرفاً در قالب لیبرالغرب و القای تناقض میان جمهوریت و اسلامیت.
3. پشتپردههای استراتژیک روایتهای غربی
- استراتژی تکهتکه کردن: جداسازی هویت ایرانی از اسلامی جهت قطبیسازی جامعه (ملیگرایی افراطی در برابر دینگرایی افراطی) و فروپاشی درونزا بدون جنگ نظامی.
- بازگشت به استعمار فرهنگی: سلب اعتماد ملت از هویت خویش تا به صورت خودکار به سربازان فرهنگی غرب تبدیل شوند.
- جایگزینی جناحبازی به جای بصیرت تمدنی: تغییر ماهیت نظام و تبدیل جمهوریت به لابیگریهای جناحی وابسته به مدل غربی.
4. حیله زبانی: چرا رسانههای غربی به جای «کشور ایران» میگویند «حکومت ایران»؟
استفاده از عباراتی نظیر «حکومت ایران» به جای «کشور» یا «ملت ایران» یک جراحی سیاسی و ابزار جنگ روانی است که با 3 هدف دنبال میشود:
- تفکیک ملت از حاکمیت: القای اینکه ملت قربانی ساختار است و نادیده گرفتن اراده ملی و جمهوریت.
- حذف هویت تمدنی و تاریخی: فروکاستن یک «تمدن کهن و ریشهدار» به یک «ساختار اداری و سیاسی سیاسیِ گذرا».
- توجیه دخالت مستقیم: بسترسازی برای مداخله اقتصادی، سیاسی یا نظامی تحت پوشش «کمک به مردم» (و نه تهاجم به یک کشور مستقل).
5. چرا مسئله اصلی «ایران تمدنی» است نه فقط یک ساختار سیاسی؟
- جمهوری اسلامی «ظاهر» و ایران تمدنی «باطن» است: جمهوری اسلامی ساختاری است برای تحقق تمدن اسلامی. دفاع از ایران تمدنی، دفاع از زیربنای کهن جغرافیایی، فرهنگی و استراتژیک این نظام است.
- هدف دشمن نابودی کل تمدن است: غربیها نمیخواهند ایران به عنوان یک قطب تمدنی و مستقل وجود داشته باشد.
- جمهوری اسلامی راه نجات ایران است: جمهوری اسلامی همان برخیزانِ تمدنی است که ایران را از خواب استعماری بیدار کرد؛ بنابراین دفاع از نظام، دفاع از حقِ ایران برای داشتن یک تمدن مستقل است.
6. جنگ با حافظه تاریخی؛ عمقترین لایه استراتژی دشمن
جنگ با حافظه تاریخی، تلاش برای ایجاد «گسست تمدنی» است. دشمن از 3 مسیر به حافظه تاریخی حمله میکند:
- بزرگنمایی تکبعدی: برجستهسازی یک دوره (مانند عصر باستان) برای تاریک نشان دادن دوران اسلامی.
- سادهسازی و تحریف: القای حس شکست دائمی و خالی کردن حافظه جمعی از پیروزیهای تمدنی.
- ایجاد گسست نسلی: فاصلهانداختن میان نسل جدید و ریشههای هویتی با هدف جایگزینی فرهنگ غربی.
زنجیره نهایی تخریب دشمن:
جنگ با حافظه⟶گسست هویتی⟶تفرقه و جناحبازی⟶پذیرش روایت دشمن⟶تخریب جمهوریت و تمدن
نتیجهگیری و هشدار استراتژیک
جناحبازی و تفرقه درونی در کشور، یک مسئله ساده اداری نیست؛ بلکه نشانه بیماری فراموشی تمدنی است. جامعهای که حافظه تاریخی خود را حفظ کند و پیوند ناگسستنی «ایران» و «اسلام» را درک نماید، هرگز در تلههای روایتی و جناحی دشمن گرفتار نخواهد شد. «دفاع از روایت تمدنی» تنها راه حفظ استقلال و نیل به تمدن نوین اسلامی است.
یادداشت از: محمد باغستانی عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی
انتهای پیام/